نقد و بررسی
نقد سریال مثل اولین بار (Like the First Time) | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میانجیگری میان عشق و بلوغ «Like the First Time» مجموعهای از شش روایت کوتاه درباره عشق نخستین و گذار به بزرگسالی است؛ فیلمی چندبخشی که بهجای دنبالکردن یک قهرمان واحد، تجربههای متفاوتی از میل، دلبستگی و خودشناسی را کنار هم میگذارد. روایتها از پیادهرویای طولانی و زمینهساز نزدیکی آغاز میشوند، به سفری ساحلی و تأملی درباره پذیرش خویشتن میرسند و در بخشهایی دیگر، رابطه مادر و دختر را از زاویهای تازه میکاوند.
این تنوع، امکان میدهد اثر عشق اول را نه فقط هیجانی عاشقانه، بلکه لحظهای برای شناختن خود و دیگری بنمایاند. شش روایت، شش آستانه ساختار اپیزودیک فیلم با موضوع آن تناسب دارد: بلوغ تجربهای یکسان و خطی نیست و هر نوجوان یا جوان، مسیر خاص خود را میپیماید. هر داستان دریچهای جداگانه به این مسیر میگشاید؛ گاه با برخوردی اتفاقی، گاه با خواستهای پنهان و گاه با تغییری در نگاه به نزدیکترین آدمها.
روایتِ مادر سادهدلی که از زندگی پنهان دخترش باخبر میشود، ظرفیت دراماتیک ویژهای دارد؛ زیرا فاصله میان آنچه خانواده میپندارد و آنچه فرزند واقعاً تجربه میکند، هم منبع تنش است و هم فرصتی برای فهم متقابل. این قالب، در عین حال، محدودیتهای خود را نیز دارد. چون هر داستان زمان محدودی برای شکلگیری و فرود دارد، برخی موقعیتها پیش از آنکه به عمق عاطفی مطلوب برسند، پایان میگیرند.
« این تنوع، امکان میدهد اثر عشق اول را نه فقط هیجانی عاشقانه، بلکه لحظهای برای شناختن خود و دیگری بنمایاند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم در بهترین لحظههایش تفاوت تجربهها را به رسمیت میشناسد؛ اما پیوند میان اپیزودها همیشه چنان استوار نیست که مجموعه را به روایتی واحد و پیوسته بدل کند. عشق نخستین، پیش از آنکه افسانه شود عنوان فیلم بهنوعی تجربهای را وعده میدهد که معمولاً در خاطره، روشنتر و کاملتر از واقعیت به نظر میرسد.
اثر اما بیشتر به لحظههای ناتمام و لرزانِ پیش از تثبیت خاطره علاقه دارد: مکث در گفتوگو، تردید در بیان علاقه، نگاه تازه به کسی که تا دیروز عادی به نظر میرسید. در این جهان، عشق نخستین نه الزاماً شکوهی بزرگ و سرنوشتساز، بلکه مجموعهای از تغییرات کوچک است؛ تجربهای که آدم را وادار میکند احساس خود را جدی بگیرد و در برابر آنچه از خویش پنهان کرده، صادقتر شود.
اهمیت این نگاه در آن است که بلوغ را با رسیدن به پاسخ قطعی یکی نمیگیرد. شخصیتها ممکن است هنوز ندانند چه میخواهند یا چگونه باید خواسته خود را بیان کنند. همین ناتمامی، در بخشهایی از فیلم، وجهی انسانی و باورپذیر به روابط میبخشد و مانع از آن میشود که هر دلدادگی به قصهای بینقص و آرمانی تبدیل شود.
« اهمیت این نگاه در آن است که بلوغ را با رسیدن به پاسخ قطعی یکی نمیگیرد. »
شخصیتها و اجرا
خودشناسی و رابطه با خانواده در میان ماجراهای عاشقانه، داستان سفر به ساحل و تأمل در پذیرش خویشتن، لایهای درونیتر به مجموعه میافزاید. طبیعت و فاصلهگرفتن از فضای روزمره میتوانند فرصتی برای دیدن خود از زاویهای تازه باشند؛ فیلم از این موقعیت برای پیوند دادن کشف عاطفی با پذیرش هویت بهره میگیرد.
چنین انتخابی، مضمون اثر را از روایت ساده دلدادگی فراتر میبرد و نشان میدهد شناخت دیگری گاه از پذیرش خویشتن آغاز میشود. روایت نوجوان عبوسی که سویهای تازه از مادرش را میبیند نیز به همین جهانبینی نزدیک است. در اینجا بلوغ تنها تغییر درونی نوجوان نیست؛ گاهی به معنای بازنگری در تصویری است که از بزرگسالان ساختهایم.
رابطه مادر و فرزند میتواند هم پناهگاه باشد و هم سرچشمه سوءتفاهم، و آگاهی از پیچیدگی زندگی دیگری، نگاه را نرمتر میکند. با این همه، فیلم گاه این دگرگونیها را بیش از اندازه فشرده پیش میبرد و برای بعضی شخصیتها فرصت کافی نمیگذارد تا از تیپهای آشنا فراتر بروند. لحن و گفتوگوها یکی از امتیازهای فیلم، گرایش به گفتوگوهای صمیمی و روزمره است.
