نقد و بررسی
نقد دو ساتریکون 1970 (Satiricosissimo) | 1970
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای خیالانگیز با مقصدی آشنا «Satiricosissimo» ساختهٔ ماریانو لورنتی، کمدی ایتالیایی سال ۱۹۷۰ است که از دل شیفتگی چیچو به رمان «ساتیرکون» پترونیوس آربیتر، راهی به سوی روم باستان میگشاید. فرانکو، دوست او، این دلبستگی ادبی را چندان جدی نمیگیرد؛ همین اختلاف ساده، پایهٔ تقابل آشنای دو همنشین کمدی میشود: یکی مشتاق و غرق در خیال، دیگری سردرگم و واکنشی.
فیلم از این موقعیت برای ساختن سفری ناگهانی به جهان باستان بهره میگیرد؛ سفری که قرار نیست بازسازی تاریخی دقیق یا اقتباسی وفادارانه از متن پترونیوس باشد، بلکه فرصتی است برای برخورد دو شخصیت امروزی با مجموعهای از موقعیتهای مضحک و نابهنگام. این نقطهٔ آغاز، وعدهٔ جذابی در خود دارد.
رویارویی آدمهایی از زمانهای دیگر با مناسبات، آیینها و چهرههای روم باستان میتواند سرچشمهٔ طنزی مبتنی بر تفاوت ارزشها و سوءتفاهمهای فرهنگی باشد. فیلم گاه از همین فاصله بهره میبرد، اما بیشتر به جای آنکه دلالتهای این برخورد را بپرورد، به خودِ آشفتگی موقعیتها دل میبندد. در نتیجه، ایدهٔ سفر زمانی بیش از آنکه موتور یک طنز فکری باشد، بهانهای برای ردیفکردن ماجراهای سبک و پرتحرک است.
دوگانهٔ فرانکو و چیچو نیروی اصلی فیلم در پیوند میان فرانکو فرانکی و چیچو اینگراسیا نهفته است؛ زوجی که تفاوت خلقوخو و واکنشهایشان، پیش از هر شوخی دیگری مادهٔ کمدی را فراهم میکند. چیچو با علاقهٔ پرشور خود به «ساتیرکون» و جهان کلاسیک، سویهٔ خیالپرداز و مشتاق این رابطه را نمایندگی میکند؛ فرانکو در مقابل، بیشتر نقش نیروی مزاحم و ناباور را دارد که با سردرگمیاش موقعیت را از تعادل خارج میکند.
« این نقطهٔ آغاز، وعدهٔ جذابی در خود دارد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
کمدی فیلم در بسیاری از لحظات نه از پیچیدگی داستان، بلکه از تماشای این دو در برابر موقعیتهایی ناشناخته شکل میگیرد. بازی بدنی و واکنشهای اغراقآمیز، ابزار اصلی این زوج است. مکثها، نگاهها، دستوپاگمکردنها و جابهجایی ناگهانی میان اعتمادبهنفس و هراس، به صحنهها ضرباهنگ میدهند.
فرانکی و اینگراسیا بهخوبی میدانند چگونه از تضاد اندام، ژست و لحن خود بهره بگیرند؛ یکی میتواند با حرکتی شتابزده آشوب بیافریند و دیگری با چهرهای متحیر آن آشوب را تشدید کند. این توانایی، در بهترین لحظات، فیلم را به کمدیای ساده اما سرزنده بدل میکند. بااینحال، اتکای مداوم به همین شگردها، دامنهٔ بازی را محدود میسازد و پس از مدتی اثر تازگی نخستین را از دست میدهد.
روم باستان؛ صحنهای رنگین، نه جهانی زنده روم باستان در «Satiricosissimo» بیش از آنکه بهعنوان یک جامعهٔ تاریخی پیچیده حضور داشته باشد، صحنهای دیدنی برای بازیهای کمدی است. لباسها، تشریفات و فضای تاریخی به فیلم رنگوبویی مفرح میدهند و تضاد میان ظواهر باشکوه دوران باستان و رفتار آشفتهٔ قهرمانان، بهخودیخود ظرفیت خنده دارد.
