نقد و بررسی
نقد Pussycat, Pussycat, I Love You | 1970
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
اثری میان کمدیِ هذیانی و آشفتگیِ روایی «Pussycat, Pussycat, I Love You» ساختهٔ Rod Amateau، کمدی آمریکایی سال ۱۹۷۰ است که ماجرای یک نمایشنامهنویس آمریکاییِ ساکن رم را دنبال میکند؛ مردی گرفتار نگرانی از طاسی، زناشوییِ رو به زوال و رابطهای ناسالم با روانپزشکی که خود به اندازهٔ بیمارانش آشفته به نظر میرسد.
این موقعیت، ظرفیت فراوانی برای هجو اضطراب مردانه، بحران رابطه و درمانگریِ قلابی دارد. فیلم اما بهجای آنکه این عناصر را به طنزی منسجم بدل کند، بیشتر به زنجیرهای از موقعیتهای پرهیاهو و اغراقآمیز بسنده میکند. از اینرو، تماشای فیلم تجربهای دوگانه است: از یک سو رنگوبو و انرژیِ کمدیهای سبکسرانهٔ اواخر دههٔ شصت را دارد؛ از سوی دیگر، دشوار میتوان میان ایدههای پراکندهاش رشتهای محکم یافت.
فیلم نه کاملاً به هجو اجتماعی نزدیک میشود و نه در قالب کمدی موقعیت، ضرباهنگی پایدار به دست میآورد. نتیجه اثری است که گاه با شور بصری و بازیهای پرتحرکش سرگرمکننده میشود، اما اغلب از کمبود انسجام و شوخیهای کماثر رنج میبرد. داستانی که از اضطراب به آشوب میرسد Fred Dobbs، با بازی Ian McShane، نمایشنامهنویسی است که برای رهایی از نگرانیهای شخصیاش به Dr.
Fahrquardt، روانپزشکی نامتعارف و مشکوک، مراجعه میکند. ترس از ریزش مو و نگرانی دربارهٔ زندگی مشترکش، محورهایی بالقوه بارورند: هر دو با تصویر فرد از خویشتن و هراس از دستدادن کنترل پیوند دارند. روانپزشک نیز میتوانست آینهای طنزآمیز از همین بیثباتی باشد؛ درمانگری که بهجای ساماندادن به ذهن بیمار، بر پیچیدگی آن میافزاید.
« این موقعیت، ظرفیت فراوانی برای هجو اضطراب مردانه، بحران رابطه و درمانگریِ قلابی دارد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
با این حال، فیلمنامه بهندرت این امکانها را به مسیر دراماتیک روشنی تبدیل میکند. ماجراها بیشتر بهانههایی برای انتقال از یک وضعیت مضحک به وضعیت بعدیاند تا گامهایی در تحول شخصیتها. آشفتگیِ جهان فیلم ظاهراً قرار است با آشفتگی ذهن Fred همخوان باشد، اما این همخوانی بهجای آنکه عمق یا انسجام ایجاد کند، اغلب خود را به بینظمی محض نزدیک میکند.
تماشاگر میتواند بفهمد شخصیتها پریشاناند؛ دشوارتر آن است که بداند فیلم از این پریشانی چه معنایی میسازد. کمدیِ اغراق و مسئلهٔ ضرباهنگ طنز فیلم بر اغراق، تکرار و واکنشهای نمایشی متکی است. این شیوه، در صورتی که زمانبندی دقیق و تصاعدی حسابشده داشته باشد، میتواند به کمدیِ هذیانی و رهاییبخشی بینجامد.
اما شوخیهای «Pussycat, Pussycat, I Love You» غالباً پیش از آنکه به اوج برسند، فرسوده میشوند. موقعیتهای کمیک کش میآیند و تکرار، بهجای آنکه خنده را تقویت کند، گاه ضعف ایدهٔ اولیه را آشکارتر میسازد. فیلم از تماشاگر میخواهد با لحن بازیگوش و بیقاعدهاش همراه شود، اما برای این همراهی ابزار کافی فراهم نمیکند.
