نقد و بررسی
نقد Harper | 1966
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت کارآگاه به کالیفرنیای آفتابی «هارپر» ساختهٔ جک اسمایت، در ظاهر ماجرای آشنایی دارد: کارآگاهی خصوصی مأمور میشود مردی ثروتمند و ناپدیدشده را پیدا کند؛ اما هرچه پیشتر میرود، با مجموعهای از آدمهای مشکوک، رابطههای پنهان و انگیزههایی روبهرو میشود که پرونده را از یک جستوجوی ساده دور میکنند.
فیلم از رمان «هدف متحرک» نوشتهٔ راس مکدونالد اقتباس شده و ویلیام گلدمن فیلمنامهاش را نوشته است. بااینحال، «هارپر» صرفاً بازسازی حالوهوای داستانهای کارآگاهی کلاسیک نیست؛ میکوشد آن سنت را با لحن و شمایل کالیفرنیای دههٔ شصت پیوند بزند. حاصل، اثری است که هم ادای دین به فیلم نوآر میکند و هم با قهرمان طعنهزن و سبکِ خود از آن فاصله میگیرد.
لو هارپر؛ ستارهای در قالب کارآگاه بزرگترین امتیاز فیلم، حضور پل نیومن در نقش لو هارپر است. هارپر نه قهرمانی بینقص است و نه کارآگاهی که با هوشمندی خارقالعاده همهچیز را یکباره حل کند. خستگی، بدبینی و بیاعتناییاش بخشی از شخصیت اوست؛ اما نیومن این فرسودگی را به جای آنکه به رخوت بدل کند، با بذلهگویی و اعتمادبهنفسی دلپذیر همراه میسازد.
او در برخورد با آدمهای مختلف، بهجای آنکه پیوسته نقش نابغهٔ سرد و مرموز را بازی کند، کنجکاوی و سرگرمیِ یک مرد باتجربه را نشان میدهد که از رسواییهای اطرافش چندان شگفتزده نمیشود. جذابیت هارپر بیش از آنکه در قهرمانانهبودنش باشد، در نحوهٔ حضور اوست: با یک نگاه، مکث یا جملهٔ کوتاه، فضای گفتوگو را به سود خود تغییر میدهد.
« فیلم از رمان «هدف متحرک» نوشتهٔ راس مکدونالد اقتباس شده و ویلیام گلدمن فیلمنامهاش را نوشته است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
طعنههایش گاه همچون سپری در برابر خشونت و فساد عمل میکنند؛ گاه نیز نشان میدهند که او برای حفظ فاصلهاش از دیگران، به شوخی و بیاعتنایی پناه میبرد. نیومن این دو وجه را بهنرمی درهم میآمیزد. نقشآفرینی او مرکز ثقل فیلم است و کمک میکند حتی هنگامی که مسیر معما شلوغ میشود، تماشاگر رشتهٔ توجهش را گم نکند.
معمایی با سرنخهای فراوان ساختار «هارپر» بر انباشتن اطلاعات و تغییر دادن برداشت تماشاگر استوار است. هر گفتوگو میتواند نکتهای تازه دربارهٔ ناپدیدشدن مرد ثروتمند یا مناسبات اطرافیانش آشکار کند؛ هر شخصیتی که هارپر ملاقات میکند، احتمال دارد چیزی بداند یا چیزی را پنهان کند. این شیوه، فیلم را پیوسته در حرکت نگه میدارد و تماشاگر را به تفسیر دوبارهٔ حرفها و رفتارها فرامیخواند.
معما از همان ابتدا وعدهٔ پاسخ روشن نمیدهد و با جابهجا کردن مظنونان و انگیزهها، حس کنجکاوی را زنده نگه میدارد. اما همین پرکاری، گاهی به نقطهضعف بدل میشود. سرنخها و خردهداستانها چنان پیدرپی وارد ماجرا میشوند که اهمیت عاطفی بعضی از آنها مجال شکلگرفتن پیدا نمیکند. فیلم بیشتر مشتاق است بداند چه اتفاقی افتاده و هارپر قدم بعدی را کجا برمیدارد، تا آنکه درنگ کند و اثر این وقایع را بر آدمهای درگیر بکاود.
