نقد و بررسی
نقد چیزی وحشی (Something Wild) | 1986
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
سرخوشی در جاده، سایهای در افق «Something Wild» ساختهٔ جاناتان دمی، فیلمی است که از همان آغاز، قواعد یک کمدی عاشقانهٔ متعارف را با شیطنت کنار میزند. چارلی، کارمند بانکی منظم و محافظهکار، در برخوردی اتفاقی با لولو ــ زنی رها، پرانرژی و گریزپا ــ ناگهان از مسیر روزمرهاش بیرون کشیده میشود.
آنچه ابتدا شبیه ماجرایی سبک و بازیگوشانه به نظر میرسد، بهتدریج وجهی تیرهتر پیدا میکند؛ اما فیلم پیش از هر چیز دربارهٔ وسوسهٔ رهاشدن از نقشهایی است که آدمها برای خود ساختهاند. دمی قصه را با شتابی دلپذیر آغاز میکند. برخورد دو شخصیت اصلی، گفتوگوهای تند و شوخیهای نامنتظر، و حرکت پیوستهٔ سفر جادهای، به فیلم انرژیای میدهد که کمتر مجال سکون پیدا میکند.
تماشاگر همراه چارلی، از نظم آشنای زندگی شهری فاصله میگیرد و وارد جهانی میشود که در آن تصمیمهای ناگهانی، رفتارهای نامتعارف و غافلگیریهای کوچک بخشی از منطق روزانهاند. با این همه، فیلم صرفاً مجموعهای از ماجراهای بامزه نیست؛ در پسِ سرزندگی آغازین، نشانههایی از بیثباتی و خطر هم دیده میشود.
چارلی و لولو؛ دو شیوهٔ زیستن چارلی و لولو بیش از آنکه دو قطب سادهٔ «محتاط» و «بیپروا» باشند، دو پاسخ متفاوت به اضطراب زندگیاند. چارلی به قواعد تکیه کرده است: شغل، ظاهر آراسته و رفتار قابل پیشبینی، برایش نوعی حصار امن میسازند. اما این نظم بیش از آنکه نشانهٔ رضایت باشد، به عادت و انفعال شباهت دارد.
« چارلی به قواعد تکیه کرده است: شغل، ظاهر آراسته و رفتار قابل پیشبینی، برایش نوعی حصار امن میسازند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
او زندگی را چنان مدیریت میکند که مبادا چیزی واقعاً او را به خطر بیندازد؛ در نتیجه، از تجربهکردن آن نیز دور میماند. لولو با شور و جسارت وارد این خلأ میشود. او چارلی را به حرکت وامیدارد، اما آزادیاش کاملاً بیهزینه یا بیابهام نیست. رفتارهایش هم جذاباند و هم گاه نگرانکننده؛ از همین رو، شخصیت او را نمیتوان تنها به تصویر آرمانی زن رها و ماجراجو فروکاست.
فیلم در عین لذتبردن از نیروی سرکش او، به آسیبپذیری و گذشتهای اشاره میکند که پشت این سرزندگی پنهان است. سفر آن دو بنابراین فقط تغییر مکان نیست؛ آزمونی است برای سنجیدن مرز میان آزادی، گریز و بیاحتیاطی. بازیها و شیمی بازیگران ملانی گریفیت با حضوری پرتحرک و بازیای سرشار از تغییر لحن، لولو را به شخصیتی زنده و غیرقابل پیشبینی بدل میکند.
جذابیت نقش در این است که او پیوسته میان شوخی، اغواگری، بیپروایی و لحظاتی از آسیبپذیری جابهجا میشود؛ گریفیت این نوسان را با چنان طبیعیبودنی اجرا میکند که شخصیت، حتی وقتی تصمیمهایش باورپذیر نیستند، از نظر عاطفی قابل لمس باقی میماند. لولو نیروی محرک فیلم است، اما بازیگر اجازه نمیدهد او فقط ابزار سرگرمی یا ماجراجویی چارلی باشد.
جف دنیلز در برابر او حضوری سنجیده و کمادعا دارد. چارلی در آغاز بیشتر با مکثها، نگاهها و واکنشهای دستوپاشکستهاش تعریف میشود؛ نوعی کمدی بدنی ظریف در بازی دنیلز هست که خجالت و شگفتی شخصیت را بهخوبی آشکار میکند. تغییر او نیز تدریجی است: نه چرخشی ناگهانی به قهرمانی بیباک، بلکه لغزشی آرام از کنترل همیشگی به سوی مشارکت در تجربهای که نمیتواند کاملاً پیشبینیاش کند.
« لولو با شور و جسارت وارد این خلأ میشود. »
شخصیتها و اجرا
ریوتا موراکامی، با ورودش به قصه، دمای فیلم را بهطرزی محسوس تغییر میدهد. حضور او تهدید را از سطح شوخی و بینظمی به خطری واقعی منتقل میکند. بازیاش از اغراق پرهیز نمیکند، اما همین شدت و صراحت، شخصیت را هراسآور میسازد. تضاد میان او و زوج اصلی، به فیلم نیروی دراماتیک تازهای میدهد و نشان میدهد که بیقیدیِ آغازین میتواند با گذشتهای خشونتبار برخورد کند.