میان شوخیها و واکنشها رابطهای دقیق شکل نمیگیرد و بسیاری از لحظات بهجای آنکه از شخصیت یا منطق صحنه برخیزند، صرفاً برای جلب توجه به کار میروند. به همین دلیل، حتی وقتی فیلم بهسرعت از یک موقعیت به موقعیت دیگر میجهد، سرعتش الزاماً به معنای سرزندگی نیست؛ شتاب گاه تنها پوششی بر ناتوانی روایت در ایجاد پیوند است.
« با این حال، فیلمنامه بهندرت این امکانها را به مسیر دراماتیک روشنی تبدیل میکند. »
شخصیتها و اجرا
رم؛ زمینهای زندهتر از روایت یکی از امتیازهای محسوس فیلم، استفاده از رم و فضای رنگارنگ آن است. شهر در قاب فیلم حضوری پرجنبوجوش دارد و به اثر جلوهای دیدنی و سبکبال میبخشد. رنگها، فضاهای شهری و حالوهوای اروپایی، کیفیتی آراسته و سرزنده ایجاد میکنند که با اضطرابهای کوچک و روزمرهٔ قهرمان در تضاد است.
رم در اینجا صرفاً محل وقوع ماجرا نیست؛ گویی خود به عرصهای برای فرار، وسوسه و حواسپرتی بدل میشود. با این همه، فیلم از این زمینه بهطور کامل بهره نمیگیرد. شهر بیشتر نقش دکور جذاب را دارد تا نیرویی مؤثر در جهان داستان. حضور رم میتوانست تفاوت نگاه یک آمریکاییِ دور از خانه را برجسته کند یا میان چشمانداز بیرونی و بحران درونی شخصیت تقابلی معنادار بسازد؛ اما فیلمنامه این مسیر را پی نمیگیرد.
بنابراین، جلوهٔ دیداری و حالوهوای مکانی از بخشهایی از فیلم دلپذیرتر است، بیآنکه به انسجام روایی آن یاری چندانی برساند. بازیها؛ انرژی در برابر شخصیتپردازی Ian McShane با انرژی و آمادگی برای کمدی اغراقآمیز، یکی از دلایل اصلی زندهماندن لحظات فیلم است. او میکوشد از Fred شخصیتی متحرک و واکنشپذیر بسازد؛ مردی که اضطرابش در رفتار و حضور جسمانیاش نمود پیدا میکند.
بازی او از حیث تعهد به لحن اثر قابل توجه است، اما مواد خامی که فیلمنامه در اختیارش میگذارد محدود میماند. Fred بیشتر در معرض اتفاقهاست تا آنکه مسیر شخصیتی روشنی را طی کند، و همین امر دامنهٔ اثرگذاری بازیگر را تنگ میکند. Severn Darden نیز در نقش روانپزشک، به سوی اغراق و آشوب میرود؛ حضوری که میتوانست مرکز ثقل کمدی باشد، اما بهدلیل دیالوگهای سطحی و ساختار سست موقعیتها، بهندرت به طنزی ماندگار میرسد.
« رم؛ زمینهای زندهتر از روایت یکی از امتیازهای محسوس فیلم، استفاده از رم و فضای رنگارنگ آن است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
دیگر بازیگران نیز در نقشهایی قرار گرفتهاند که بیشتر کارکرد موقعیتی دارند تا شخصیتمحور. مشکل نه فقدان توانایی بازیگران، بلکه ناتوانی فیلمنامه در ساختن آدمهایی است که ورای شوخی یا کنش لحظهای، قابلدرک و بهیادماندنی باشند. موسیقی و لحن شنیداری فیلم موسیقی Lalo Schifrin از عناصر مؤثر فیلم است.
