نقد و بررسی
نقد File not found. (The Monster Squad) | 1987
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت هیولاها به حیاط خانه «The Monster Squad» فیلمی است که از برخورد دو جهان نیرو میگیرد: جهان هیولاهای کلاسیک و جهان نوجوانانی که هنوز درختخانه و باشگاه دوستانهشان را مرکز عالم میدانند. دراکولا و همراهانش برای یافتن طلسمی با قدرتی عظیم به دنیای انسانها بازمیگردند؛ در برابرشان گروهی از بچهها قرار میگیرند که علاقهشان به فیلمهای ترسناک، این بار از سرگرمی و خیالپردازی فراتر میرود و به ابزار رویارویی با خطر بدل میشود.
این هسته داستانی ساده، اما پربازده است: هیولاها را از قاب سینما بیرون میآورد و در مسیری قرار میدهد که با قواعد ماجراجویی نوجوانانه پیش میرود. فیلم را Fred Dekker کارگردانی کرده و فیلمنامه را او با Shane Black نوشته است؛ ترکیبی که به اثر رنگوبویی آشنا از سینمای دهه هشتاد میدهد.
ماجراجویی با مقیاسی کودکانه یکی از انتخابهای هوشمندانه فیلم آن است که ماجراجویی را از نگاه کودکانی روایت میکند که نه نیرویی خارقالعاده دارند و نه بزرگسالان در آغاز آنها را جدی میگیرند. نقطه قوت گروه، دانستههایشان درباره هیولاها و توانایی تبدیل اطلاعات پراکنده به راهحلهای عملی است.
علاقه به سینمای وحشت در اینجا صرفاً شوخی با فرهنگ عامه نیست؛ بخشی از منطق داستان میشود. بچهها قواعدی را میدانند که دیگران نادیده گرفتهاند و همین دانش، در برابر نیروی جسمانی و تهدیدآمیز هیولاها، نوعی برتری به آنها میبخشد. ساختار فیلم نیز از همین تضاد بهره میگیرد. خطر در مقیاسی بزرگ، حتی آخرالزمانی، تصور میشود، اما واکنش قهرمانان به آن اغلب با ابزارها و امکاناتی کوچک و روزمره شکل میگیرد.
« نقطه قوت گروه، دانستههایشان درباره هیولاها و توانایی تبدیل اطلاعات پراکنده به راهحلهای عملی است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این شکاف میان عظمت تهدید و محدودیت قهرمانان، هم منبع تعلیق است و هم سرچشمه طنز. «The Monster Squad» در نهایت درباره این خیال دلپذیر است که دانایی، دوستی و جسارت میتوانند حتی در برابر موجوداتی که از افسانهها آمدهاند، شانسی واقعی داشته باشند. ریتم و انرژی دهه هشتادی فیلم از همان آغاز میکوشد حرکت خود را حفظ کند.
اطلاعات داستانی با شتاب عرضه میشوند و موقعیتها اغلب پیش از آنکه از نفس بیفتند، جای خود را به دردسر تازهای میدهند. این ریتم تند باعث میشود اثر بیشتر به یک ماجراجویی پیوسته شباهت داشته باشد تا داستانی که مکثهای طولانی برای توضیح جهان یا واکاوی روان شخصیتها میطلبد. تماشاگر فرصت چندانی برای فاصله گرفتن از گروه پیدا نمیکند و همین پیوستگی، یکی از عوامل سرگرمکنندگی فیلم است.
بااینحال، شتاب گاهی به بهای پرداخت میانجامد. بعضی موقعیتها بیشتر کارکردی گذرا دارند و برخی شخصیتها به اندازهای که طرح داستانی اجازه میدهد، برجسته نمیشوند. فیلم بهجای آنکه برای تکتک اعضای گروه مسیر شخصیتی مفصلی بسازد، بر حس جمعیِ دوستی و همراهی تکیه میکند. این انتخاب به انرژی کلی اثر کمک میکند، اما ممکن است برای تماشاگری که انتظار قهرمانانی کاملاً متمایز و بهیادماندنی دارد، ناکافی باشد.
