نقد و بررسی
نقد Enemy of the State | 1998
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
تریلری دربارهٔ دیدهشدن «دشمن ملت» ساختهٔ تونی اسکات، در ظاهر تریلری پرشتاب دربارهٔ مردی است که ناگهان به هدف تعقیب نیروهای قدرتمند دولتی بدل میشود؛ اما نیروی ماندگار فیلم فقط در گریزها و خطرهای پیدرپی نیست. اثر از همان آغاز پرسشی سیاسی و اخلاقی را در دل سرگرمی عامهپسند خود مینشاند: وقتی دستگاهی میتواند هر حرکت شهروند را زیر نظر بگیرد، مرز میان حفظ امنیت و اعمال قدرت خودسرانه کجاست؟
فیلم پاسخ سادهای عرضه نمیکند، اما با تبدیل نظارت به تجربهای حسی و اضطرابآور، تماشاگر را وادار میکند این پرسش را همراه قهرمان دنبال کند. داستان و سازوکار تعلیق رابرت کلیتون دین، وکیل کارگری و مردی خانوادهدوست، ناخواسته با مدرکی روبهرو میشود که او را به ماجرایی خطرناک پیوند میدهد.
از این نقطه، زندگی روزمرهاش به زنجیرهای از سوءظن، تعقیب و تلاش برای پاککردن نامش تبدیل میشود. پیوند خانوادگی و شغلی شخصیت با ماجرا اهمیت دارد: دین نه مأموری آموزشدیده است و نه قهرمانی که از ابتدا برای رویارویی با یک سازمان بزرگ آماده باشد. او ناچار است در میانهٔ بحران، قواعد تازهٔ بقا را بیاموزد.
فیلمنامه با سرعتی حسابشده اطلاعات را آشکار میکند و هر پاسخ را به پرسشی تازه پیوند میزند. مدرک تصویری، ابزارهای ردگیری، روایتهای رقیب و جابهجایی قدرت میان تعقیبکننده و تعقیبشونده، موتور پیشبرندهٔ داستاناند. همین سازوکار باعث میشود تعلیق تنها به خطر جسمانی وابسته نماند؛ گاهی نگرانکنندهترین لحظه آن است که قهرمان نمیداند چه کسی او را میبیند، چه چیزی از او میداند و کدام روایت از زندگیاش در حال ساختن است.
« از این نقطه، زندگی روزمرهاش به زنجیرهای از سوءظن، تعقیب و تلاش برای پاککردن نامش تبدیل میشود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینحال، برخی گرهها قابلپیشبینیاند و فیلم در چند مقطع برای رسیدن به صحنهٔ هیجانانگیز بعدی به تصادف و همزمانیهای خوشاقبال تکیه میکند. نظارت بهمثابه نیروی دراماتیک نقطهٔ قوت اصلی فیلم، تبدیل فناوری به عاملی دراماتیک است، نه صرفاً مجموعهای از ابزارهای عجیب و چشمگیر. دوربینها، ردگیری ارتباطات و گردآوری دادهها در جهان فیلم به اشکال مختلف قدرت بدل میشوند: قدرت دیدن، تفسیرکردن و دستکاریکردن.
دین هرچه بیشتر میکوشد از دیدرس بیرون برود، بیشتر درمییابد که دیدهشدن فقط به حضور یک دوربین در گوشهٔ خیابان محدود نیست؛ اطلاعات پراکندهٔ زندگی روزمره میتوانند به تصویری علیه خود او تبدیل شوند. اهمیت این مضمون در آن است که فیلم نظارت را به مسئلهای شخصی بدل میکند. بحث حقوق شهروندی و حدود اختیار دولت، به جای آنکه در گفتوگوهای نظری محصور بماند، در قالب فروپاشی اعتماد و از دست رفتن اختیار تجربه میشود.