آهنگسازی او به صحنهها تحرک و سبکی میدهد و در جاهایی کیفیتی بازیگوشانه میآفریند که با حالوهوای کمدی اثر سازگار است. موسیقی گاه همان روانی و جذابیتی را فراهم میکند که روایت از ایجادش بازمیماند: صحنه را سرزندهتر میسازد و به آشفتگی آن لحن مشخصی میبخشد. اهمیت این موسیقی در آن است که فقط همراهیِ پسزمینه نیست؛ بخشی از هویت شنیداری فیلم را میسازد.
بااینحال، موسیقی نمیتواند مسئلهٔ بنیادی اثر را حل کند. وقتی شوخیها به تکرار و اغراق متکیاند و روایت میان موقعیتها پیوند روشنی نمیسازد، جذابیت صوتی بیش از آنکه ضعفها را برطرف کند، تضاد میان تواناییهای فنی فیلم و کمبودهای نوشتاریاش را به چشم میآورد. نسبت فیلم با کمدیهای زمانهٔ خود «Pussycat, Pussycat, I Love You» در فضایی ساخته شده که کمدیهای جنسی و هجوهای سبکسرانه، از رنگهای تند و موقعیتهای نامتعارف برای برهمزدن قواعد مرسوم استفاده میکردند.
فیلم میکوشد از این آزادیِ ظاهری بهره بگیرد و با روایتی بیقرار، شخصیتهای نامتعادل و موقعیتهای افراطی، حس بیپروایی بسازد. اما آزادیِ فرمی، بهتنهایی، جایگزین دقت در نوشتن نمیشود. آشفتگی زمانی خلاقانه است که نظمی پنهان یا منطق طنزی مشخص پشت آن قرار داشته باشد؛ اینجا آن منطق غالباً مبهم میماند.
« دیگر بازیگران نیز در نقشهایی قرار گرفتهاند که بیشتر کارکرد موقعیتی دارند تا شخصیتمحور. »
قوتها و کاستیها
عنوان و جایگاه فیلم در پیوند با «What's New, Pussycat?» نیز انتظاری دربارهٔ ادامهٔ همان جهان کمدی ایجاد میکند، در حالی که فیلم بیش از آنکه دنبالهای شخصیتمحور باشد، بر استفاده از نام و حالوهوای آشنای آن تکیه دارد. این فاصله میان انتظار و آنچه اثر عرضه میکند، بخشی از تجربهٔ تماشاست: فیلم میخواهد خود را در قلمرو کمدیِ پرتحرک و جسور قرار دهد، اما کمبود انسجام و ظرافت، مانع از آن میشود که هویت مستقل و محکمی پیدا کند.
جمعبندی «Pussycat, Pussycat, I Love You» فیلمی است که جذابیتهایش بیشتر در سطح فضا، موسیقی و انرژی بازیها باقی میماند. رمِ رنگارنگ، موسیقی خوشذوق Lalo Schifrin و آمادگی Ian McShane برای همراهی با کمدی اغراقآمیز، لحظاتی سرگرمکننده پدید میآورند. بااینحال، روایت پراکنده، شوخیهای کشدار و شخصیتپردازی کمعمق، اجازه نمیدهند این امتیازها به تجربهای یکپارچه بدل شوند.
تماشای فیلم برای علاقهمندان به کمدیهای نامتعارفِ آن دوره میتواند ارزش کنجکاوی داشته باشد؛ بهویژه برای دیدن نمونهای از سینمایی که آشفتگی را با سرزندگی اشتباه میگیرد، اما در همان آشفتگی نشانههایی از سلیقهٔ بصری و شور اجرایی دارد. در نهایت، اثر بیش از آنکه کمدیای موفق باشد، یادگاری رنگارنگ و نابرابر از دورهای است که جسارتِ بیقاعده را میآزمود، بیآنکه همیشه بداند چگونه آن را به طنزی ماندگار تبدیل کند.



ثبت دیدگاه