نقد و بررسی
نقد Free Hand for a Tough Cop | 1976
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جنایتکاران، پلیس و معاملهای نامتعارف «Free Hand for a Tough Cop» ساختهٔ اومبرتو لنزی، در ظاهر با موقعیتی آشنا آغاز میشود: دخترکی بیمار ربوده شده و کمیسر سارتی برای نجات او باید پیش از آنکه زمان از دست برود، به آدمربایان برسد. اما راهی که فیلم برای پیشبرد این تعقیب انتخاب میکند، از همان ابتدا آن را از یک پلیسیِ متعارف جدا میسازد.
سارتی بهجای اتکا به سازوکار رسمی، خلافکاری خردهپا را از زندان بیرون میآورد و از شناخت او نسبت به جهان زیرزمینی بهره میگیرد. این تصمیم، موتور اصلی روایت است و همزمان پرسشی اخلاقی را پیش میکشد: وقتی قانون در برابر اضطرار کند یا ناتوان به نظر میرسد، تا کجا میتوان برای رسیدن به نتیجه از همان نیروهایی کمک گرفت که قانون با آنها مبارزه میکند؟
فیلم پاسخ نظری و روشنی به این پرسش نمیدهد؛ بیشتر آن را بهانهای برای حرکت، برخورد و موقعیتهای پرتنش میکند. این انتخاب با سنت سینمای جنایی عامهپسند ایتالیا در دههٔ هفتاد سازگار است؛ سنتی که در آن پلیس، خلافکار و شهر، اغلب در مرزهای اخلاقی لغزان حرکت میکنند. با این حال، اثر لنزی بیش از آنکه بخواهد تصویری دقیق و منسجم از نهاد قانون بسازد، بر نیروی سرگرمکنندهٔ زوج ناهمگون خود تکیه دارد.
تعقیبی که میان اضطراب و سرگرمی نوسان میکند ربودهشدن دختری که به درمان فوری نیاز دارد، هستهای جدی و بالقوه تلخ برای داستان فراهم میآورد. محدودیت زمانی، بهطور طبیعی میتواند تعلیق بسازد: هر مکث و انحرافی در مسیر جستوجو باید هزینهای داشته باشد. فیلم نیز بارها به این فوریت بازمیگردد، اما همیشه از آن برای فشردهتر کردن درام استفاده نمیکند.
« اما راهی که فیلم برای پیشبرد این تعقیب انتخاب میکند، از همان ابتدا آن را از یک پلیسیِ متعارف جدا میسازد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
گاه ماجرا به مسیرهایی فرعی میرود و روایت، بهجای آنکه فشار موقعیت را افزایش دهد، با حادثهای تازه یا برخوردی کمیک توجه را به سوی دیگری میکشاند. این نوسان، یکی از ویژگیهای تعیینکنندهٔ فیلم است. «Free Hand for a Tough Cop» میان تریلر جنایی، اکشن و کمدی رفتوآمد میکند و حاضر نیست هیچیک از این لحنها را کاملاً کنار بگذارد.
نتیجه، اثری است که از یکسو نمیخواهد رنج و خطر دختر ربودهشده را بیاهمیت جلوه دهد و از سوی دیگر، قهرمان خود را با شوخی و زبان تند به مرکز سرگرمی بدل میکند. این دوگانگی گاه به فیلم سرزندگی میبخشد، اما در لحظاتی نیز از شدت اضطراب میکاهد و اجازه نمیدهد خطر عاطفی ماجرا تا پایان در ذهن تماشاگر باقی بماند.
توماس میلیان و نیروی یک شخصیت ناسازگار حضور توماس میلیان در نقش سرجو مارازی، معروف به «اِر مونتسا»، برجستهترین جاذبهٔ فیلم است. مارازی نه کارآگاهی زیرک با خونسردی کلاسیک است و نه خلافکاری هولناک که صرفاً برای ایجاد خطر در داستان حضور داشته باشد. او شخصیتی پرحرف، خودنما و بیاعتنا به تشریفات است؛ کسی که با زبان و رفتار نامنظمش، نظم سخت و جدی سارتی را پیوسته به هم میزند.
همین تضاد، سرچشمهٔ اصلی انرژی کمدی فیلم میشود. میلیان نقش را به مجموعهای از اداهای تصادفی فرو نمیکاهد. پشت شوخیها و اغراقهای مارازی، بازیگری حضور دارد که میداند چگونه با تغییر ناگهانی لحن، شخصیت را از یک بذلهگو به انسانی قابلباور بدل کند. او در برابر سارتی بهانه میتراشد و زباندرازی میکند، اما در مواجهه با خطر واقعی، حضوری فعال و گاه صمیمانه دارد.
