نقد و بررسی
نقد با زیرنویس فارسی (Ghosts) | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
عمارت بهمثابه دستگاه کمدی «Ghosts» با برخوردی آشنا اما پربار آغاز میشود: زوجی جوان، سامانتا و جی، عمارت روستاییای را به ارث میبرند و میخواهند آن را به مهمانخانه تبدیل کنند؛ اما بنا فرسوده است و ساکنان پیشینش، گروهی از ارواح متعلق به دورههای گوناگون، هنوز آن را ترک نکردهاند.
سامانتا پس از حادثهای میتواند آنان را ببیند و صدایشان را بشنود، در حالی که جی از حضورشان بیخبر میماند. این جدایی میان دانستههای دو شخصیت، موتور اصلی بسیاری از موقعیتهای کمیک سریال است و همزمان رابطهٔ آن دو را در معرض سوءتفاهمهای تازه قرار میدهد. عمارت صرفاً پسزمینهای گوتیک برای قصه نیست؛ خود به یکی از شخصیتهای اصلی بدل میشود.
اتاقها، راهروها و فضاهای فرسودهاش مرز میان گذشته و اکنون را محو میکنند. هر گوشه میتواند خاطرهای را بیدار کند یا زمینهٔ برخوردی تازه میان زندگان و مردگان باشد. مهمانخانه نیز ایدهای مناسب برای گسترش داستان فراهم میآورد: خانهای که قرار است پذیرای غریبهها شود، در واقع از پیش با ساکنانی پر شده که نه میتوانند بیرون بروند و نه بهسادگی با تغییرات کنار میآیند.
کمدیِ برخورد جهانها یکی از جذابیتهای اصلی «Ghosts» از کنار هم قرار گرفتن آدمهایی میآید که در زمانهای متفاوت زیستهاند و اکنون ناچارند در یک خانه با یکدیگر سر کنند. تفاوت در آداب، باورها و برداشت از جهان مدرن، امکان شوخیهای متنوعی میسازد. با این حال، سریال به تفاوتهای تاریخی بسنده نمیکند؛ طنز مؤثرترش از محدودیتهای خود ارواح برمیخیزد.
« سامانتا پس از حادثهای میتواند آنان را ببیند و صدایشان را بشنود، در حالی که جی از حضورشان بیخبر میماند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
آنان میخواهند بر زندگی سامانتا و جی اثر بگذارند، اما تواناییشان برای دخالت در جهان زندگان محدود است. فاصلهٔ میان قصد بزرگ و نتیجهٔ کوچک، اغلب از شوخیهای کلامی صرف بامزهتر از کار درمیآید. این ایده همچنین تناقضی خوشایند میسازد: ارواح از حضور مهمانان احتمالی در خانه دلخوش نیستند، اما همان خانه قرار است با آمدوشد افراد تازه رونق بگیرد.
سامانتا میان خواستههای همسرش و مطالبات گروهی از همخانههای نامرئی گرفتار میشود و جی نیز باید با واقعیتی روبهرو شود که در ابتدا از دید او پنهان است. کمدی سریال در بهترین لحظههایش از همین کشمکشهای روزمره و کوچک شکل میگیرد، نه از تلاش برای تبدیل هر صحنه به یک لطیفهٔ بزرگ. گروهی متنوع، با کیفیتی نابرابر ارواح عمارت بهواسطهٔ تفاوت ظاهر و خلقوخو بهسرعت از یکدیگر متمایز میشوند.
طراحی شخصیتها به بازیگران امکان میدهد با لحن، حرکت و واکنشهای گوناگون، گروهی پرجمعیت را به مجموعهای قابلتشخیص بدل کنند. Rose McIver در نقش سامانتا، میان شگفتی و نگرانی از وضعیتی ناممکن تعادل برقرار میکند و واکنشهایش به گفتوگوهایی که دیگران نمیشنوند، برای مخاطب نقطهٔ اتکای صحنههاست.
Utkarsh Ambudkar نیز جی را با نوعی عملگرایی و گرمای انسانی بازی میکند که او را از جایگاه صرفاً همسرِ بیخبر بیرون میآورد. نقطهٔ قوت گروه بازیگران، هماهنگی آنهاست: افراد متعدد در قاب و گفتوگوها حضور دارند، اما معمولاً میتوان فهمید هر یک از کدام زاویه به ماجرا نگاه میکنند. بااینحال، همین پرشماری گاه به قیمت پرداخت ناکافی برخی شخصیتها تمام میشود.
« آنان میخواهند بر زندگی سامانتا و جی اثر بگذارند، اما تواناییشان برای دخالت در جهان زندگان محدود است. »
شخصیتها و اجرا
تعدادی از ارواح بیش از اندازه با یک صفت یا تیپ قابلخلاصهسازی معرفی میشوند؛ این ویژگی ابتدا به تشخیص سریع و شکلگیری شوخی کمک میکند، ولی اگر در همان حد باقی بماند، مانع شکلگیری عمق و تحول میشود. سریال هرگاه از خصلت آشکار شخصیت عبور میکند و به تنهایی، حسرت یا وابستگی او به گذشته سر میزند، بُعدی انسانیتر پیدا میکند.
گرما در دل فضای ماورایی با آنکه نام و طرح سریال به ارواح اشاره دارد، «Ghosts» بیش از آنکه بر ترس تکیه کند، به آسودگی و صمیمیت متمایل است. فضای عمارت قدیمی میتوانست بهسادگی به محیطی سرد و تهدیدآمیز بدل شود، اما سریال با رنگوبوی خیالپردازانه و ریتم کمدی، آن را به خانهای شلوغ و آشنا تبدیل میکند.
