نقد و بررسی
نقد The Man from Earth: Holocene | 2017
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ادامهای در سایهٔ پیشینیان «The Man from Earth: Holocene» با مسئلهای آغاز میشود که بهتنهایی ظرفیت یک درام علمیتخیلی تأملبرانگیز را دارد: مردی که چهاردههزار سال زیسته، برای نخستین بار نشانههایی از پیری را در خود میبیند. جان اولدمن که اکنون با نامی دیگر در شمال کالیفرنیا زندگی و تدریس میکند، با دگرگونیای روبهروست که تجربهٔ بیکران گذشتهاش برای آن آمادهاش نکرده است.
همزمان، گروهی از دانشجویان به هویت پنهان او مشکوک میشوند و راز او را از حیطهٔ یک گفتوگوی خصوصی بیرون میکشند. این دو خط داستانی، یکی وجودی و دیگری معمایی، نوید دنبالهای را میدهند که بتواند جهان فیلم نخست را بسط دهد؛ اما اثر در پیوند دادن آنها به نتیجهای یکدست و قانعکننده نمیرسد.
دنبالهٔ ریچارد شنکمن در برابر میراثی دشوار قرار دارد. فیلم نخست، با تکیه بر گفتوگو و فضایی محدود، خیالپردازی بزرگی را به بحثی صمیمی و فکری تبدیل میکرد. اینبار داستان از آن الگوی کمادعا فاصله میگیرد و به سوی تعلیق و کشمکشهای بیرونی حرکت میکند. این تغییر بهخودیخود ناموجه نیست؛ مسئله آن است که فیلم نه جایگزینی همسنگ برای جذابیت گفتوگومحور قسمت اول مییابد و نه از ظرفیتهای تازهٔ خود بهخوبی بهره میگیرد.
نتیجه، اثری است که بیشتر یادآور چیزی است که از دست داده تا چیزی که به دست آورده است. ایدهٔ پیری؛ هستهای قدرتمند و کمپرورده جذابترین وجه «هولوسن» در همان نشانههای جسمانی پیری نهفته است. جان که عمر درازش او را در برابر تغییرات معمول انسانی مصون نگه داشته، اکنون با امکان زوال و پایان روبهرو میشود.
« دنبالهٔ ریچارد شنکمن در برابر میراثی دشوار قرار دارد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این وضعیت میتوانست پرسشهایی غنی پیش بکشد: کسی که قرنها مرگ دیگران را دیده، چگونه با مرگ احتمالی خودش مواجه میشود؟ آیا طول عمر، تجربه را به خرد تبدیل میکند یا فقط زمان بیشتری برای انباشتن خاطره فراهم میآورد؟ و اگر بدن دیگر راز او را حفظ نکند، معنای پنهانکاری چه خواهد بود؟ فیلم این ایده را بهعنوان موتور بالقوهٔ درام معرفی میکند، اما آن را به اندازهٔ کافی نمیکاود.
نشانههای پیری در آغاز توجه برمیانگیزند و وعده میدهند که داستان به کشمکشی درونی و فلسفی راه یابد؛ با این حال، تمرکز روایت بهتدریج به ماجرای کشف هویت جان و واکنش اطرافیانش منتقل میشود. بدینترتیب، مضمون مرکزی تازهای که میتوانست دنباله را از تکرار صرف نجات دهد، اغلب در حاشیه میماند.
پرسش مهم مطرح میشود، اما فیلم برای ماندن در کنار آن شکیبایی چندانی نشان نمیدهد. بازگشت جان اولدمن بازگشت دیوید لی اسمیت مهمترین پیوند فیلم با قسمت نخست است. او در نقش جان، همان خونسردی و فاصلهٔ خاص شخصیتی را حفظ میکند که برای باورپذیر شدن زندگیِ مردی با چنین گذشتهای ضروری است.
جان در ظاهر انسانی آرام و آشناست، اما نگاه و سکوتش باید وزن قرنها تجربه را حمل کند؛ اسمیت در بسیاری از لحظهها این دوگانگی را با ظرافت اجرا میکند. حضور او به فیلم نوعی تداوم عاطفی میدهد و یادآور میشود که این داستان، پیش از هر چیز، دربارهٔ انسانی است که بارِ زمان را به دوش میکشد.