« این نوسان، یکی از ویژگیهای تعیینکنندهٔ فیلم است. »
شخصیتها و اجرا
این تغییر، باعث میشود تماشاگر نه فقط به شوخیهای او بخندد، بلکه رابطهاش را با گروه خلافکارانی که گرد هم میآیند نیز دنبال کند. البته تمرکز بر مارازی گاهی چنان پررنگ میشود که سهم دیگر اجزای فیلم را کمرنگ میکند. هرجا او در مرکز قاب نیست، روایت باید با ابزارهای دیگری انرژی خود را حفظ کند؛ کاری که همیشه به همان اندازه موفق از آب درنمیآید.
با این همه، نقشآفرینی میلیان نیرویی است که بسیاری از لغزشهای فیلمنامه را برای تماشاگر قابلتحمل میکند. سارتی و گروهی که مرز قانون را جابهجا میکنند کمیسر سارتی، با بازی کلودیو کاسینلی، نقطهٔ مقابل مارازی است. او سختگیر، مصمم و کمحرفتر است؛ پلیسی که ارادهاش برای نجات کودک، او را به استفاده از روشی غیرمتعارف میکشاند.
کاسینلی در نقش «مرد جدی» زوج، به فیلم تکیهگاهی لازم میدهد و نمیگذارد همهچیز به نمایش پرهیاهوی میلیان تبدیل شود. جدیت او در کنار آشفتگی مارازی، رابطهای میسازد که بیش از دوستیِ معمولی بر ضرورت و بیاعتمادیِ موقت استوار است. اما سارتی نیز قهرمانی بیتردید و بیمسئله نیست. تصمیم او برای بهکارگرفتن مجرم، معنای سادهای ندارد: او از یک سو نمایندهٔ قانون است و از سوی دیگر، برای پیشبرد کار از مرزهای آن عبور میکند.
فیلم این تناقض را به بحثی عمیق دربارهٔ عدالت و اختیار پلیس تبدیل نمیکند، ولی آن را در ساختار ماجرا زنده نگه میدارد. گروهی از خلافکاران نیز به مسیر او و مارازی میپیوندند و همین همپیمانی موقت، ترکیب غریبی از تهدید و طنز میآفریند. حضور چهرههایی چون هنری سیلوا در سوی مقابل، به تعقیب وجهی تیرهتر میدهد؛ بااینحال، رفتوآمد شخصیتهای فرعی همیشه به اندازهای روشن و منظم نیست که جای هرکدام در شبکهٔ ماجرا بیابهام بماند.
« البته تمرکز بر مارازی گاهی چنان پررنگ میشود که سهم دیگر اجزای فیلم را کمرنگ میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
جغرافیای جنایی با طعم وسترن اسپاگتی از جذابیتهای فیلم، پیوند فضای پلیسی با حالوهوایی است که یادآور وسترن اسپاگتی است. این تأثیر فقط به ظاهر یا چند نشانهٔ تصویری محدود نمیشود؛ فیلم گاهی شخصیتها را در فضایی قرار میدهد که در آن قانون اقتدار مطلق ندارد و بقا، جسارت و واکنش سریع تعیینکنندهتر از تشریفات رسمی است.
در چنین جهانی، تعقیب مجرمان بیشتر به رویارویی میان آدمهایی با قواعد شخصی خودشان شباهت پیدا میکند تا حلوفصل منظمی که در یک داستان کارآگاهی کلاسیک انتظار میرود. این رنگوبو به فیلم هویت میدهد و فضای آن را از جنایی شهریِ یکدست متمایز میکند. موسیقی برونو کانفورا نیز در تقویت این حس سهم دارد: آنچه به یاد میماند، فقط همراهی خنثی با تصویر نیست، بلکه بخشی از لحن پرتحرک و گاه بازیگوش فیلم است.
در صحنههای پرحادثه، موسیقی به حرکت نیرو میدهد و به تعقیبها و درگیریها حسی نمایشی میبخشد. گاهی همین اغراق صوتی و تصویری، یادآور میشود که فیلم بیش از واقعگرایی تلخ، به دنبال تجربهای ژانری و پرهیجان است. فیلمنامه؛ شتاب، تصادف و افتوخیز تمرکز محدودیت اصلی اثر در چگونگی پیوند دادن رویدادها به یکدیگر است.
