نقد و بررسی
نقد کلهپاچهوار enamored? «یکدل نه صد دل» (Head Over Heels) | 2010
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
زنی میان سقوط و شروع دوباره «Head Over Heels» که با عنوان اصلی «De Pernas pro Ar» شناخته میشود، کمدی برزیلیای است که بحران شخصی را بهانهای برای ورود به فضایی نامتعارف میکند: فروشگاهی پرزرقوبرق و شلوغ که کالاهای جنسی را نه در حاشیه، بلکه در مرکز زندگی روزمره قرار میدهد. آلیس، زنی سختکوش که همزمان با فروپاشی زندگی زناشویی و از دستدادن شغلش روبهرو شده، ناچار است مسیر تازهای پیدا کند.
این نقطهٔ آغاز، امکان ساختن داستانی دربارهٔ استقلال، میل و بازتعریف هویت را فراهم میکند؛ هرچند فیلم در بهرهبرداری کامل از این امکان موفق نیست. نکتهٔ مهم آن است که دگرگونی آلیس صرفاً تغییر شغل نیست. او قدم به محیطی میگذارد که قواعدش با جهان منظم و مألوف او تفاوت دارد؛ محیطی پرهیاهو، جسور و گاه عامدانه افراطی.
این برخورد، منبع اصلی موقعیتهای کمدی فیلم است، اما در لایهٔ زیرین، پرسشی جدیتر هم مطرح میشود: وقتی نقشهای تثبیتشدهٔ زن در خانه و کار از هم میپاشند، او چگونه میتواند خواستههای خودش را تشخیص دهد؟ ضرباهنگ بصری و جهان پرهیاهو فیلم از همان فضای فروشگاه برای ساختن ریتم و انرژی بهره میگیرد.
رنگها، اجناس نامتعارف و رفتوآمد شخصیتها محیطی میسازند که قرار نیست طبیعی و آرام به نظر برسد؛ همهچیز اندکی اغراقشده، آراسته و بازیگوش است. این شلوغی به فیلم هویت بصری میدهد و آن را از یک کمدی خانوادگی معمولی جدا میکند. جهان داستان، بهویژه در برخورد با آلیس، همچون نیرویی بیرونی عمل میکند که او را از عادتهای پیشینش بیرون میکشد.
« نکتهٔ مهم آن است که دگرگونی آلیس صرفاً تغییر شغل نیست. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینحال، انرژی بصری همیشه به انرژی روایی تبدیل نمیشود. فیلم گاهی چنان به جلو راندن موقعیتها و شوخیهای پیاپی دل میبندد که فرصت مکث و تأمل را از دست میدهد. شلوغی در بخشهایی نیروی محرک است، اما در بخشهایی دیگر، پوششی برای کمعمقی صحنهها میشود؛ گویی اثر میخواهد با جنبوجوش مداوم، خلأ تحول درونی را پنهان کند.
نتیجه، تجربهای زنده اما ناهماهنگ است: لحظههایی سرزنده و مفرح در کنار صحنههایی که بیش از اندازه کشدار به نظر میرسند. اینگرید گیمارائیش و ماریا پائولا؛ دو نیروی متضاد و مکمل بخش بزرگی از جذابیت فیلم به بازی اینگرید گیمارائیش در نقش آلیس و ماریا پائولا در نقش مارسلا وابسته است.
گیمارائیش در تصویرکردن زنی که میان خستگی، دستپاچگی و میل به کنترلکردن همهچیز گرفتار شده، حضوری پرتحرک دارد. آلیس شخصیتی است که میخواهد همچنان کارآمد و مسلط به نظر برسد، حتی هنگامی که زندگیاش از نظم همیشگی خارج شده است. بازیگر، این تضاد را با حرکت و واکنشهای سریع منتقل میکند و بهخوبی نشان میدهد که اعتمادبهنفس ظاهری آلیس همیشه با آرامش درونی همراه نیست.
ماریا پائولا، در سوی دیگر، نقش مارسلا را با حضوری مطمئن و نافذ پیش میبرد. او به شخصیتش شور و جسارتی میبخشد که هم زمینهٔ خنده را فراهم میکند و هم آلیس را به مواجهه با بخشهای نادیدهگرفتهشدهٔ زندگیاش سوق میدهد. تفاوت میان این دو زن، یکی از سرچشمههای اصلی جذابیت فیلم است: آلیس میکوشد خود را با قواعد موجود سازگار کند، درحالیکه مارسلا با آسودگی بیشتری قواعد را به بازی میگیرد.
« بااینحال، انرژی بصری همیشه به انرژی روایی تبدیل نمیشود. »
شخصیتها و اجرا
هرگاه فیلم این دو را در مرکز قاب و رابطهٔ میانشان را در مرکز روایت قرار میدهد، جان میگیرد. دوستی زنانه و حق سخنگفتن از لذت یکی از تازهترین وجوه فیلم، پرداختن آشکار به لذت زنانه و دوستی میان زنان است. موضوعی که اغلب در کمدیها به حاشیه رانده میشود، اینجا به بخشی از زندگی روزمرهٔ شخصیتها تبدیل شده است.
این انتخاب به خودی خود جسورانه است، زیرا بدن و خواستهٔ زن را نه صرفاً موضوع نگاه دیگران، بلکه بخشی از تجربه و گفتوگوی خود زنان میسازد. فیلم در بهترین لحظاتش نشان میدهد که حرفزدن دربارهٔ میل میتواند با شناخت خویشتن، اعتمادبهنفس و رهایی از شرم پیوند داشته باشد. رابطهٔ آلیس و مارسلا نیز ظرفیت آن را دارد که فراتر از همراهی موقت دو شخصیت متفاوت برود.
