نقد و بررسی
نقد The Other Me | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
دیدنِ آنسوی ظاهر «The Other Me» ساختهٔ Giga Agladze فیلمی است که از همان نقطهٔ آغاز، بیماری جسمانی را به استعارهای برای بحران هویت بدل میکند. Irakli، معمار جوانی که مسیر حرفهایاش هنوز به ثبات نرسیده، با اختلالی نادر در بینایی روبهرو میشود؛ اختلالی که تجربهٔ ادراک او را دگرگون میسازد و مرز میان واقعیت، خیال و دریافتهای درونی را سست میکند.
این ایده ظرفیت آن را دارد که داستانی دربارهٔ ترس از نابینایی را به پرسشی ژرفتر پیوند دهد: آیا آنچه میبینیم حقیقت آدمهاست، یا تنها تصویری است که خودمان از آنان ساختهایم؟ فیلم این پرسش را بهجای آنکه در قالب یک درام واقعگرا پیش ببرد، در فضایی رازآلود و گاه رؤیایی میگشاید. هرچه وضعیت Irakli پیچیدهتر میشود، جهان پیرامونش نیز از قطعیت فاصله میگیرد.
این انتخاب، تجربهٔ تماشاگر را به تجربهٔ شخصیت نزدیک میکند؛ اما در عین حال، راه رفتوآمد میان رمز و معنا را دشوار میسازد. فیلم پیوسته مخاطب را به تفسیر فرامیخواند، بیآنکه همیشه نشانههای کافی برای ساختن یک برداشت منسجم در اختیارش بگذارد. بیماری بهمثابه استعاره نقطهٔ قوت مرکزی فیلم، همنشینی نابینایی جسمانی با نابینایی عاطفی و اخلاقی است.
Irakli در برابر فقدان تدریجی بینایی، با جنبههایی از زندگی خود روبهرو میشود که پیشتر از دیدنش طفره رفته بود: انتخابهای حرفهای، فاصلهای که در رابطهاش ایجاد کرده و تصویر ناپایداری که از خویشتن دارد. فیلم میکوشد نشان دهد گاهی کمشدن توان دیدن، paradoxically، امکان دیدنِ دقیقتر را فراهم میکند؛ نه دیدن چهرهها، بلکه دریافتن انگیزهها، ترسها و پنهانکاریهای پشت آنها.
« فیلم این پرسش را بهجای آنکه در قالب یک درام واقعگرا پیش ببرد، در فضایی رازآلود و گاه رؤیایی میگشاید. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این استعاره بهخودیخود ساده و آشناست، اما «The Other Me» آن را با ایدهٔ دیدن انگیزههای پنهان و خودهای نادیده گسترش میدهد. چشمها در اینجا فقط ابزار دریافت جهان نیستند؛ به سطحی تبدیل میشوند که اضطراب شخصیت بر آن نقش میبندد. با اینحال، فیلم گاهی چنان به رمزپردازی خود وفادار میماند که معنای عاطفی صحنهها زیر بار نشانهها کمرنگ میشود.
استعاره زمانی اثرگذار است که از دل شخصیت و موقعیت بجوشد؛ در برخی لحظات، اینجا بیشتر به طرحی فکری میماند که هنوز دراماتیزه نشده است. روایتی میان معما و پراکندگی ساختار فیلم بر انباشت پرسشها بنا شده است. مخاطب باید دربارهٔ ماهیت دیدهای Irakli، رابطهٔ او با آدمهای اطرافش و معنای حضور Nino حدس بزند.
این ابهام در آغاز کنجکاویبرانگیز است و به فیلم حالتی از تعلیق روانشناختی میبخشد. اما معما زمانی نیروی خود را حفظ میکند که جزئیات پراکنده بهتدریج در الگویی قابلفهم جای بگیرند. «The Other Me» همیشه در این کار موفق نیست: روایت گاه به مسیرهایی فرعی میرود که پیوندشان با هستهٔ داستان روشن نمیشود، و گاهی اطلاعاتی را بهگونهای عرضه میکند که بیشتر بر سردرگمی میافزاید تا بر کنجکاوی.