عناصر فراطبیعی هم در خدمت وحشت نیستند؛ بیشتر راهیاند برای طرح پرسشهایی دربارهٔ همزیستی، عادت و سازگاری با کسانی که جهان را از منظری دیگر میبینند. این گرما به معنای فقدان احساس نیست. حضور ارواح، بهطور طبیعی، یادآور زندگیهایی ناتمام و پیوندهایی است که زمان یا مرگ قطعشان کرده است.
سریال گاهی از دل همین زمینه به لحظههایی آرامتر میرسد؛ لحظههایی که در آنها کمدی مکث میکند و شخصیتها نه وسیلهای برای شوخی، بلکه موجوداتی با گذشته و نیازهای عاطفی به نظر میرسند. البته این وجه احساسی همیشه به یک اندازه پرداخت نمیشود و در بعضی قسمتها زیر فشار شتاب موقعیتهای کمیک کمرنگ میماند.
« حضور ارواح، بهطور طبیعی، یادآور زندگیهایی ناتمام و پیوندهایی است که زمان یا مرگ قطعشان کرده است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
محدودیت تکرار و پیشبینیپذیری فرمول مرکزی مجموعه روشن و انعطافپذیر است، اما همین روشنی میتواند به محدودیت بدل شود. از یک سو، تماشاگر خیلی زود میفهمد که شکاف میان آنچه سامانتا میداند و آنچه جی میتواند ببیند، چه نوع سوءتفاهمهایی میآفریند. از سوی دیگر، تفاوتهای شخصیتی ارواح نیز در صورت تکرار بیش از اندازه، به الگوهایی قابلپیشبینی تبدیل میشود.
هنگامی که شوخیها بارها بر ویژگی ثابت یک شخصیت یا ناتوانی مشابه ارواح تکیه میکنند، تازگی ایده کاهش مییابد. این مسئله در روایت نیز گاهی دیده میشود. مجموعه برای ادامهٔ حیات خود به موقعیتهایی تازه نیاز دارد، اما هر تغییر یا کشمکش تازه الزاماً به معنای گسترش عمیق شخصیتها نیست. پارهای از داستانها بیش از آنکه از منطق درونی شخصیتها زاده شوند، بهانهای برای بازآفرینی همان سازوکار کمیکاند.
در نتیجه، برخی قسمتها پرانرژی و سرگرمکنندهاند، اما برخی دیگر بیشتر حس آشنایی با نسخهای دیگر از شوخیهای قبلی را ایجاد میکنند. نسبت با نسخهٔ بریتانیایی «Ghosts» آمریکایی اقتباسی از مجموعهای بریتانیایی با همین نام است و این پیشینه، ناگزیر بر دریافت آن اثر میگذارد. نسخهٔ آمریکایی ایدهٔ محوری را حفظ میکند، اما برای مخاطب و فضای خودش بازآرایی میکند؛ بااینحال، در قیاس با نسخهٔ بریتانیایی ممکن است کمابتکارتر به نظر برسد.
بخشی از این احساس از آنجا میآید که بنیان اصلی ایده از پیش آزموده شده و بخشی دیگر به انتخابهای روایی بازمیگردد: روایت آمریکایی گاه به سمت شوخیهای فوری و قابلفهم میرود، در حالی که جسارت یا ظرافت لازم برای دگرگونکردن کامل مواد اولیه را کمتر نشان میدهد. البته این مقایسه نباید ارزش مستقل مجموعه را از نظر دور کند.
« از سوی دیگر، تفاوتهای شخصیتی ارواح نیز در صورت تکرار بیش از اندازه، به الگوهایی قابلپیشبینی تبدیل میشود. »
قوتها و کاستیها
«Ghosts» آمریکایی توانسته از ایدهٔ اقتباسشده فضایی گرم و گروهی دوستداشتنی بسازد و بازیگرانش به شخصیتها هویت اجرایی میبخشند. مسئله آن است که شباهت به سرچشمه، معیار مقایسه را بالا میبرد: هرچه نسخهٔ تازه بیشتر بر ساختارهای آشنا تکیه کند، مخاطبی که نسخهٔ اصلی را میشناسد، بیشتر در پی تفاوتی معنادار خواهد گشت.
جمعبندی «Ghosts» مجموعهای دلنشین است که نیروی خود را از ایدهای ساده اما ثمربخش میگیرد: زندگی مشترک زوجی با گروهی از ارواح رنگارنگ در عمارت روستایی. بازیگران هماهنگ، فضای خیالپردازانه و طنزی که از محدودیتهای ارواح و برخورد جهانهای متفاوت پدید میآید، آن را به کمدیای خوشتماشا تبدیل میکنند.
در مقابل، تکرار بعضی شوخیها، قابلپیشبینیشدن موقعیتها و محدود ماندن برخی شخصیتها به یک ویژگی ثابت، مانع آن میشود که مجموعه در همهٔ لحظهها به ظرفیت کامل ایدهاش برسد. بهترین بخشهای سریال زمانی شکل میگیرند که خنده با توجهی واقعی به شخصیتها همراه میشود و عمارت از محل وقوع شوخی به خانهای برای موجوداتی تنها و متفاوت بدل میگردد.
«Ghosts» در نهایت بیش از آنکه اثری نوآورانه در ژانر کمدی ماورایی باشد، تجربهای گرم و گروهمحور است؛ مجموعهای که با وجود نوسان در تازگی، از معاشرت با ساکنان نامتعارفش لذت میآفریند.



ثبت دیدگاه