نقد و بررسی
نقد Brothers | 2009
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
زخم جنگ در خانه «Brothers» ساختهٔ Jim Sheridan، در ظاهر دربارهٔ بازگشت یک سرباز از جنگ و آشفتگی خانوادهای است که غیبت او را تاب آورده؛ اما مسئلهٔ اصلی فیلم، دشواریِ بازگشت به زندگی عادی است. جنگ در این روایت با پایان مأموریت یا بازگشت به خانه خاتمه نمییابد. اثرش در رفتار، نگاه و سکوت آدمها ادامه پیدا میکند و روابط خانوادگی را از درون دگرگون میسازد.
فیلم با کنار هم گذاشتن جبهه و خانه نشان میدهد که خشونت فقط در میدان نبرد حضور ندارد؛ میتواند به شکل ترس، سوءظن و ناتوانی در صمیمیت وارد فضای روزمره شود. داستان از جایی آغاز میشود که سام کاهیل، تفنگدار دریایی، پس از سقوط بالگردش در افغانستان مرده پنداشته میشود. تامی، برادر کوچکتر او که تازه از زندان آزاد شده، به خانه بازمیگردد و به گریس و دو دخترش کمک میکند.
اما این وضع موقت، با بازگشت سام به شکلی تازه و ناآرام از هم میگسلد. فیلم از همین موقعیت بهره میگیرد تا پرسشی دشوار پیش بکشد: آیا خانه میتواند پناهگاه کسی باشد که تجربههای جنگیاش، حتی پس از بازگشت، در او زنده ماندهاند؟ خانوادهای در آستانهٔ فروپاشی یکی از امتیازهای فیلم، آن است که بحران را به رویدادی صرفاً فردی تقلیل نمیدهد.
« جنگ در این روایت با پایان مأموریت یا بازگشت به خانه خاتمه نمییابد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
رنج سام مهم است، اما آنچه بر گریس، تامی و دختران میگذرد نیز بخش جداییناپذیر روایت است. هرکدام به شیوهای متفاوت با فقدان و بازگشت روبهرو میشوند؛ یکی میکوشد زندگی روزمره را سر پا نگه دارد، دیگری در پی یافتن جایگاهی تازه در خانواده است و کودکان ناچارند اضطراب بزرگترها را با درک محدود خود تاب بیاورند.
در این میان، خانه به فضایی دوگانه تبدیل میشود: هم محل مراقبت و هم میدان تنش. رفتارهای کوچک، مکثها و گفتوگوهای معمولی بار عاطفی پیدا میکنند، زیرا شخصیتها دیگر نمیتوانند مانند گذشته به یکدیگر اعتماد کنند. فیلم در بهترین لحظههایش بهجای آنکه تعارض را با توضیحهای روانشناختی روشن کند، آن را در فاصلهٔ میان آدمها و در تغییر لحن و نگاهشان آشکار میسازد.
سه بازیگر در کانون روایت بازیهای اصلی نیروی مهم فیلماند. Tobey Maguire در نقش سام، تصویری متقاعدکننده از مردی ارائه میدهد که ظاهرش به خانه بازگشته، اما ذهن و عواطفش همچنان درگیر گذشتهاند. او بهخوبی از چهره و سکوت برای انتقال آشفتگی بهره میگیرد و تغییرات شخصیت را به نمایش بیرونیِ ساده محدود نمیکند.
« رنج سام مهم است، اما آنچه بر گریس، تامی و دختران میگذرد نیز بخش جداییناپذیر روایت است. »
شخصیتها و اجرا
در بازی او، خشم و اندوه درهمتنیدهاند؛ گویی سام نه فقط از دیگران، بلکه از خود نیز فاصله گرفته است. Jake Gyllenhaal تامی را با ترکیبی از بیقراری و احتیاط میسازد. تامی در آغاز مردی است که باید پیامدهای گذشتهاش را بپذیرد، اما در جریان روایت امکان دیگری برای خود میجوید: اینکه بهجای سربار خانواده بودن، نقشی حمایتی داشته باشد.
Gyllenhaal این تحول را با اغراق همراه نمیکند و به شخصیت مجال میدهد تا میان شوخی، شرم و میل به جبران نوسان کند. Natalie Portman نیز در نقش گریس، مرکز عاطفی خانواده را شکل میدهد. او باید همزمان سوگواری، مسئولیت مادری و فشار ناشی از وضعی ناپایدار را تحمل کند. بازی Portman از آن رو مؤثر است که گریس را صرفاً موضوع کشمکش دو برادر نمیسازد؛ او شخصیتی است با اراده و داوری مستقل که میکوشد از خانوادهاش مراقبت کند، بیآنکه همهٔ رنجهایش را آشکار سازد.
بازی دختران نیز به باورپذیری فضای خانوادگی کمک میکند و شکنندگی کودکی را در برابر بحران بزرگترها یادآور میشود. گناه، بخشش و سوءظن فیلم تنها دربارهٔ آسیب روانی جنگ نیست؛ به گناه نیز میپردازد، بهویژه به گناهی که شخصیتها نمیدانند چگونه باید با آن زندگی کنند. گاهی آنچه آدمی را از پا درمیآورد، نه فقط رنجی است که بر او تحمیل شده، بلکه کاری است که در شرایطی هولناک انجام داده یا گمان میکند انجام داده است.