در عین حال، فیلم گاه این ایدهٔ پیچیده را سادهسازی میکند: دستگاه نظارتی عمدتاً به نیرویی همهتوان و یکپارچه شباهت مییابد و در برابر آن، قهرمان به مجموعهای از راهحلهای لحظهای متکی میشود. این اغراق برای تریلر کارآمد است، اما امکان بررسی دقیقتر سازوکارهای نهادی و پیامدهای سیاسی را محدود میکند.
کارگردانی و زبان بصری تونی اسکات داستان را با دوربینی بیقرار و تدوینی تند روایت میکند. زاویههای مایل، حرکتهای سریع، قابهایی که گاه از ارتفاع و فاصلهای ناظرانه به آدمها مینگرند، همگی حس بیثباتی میسازند. تصویر فقط آنچه رخ میدهد را ثبت نمیکند؛ گاهی خود به چشم مراقبی بدل میشود که انگار هیچگاه نمیتوان از حضورش مطمئن بود.
« اهمیت این مضمون در آن است که فیلم نظارت را به مسئلهای شخصی بدل میکند. »
شخصیتها و اجرا
این انتخاب، مضمون نظارت را در فرم فیلم جاری میکند و تماشاگر را نیز در جایگاه کسی مینشاند که باید پیوسته اطلاعات تازه را پردازش کند. تعقیبوگریزها از برجستهترین دستاوردهای اجرایی فیلماند. حرکت خودروها، قطارها و بالگردها با ریتمی پرتنش طراحی شده و صحنهها معمولاً بدون مکث طولانی از موقعیتی خطرناک به موقعیت بعدی میرسند.
این شتاب به فیلم انرژی میدهد، هرچند گاهی به بهای وضوح بصری یا مکث دراماتیک تمام میشود. سبک اسکات عامدانه بر آشوب و فشار تأکید دارد؛ بنابراین، همهٔ صحنهها فرصت نمییابند با سکون یا ظرافتی بیشتر اثر خود را تثبیت کنند. بازیها و روابط انسانی ویل اسمیت در نقش دین، تعادلی مناسب میان شوخطبعی، درماندگی و ابتکار برقرار میکند.
شخصیت او از آن قهرمانان اکشنِ شکستناپذیر نیست که از همان ابتدا بر اوضاع مسلط باشند. جذابیت بازی اسمیت در واکنشپذیری اوست: تماشاگر میبیند چگونه مردی با زندگی نسبتاً عادی، زیر فشار رویدادهایی قرار میگیرد که از ظرفیت فهم و کنترلش فراترند. این وجه انسانی، هیجان فیلم را از نمایش صرف خطر فراتر میبرد.
جین هکمن در نقش بریل حضوری مقتصدانه اما نافذ دارد. شخصیت او با سکوت، بدبینی و مهارتهایی که در رفتار و انتخابهایش آشکار میشود، نوعی تجربهٔ تلخ را وارد فیلم میکند. رابطهٔ او با دین بیش از آنکه به دوستی فوری و بیدردسر متکی باشد، بر تفاوت نگاه و ضرورت همکاری بنا شده است. جان وویت نیز با خونسردی تهدیدآمیز خود، به چهرهٔ قدرتی بدل میشود که خطرش از فریاد و خشونت آشکار نمیآید، بلکه از اطمینانی میآید که به اختیار خود دارد.
« تعقیبوگریزها از برجستهترین دستاوردهای اجرایی فیلماند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در سوی دیگر، کارلا، همسر دین، میتوانست حضوری پررنگتر در کشمکش درونی داستان داشته باشد. فیلم رابطهٔ خانوادگی را برای یادآوری بهای شخصی بحران به کار میگیرد، اما بسیاری از شخصیتهای فرعی مجال چندانی برای پیچیدگی نمییابند. آنان اغلب در خدمت پیشبرد تعقیبوگریز یا بازتاب فشار روانی قهرمان قرار میگیرند و کمتر به شخصیتهایی مستقل با مسیر عاطفی کامل تبدیل میشوند.
