نقد و بررسی
نقد خوره کتاب 2024 (Bookworm) | 2024
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
قصهای میان افسانه و واقعیت «Bookworm» به کارگردانی Ant Timpson، ماجراجویی کوچکی را به بستری برای روایت یک رابطهی خانوادگی نیمهتمام بدل میکند. میلدرد، دختر یازدهسالهای کتابخوان و مصمم، پس از بستریشدن مادرش ناچار میشود با پدری روبهرو شود که سالها از زندگی او دور بوده است: استراون وایز، شعبدهبازی آمریکایی که بیش از آنکه پدری جاافتاده باشد، مردی گیج و نامطمئن به نظر میرسد.
سفر این دو برای یافتن پلنگ افسانهای کانتربری، در ظاهر طرحی ماجراجویانه دارد، اما نیروی اصلی فیلم نه در شکار موجودی اسطورهای، بلکه در فاصلهای است که باید میان پدر و دختر پیموده شود. فیلم از همان ابتدا روشن میکند که قرار نیست با حماسهای پرحادثه و بیوقفه روبهرو باشیم. سفر به طبیعت، بیش از آنکه رشتهای از خطرهای نفسگیر باشد، بهانهای است برای کنار هم قرار گرفتن دو شخصیت ناسازگار.
جستوجوی پلنگ، همچون افسانهای که هم میتواند حقیقت داشته باشد و هم صرفاً رؤیایی کودکانه باشد، به داستان کیفیتی دوپهلو میدهد: هدفی بیرونی که در نهایت اهمیتش از معنای عاطفیِ خود سفر کمتر است. میلدرد؛ کودکی که نقش بزرگسال را پذیرفته است میلدرد صرفاً دخترکی شیفتهی کتاب و افسانه نیست.
او ذهنی تیزبین، زبانی دقیق و استقلالی چشمگیر دارد؛ اما این ویژگیها گاهی به سپری بدل میشوند که پشت آن نگرانی و آسیبپذیریاش را پنهان میکند. او عادت کرده اوضاع را بفهمد، مسئلهها را حل کند و حتی از بزرگترها انتظار داشته باشد که به راهنماییاش نیاز پیدا کنند. همین وارونگی نقشها، یکی از سرچشمههای طنز و در عین حال اندوه فیلم است: کودکی که گویی زودتر از موعد مسئولیت جهان پیرامونش را به دوش گرفته است.
« فیلم از همان ابتدا روشن میکند که قرار نیست با حماسهای پرحادثه و بیوقفه روبهرو باشیم. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
Nell Fisher در این نقش حضوری مطمئن و زنده دارد. بازی او به میلدرد هوش و غرور میبخشد، بیآنکه شخصیت را به تصویری تکبعدی از «کودک نابغه» فروبکاهد. در چهره و لحنش میتوان هم بیحوصلگی نسبت به بزرگسالان را دید و هم نیاز پنهانش به همراهی و اعتماد. فیلم برای باورپذیرشدن رابطهی میان این دختر و پدر ناتوانش، بیش از هر چیز به همین اجرای محکم تکیه میکند؛ اجرایی که شخصیت را در مرز میان خوداتکایی و تنهایی نگه میدارد.
استراون و بازیِ پدرشدن استراون شخصیتی است که حتی واژههای مربوط به حرفهاش را با حساسیت انتخاب میکند و ترجیح میدهد «توهمپرداز» خوانده شود، نه شعبدهباز. این وسواس ظاهری، بخشی از هویت نمایشی و ناپایدار اوست: مردی که میخواهد تصویر خاصی از خود بسازد، اما در موقعیت واقعیِ پدریکردن چندان مهارت ندارد.
ورود او به زندگی میلدرد نه به شکلی قهرمانانه، بلکه با دستپاچگی و ناهماهنگی همراه است؛ و همین نابلدی، در کنار غیبت طولانیاش، میدان اصلی تنش عاطفی فیلم را میسازد. Elijah Wood استراون را با آمیزهای از شوخطبعی، خودنمایی و اندوه آرام بازی میکند. او شخصیت را به پدری صرفاً مضحک بدل نمیسازد؛ در پشت ظاهر نامتعارف و رفتارهای کودکانهاش، مردی دیده میشود که میخواهد در لحظهی لازم بهتر از گذشتهاش عمل کند، اما هنوز نمیداند چگونه.