« روایت نوجوان عبوسی که سویهای تازه از مادرش را میبیند نیز به همین جهانبینی نزدیک است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در لحظههایی که دیالوگها از توضیحدادن مضمون فاصله میگیرند، رابطهها طبیعیتر جلوه میکنند و عاطفه از دل رفتارهای کوچک بیرون میآید. این سادگی با حالوهوای داستانهای بلوغ سازگار است؛ نوجوانان و جوانان اغلب احساسات بزرگ خود را با واژههایی ناقص و واکنشهایی نامطمئن بیان میکنند.
اما این ویژگی همیشه به نتیجه مطلوب نمیرسد. برخی گفتوگوها به عبارتهای کلی و آشنا نزدیک میشوند و بهجای آنکه صدای ویژه هر شخصیت را بسازند، مضمون داستان را مستقیم بازگو میکنند. در چنین لحظههایی، فیلم بهجای اعتماد به نگاه، سکوت یا رفتار، معنا را به زبان میآورد و ظرافتی را که در لحظههای موفقش دیده میشود، از دست میدهد.
بازیها و شخصیتپردازی ناهماهنگی در بازیها از موانعی است که گاه فاصلهای میان تماشاگر و شخصیتها ایجاد میکند. در فیلمی متکی بر لحظههای کوچک و واکنشهای عاطفی، طبیعیبودن اجرا اهمیت زیادی دارد؛ یک مکث یا نگاهِ نامطمئن میتواند از چند جمله توضیحی گویاتر باشد. برخی اجراها این ظرافت را بهخوبی منتقل میکنند، اما در بخشهایی دیگر بیان احساسات تصنعی به نظر میرسد و دیالوگها وزن بیشتری از توان بازیگر برایشان پیدا میکنند.
« اما این ویژگی همیشه به نتیجه مطلوب نمیرسد. »
قوتها و کاستیها
کمبود زمان در ساختار چندداستانی نیز بر شخصیتپردازی اثر گذاشته است. بعضی چهرهها بیشتر در خدمت موقعیت روایی باقی میمانند تا آنکه تاریخچه، تناقض و خواستهای مستقل پیدا کنند. نتیجه آن است که تماشاگر در برخی اپیزودها بهسرعت با عاطفه موقعیت همراه میشود، اما کمتر فرصت مییابد شخصیتها را بیرون از همان لحظه تصور کند.
پیوند اپیزودها و ریتم کلی چندروایتیبودن فیلم هم سرچشمه تنوع آن است و هم منشأ پراکندگیاش. جابهجایی میان موقعیتها، تجربههای فرهنگی و خانوادگی متفاوتی از عشق جوانانه را در معرض دید میگذارد و از محدودکردن موضوع به یک الگوی واحد میپرهیزد. با این حال، گذار میان داستانکها همیشه روان نیست.
برخی روایتها بهروشنی در کنار یکدیگر قرار میگیرند، اما بعضی دیگر کمپرداخته میمانند یا ارتباطشان با کلیت اثر بهقدر کافی محسوس نمیشود. این نابرابری در ریتم، باعث میشود فیلم بهجای آنکه همواره همچون یک مجموعه منسجم پیش برود، گاهی شبیه گردآوری چند فیلم کوتاه با کیفیتهای متفاوت به نظر برسد.
« کمبود زمان در ساختار چندداستانی نیز بر شخصیتپردازی اثر گذاشته است. »
جمعبندی
از سوی دیگر، همین استقلال نسبی به تماشاگر اجازه میدهد با هر داستان جداگانه مواجه شود و لازم نباشد همه اپیزودها را در قالب یک مسیر واحد تفسیر کند. جمعبندی «Like the First Time» اثری لطیف و عاطفی درباره عشق نخستین، بلوغ و کشف دوباره خویشتن است. ارزش اصلی آن در کنار هم نشاندن تجربههای متنوع و توجه به لحظههایی است که احساس هنوز نام روشنی ندارد؛ از نزدیکی آرام دو نفر تا تغییر نگاه فرزند به مادر.
گفتوگوهای صمیمی و فضای احساسی در بخشهایی به فیلم جان میبخشند، اما بازیهای ناهماهنگ، شخصیتپردازی محدود و پیوند نهچندان یکدست میان اپیزودها مانع شکلگیری اثری کاملاً منسجم میشوند. حاصل، مجموعهای ناهموار اما گاه دلنشین است که بیش از پاسخهای قطعی، به یادآوری شکنندگی و تازگیِ نخستین دلبستگیها علاقه دارد.
« جمعبندی «Like the First Time» اثری لطیف و عاطفی درباره عشق نخستین، بلوغ و کشف دوباره خویشتن است. »
ثبت دیدگاه