دوستی آنها امکان نوعی حمایت متقابل را فراهم میکند: مارسلا آلیس را با افق تازهای آشنا میکند و آلیس نیز در برابر جهان مستقل و بیپروای او، پیچیدگیها و تناقضهای خودش را آشکار میسازد. اما فیلم به این پیوند بهاندازهٔ کافی وفادار نمیماند. رابطهای که میتوانست ستون عاطفی داستان باشد، گاه زیر سایهٔ کشمکش زناشویی و کشش به سوی مردی آزاردهنده قرار میگیرد.
همین انتخاب، از نیروی مضمون دوستی زنانه میکاهد. کمدی جنسی؛ جسارت بدون ظرافت کافی پرداختن به موضوعی تابوشکن، بهتنهایی تضمین نمیکند که شوخیها نیز کارآمد باشند. فیلم در استفاده از طنز جنسی گاهی میان جسارت و تکرار گرفتار میشود. بعضی موقعیتها از تضاد میان ظاهر جدی آلیس و فضای بیپروای فروشگاه نیرو میگیرند؛ اما شماری از شوخیها صرفاً بر غافلگیری یا اغراق تکیه دارند و پس از چند بار تکرار، تازگیشان را از دست میدهند.
« هرگاه فیلم این دو را در مرکز قاب و رابطهٔ میانشان را در مرکز روایت قرار میدهد، جان میگیرد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
اثر گاهی چنان اصرار دارد که دربارهٔ سکس بیتعارف باشد که خودِ بیتعارفی را به جای شوخی مینشاند. این ضعف به ساختار کلی کمدی هم مربوط است. فیلم بارها به موقعیتهایی بازمیگردد که واکنش شخصیتها را در برابر کالاها یا گفتوگوهای صریح به خنده تبدیل میکند، اما کمتر میکوشد این موقعیتها را به تحول شخصیت یا نقدی اجتماعی پیوند بزند.
در نتیجه، برخی صحنهها بهجای آنکه لایهای تازه به داستان بیفزایند، صرفاً شوخیهایی مجزا و قابلپیشبینی باقی میمانند. فیلم در بازکردن باب گفتوگو دربارهٔ لذت موفقتر از ساختن طنزی ماندگار است. آلیس، ازدواج و مسئلهٔ استقلال مهمترین تردید داستانی به مسیر عاطفی آلیس مربوط میشود.
او در آغاز با بحرانهایی روبهرو است که میتوانند سرآغاز استقلالی واقعی باشند: از دستدادن شغل، تغییر جایگاه اجتماعی و ورود به حرفهای تازه. اما فیلم در مقاطعی او را دوباره به سوی رابطهای میکشاند که پیشتر آزاردهنده و محدودکننده جلوه کرده است. این بازگشت، اگر با دگرگونی و بازنگری عمیق همراه بود، میتوانست پیچیدگی انسانی داشته باشد؛ ولی روایت بهقدر کافی روشن نمیکند که آلیس چه چیزی در آن رابطه میجوید یا چه تغییری در نگاهش رخ داده است.
در همینجا، فیلم ناخواسته از شخصیت مرد پشتیبانی بیشتری میکند تا از مسیر استقلال آلیس. این مسئله نه فقط انتخابی داستانی، بلکه تناقضی مضمونی است: اثری که از رهایی و خواستههای زنان سخن میگوید، گاه برای آشتیدادن الگوهای آشنای کمدی رمانتیک، تجربهٔ زنانهٔ شخصیت اصلی را کمرنگ میکند.
« اثر گاهی چنان اصرار دارد که دربارهٔ سکس بیتعارف باشد که خودِ بیتعارفی را به جای شوخی مینشاند. »
قوتها و کاستیها
چنین تصمیمی همچنین رابطهٔ آلیس و مارسلا را در جایگاهی فرعی مینشاند؛ رابطهای که از نظر عاطفی و موضوعی میتوانست بهمراتب غنیتر از پیگیری دوبارهٔ مردی باشد که فیلم خود او را چندان دوستداشتنی نمیسازد. جمعبندی «Head Over Heels» کمدیای پرجنبوجوش و سرشار از ایدههای بالقوه است؛ اثری که از فضای فروشگاه لوازم جنسی برای گشودن بحثی دربارهٔ میل، اعتمادبهنفس و امکان شروع دوباره استفاده میکند.
بازی پرقدرت اینگرید گیمارائیش و ماریا پائولا، انرژی بصری فیلم و توجه آن به دوستی زنانه، تماشای آن را دلنشین و در بخشهایی تازه میکند. بااینحال، شوخیهای جنسی همیشه به نتیجه نمیرسند و روایت در پرداخت استقلال آلیس به اندازهٔ کافی پیگیر نیست. ضعف اصلی فیلم نه در جسارت موضوعش، بلکه در عقبنشینیاش از پیامدهای همان جسارت نهفته است.
داستان راه را برای رابطهای زنده میان دو زن و برای بازتعریف زندگی آلیس باز میکند، اما بارها به الگوهای آشناتر بازمیگردد و آن ظرفیت را محدود میسازد. حاصل، کمدیای نابرابر اما تماشایی است: سرزنده در ظاهر، صمیمی در بازیها و ارزشمند در طرح پرسشهایش، هرچند نه همیشه به همان اندازه قانعکننده در پاسخهایی که برای آنها برمیگزیند.
« بااینحال، شوخیهای جنسی همیشه به نتیجه نمیرسند و روایت در پرداخت استقلال آلیس به اندازهٔ کافی پیگیر نیست. »



ثبت دیدگاه