پویایی میان او و میلدرد زمانی بهترین کارکرد را دارد که فیلم بهجای توضیحدادن احساسات، تضاد رفتارهایشان را به نمایش میگذارد: یکی بیش از حد حسابگر و آماده، دیگری بیش از حد آشفته و بداههپرداز. کمدیِ ناهماهنگی و لحن قصهگو «Bookworm» از طنزی خشک و نامتعارف بهره میبرد؛ طنزی که نه بر شوخیهای پیدرپی، بلکه بر جدیت بیش از اندازهی میلدرد در برابر بیدستوپایی استراون بنا شده است.
« Nell Fisher در این نقش حضوری مطمئن و زنده دارد. »
شخصیتها و اجرا
موقعیتهای کمیک از فاصلهی میان دانایی و تجربه، برنامهریزی و بداهه، و تصویر پدرانهای که استراون دوست دارد از خود ارائه کند با عملکرد واقعیاش شکل میگیرند. این تقابل، به فیلم گرمایی دلنشین میدهد و باعث میشود لحظههای احساسیاش کمتر به احساساتیگری آشکار نزدیک شوند. با این حال، لحن اثر همیشه یکدست نیست.
گاه فیلم از شوخیِ لطیف به موقعیتهایی تاریکتر یا پرخطرتر نزدیک میشود و سپس دوباره به حالوهوای قصهای خانوادگی بازمیگردد. این نوسان به بخشی از ویژگی نامتعارف فیلم تبدیل شده، اما ممکن است برای برخی تماشاگران گسسته به نظر برسد. داستان میخواهد هم عجیب و کمی هراسآور باشد، هم گرم و مناسب تماشای خانوادگی؛ حاصل، فیلمی است که شخصیت مستقل خود را دارد، ولی در همهی لحظات نمیتواند این دو وجه را کاملاً در تعادل نگه دارد.
طبیعت نیوزیلند؛ حضوری زیبا، نه همیشه پرتنش فضای طبیعی نیوزیلند از مهمترین عناصر بصری فیلم است. چشماندازهای سرسبز و گسترده، به سفر پدر و دختر حس دوری از زندگی روزمره میدهند و با خیالپردازیِ جستوجوی پلنگ پیوند میخورند. طبیعت در اینجا صرفاً پسزمینهای برای گفتوگوها نیست؛ گسترهای است که شخصیتها را از عادتهای معمولشان جدا میکند و آنها را وامیدارد کنار یکدیگر بمانند.
قاببندیهای آرام و گاه حسابشده، به برخی صحنهها کیفیت تصویرهای یک کتاب مصور را میبخشند. اما زیبایی منظره همیشه به معنای هیجان ماجراجویی نیست. فیلم گاهی بیش از آنکه خطر طبیعت را به تجربهای ملموس بدل کند، از آن برای ساختن فضایی دلپذیر استفاده میکند. در نتیجه، سفر به دل طبیعت الزاماً ضرباهنگی تند یا حس کشف مداوم ایجاد نمیکند.
« این نوسان به بخشی از ویژگی نامتعارف فیلم تبدیل شده، اما ممکن است برای برخی تماشاگران گسسته به نظر برسد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
تماشاگرانی که انتظار ماجرایی پرتعلیق و پرحادثه دارند، ممکن است احساس کنند فیلم بیش از اندازه در گفتوگو و تعامل شخصیتها مکث میکند؛ حال آنکه همین مکثها برای کسانی که به رابطهی انسانی علاقهمندند، بخشی از جذابیت اثر خواهد بود. ریتم، شخصیتهای فرعی و ناهمواریهای روایت ساختار فیلم در بخشهایی به نمایش دونفرهای در فضای باز نزدیک میشود: دو شخصیت اصلی در کنار هم راه میروند، حرف میزنند و بهتدریج از نقشهای اولیهشان فاصله میگیرند.