هیولاهای کلاسیک؛ میان ادای احترام و کاریکاتور حضور دراکولا، هیولای فرانکنشتاین، گرگینه، مومیایی و مرد آبششی، به فیلم امکان میدهد با شمایلهای آشنای سینمای وحشت بازی کند. هیولاها فقط دشمنانی تازه نیستند؛ ارجاعهایی زنده به سنتی سینماییاند که فیلم با آن آشنایی و علاقه دارد. اثر از ویژگیها و آسیبپذیریهای شناختهشده این موجودات بهره میگیرد و آنها را در بستری تازه قرار میدهد.
« این شکاف میان عظمت تهدید و محدودیت قهرمانان، هم منبع تعلیق است و هم سرچشمه طنز. »
شخصیتها و اجرا
در نتیجه، تماشاگر هم لذت تشخیص چهرههای آشنا را تجربه میکند و هم کنجکاو میماند که این چهرهها در داستانی کودکمحور چگونه عمل خواهند کرد. اما این بازخوانی همیشه ظرافت یکسانی ندارد. دراکولا گاهی بیش از آنکه نیرویی واقعاً هولناک باشد، شخصیتی اغراقآمیز و نزدیک به کاریکاتور به نظر میرسد.
هیولاهای دیگر نیز غالباً در جایگاه کارکردهای داستانی باقی میمانند: هرکدام تهدیدی مشخصاند، اما فرصت چندانی برای برخورداری از پیچیدگی یا فردیت پیدا نمیکنند. این کمبود، در فیلمی که قرار است گروهی از هیولاهای مشهور را گرد هم آورد، محسوس است؛ با این همه، میتوان آن را بهای حفظ ریتم و تمرکز بر ماجراجویی بچهها دانست.
کودکان، دوستی و پذیرفتن تفاوتها قلب عاطفی فیلم نه در طلسم و نه در هیولاها، بلکه در گروه نوجوانانی است که میکوشند برای خود هویتی جمعی بسازند. باشگاه آنها قلمرویی کوچک و امن است؛ جایی که علاقه مشترک، قانونهای نانوشته و سلسلهمراتب خاص خود را دارد. ورود خواهر کوچکتر یکی از اعضا به این قلمرو، تنشی آشنا میان نیاز به تعلق و میل به جدا ماندن از خانواده پدید میآورد.
این کشمکش ساده، به داستان گرمایی انسانی میبخشد و یادآوری میکند که ماجراجویی فقط آزمون شجاعت نیست؛ آزمونِ بازتر شدن نسبت به دیگران نیز هست. فیلم همچنین بچهها را از تصویر منفعل و ناتوانی که گاه در داستانهای بزرگسالانه دارند، دور میکند. آنها اشتباه میکنند، میترسند و گاه رفتاری خام از خود نشان میدهند، اما در مجموع توانایی تصمیمگیری و اثر گذاشتن بر ماجرا را دارند.
« اما این بازخوانی همیشه ظرافت یکسانی ندارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این ویژگی برای تماشاگر نوجوان جذاب است و برای تماشاگر بزرگسال نیز وجهی نوستالژیک دارد: یادآور زمانی که یک باشگاه دوستانه، نقشهای دستکشیده و دانشی نامتعارف میتوانستند راهی به سوی قهرمانی بگشایند. شوخیهایی که بهخوبی نگذشتهاند طنز فیلم بخشی جداییناپذیر از لحن آن است، اما همه شوخیهایش به یک اندازه دوام نیاوردهاند.