« در بازی او، خشم و اندوه درهمتنیدهاند؛ گویی سام نه فقط از دیگران، بلکه از خود نیز فاصله گرفته است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در چنین وضعی، بخشش دیگر مفهومی ساده و آرامشبخش نیست. فرد باید با خاطرهای روبهرو شود که نمیتواند بهآسانی به گذشته بسپارد. سوءظن نیز در فیلم کارکردی فراتر از یک ابزار تعلیق دارد. بازگشت سام، رابطهٔ برادران و نزدیکی تامی به خانواده، همگی زیر سایهٔ شک قرار میگیرند. فیلم نشان میدهد که اعتماد، پس از آسیب، با فرمان یا اعتراف دوباره برقرار نمیشود؛ گاه هر جمله میتواند معنایی دوپهلو پیدا کند و هر سکوت به نشانهای نگرانکننده بدل شود.
بااینحال، اثر در پرداخت این لایهها همیشه به ظرافت یکسانی دست نمییابد و گاهی احساسات را بیش از اندازه مستقیم بیان میکند. واقعگرایی و فضاسازی سنگین فضای فیلم از همان ابتدا حالوهوایی سنگین دارد. صحنههای افغانستان در کنار فضای ظاهراً امن خانه قرار میگیرند، اما این تقابل به معنای جدایی سادهٔ دو جهان نیست.
تجربهٔ جنگ در ذهن سام ادامه دارد و همین استمرار، مرز میان جبهه و خانه را محو میکند. فیلم در لحظههای خانوادگی نیز تنشی پنهان حفظ میکند؛ گویا آرامش فقط سطحی نازک است که هر آن ممکن است ترک بردارد. Jim Sheridan با تکیه بر بازیها و موقعیتهای محدود، فضای عاطفی پرفشاری میسازد. بهجای آنکه روایت را به صحنههای جنگی پرشمار متکی کند، توجه را به پیامدهای جنگ در روابط انسانی معطوف میسازد.
« در چنین وضعی، بخشش دیگر مفهومی ساده و آرامشبخش نیست. »
قوتها و کاستیها
این انتخاب به فیلم کمک میکند از یک روایت نظامی معمول فاصله بگیرد و به درامی خانوادگی نزدیک شود. در عین حال، همین تأکید بر لحظات پرتنش گاهی ریتم را به سوی ملودرام میبرد؛ احساسها در بعضی صحنهها چنان آشکار میشوند که تماشاگر فرصت چندانی برای کشف تدریجی آنها نمییابد. اقتباس و محدودیتهای روایت «Brothers» بازسازی فیلم دانمارکی «Brødre» ساختهٔ Susanne Bier است؛ فیلمی که همین بحران خانوادگی و روانی را در بستری دیگر دنبال میکند.
نسخهٔ Jim Sheridan از نظر روایت، روشنتر و مستقیمتر است و در نتیجه برای مخاطبی که با داستان آشنا نیست، مسیر عاطفی شخصیتها را آسانتر دنبالکردنی میسازد. بااینحال، این شفافیت گاه به بهای کاهش ابهام و ظرافت تمام میشود. جایی که روایت میتوانست به سکوت یا برداشت مخاطب اعتماد کند، ترجیح میدهد معنای احساس را آشکارا بیان کند.
شتاب آغاز فیلم یکی از ضعفهای مهم آن است. اثر خیلی زود به بحران اصلی میرسد و فرصت کافی برای آشنایی با زندگی پیشین شخصیتها و شکلگیری پیوند عاطفی با آنها فراهم نمیکند. این مسئله بر اثرگذاری بخشهایی از داستان سایه میاندازد، زیرا برای فهم عمق دگرگونی سام و تأثیر غیبت او، شناختن زندگی معمولیاش اهمیت دارد.
« این انتخاب به فیلم کمک میکند از یک روایت نظامی معمول فاصله بگیرد و به درامی خانوادگی نزدیک شود. »
جمعبندی
افزون بر این، برخی شخصیتها و پیشینههایشان مجال گسترش کافی پیدا نمیکنند و بعضی لحظههای پایانی نیز معنایی را که پیشتر تا حدی روشن شده، دوباره توضیح میدهند. جمعبندی «Brothers» در بهترین لحظههایش درامی پرتنش و انسانی دربارهٔ خانوادهای است که میکوشد پس از فقدان، بازگشت و آسیب، شکل تازهای از زیستن پیدا کند.
بازیهای باورپذیر، بهویژه از سوی Tobey Maguire، Jake Gyllenhaal و Natalie Portman، به روایت نیروی عاطفی میبخشند و فضاسازی سنگین فیلم، حسِ بیثباتی را در سراسر اثر نگه میدارد. نگاه فیلم به جنگ نیز از میدان نبرد فراتر میرود و پیامدهای آن را در خانه و میان نزدیکترین آدمها جستوجو میکند.
بااینهمه، شروع شتابزده، پرداخت نابرابر برخی شخصیتها و بیان گاه بیش از حد صریح احساسات، مانع از آن میشود که فیلم در همهٔ لحظهها به ظرافتی یکدست برسد. نتیجه اثری است تأثیرگذار و قابلتأمل که قدرت اصلیاش نه در پیچیدگی روایی، بلکه در برخورد بازیگران و نمایش شکنندگی پیوندهای خانوادگی نهفته است؛ فیلمی که یادآوری میکند بازگشت به خانه لزوماً به معنای بازگشت به آرامش نیست.
ثبت دیدگاه