تغییر لحن؛ امتیاز و خطر مهمترین انتخاب فرمی فیلم، تغییر محسوس آن از کمدی جادهای به تریلر است. این دگرگونی با ورود مردی از گذشتهٔ لولو شتاب میگیرد و فضای آشنای شوخی و معاشقه را ناگهان ناامن میکند. تماشاگر، درست مانند چارلی، ناچار میشود قواعد تازهای را بپذیرد: شوخی دیگر همیشه سپر نیست و رفتارهای پرخطر، پیامدهایی جدی پیدا میکنند.
این تغییر، فیلم را از یک کمدی رمانتیک معمولی دور میکند و به آن هویتی نامتعارف میبخشد. بااینحال، همین گسست ممکن است برای بخشی از مخاطبان ناهماهنگ به نظر برسد. بخش نخست با سبکی و بازیگوشی پیش میرود، درحالیکه بخش بعدی به تعلیق و خشونت نزدیک میشود؛ پیوند میان این دو جهان همیشه یکدست نیست.
فیلم گاهی چنان سریع از یک حالوهوا به حالوهوای دیگر میپرد که بهجای تحول تدریجی، حس بریدگی ایجاد میشود. این ناهمواری را میتوان هم نقطهضعف روایت دانست و هم بخشی از جسارت آن: فیلم حاضر نیست به قراردادهای یک ژانر واحد وفادار بماند. موسیقی و جهان شنیداری موسیقی در «Something Wild» صرفاً همراه تصاویر نیست؛ بخشی از بافت جهان فیلم و نیروی شکلدهندهٔ ریتم آن است.
« ریوتا موراکامی، با ورودش به قصه، دمای فیلم را بهطرزی محسوس تغییر میدهد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
ترانهها از رادیوها، فضاهای عمومی و لحظههای جمعی به گوش میرسند و به سفر حس حرکت و پهنا میبخشند. گزینش موسیقی، با تنوع سبکها و حالوهواها، جهان داستان را از محدودهٔ رابطهٔ دو شخصیت فراتر میبرد و به آن رنگی اجتماعی و زنده میدهد. گویی جاده پیوسته از صداها و فرهنگهای گوناگون عبور میکند.
این موسیقی همچنین در تغییر حالوهوا نقش مهمی دارد. قطعات پرانرژی، شور و بیپروایی آغاز فیلم را تقویت میکنند؛ با تاریکترشدن قصه، صداها نیز معنای تازهای مییابند و گاه بهجای تأکید بر سرخوشی، نشانهای از اضطراب میشوند. دمی موسیقی را چنان در صحنهها مینشاند که هم شخصیتها را توصیف میکند و هم فضای هر بخش را میسازد.
حاصل، تجربهای شنیداری است که حتی پس از پایان فیلم نیز در حافظه میماند. روایت ناآرام و باورپذیری لرزان نقطهضعف اصلی فیلم، نه کمبود انرژی، بلکه نابرابری در انسجام روایت است. برخی رخدادها به منطق واقعگرایانه چندان مقید نیستند و شخصیتها گاه چنان به اقتضای سرگرمی یا تعلیق رفتار میکنند که باورکردن تصمیمهایشان دشوار میشود.
این مسئله بهویژه زمانی برجسته است که فیلم میخواهد از خیالپردازیِ رها به خطر ملموس برسد؛ گذار میان این دو، همیشه با زمینهچینی کافی همراه نیست. با وجود این، نباید سنجش فیلم را تنها به معیار واقعنمایی محدود کرد. «Something Wild» از ابتدا جهانی کمی اغراقشده و بازیگونه میسازد؛ اغراق در آن بخشی از لحن است، نه صرفاً خطایی تصادفی.
« ترانهها از رادیوها، فضاهای عمومی و لحظههای جمعی به گوش میرسند و به سفر حس حرکت و پهنا میبخشند. »
قوتها و کاستیها
مشکل زمانی پدید میآید که همین اغراق با جدیت تریلر برخورد میکند و تناسب میان لحن و پیامدها سست میشود. نتیجه، فیلمی است که ممکن است برای یک تماشاگر پرجنبوجوش و دلپذیر باشد و برای دیگری مصنوعی یا شلخته جلوه کند. این دو واکنش با ماهیت ناپایدار و ژانرگریز اثر سازگارند. جمعبندی «Something Wild» فیلمی یکدست و بینقص نیست؛ جذابیتش دقیقاً از برخورد میان شور و آشفتگی، شوخی و تهدید، و آزادی و خطر برمیآید.
گریفیت و دنیلز زوجی تماشایی میسازند و موراکامی با حضوری بهیادماندنی تعادل فضای فیلم را برهم میزند. موسیقی پرتحرک و نگاه پرانرژی دمی نیز به اثر هویتی متمایز میبخشند. این فیلم بیش از آنکه در پی روایت داستانی کاملاً منظم باشد، تجربهای از خروج ناگهانی از روزمرگی است؛ تجربهای که گاه خندهدار، گاه نامعقول و گاه تهدیدآمیز میشود.
تغییر لحن ممکن است مخاطب را پس بزند، اما همان تغییر است که از اثر یک کمدی رمانتیک قابل پیشبینی نمیسازد. «Something Wild» در نهایت تصویری پرجنبوجوش و ناآرام از میل به زیستن بیرون از برنامهٔ همیشگی ارائه میدهد؛ تصویری که عیبهایش را پنهان نمیکند، اما جسارت و انرژیاش را نیز بهآسانی از یاد نمیبرد.
« مشکل زمانی پدید میآید که همین اغراق با جدیت تریلر برخورد میکند و تناسب میان لحن و پیامدها سست میشود. »



ثبت دیدگاه