در نتیجه، تماشاگر ممکن است بهجای آنکه درگیر پرسشهای احساسی فیلم شود، مشغول حدسزدن قواعد جهان داستانی بماند. این پراکندگی بهویژه از آنجا آسیبزاست که فیلم میخواهد همزمان معما، درام زناشویی، داستانی دربارهٔ آفرینش هنری و تأملی دربارهٔ هویت باشد. این لایهها بالقوه میتوانند یکدیگر را غنی کنند، اما پیوند میانشان به اندازهای محکم نیست که هر تغییر مسیر را ناگزیر جلوه دهد.
« چشمها در اینجا فقط ابزار دریافت جهان نیستند؛ به سطحی تبدیل میشوند که اضطراب شخصیت بر آن نقش میبندد. »
شخصیتها و اجرا
شخصیتها و رابطههای ناتمام در مرکز عاطفی فیلم، Irakli قرار دارد؛ مردی که با بحران حرفهای و زندگی زناشویی فرسوده دستوپنجه نرم میکند. Jim Sturgess کوشیده است میان خشم، انزوا و آسیبپذیری شخصیت تعادل برقرار کند. بازی او در لحظههایی که Irakli از کنترل خود خارج میشود یا در سکوت فرو میرود، نشانههایی از آشفتگی درونی را منتقل میکند.
بااینحال، خود شخصیت همیشه بهاندازهٔ کافی پرداخت نمیشود تا دگرگونیهایش وزن کامل عاطفی پیدا کنند. گاهی روشن نیست واکنشهای تند او از کدام زخم یا ترس برمیخیزد و همین امر، همدلی با او را دشوار میکند. رابطهٔ او با Nutsa نیز از همین کمبود رنج میبرد. ازدواجشان قرار است بخشی از واقعیت روزمرهای باشد که در برابر جهان رؤیایی فیلم قرار میگیرد؛ پیوندی گرفتار خستگی، سوءتفاهم و مسئولیتهای معمول.
اما Nutsa بیش از آنکه شخصیتی مستقل با جهان و خواستههای روشن باشد، اغلب در نسبت با بحران Irakli تعریف میشود. بنابراین تنش میان آن دو، با وجود اهمیتش، بهندرت به عمق و پیچیدگیای میرسد که میتوانست داشته باشد. حضور Nino و بازی Andreja Pejic ورود Nino به جهان داستان، نقطهٔ تغییر لحن فیلم است.
او زنی رازآمیز و هنرمند است که با Irakli پیوندی برقرار میکند؛ پیوندی که هم میتواند تجربهای عاشقانه تلقی شود و هم بخشی از جستوجوی او برای شناخت خویش. مهم است که این رابطه را نه صرفاً گریزگاهی رمانتیک، بلکه یکی از راههای مواجههٔ شخصیت با پرسشهای هویتیاش ببینیم. Nino به Irakli امکان میدهد خود را در آینهای متفاوت بنگرد، هرچند فیلم گاهی این کارکرد نمادین را بر شخصیت ملموس او غالب میکند.
« Jim Sturgess کوشیده است میان خشم، انزوا و آسیبپذیری شخصیت تعادل برقرار کند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
Andreja Pejic از برجستهترین عناصر فیلم است. حضور او ظرافتی خیالانگیز دارد و به Nino کیفیتی میان واقعیت و تصویر میبخشد؛ کیفیتی که با فضای کلی اثر سازگار است. بازی او بهجای تأکید بر رازآلودگی از راه اغراق، بر آرامش و نوعی درک خاموش تکیه میکند. همین ویژگی سبب میشود صحنههای مشترکش با Sturgess گاه از بخشهای پرحادثهٔ روایت تأثیرگذارتر باشند.
بااینهمه، رازآلود ماندن Nino هزینهای هم دارد: چون فیلم او را کمتر از آنچه لازم است بهعنوان انسانی مستقل میپروراند، بخشی از ظرفیت رابطهشان در حد اشاره باقی میماند. تصویر، رویا و کابوس زبان بصری «The Other Me» از اصلیترین منابع جذابیت آن است. فیلم با تضاد میان فضاهای روزمره و لحظههای رؤیایی، جهانی میسازد که در آن ادراک میتواند ناگهان از مسیر معمول خارج شود.
