نقد و بررسی
نقد Fatima | 2020
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
روایتی میان ایمان و تردید فیلم «فاطیما» ساختهٔ مارکو پونتهکورفو، رویدادهای منسوب به مکاشفهٔ مریم مقدس در پرتغالِ سال ۱۹۱۷ را نه صرفاً بهعنوان معمایی تاریخی، بلکه بهمثابه آزمونی برای ایمان، وجدان و قدرت اجتماعی روایت میکند. در مرکز داستان لوسیا، دخترکی دهساله، و دو پسرعموی خردسالش، فرانسیسکو و جاسینتا، قرار دارند؛ کودکانی که سخن گفتن از رؤیاهای خود، ناگهان آنان را از زندگی روستایی و محدودشان به کانون توجه مردم، حکومت و کلیسا میکشاند.
فیلم از همان ابتدا میکوشد تجربهای شخصی را در برابر تفسیرهای عمومی قرار دهد: آنچه برای کودکان حقیقتی درونی است، برای بزرگترها میتواند نشانهٔ قدسی، دروغ، خیالپردازی یا خطری سیاسی باشد. این چارچوب ظرفیت دراماتیک فراوانی دارد؛ زیرا ماجرا تنها دربارهٔ باور یا ناباوری به یک معجزه نیست، بلکه دربارهٔ پیامدهای گفتن چیزی است که دیگران نمیخواهند بشنوند.
بااینحال، فیلم گاه بیش از آنکه این کشمکش را بکاود، به سوی نتیجهای ازپیشتعیینشده حرکت میکند. روایت، تردید را به رسمیت میشناسد، اما همیشه به آن مجال نمیدهد تا به نیرویی همسنگ ایمان تبدیل شود. زمینهٔ تاریخی و فشار قدرت یکی از محورهای قابلتوجه فیلم، فضای سیاسی و اجتماعی پرتغال در آن دوره است.
خبر مکاشفه در خلأ منتشر نمیشود: حکومت سکولار نگران نفوذ نهادهای مذهبی است و مقامهای کلیسا نیز میکوشند روایت رخداد را در چارچوبی قابلکنترل نگه دارند. در نتیجه، کودکان فقط با پرسشهای مربوط به حقیقت مواجه نیستند؛ آنان زیر فشار کسانی قرار میگیرند که قدرت بازجویی، تهدید و تعیین معنای سخنانشان را دارند.
« بااینحال، فیلم گاه بیش از آنکه این کشمکش را بکاود، به سوی نتیجهای ازپیشتعیینشده حرکت میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم در این بخش، تفاوت میان ایمان شخصی و اقتدار سازمانیافته را به شکلی ملموس نشان میدهد. باور لوسیا ساده و بیواسطه است، اما همین سادگی در برابر زبان رسمی و مصلحتجویانه آسیبپذیر میشود. بزرگسالان میخواهند از رخداد معنایی بسازند که با جهانبینی یا منافعشان سازگار باشد؛ کودکان، در مقابل، هنوز زبان پیچیدهٔ سیاست را نمیدانند و همین ناآگاهی هم سرچشمهٔ صداقت آنان است و هم عاملی که آنان را در برابر دیگران بیدفاع میکند.
بااینهمه، بافت تاریخی فیلم بیشتر نقش زمینهای دارد تا نیرویی که تمام اجزای داستان را شکل دهد. تحولات سیاسی و منازعهٔ نهادی بهاندازهای پرداخت نمیشوند که پیچیدگی فضای آن روزگار را بهطور کامل دراماتیزه کنند. فیلم از فشار قدرت برای ایجاد تعلیق بهره میبرد، اما کمتر به ریشهها و لایههای متناقض آن میپردازد.
لوسیا و تجربهٔ کودکی لوسیا مهمترین نقطهٔ اتکای عاطفی فیلم است. داستان از منظر دختری روایت میشود که ناگهان باید تجربهای نامتعارف را حفظ کند، دربارهاش سخن بگوید و در برابر کسانی بایستد که از او پاسخهای قطعی میخواهند. بار اصلی ماجرا بر دوش اوست؛ نه فقط بهسبب آنچه ادعا میکند دیده، بلکه بهسبب فاصلهای که میان جهان کودکانهاش و واکنش سنگین بزرگسالان شکل میگیرد.
استفانی گیل در نقش لوسیای نوجوان بازیای مهارشده و درونی ارائه میکند. او شخصیت را به نمادی بینقص از پاکی تبدیل نمیکند؛ در بازیاش ترس، سردرگمی و نوعی سرسختی خاموش دیده میشود. همین پرهیز از اغراق، لحظاتی را که لوسیا در برابر فشار مقاومت میکند باورپذیرتر میسازد. سونیا براگا نیز در نقش لوسیای سالخورده، پیوندی میان خاطرهٔ کودکی و میراثی میسازد که سالها بعد همچنان ادامه دارد.
