نقد و بررسی
نقد Femme | 2023
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
چهرهها، نقشها و قدرت «Femme» ساختهٔ Sam H. Freeman و Ng Choon Ping، تریلری بریتانیایی است که از دل تقابل دو مرد، پرسشی اخلاقی و عاطفی میسازد: آیا میتوان با نزدیکشدن به کسی که به ما آسیب زده، او را وادار به مواجهه با خشونتش کرد، بیآنکه خود در همان خشونت گرفتار شویم؟ ژول، هنرمند درگِ ساکن لندن، پس از حملهای خشن از صحنه کنار میرود و در انزوا فرو میرود.
ماهها بعد، مهاجمش پرستون را در سونایی مردانه میبیند؛ پرستون او را بهجا نمیآورد و ژول فرصتی برای انتقام مییابد. فیلم این موقعیت را نه صرفاً بهعنوان نقشهای حسابشده، بلکه چون رابطهای ناپایدار و آکنده از تناقض پیش میبرد: میل و ترس، آسیبپذیری و سلطه، نزدیکی و تهدید همزمان در آن حضور دارند.
اثر از همان ابتدا روشن میکند که این پیوند قرار نیست بهآسانی در قالبهای آشنای عاشقانه یا جنایی جای بگیرد. انتقام؛ از خیال تا هزینه نقطهٔ عزیمت فیلم، انتقامی است که در نگاه نخست ساده به نظر میرسد: قربانی کنترل اوضاع را به دست میگیرد و مهاجم را در موقعیتی آسیبپذیر قرار میدهد.
« چهرهها، نقشها و قدرت «Femme» ساختهٔ Sam H. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
اما «Femme» بهدرستی از تبدیل این طرح به یک فانتزیِ پیروزی آسان پرهیز میکند. ژول ممکن است با هدفی روشن وارد رابطه شود، اما هرچه شناختش از پرستون بیشتر میشود، مرز میان اجرای نقشه و درگیری عاطفی مخدوشتر میگردد. انتقام در اینجا راهی برای بازپسگیری قدرت است، اما قدرتی که بهسرعت با پرسشهایی دشوار روبهرو میشود: آیا افشای دیگری عدالت است یا شکلی تازه از خشونت؟
آیا همدلی با کسی که مرتکب آزار شده، به معنای کمرنگکردن آسیب قربانی است؟ فیلم در پرورش این پرسشها موفقتر از پاسخدادن به آنهاست. تماشاگر را به موضعی آسوده دعوت نمیکند و از او نمیخواهد یکی از دو شخصیت را بیچونوچرا محکوم یا تبرئه کند. بااینحال، پیچیدگی اخلاقی گاهی به بهای وضوح دراماتیک تمام میشود: داستان در بعضی لحظات میان تریلر انتقامی، درام روانشناختی و رابطهای عاطفی در نوسان میماند و همهٔ این مسیرها را با نیروی یکسان دنبال نمیکند.
بازیهایی در مرز آسیبپذیری و تهدید بار اصلی فیلم بر دوش Nathan Stewart-Jarrett و George MacKay است؛ بازیگرانی که رابطهٔ پرتنش میان ژول و پرستون را با تغییرهای ظریف در رفتار، مکث و نگاه زنده میکنند. Stewart-Jarrett ژول را به قربانیای منفعل فرو نمیکاهد. درونگرایی و عقبنشینی او از صحنه، بخشی از زخمی است که هنوز بهبود نیافته، اما در برابر آن، میل به کنترل و بازسازی خویش نیز حضور دارد.
« اما «Femme» بهدرستی از تبدیل این طرح به یک فانتزیِ پیروزی آسان پرهیز میکند. »
شخصیتها و اجرا
بازی او تفاوت میان اعتمادبهنفسِ اجرا و آسیبپذیریِ فردی را ملموس میسازد، بیآنکه این دو را دو شخصیت جداگانه جلوه دهد. MacKay نیز پرستون را تنها به هیولایی خشن یا قربانیِ شرایط تبدیل نمیکند. در او نوعی تناقض مدام دیده میشود: خشونت بیرونی با اضطراب پنهان، و خودنمایی با ناتوانی در بیان میل و هویت شخصی درهم میآمیزد.
این بازی به فیلم امکان میدهد رابطهٔ دو شخصیت را از سطح کشمکش فیزیکی فراتر ببرد. شیمی میان دو بازیگر نیز در همین ناپایداری شکل میگیرد؛ نزدیکیشان همزمان میتواند صمیمانه، تهدیدآمیز و ناراحتکننده باشد. حاصل، کشمکشی عاطفی است که تماشاگر را بهجای تکیه بر توضیحات صریح، وامیدارد معنای رفتارها را از تغییرهای کوچک حدس بزند.
اجرا، جنسیت و هویت یکی از ایدههای جذاب فیلم، پیوند میان اجرا و هویت است. ژول در قالب هنرمند درگ، بدن و ظاهر خود را به صحنهای برای بیان و نمایش بدل میکند؛ اما بیرون از صحنه نیز ناچار است با نگاه دیگران و خطر خشونت کنار بیاید. این دوگانگی، صرفاً تمهیدی بصری نیست: فاصلهٔ میان چهرهٔ آرایششده و ظاهر روزمرهٔ ژول، از تفاوت میان انتخابِ خودنمایی و اجبار به پنهانشدن سخن میگوید.