این تمرکز به صمیمیت روایت کمک میکند، اما گاهی باعث میشود صحنهها بیش از اندازه کش بیایند. بعضی گفتوگوها نکتهی عاطفی یا طنزآمیز تازهای به رابطه نمیافزایند و فیلم برای حفظ حالوهوای خود، بیش از نیاز در همان وضعیت باقی میماند. در چنین لحظههایی، ضرباهنگ آرام اثر از مکثی سنجیده به کندی نزدیک میشود.
شخصیتهای فرعی و برخوردهای پیشبینیناپذیر، فرصتی برای برهمزدن این ریتم فراهم میکنند، ولی همهی آنها به یک اندازه پرداختشده یا متقاعدکننده نیستند. برخی طراحیهای ظاهری و انتخابهای مربوط به گریم و پوشش نیز میتوانند عامدانه اغراقآمیز به نظر برسند؛ با اینهمه، این اغراق همیشه به طنز یا جهان ویژهی فیلم خدمت نمیکند و گاهی توجه را از خود صحنه میگیرد.
فیلم در بهترین لحظاتش از همین غرابت برای ساختن فضایی مستقل بهره میبرد؛ در لحظات ضعیفتر، غرابت به آرایهای بیرونی بدل میشود که انسجام چندانی به روایت نمیدهد. زیرمتن عاطفی؛ از جستوجوی جانور تا جستوجوی اعتماد جذابیت اصلی «Bookworm» در این است که ماجرای یافتن پلنگ را با نیاز شخصیتها به یافتن راهی برای نزدیکشدن به یکدیگر گره میزند.
« این تمرکز به صمیمیت روایت کمک میکند، اما گاهی باعث میشود صحنهها بیش از اندازه کش بیایند. »
قوتها و کاستیها
میلدرد با هدفی عملی و مشخص راهی سفر میشود و استراون نیز فرصتی پیدا میکند تا برای نخستین بار مسئولیتی را که مدتها از آن دور بوده، جدی بگیرد. بااینحال، فیلم رابطهی پدر و دختر را به آشتیای فوری و آسان تقلیل نمیدهد. گذشتهی مشترک آنها، یا دقیقتر، فقدانِ تجربهی مشترک، میانشان فاصلهای واقعی ایجاد کرده است و اعتماد باید در رفتارهای کوچک شکل بگیرد.
در این معنا، افسانهی پلنگ هم نمادی از تخیل کودکانه است و هم ابزاری برای حرکت داستان. مهمتر از آنکه این موجود چه جایگاهی در واقعیت داشته باشد، این است که هر دو شخصیت میتوانند برای مدتی در پی چیزی واحد باشند. سفر، اختلافهایشان را پاک نمیکند؛ اما امکان میدهد در کنار اختلاف، نوعی همکاری و توجه متقابل را تجربه کنند.
فیلم در همین ظرافتها صادقتر و اثرگذارتر است تا در تلاش برای ساختن لحظههای بزرگ و احساساتی. جمعبندی «Bookworm» فیلمی گرم، بازیگوش و اندکی نامتعارف است که ماجراجویی در طبیعت را به روایتی دربارهی پدری نابلد و دختری زودبالغ پیوند میزند. اجرای Nell Fisher و Elijah Wood، تضاد شیرین میان شخصیتهای اصلی و چشماندازهای زیبای نیوزیلند، مهمترین دلایل همراهی با فیلماند.
در مقابل، کندی برخی بخشها، محدودماندن هیجان سفر و ناهماهنگی گاهبهگاه لحن، مانع از آن میشوند که ماجرا به تجربهای کاملاً پرکشش بدل شود. این اثر بیش از آنکه برای تماشاگرِ مشتاق یک ماجراجویی پرحادثه ساخته شده باشد، برای کسی مناسب است که از رابطهمحوری، طنز خشک و قصههای خانوادگیِ اندکی کجومعوج لذت میبرد.
« بااینحال، فیلم رابطهی پدر و دختر را به آشتیای فوری و آسان تقلیل نمیدهد. »
جمعبندی
فیلم شاید همیشه شگفتزده نکند، اما در بهترین لحظاتش با مهربانی یادآوری میکند که نزدیکشدن به دیگری، گاهی نه با گفتن جملههای بزرگ، بلکه با پذیرفتنِ نابلدی و ماندن در کنار هم آغاز میشود.



ثبت دیدگاه