حضور چهرههایی چون نرون و پوپئا نیز به این جهان نمایشی نشانههایی آشنا میبخشد، اما فیلم آنها را بیش از آنکه در مقام شخصیتهایی با عمق تاریخی بپروراند، همچون اجزای یک صحنهٔ سرگرمکننده به کار میگیرد. این انتخاب با ماهیت کمدی عامهپسند اثر سازگار است، اما هزینهای هم دارد. فضا به ندرت از سطح پسزمینه فراتر میرود؛ مناسبات رومی کمتر به سرچشمهٔ طنزی دقیق دربارهٔ قدرت، طبقه یا اخلاق بدل میشوند.
« بازی بدنی و واکنشهای اغراقآمیز، ابزار اصلی این زوج است. »
شخصیتها و اجرا
فیلم میتوانست از فاصلهٔ میان تجربهٔ روزمرهٔ دو مسافر و نظم خشن و آیینی روم بهرهٔ بیشتری بگیرد، اما عمدتاً ترجیح میدهد از نشانههای تاریخی برای تزئین موقعیتها استفاده کند. بنابراین، جلوهٔ بصری و لباسها دلپذیرند، ولی جهان فیلم بیشتر رنگآمیزی شده تا واقعاً ساخته شده باشد. نسبت با «ساتیرکون» عنوان فیلم و علاقهٔ چیچو به اثر پترونیوس، انتظاری دربارهٔ نوعی گفتوگوی ادبی یا هجو اجتماعی برمیانگیزد.
«ساتیرکون» در حافظهٔ فرهنگی، با نگاهی هجوآمیز به افراطها و تناقضهای جامعهٔ روم پیوند دارد؛ اما «Satiricosissimo» از این پشتوانه بیشتر برای ایجاد موقعیت آغازین و فضایی تاریخی استفاده میکند تا برای بازخوانی مضمونهای آن. علاقهٔ چیچو به کتاب، ویژگی شخصیتی اوست و میان او و فرانکو فاصلهای بامزه میسازد، ولی فیلم بهندرت این علاقه را به کاوشی جدیتر دربارهٔ ادبیات، اقتباس یا میراث کلاسیک تبدیل میکند.
از این منظر، اثر را بهتر است نه اقتباسی از رمان، بلکه کمدیای آزاد بدانیم که از نام و فضای آن وام میگیرد. چنین رویکردی بهخودیخود ایرادی ندارد؛ مسئله آن است که فیلم گاهی میان بازی با تاریخ و استفادهٔ سطحی از نشانههای آن معلق میماند. اگر عنوان و ارجاع ادبی را کنار بگذاریم، بخش بزرگی از شوخیها همچنان همان کمدی موقعیت و بدنمحوری زوج اصلی است.
پیوند با متن کلاسیک بیش از آنکه به اثر عمق بدهد، چارچوبی آراسته برای ماجراجوییهای ساده فراهم میکند. جنس شوخیها و محدودیت طنز طنز فیلم آشکارا بر شوخیهای بیپرده، دوپهلوگویی و بذلهگوییهای زمخت تکیه دارد. این رویکرد با سنتی از کمدی عامهپسند همخوان است که خنده را در واکنش فوری و غافلگیری کلامی میجوید، نه در ظرافت ساختاری یا کنایهٔ چندلایه.
« بنابراین، جلوهٔ بصری و لباسها دلپذیرند، ولی جهان فیلم بیشتر رنگآمیزی شده تا واقعاً ساخته شده باشد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
برخی لحظات بهواسطهٔ جسارت و بیتکلفیشان سرگرمکنندهاند، اما فیلم در بسیاری از صحنهها به جای آنکه شوخی را به نقطهای تازه برساند، همان اشارهٔ صریح را تکرار یا با واکنشی اغراقشده برجسته میکند. این تکرار، مهمترین محدودیت کمدی اثر است. وقتی شوخی به دوپهلوگویی یا اداهای بدنی وابسته باشد و لایهای تازه به آن افزوده نشود، خنده زودگذر میماند.
فیلم گاه فرصتی برای ساختن طنزی تیزتر از تضاد میان زمانهها یا از مناسبات دربار فراهم میآورد، ولی کمتر آن را دنبال میکند. نتیجه، اثری است که بیشتر به دنبال سرگرمکردن بیواسطه است تا ساختن طنزی ماندگار یا گزنده. این انتخاب برای مخاطبی که با کمدی سبک و بازیهای پرتحرک همراه است، میتواند کارآمد باشد؛ برای تماشاگر جویای ظرافت و انسجام، محدودیتهای فیلم آشکارتر خواهد شد.