« فیلم در این بخش، تفاوت میان ایمان شخصی و اقتدار سازمانیافته را به شکلی ملموس نشان میدهد. »
شخصیتها و اجرا
این دو بازیگر، با وجود تفاوت نسل و موقعیت، در ساختن تصویری پیوسته از زنی که گذشتهاش را حمل میکند، نقش مؤثری دارند. با وجود این، فیلم گاه شخصیت لوسیا را بیش از اندازه در خدمت ایدهٔ ایمان قرار میدهد. او در لحظاتی فرصت مییابد فردیتی مستقل از واقعهٔ مرکزی پیدا کند، اما این فرصت همیشه به کاوشی عمیقتر در ترسها، خواستهها و تناقضهایش نمیانجامد.
در نتیجه، تماشاگر ممکن است با رنج او همدلی کند، بیآنکه بهتمامی به جهان درونیاش راه یابد. خانواده، مردم و گسترش یک روایت از امتیازهای انسانی فیلم، توجه به زندگی روزمرهٔ کودکان و خانوادههایشان است. مکاشفه ابتدا در دل فضایی ساده و روستایی رخ میدهد؛ جایی که کار، مراقبت از دام، مناسبات خانوادگی و باورهای محلی بخشی از زندگی عادیاند.
این جزئیات، فاصلهٔ میان امر روزمره و امر خارقالعاده را محسوس میکنند. رخداد بزرگ، ابتدا در مقیاسی کوچک و صمیمی تجربه میشود و سپس، با انتشار خبر، از کنترل کسانی که آن را روایت کردهاند بیرون میرود. فیلم همچنین بهخوبی نشان میدهد که چگونه جمعیت، روایت را دگرگون میکند. زائران بسیاری به امید مشاهدهٔ معجزه راهی فاطیما میشوند؛ اما حضور آنان فقط نشانهٔ گسترش ایمان نیست.
نگاه جمعی، کودکان را به موضوع انتظاراتی عظیم تبدیل میکند. از این پس، هر گفته و هر سکوت آنان میتواند برای دیگران معنایی تازه پیدا کند. رویدادی که در آغاز تجربهای شخصی بوده، به صحنهای عمومی بدل میشود که مردم در آن امیدها، ترسها و نیازهای خود را بازمیتابانند. این بخش از فیلم بهطور ضمنی پرسشی مهم طرح میکند: آیا جمعیت برای دیدن حقیقت میآید، یا برای یافتن چیزی که از پیش به آن نیاز دارد؟
« با وجود این، فیلم گاه شخصیت لوسیا را بیش از اندازه در خدمت ایدهٔ ایمان قرار میدهد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
پاسخ فیلم چندان پیچیده نیست، اما همین پرسش به اثر عمقی فراتر از بازسازی یک واقعهٔ مذهبی میبخشد. بازیگری و چهرههای بزرگسال بازیهای فیلم از نقاط قوت آن به شمار میروند. کودکان نقشهای اصلی را با صمیمیت اجرا میکنند و رابطهٔ میان آنان حالتی طبیعی دارد؛ در نتیجه، دوستی و وابستگیشان تنها وسیلهای برای پیشبرد ماجرا به نظر نمیرسد.
بازی گیل، چنانکه گفته شد، مرکز عاطفی اثر است و الِخاندرا هاوارد و خورخه لاملاس نیز در نقش جاسینتا و فرانسیسکو به فضای کودکانهٔ گروه جان میبخشند. در میان بازیگران بزرگسال، ژواکیم دِ آلمیدا، گوران ویشنیک، هاروی کایتل و لوسیا مونیز حضور دارند. شخصیتهای آنان نمایندهٔ مواضع متفاوتی در برابر رخدادند: اقتدار مذهبی، نظم سیاسی، شک و نگرانی خانوادگی.
این بازیگران به نقشها وزن و اعتبار میدهند، اما فیلمنامه همیشه مواد کافی برای تبدیل آنان به شخصیتهایی پیچیده در اختیارشان نمیگذارد. برخی از چهرههای بزرگسال بیشتر حامل موضعی مشخصاند تا انسانهایی با تعارض درونی گسترده. این محدودیت، بهویژه در موقعیتهایی که میتوانستند به کشمکش اخلاقی جدیتری بدل شوند، محسوس است.