بهویژه شوخیهای مربوط به چاقی هوراس، امروز بیش از آنکه خندهآور باشند، آزاردهنده و تاریخگذشته به نظر میرسند. فیلم از یک سو بر همبستگی گروه تأکید میکند و از سوی دیگر، برای خنده گرفتن گاه به تحقیر بدنی یکی از اعضای همان گروه متوسل میشود. این تناقض، رابطه تماشاگر با فضای رفاقتی اثر را پیچیده میکند و نمیتوان آن را صرفاً به تفاوت سلیقه نسلها فروکاست.
بخشی از دیالوگها و بازیهای کودکانه نیز بیش از اندازه اغراقآمیزند. این اغراق با لحن کمیک و پرجنبوجوش فیلم سازگار است، ولی گاهی شخصیتها را به تیپهایی آشنا و قابل پیشبینی نزدیک میکند. افزون بر این، برخی رفتارهای تهدیدآمیز دراکولا و زبان تند او در برابر کودکان ممکن است برای بعضی تماشاگران از مرز شوخی سیاه عبور کند.
فیلم در این لحظات لحن خود را میان وحشت، کمدی و ماجراجویی جابهجا میکند؛ جابهجاییای که گاه جذاب است و گاه ناهماهنگ. هالووین بهمثابه حالوهوا آنچه «The Monster Squad» را برای بازبینیهای مکرر مناسب میکند، تنها داستانش نیست؛ فیلم حالوهوایی میسازد که بهسادگی با شب هالووین و خاطره تماشای فیلمهای هیولایی پیوند میخورد.
« بخشی از دیالوگها و بازیهای کودکانه نیز بیش از اندازه اغراقآمیزند. »
قوتها و کاستیها
شمایلهای آشنا، ماجراجویی نوجوانانه و طنزی که از کنار هم قرار گرفتن امر ترسناک و روزمره پدید میآید، فضایی گرم و بازیگوشانه میآفرینند. حتی اگر بخشی از شوخیها کهنه شده باشد، حس کلی اثر همچنان میتواند مانند دیدار دوباره با دوستی قدیمی عمل کند. این نوستالژی البته برای همه یکسان نیست.
تماشاگرانی که با سینمای نوجوانانه دهه هشتاد خاطره ندارند، ممکن است بعضی کلیشهها را برجستهتر ببینند و کمتر تحت تأثیر صمیمیت فیلم قرار گیرند. همچنین اگر انتظار وحشتی جدی و هیولاهایی واقعگرایانه وجود داشته باشد، لحن کارتونی و شوخطبعانه اثر احتمالاً ناامیدکننده خواهد بود. فیلم از ابتدا بیش از آنکه بخواهد ترس خالص بیافریند، بر سرگرمی و شور ماجراجویی تکیه دارد.
جمعبندی «The Monster Squad» اثری پرتحرک و خوشقلب است که افسانههای هیولایی را به قلمرو دوستیهای نوجوانانه میآورد. ایده مرکزی آن هنوز جذاب است و پیوند میان دانش سینمایی بچهها و تهدید هیولاها، ماجرا را سرزنده نگه میدارد. در مقابل، شخصیتپردازی هیولاها محدود میماند، بعضی بازیها و دیالوگها اغراقآمیزند و شوخیهای مربوط به هوراس بهروشنی به زمانهای دیگر تعلق دارند.
با وجود این نارساییها، فیلم در ایجاد تجربهای سرگرمکننده و هالووینی موفق است. ارزشش بیش از آنکه در کمال فیلمنامه یا عمق روانشناختی باشد، در انرژی، خیالپردازی و شور گروهی آن نهفته است. برای تماشاگرانی که از برخورد هیولاهای کلاسیک با ماجراجویی بچهها لذت میبرند، این اثر همچنان دعوتی دوستداشتنی به دنیایی است که در آن دانستن قصههای ترسناک میتواند نخستین گام برای روبهرو شدن با ترس واقعی باشد.
« حتی اگر بخشی از شوخیها کهنه شده باشد، حس کلی اثر همچنان میتواند مانند دیدار دوباره با دوستی قدیمی عمل کند. »



ثبت دیدگاه