تصویرهای نامتعارف، چهرهها و موقعیتهایی که حالتی کابوسوار دارند، به تجربهٔ بینایی Irakli شکل ملموسی میدهند. این لحظهها، در بهترین حالت، تزئینات سوررئال نیستند؛ بلکه صورت سینمایی اضطراب و بیثباتی ذهن او به شمار میآیند. اما تصویرهای خیالپردازانه همیشه از پشتیبانی روایی و عاطفی کافی برخوردار نیستند.
بعضی صحنهها تأثیر بصری خود را بهسرعت به دست میآورند، ولی پیش از آنکه معنایی دراماتیک پیدا کنند، محو میشوند. در چنین لحظاتی، زیبایی یا غرابت تصویر جای پیوند با شخصیت را میگیرد. فیلم از تخیل تصویری قابلتوجهی برخوردار است، اما گاه به نظر میرسد بیش از آنکه بداند این تصاویر چگونه باید داستان را پیش ببرند، به اثرگذاری لحظهای آنها اعتماد کرده است.
« Andreja Pejic از برجستهترین عناصر فیلم است. »
قوتها و کاستیها
ریتم و ناتمامماندن تأثیر ریتم فیلم یکنواخت نیست. بخشهایی از روایت در تأمل و مکث طولانی میگذرند و برخی رویدادها بدون آمادهسازی عاطفی کافی از راه میرسند. این نوسان، بهخودیخود با فضای رؤیایی اثر ناسازگار نیست؛ سینمایی که مرز واقعیت و خیال را محو میکند، الزاماً نباید ضرباهنگی کاملاً متعارف داشته باشد.
مسئله آن است که کندیها همیشه به انباشت معنا منجر نمیشوند و شتاب بعضی لحظهها نیز اجازه نمیدهد پیامدهای احساسیشان جا بیفتد. همین ناهمواری، از قدرت جمعبندی فیلم میکاهد. ایدههای مربوط به خودشناسی، هویت و فاصلهٔ میان ظاهر و باطن ظرفیت فراوانی دارند، اما پایانبندی از نظر عاطفی و روایی آنها را به اندازهای که انتظار میرود به هم پیوند نمیدهد.
بیآنکه وارد جزئیات داستانی شویم، میتوان گفت فیلم در فرود نهایی بهجای آنکه حسِ تکمیل یا دگرگونی عمیق ایجاد کند، تا حدی کمرمق باقی میماند. ازاینرو، بخشی از پرسشهایی که در طول فیلم ساخته شدهاند، بیش از آنکه به تأملی ماندگار بدل شوند، در ابهام رها میشوند. جمعبندی «The Other Me» اثری نامتعارف و خیالپرداز است که جذابیتش بیش از هر چیز در ایدهٔ مرکزی، فضای بصری سوررئال و حضور درخشان Andreja Pejic نهفته است.
فیلم میخواهد بیماری چشم را به مسیری برای دیدنِ زخمهای عاطفی و پرسشهای هویتی بدل کند و در چند لحظه نیز به تصویری شاعرانه و اثرگذار از این جستوجو دست مییابد. بااینحال، روایت پراکنده، شخصیتپردازی ناکامل و ریتم نامتعادل مانع میشوند این لحظهها در ساختاری منسجم و رضایتبخش جمع شوند.
« ریتم و ناتمامماندن تأثیر ریتم فیلم یکنواخت نیست. »
جمعبندی
تماشاگرانی که از روایتهای رازآلود و تصویرمحور لذت میبرند، احتمالاً در جهان ناآرام فیلم نکتههایی برای کشف خواهند یافت. اما کسانی که انتظار دارند معماها، رابطهها و دگرگونی شخصیت اصلی با وضوح و پیوستگی بیشتری شکل بگیرند، ممکن است از فاصلهٔ میان بلندپروازی مفهومی اثر و اجرای ناتمام آن ناامید شوند.
«The Other Me» بیش از آنکه به پاسخی قطعی برسد، پیرامون پرسشی مهم میچرخد: برای شناخت خویشتن، باید چه چیزهایی را از نو دید؟
ثبت دیدگاه