« آیا طول عمر، تجربه را به خرد تبدیل میکند یا فقط زمان بیشتری برای انباشتن خاطره فراهم میآورد؟ »
شخصیتها و اجرا
با این همه، بازگشت بازیگر بهتنهایی برای احیای نیروی فیلم نخست کفایت نمیکند. آن فیلم از تعامل جان با جمعی از بزرگسالان، از تفاوت جهانبینیها و از تدریجِ افشای روایت او نیرو میگرفت. در «هولوسن»، جان بیشتر در مرکز یک زنجیرهٔ تعقیب و سوءظن قرار میگیرد. این جابهجایی، فرصت کمتری برای شکلگیری گفتوگوهای عمیق و مکثهای معنادار باقی میگذارد.
شخصیت اصلی همچنان جذاب است، اما فیلم کمتر از آنچه انتظار میرود به او مجال میدهد تا با تاریخ، ایمان و تنهایی خود درگیر شود. دانشجویان و مسئلهٔ باورپذیری چهار دانشجو قرار است نیروی محرک روایت باشند: جوانانی که سرنخهایی دربارهٔ استادشان مییابند و میکوشند میان اطلاعات پراکنده و هویت او ارتباط برقرار کنند.
این موقعیت میتوانست تضادی ثمربخش میان نسل تازه و مردی با حافظهای تاریخی ایجاد کند. دانشجویان میتوانستند پرسشهای امروزی را پیش بکشند، به ادعاهای جان واکنشهای متنوع نشان دهند و از خلال تفاوتهایشان، موضوع ایمان و حقیقت را پیچیدهتر کنند. اما شخصیتپردازی آنان غالباً به اندازهٔ کارکرد داستانیشان رشد نمیکند.
کنجکاویشان گاه بیشتر به ابزاری برای پیش بردن معما میماند تا نتیجهٔ انگیزههایی روشن و طبیعی. واکنشهای تند یا تصمیمهای مهم برخی از آنان، بدون زمینهچینی کافی رخ میدهد و همین امر باورپذیری موقعیت را کاهش میدهد. افزون بر آن، حضور پررنگ این گروه لحن فیلم را از تأمل بزرگسالانه به کشمکشهایی سادهتر میبرد.
« با این همه، بازگشت بازیگر بهتنهایی برای احیای نیروی فیلم نخست کفایت نمیکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
تماشاگر بهجای آنکه درگیر پرسشهای آنان شود، ممکن است بیش از اندازه متوجه تصنعِ رفتارها و طراحی موقعیتها بماند. ایمان، تاریخ و بارِ ادعاها فیلم بار دیگر به نقطهای حساس در زندگی جان نزدیک میشود: پیوند میان هویت او و روایتهای دینی. این موضوع بهطور طبیعی ظرفیت بحثبرانگیزی دارد، زیرا خاطرهٔ شخصی یک فرد را در برابر تاریخ مکتوب و باور جمعی قرار میدهد.
مسئله فقط این نیست که جان چه کسی بوده، بلکه این است که انسانها چگونه روایتهایی را میپذیرند، حفظ میکنند و به آنها معنا میبخشند. در بهترین لحظهها، فیلم از همین ابهام بهره میگیرد و تماشاگر را میان احتمال، تفسیر و تردید نگه میدارد. بااینحال، مضمون دینی در اینجا بیش از آنکه از گفتوگوی چندوجهی نیرو بگیرد، گاه بهصورت مناقشهای داستانی عرضه میشود.
فیلم فرصت کافی برای تفکیک باورهای متفاوت دانشجویان یا برای کاوش در پیچیدگی رابطهٔ ایمان و سند تاریخی فراهم نمیکند. در نتیجه، بحثی که میتوانست به لایهٔ فکری اثر عمق دهد، به بخشی از معمای جان بدل میشود و وزن نمایشیاش بر وزن اندیشهورزانهاش میچربد. فیلم پرسشهایی بزرگ را لمس میکند، اما کمتر از قسمت نخست درنگ میکند تا پیامدهایشان را بسنجد.
لحن و ساختار روایی «هولوسن» میان چند الگوی متفاوت در رفتوآمد است: درام شخصی دربارهٔ پیری، داستانی رازآلود دربارهٔ افشای هویت، و اثری علمیتخیلی که میخواهد پرسشهایی دربارهٔ تاریخ و دین مطرح کند. هر یک از این مسیرها بهتنهایی میتوانست کارآمد باشد، اما ترکیبشان انسجام کافی پیدا نمیکند.