« MacKay نیز پرستون را تنها به هیولایی خشن یا قربانیِ شرایط تبدیل نمیکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
پرستون نیز به شکلی دیگر میان ظاهر و میل درونی گرفتار است. فیلم از این تقابل برای طرح این نکته بهره میگیرد که نقشهای اجتماعیِ مردانگی و زنانگی چگونه رفتار، میل و امکان آسیبپذیرشدن را شکل میدهند. بااینهمه، مضمونهای هویت و جنسیت بیش از آنکه در لایههای اجتماعی و تاریخی خود کاویده شوند، در خدمت کشمکش میان دو شخصیت باقی میمانند.
فیلم به تجربهٔ ژول و دشواری زیستن در معرض خشونت اشاره میکند، اما کمتر به پیامدهای گستردهتر آن برای اجتماع یا به تفاوت تجربههای زیسته میپردازد. در نتیجه، ایدههای پرظرفیتش گاه همچون دریچههایی گشوده میشوند که پیش از آنکه به عمق برسند، دوباره به مسیر تریلر بازمیگردند. فضاسازی و زبان بصری «Femme» لندن را نه منظرهای کارتپستالی، بلکه فضایی شبانه و پرفشار میسازد؛ محیطی که نورهای محدود، سایهها و فضاهای بسته در آن حس ناامنی را تقویت میکنند.
حالوهوای تیره و آراستهٔ اثر با جهان درونی شخصیتها تناسب دارد: هر نزدیکی ممکن است به تهدید بدل شود و هر خلوتی، امکان افشا یا آسیب را در خود داشته باشد. این انتخاب بصری به فیلم وحدت میدهد و بهویژه در بخشهایی که شخصیتها میان میل و ترس دستوپا میزنند، کارکردی مؤثر پیدا میکند.
« پرستون نیز به شکلی دیگر میان ظاهر و میل درونی گرفتار است. »
قوتها و کاستیها
اما اتمسفر سنگین همیشه با ضرباهنگی به همان اندازه سنجیده همراه نیست. برخی صحنهها بیش از حد در فضای تعلیق باقی میمانند، بیآنکه اطلاعات تازه یا دگرگونی چشمگیری در رابطهٔ شخصیتها ایجاد کنند. نتیجه، کشآمدن گاهبهگاه روایت است؛ خصوصاً وقتی فیلم میخواهد همزمان تنش ژانری را حفظ کند و به واکاوی روانی بپردازد.
با وجود این، فضاسازی به اثر هویتی مشخص میدهد و مانع میشود داستان به طرحی صرفاً مکانیکی دربارهٔ انتقام تقلیل یابد. محدودیتهای روایت ضعف اصلی «Femme» در ناتوانیاش از گسترش کامل بعضی ظرفیتهای خود آشکار میشود. شخصیتهای اصلی مجال مییابند تناقضها و ضعفهایشان را نشان دهند، اما شخصیتهای فرعی غالباً در حاشیه میمانند و کمتر به زندگی اجتماعی ژول یا پرستون عمق میبخشند.
آنان بیشتر کارکردی روایی دارند تا حضوری مستقل؛ ازاینرو، جهان فیلم گاه کوچکتر از آن به نظر میرسد که بتواند فشارهای بیرونی بر دو شخصیت را بهتمامی بازتاب دهد. از سوی دیگر، تعلیقِ داستان همیشه به اندازهٔ مضمون و موقعیت آغازین نیرومند نیست. مخاطب ممکن است بهجای آنکه پیوسته در انتظار رخدادی تازه باشد، بیشتر درگیر نوسانهای عاطفی و اخلاقی رابطه شود.
« اما اتمسفر سنگین همیشه با ضرباهنگی به همان اندازه سنجیده همراه نیست. »
جمعبندی
این انتخاب میتواند نقطهٔ قوت باشد، اما وقتی روایت میان هیجان تریلر و تأمل روانشناختی تعادل نمییابد، بخشی از انرژی هر دو را کاهش میدهد. فیلم در لحظات مؤثر خود از این کاستیها فراتر میرود، اما در مجموع، تمام ایدههایش را با عمق و انسجامی یکسان پرورش نمیدهد. جمعبندی «Femme» تریلری تیره و خوشساخت دربارهٔ خشونت، میل، شرم و میل به بازپسگیری قدرت است.
بزرگترین امتیازش، رابطهٔ پیچیدهٔ ژول و پرستون و بازیهای دقیق Stewart-Jarrett و MacKay است؛ دو بازی که اجازه نمیدهند شخصیتها به نمادهایی ساده از قربانی و مهاجم تقلیل یابند. فیلم همچنین در ساختن فضای شبانه و پرتعلیق و در پیوندزدن ظاهر، اجرا و هویت توانمند است. در برابر، پرداخت محدود برخی مضمونها، کمرمقی شخصیتهای فرعی و ضرباهنگ نابرابر مانع میشوند اثر به تمام ظرفیت تحلیلی خود برسد.
بااینحال، ارزش آن در پاسخهای قطعی نیست، بلکه در ناراحتیِ پرسشهایی است که باقی میگذارد: دربارهٔ امکان همدلی، مرز انتقام و عدالت، و بهایی که برای نزدیکشدن به دیگری پرداخته میشود.
« جمعبندی «Femme» تریلری تیره و خوشساخت دربارهٔ خشونت، میل، شرم و میل به بازپسگیری قدرت است. »



ثبت دیدگاه