ریتم، سرگرمی و محدودیتها فیلم در حفظ کشش روایی مهارت دارد. حتی هنگامی که داستان از حرکت فیزیکی فاصله میگیرد، احساس خطر در پسزمینه باقی میماند و تماشاگر منتظر است ببیند تهدید بعدی از کجا سر برمیآورد. طنزهای کوتاه و موقعیتهای روزمره نیز گاهی فشار را تعدیل میکنند، بیآنکه فضای کلی فیلم را بهکلی تغییر دهند.
این ترکیب، «دشمن ملت» را به تریلری پرانرژی تبدیل میکند که ایدههای جدی را در قالب سرگرمی پرتحرک عرضه میکند. اما همین میل به حفظ ضرباهنگ، گاهی به سادهسازی منجر میشود. زنجیرهٔ بحرانها چنان فشرده است که فرصت اندکی برای تأمل دربارهٔ پیامدهای روانی و اخلاقی ماجرا باقی میماند. بعضی پیچشها زودتر از آنچه فیلم میخواهد قابل حدساند و شماری از گریزها به خوشاقبالی شخصیت اصلی وابسته میشوند.
این کاستیها تعلیق را از میان نمیبرند، اما سبب میشوند منطق داستان در چند مقطع زیر فشار نیاز به حرکت مداوم کمی انعطافپذیر شود. میراث و طنین امروز «دشمن ملت» در زمانهٔ خود تخیلی هشداردهنده دربارهٔ گسترش ابزارهای نظارتی به نظر میرسید؛ امروزه بخشهایی از اضطرابی که فیلم تصویر میکند، برای مخاطب آشناتر شده است.
« در سوی دیگر، کارلا، همسر دین، میتوانست حضوری پررنگتر در کشمکش درونی داستان داشته باشد. »
قوتها و کاستیها
ارزش اثر در پیشبینی دقیق همهٔ شکلهای فناوری آینده نیست، بلکه در صورتبندی مسئلهای پایدار است: دادهها، تصاویر و ردپاهای زندگی روزمره چه زمانی از ابزارهای عادی به وسایل کنترل تبدیل میشوند؟ فیلم همچنین نشان میدهد که قدرتِ نظارت فقط به گردآوری اطلاعات محدود نیست؛ تعیین اینکه اطلاعات چگونه تفسیر و علیه چه کسی استفاده شوند نیز بخشی از آن است.
البته نگاه فیلم به این مسئله بیشتر هیجانی است تا نهادی و تحلیلی. پیچیدگیهای سیاسی در قالب نبردی میان افراد و شبکهای متجاوز فشرده میشوند و راهحل نیز عمدتاً در توانایی قهرمانان برای مقاومت در لحظه خلاصه میشود. بااینحال، همین قالب پرکشش موجب شده پرسش مرکزی اثر از میان نرود. فیلم تماشاگر را سرگرم میکند، اما در عین حال یادآور میشود که نظارت فراگیر زمانی هراسانگیزتر میشود که حضورش عادی و نامرئی جلوه کند.
جمعبندی «دشمن ملت» تریلری پرتحرک و خوشساخت است که هیجان تعقیبوگریز را با نگرانی دربارهٔ حریم خصوصی و قدرت نهادهای اطلاعاتی درمیآمیزد. کارگردانی پرانرژی تونی اسکات، بازیهای مؤثر ویل اسمیت و جین هکمن و استفادهٔ خلاقانه از فناوری در شکلدادن به تعلیق، از مهمترین امتیازهای فیلماند.
در مقابل، تکیه بر تصادف، پیشبینیپذیری برخی گرهها و پرداخت محدود شخصیتهای فرعی، مانع از آن میشود که اثر در همهٔ لحظات به عمق سیاسی و انسانی بالقوهٔ خود برسد. حاصل، فیلمی است که بیش از آنکه رسالهای دربارهٔ نظارت باشد، تجربهای نفسگیر از زندگی زیر نگاه قدرت میآفریند؛ تجربهای که با گذر زمان، همچنان پرسشبرانگیز باقی مانده است.
« البته نگاه فیلم به این مسئله بیشتر هیجانی است تا نهادی و تحلیلی. »
ثبت دیدگاه