خط اصلی ساده و قابلفهم است، اما برخی گامهای مسیر با چنان سرعتی رخ میدهند که باورپذیری قربانی شتاب روایت میشود. گاهی برخوردها و اطلاعات تازه، بیش از آنکه از انتخابهای شخصیتها نتیجه شوند، به نظر میرسد برای باز نگهداشتن جریان حادثه وارد داستان شدهاند. چنین تصادفهایی در سینمای ژانری لزوماً نقصی نابخشودنی نیستند، اما وقتی تعدادشان بالا میرود، تماشاگر ممکن است بهجای دنبالکردن منطق تعقیب، صرفاً منتظر اتفاق بعدی بماند.
« این رنگوبو به فیلم هویت میدهد و فضای آن را از جنایی شهریِ یکدست متمایز میکند. »
قوتها و کاستیها
چندپارگی در شخصیتهای فرعی نیز این دشواری را تشدید میکند. گروه خلافکاران بالقوه میتواند منبعی غنی از تفاوتهای رفتاری و برخوردهای طنزآمیز باشد، اما فرصت پرداخت همهٔ افراد یکسان نیست. بعضی چهرهها با سرعت وارد میشوند و پیش از آنکه جایگاه روشنی در ذهن تماشاگر پیدا کنند، از مرکز توجه کنار میروند.
این امر گاهی پیگیری رابطهها و انگیزهها را دشوار میکند و از انسجام بخشهایی از فیلم میکاهد. در عوض، ریتم پرحادثه نمیگذارد این ضعفها به رکودی طولانی تبدیل شوند؛ فیلم معمولاً پیش از آنکه مکث کند، خود را به موقعیتی تازه میرساند. طنز و خشونت در یک قاب طنز فیلم عمدتاً از برخورد جهانبینی مارازی با جدیت سارتی و از رفتارهای اغراقآمیز گروه خلافکاران سرچشمه میگیرد.
این کمدی میتواند فیلم را از خشونت یکنواخت آثار جنایی دور کند و به شخصیتها کیفیتی زنده و بهیادماندنی بدهد. اما همین شوخیها همیشه با موضوع مرکزی داستان همخوان نیستند. وقتی مسئله نجات کودکی بیمار است، خندهٔ پیاپی ممکن است وزن اخلاقی موقعیت را سبک کند یا تماشاگر را از نگرانی اصلی دور سازد.
این ناهمخوانی را میتوان هم کاستی دانست و هم انتخابی آگاهانه در ساخت لحن. فیلم به دنبال یکپارچگی تراژیک نیست؛ از تماشاگر میخواهد خشونت، شوخی و هیجان را در کنار هم بپذیرد. برای برخی، این آمیزش بخشی از جذابیت سینمای عامهپسند آن دوره است؛ برای برخی دیگر، لحظههایی را میسازد که کمدی در آنها از حد میگذرد و تعلیق فرو مینشیند.
« چندپارگی در شخصیتهای فرعی نیز این دشواری را تشدید میکند. »
جمعبندی
«Free Hand for a Tough Cop» در این زمینه مصالحه نمیکند و به همین دلیل، واکنش به لحنش بیش از هر چیز به میزان علاقهٔ تماشاگر به اغراق ژانری بستگی دارد. جمعبندی «Free Hand for a Tough Cop» فیلمی است که ارزش اصلی خود را در انرژی بازیها، زوج نامتعارف سارتی و مارازی، گروه خلافکاران و آمیزش جنایی با حالوهوای وسترن اسپاگتی پیدا میکند.
توماس میلیان حضوری چنان چشمگیر دارد که حتی وقتی فیلمنامه از تمرکز میافتد، فیلم همچنان نیرویی برای پیشرفتن در اختیار دارد. در سوی دیگر، روایت گاه بیش از اندازه به تصادف متکی است و شوخیهای اغراقآمیزش میتوانند از جدیت ماجرای ربایش بکاهند. با وجود این نارساییها، اثر تماشایی پرجنبوجوش و شخصیتمحور است؛ فیلمی که قوتش نه در ظرافت روایی یا واقعگرایی کامل، بلکه در برخورد لحنها و بازیگرانش قرار دارد.
برای علاقهمندان به سینمای جنایی ایتالیای دههٔ هفتاد، تجربهای سرگرمکننده و آشناییساز با یکی از نقشهای شاخص میلیان است؛ تجربهای که بهترین لحظههایش را از ناسازگاری میان پلیس منضبط و خلافکار زباندراز میگیرد، بیآنک



ثبت دیدگاه