تصویر، فضا و موسیقی فیلمبرداری و طراحی بصری در خلق فضای روستایی پرتغال سهم مهمی دارند. طبیعت، دشت و چشماندازهای باز، به داستان امکان میدهند تا لحظات رازآمیز را بدون اتکا به نمایش پرزرقوبرق بنا کند. نور و حرکت هوا در محیط، حس آرام و گاه ناآرامی میآفرینند که با تجربهٔ کودکان همخوان است.
« پاسخ فیلم چندان پیچیده نیست، اما همین پرسش به اثر عمقی فراتر از بازسازی یک واقعهٔ مذهبی میبخشد. »
قوتها و کاستیها
در بهترین لحظات، امر قدسی نه همچون تماشایی پرهیاهو، بلکه چون حضوری مبهم در دل طبیعت احساس میشود. اما این خویشتنداری تصویری در همهجا حفظ نمیشود. برخی جلوههای رایانهای، بهخصوص در صحنههای مرتبط با جهنم، کیفیتی مصنوعی و کمباور دارند. این انتخاب نهتنها از قدرت بصری صحنه میکاهد، بلکه با لحن واقعگرایانهتر بخشهای دیگر نیز ناسازگار است.
هرگاه فیلم میکوشد امر ماورایی را به تصویری آشکار و توضیحی تبدیل کند، بخشی از ابهامی را که میتوانست به نفعش باشد از دست میدهد. موسیقی نیز در ساختن حالوهوای روحانی نقش دارد، گرچه گاهی احساسات را بیش از اندازه جهتدهی میکند. بهجای آنکه همیشه فضای کافی برای برداشت مستقل تماشاگر باقی بگذارد، ممکن است مسیر عاطفی صحنه را از پیش تعیین کند.
فیلمنامه و محدودیتهای درام ضعف اصلی «فاطیما» در فیلمنامه و میزان کشش دراماتیک آن است. قصه مواد لازم برای تعلیق، تقابل و تحول شخصیتها را دارد، اما پرداخت آن اغلب مستقیم و قابلپیشبینی باقی میماند. فشار حکومت، تردید بزرگسالان و گسترش موج زائران، هرکدام میتوانستند سویههای پیچیدهتری پیدا کنند؛ بااینحال، فیلم بیشتر بر مسیر شناختهشدهٔ مقاومت و استقامت تکیه میکند.
از همین رو، تأثیر عاطفی اثر بهاندازهٔ اهمیت موضوعش نیرومند نیست. تماشاگر میتواند دشواری موقعیت کودکان را درک کند، اما روایت همیشه این درک را به تجربهای تکاندهنده تبدیل نمیکند. برخی لحظات بهسرعت از بحران عبور میکنند و بعضی تعارضها، پیش از آنکه به عمق برسند، در خدمت حرکت بعدی داستان قرار میگیرند.
« در بهترین لحظات، امر قدسی نه همچون تماشایی پرهیاهو، بلکه چون حضوری مبهم در دل طبیعت احساس میشود. »
جمعبندی
فیلم در بازنمایی ایمان و رنج صادق به نظر میرسد، اما صداقت موضوعی بهتنهایی جای ظرافت دراماتیک را نمیگیرد. جمعبندی «فاطیما» فیلمی محترمانه و انسانی دربارهٔ ایمان، تردید و پیامدهای عمومی یک تجربهٔ شخصی است. بازیهای صمیمی، حضور تأثیرگذار لوسیا و توجه به زندگی روزمرهٔ خانوادهها به اثر گرما میبخشند؛ همچنین تقابل کودکان با نهادهای قدرتمند، پرسشی ماندگار دربارهٔ حقیقت و مالکیت روایت پیش میکشد.
در سوی دیگر، فیلمنامه از پیچیدگی کافی برخوردار نیست، کشش احساسی آن گاه فروکش میکند و جلوههای بصری بعضی صحنهها با واقعنمایی بخشهای دیگر همخوانی ندارند. حاصل، اثری است که بیش از آنکه با پیچیدگی سینمایی خود تأثیر بگذارد، از اهمیت موضوع و صداقت بازیگران نیرو میگیرد. برای تماشاگر علاقهمند به روایتهای تاریخی و مذهبی، فیلم میتواند تجربهای آرام و تأملبرانگیز باشد؛ اما کسانی که انتظار درامی چندلایه و پرکشش دارند، احتمالاً با فاصلهای میان بزرگی ماجرا و قدرت پرداخت آن روبهرو خواهند شد.
« فیلم در بازنمایی ایمان و رنج صادق به نظر میرسد، اما صداقت موضوعی بهتنهایی جای ظرافت دراماتیک را نمیگیرد. »



ثبت دیدگاه