« در بهترین لحظهها، فیلم از همین ابهام بهره میگیرد و تماشاگر را میان احتمال، تفسیر و تردید نگه میدارد. »
قوتها و کاستیها
خط پیری آرام و درونی است، درحالیکه خط دانشجویان به حرکت و تعلیق نیاز دارد. فیلم گاه از اولی به دومی میپرد، بیآنکه گذار میان این دو از نظر احساسی کاملاً جا بیفتد. ریتم نیز از همین ناهماهنگی آسیب میبیند. بخشهایی از روایت برای طرح سرنخها و چیدن موقعیتها صرف میشوند، اما این عناصر همیشه به کشفی پربار یا گفتوگویی درخور منتهی نمیشوند.
فیلم در مقایسه با اثر نخست، کمتر به نیروی سکون و مکالمه اعتماد دارد و بیشتر میکوشد با رخدادهای پیرامونی مخاطب را نگه دارد. این انتخاب نه تعلیق نیرومندی میسازد و نه جای خالی بحثهای فلسفی را پر میکند؛ ازاینرو، بعضی لحظهها کمرمق به نظر میرسند. ادامهای که بیش از اندازه به میراث خود وابسته است یکی از دشواریهای اصلی فیلم آن است که هم میخواهد از قسمت نخست فاصله بگیرد و هم برای جلب توجه به یاد و اعتبار آن تکیه میکند.
بازگشت جان و برخی چهرههای آشنا، حس تداوم ایجاد میکند؛ اما همان تداوم، مقایسه را نیز ناگزیر میسازد. هر جا که فیلم به بحثهای ایمانی یا راز دیرینهٔ جان نزدیک میشود، مخاطب ممکن است به یاد بیاورد که قسمت نخست چگونه با کمترین امکانات، تعلیقی فکری و انسانی میآفرید. دنباله در برابر آن الگو، نه کاملاً مستقل است و نه به اندازهٔ کافی همارز.
با وجود این، ایدهٔ تازهٔ پیری نشان میدهد که ادامه دادن داستان لزوماً بیثمر نبود. این ایده میتوانست راهی برای بازنگری در معنای جاودانگی باشد: آیا ابدیت فقط نبودِ مرگ است، یا توانایی زیستن با تغییر نیز بخشی از آن است؟ فیلم این امکان را میگشاید، اما از پیگیری جدی آن بازمیماند. بنابراین، حس فرصت ازدسترفته بر تجربهٔ تماشا سایه میاندازد؛ نه به سبب فقدان ایده، بلکه بهسبب کمتوجهی به بهترین ایدهٔ خودش.
« خط پیری آرام و درونی است، درحالیکه خط دانشجویان به حرکت و تعلیق نیاز دارد. »
جمعبندی
جمعبندی «The Man from Earth: Holocene» دنبالهای است که با چند امکان جذاب آغاز میشود: پیریِ مردی که هزاران سال زیسته، مواجههٔ دوباره با راز هویت او، و تنش میان روایت شخصی و باور جمعی. دیوید لی اسمیت نیز با بازگشت به نقش جان اولدمن، پیوندی آشنا و ارزشمند با فیلم نخست برقرار میکند.
اما شخصیتپردازی کمرمق دانشجویان، ناپایداری لحن و کمتوجهی به ظرفیت فلسفی ایدهٔ مرکزی، مانع شکلگیری اثری همسنگ پیشینیان میشود. فیلم برای کسانی که مشتاق بازگشت به جهان جان اولدمناند، لحظههایی کنجکاویبرانگیز دارد؛ بااینحال، بیشتر از آنکه افق تازهای بگشاید، یادآور نیروی ازدسترفتهٔ قسمت نخست است.
حاصل، ادامهای نه کاملاً بیارزش، اما ناهموار و ناامیدکننده است: اثری که پرسشهای درستی پیش میکشد، ولی کمتر از حد لازم درنگ میکند تا به آنها پاسخ درخور بدهد یا پیچیدگیشان را به تجربهای سینمایی و ماندگار بدل سازد.
« دیوید لی اسمیت نیز با بازگشت به نقش جان اولدمن، پیوندی آشنا و ارزشمند با فیلم نخست برقرار میکند. »



ثبت دیدگاه