ریتم، اجرا و کارگردانی کارگردانی ماریانو لورنتی بر حرکت و حضور بازیگران تکیه دارد. صحنهها عمدتاً طوری چیده شدهاند که واکنشهای فرانکی و اینگراسیا در مرکز توجه قرار گیرد و موقعیت تاریخی پیرامونشان نقش محرک شوخی را ایفا کند. این شیوه در لحظات پرجنبوجوش، به فیلم انرژی میدهد؛ اما چون پیوند میان صحنهها بیشتر بر پایهٔ استمرار ماجرا و حضور زوج اصلی است تا تحول درونی یا گسترش مضمون، ریتم اثر یکنواخت میشود.
هر بار که فیلم به همان الگوی آشفتگی، سوءتفاهم و واکنش اغراقشده بازمیگردد، بخشی از نیروی غافلگیریاش را از دست میدهد. از سوی دیگر، حضور بازیگران مکمل و شخصیتهای تاریخی، امکان تغییر لحن و گسترش جهان فیلم را فراهم میکند، ولی تمرکز اصلی همچنان بر دو قهرمان باقی میماند. این تمرکز برای حفظ هویت زوج کمدی ضروری است، اما همزمان میدان تجربهٔ فیلم را تنگ میکند.
« این تکرار، مهمترین محدودیت کمدی اثر است. »
قوتها و کاستیها
گویی بسیاری از عناصر دیگر در حاشیه قرار دارند تا بازی مرکزی متوقف نشود. حاصل، کمدیای است که در اجرا گاه جان میگیرد، اما در پرداخت کلی از تنوع و ظرافت کافی برخوردار نیست. جایگاه فیلم برای تماشاگر امروز تماشای «Satiricosissimo» امروز بیش از هر چیز فرصتی برای دیدن نوعی کمدی متکی بر حضور بدنی دو بازیگر و شوخیهای مستقیم است؛ کمدیای که صمیمیت و بیپرواییاش میتواند جذاب باشد، اما معیارهای طنز آن الزاماً با سلیقهٔ معاصر همخوان نیست.
بخشهایی از شوخیها به سبب زمختی و تکرارشان کهنه جلوه میکنند و ارجاع به روم باستان نیز بیشتر کارکرد تزئینی دارد تا آنکه خوانشی تازه از تاریخ ارائه دهد. در مقابل، انرژی زوج اصلی و لذتِ سادهٔ تماشای برخورد دو شخصیت ناآماده با جهانی غریب، هنوز میتواند فیلم را برای دوستداران کمدیهای کلاسیک ایتالیایی دیدنی کند.
این اثر نه شاهکاری پنهان در باب پترونیوس است و نه بازآفرینی تاریخی پرجزئیات؛ ارزشش را باید در چارچوبی محدودتر سنجید: کمدیای سبک که ایدهای خیالانگیز را با تکیه بر دو بازیگر شناختهشده و مجموعهای از موقعیتهای کمیک به حرکت درمیآورد. هرچه تماشاگر انتظار کمتری از عمق ادبی و ظرافت هجو داشته باشد، احتمالاً آسانتر با منطق بازیگوشانهٔ آن همراه میشود.
جمعبندی «Satiricosissimo» با ایدهٔ سفر به روم باستان و حضور زوج کمدی فرانکو فرانکی و چیچو اینگراسیا، زمینهای سرگرمکننده و رنگین برای ماجراجویی فراهم میآورد. فیلم در استفاده از واکنشهای بدنی و تضاد شخصیتهای اصلی لحظاتی پرتحرک میسازد و فضای تاریخی نیز به آن جلوهای مفرح میبخشد.
« گویی بسیاری از عناصر دیگر در حاشیه قرار دارند تا بازی مرکزی متوقف نشود. »
جمعبندی
اما وابستگی شدید به شوخیهای دوپهلو، بذلهگوییهای زمخت و میمیک اغراقآمیز، طنز آن را سطحی و تکرارشونده میکند. پیوند با «ساتیرکون» نیز بیشتر نقش جرقه و چارچوب را دارد تا سرچشمهٔ یک بازخوانی معنادار. حاصل، اثری سبک و گاه سرگرمکننده است که نیروی اصلیاش در زوج بازیگر نهفته، اما از ظرافت و پرداختی که ایدهٔ نخستین نوید میدهد، فاصله دارد.
« پیوند با «ساتیرکون» نیز بیشتر نقش جرقه و چارچوب را دارد تا سرچشمهٔ یک بازخوانی معنادار. »
ثبت دیدگاه