بنابراین تماشاگر ممکن است همزمان سرگرم پیگیری ماجرا و اندکی سردرگم از فراوانی نامها، رابطهها و اطلاعات باشد. معما در مجموع کشش دارد، اما همیشه به همان اندازه که پیچیده است، منسجم احساس نمیشود. لحن میان نوآر و شوخی «هارپر» حالوهوای کارآگاهان کلاسیک را به یاد میآورد، ولی با لحن رسمی و تلخِ نوآرهای قدیمی یکی نیست.
« نیومن این دو وجه را بهنرمی درهم میآمیزد. »
شخصیتها و اجرا
هارپر طعنه میزند، موقعیتهای جدی را با شوخی خنثی میکند و گاه چنان رفتار میکند که گویی هیچیک از آدمهای اطرافش سزاوار جدیگرفتهشدن نیستند. این شوخطبعی به فیلم سبکی میبخشد که در برابر سنگینی پرونده و فساد پنهان شخصیتها قرار میگیرد. دیالوگها از بهترین ابزارهای فیلماند: موجز، نیشدار و متکی بر تفاوت میان ظاهر مؤدبانهٔ آدمها و انگیزههای ناخوشایندشان.
این لحن دو اثر متضاد دارد. از یک سو، مانع میشود فیلم در کلیشهٔ کارآگاه عبوس و جهان کاملاً سیاه فرو برود؛ از سوی دیگر، فاصلهای عاطفی میان تماشاگر و شخصیتها ایجاد میکند. هارپر گاهی چنان به شوخی با دیگران مشغول است که رنج یا آسیبپذیری آنان به حاشیه میرود. در نتیجه، فیلم بیش از آنکه درام روانشناختیِ عمیقی باشد، سرگرمیِ جناییِ خوشریتمی است که از تماشای برخورد هارپر با آدمهای رنگارنگ نیرو میگیرد.
اگر طنز او برای تماشاگر جذاب باشد، این فاصله به بخشی از لذت فیلم تبدیل میشود؛ اگر نه، ممکن است سردی و بیاعتنایی شخصیت بیش از حد به چشم بیاید. بازیگران مکمل و جهان شخصیتها فیلم از گروه بازیگران نامآشنایی بهره میبرد که هرکدام به فضای معما رنگی جداگانه میافزایند. لورن باکال در نقش الین سمپسون حضوری مقتدر و حسابگر دارد؛ شخصیتی که بهجای آنکه صرفاً وسیلهای برای پیشبرد پرونده باشد، در برابر هارپر اراده و زبان تیز خود را به نمایش میگذارد.
شلی وینترز و جولی هریس نیز به جهان فیلم لحظههایی ناآرامتر و آسیبپذیرتر میآورند، در حالی که رابرت واگنر با جذابیتی سبک و بیدغدغه، در برابر خستگی هارپر قرار میگیرد. جنت لی، پاملا تیفین و آرتور هیل نیز به شبکهٔ روابطی کمک میکنند که پرونده را از یک مسیر مستقیم خارج میسازد. حضور چنین گروهی به فیلم تنوع میدهد، هرچند همهٔ شخصیتها فرصت یکسانی برای پرداخت پیدا نمیکنند.
« این شوخطبعی به فیلم سبکی میبخشد که در برابر سنگینی پرونده و فساد پنهان شخصیتها قرار میگیرد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
نقطهٔ ضعف این مجموعه آن است که گاه شخصیتها بیشتر با یک خصلت یا نشانه معرفی میشوند تا با پیچیدگی انسانیشان. در برخی لحظهها، فیلم از تکیه بر تیپهای آشنا سود میبرد: آدم ثروتمند، چهرهٔ فریبنده، هنرمند فرسوده یا مردی که چیزی برای پنهانکردن دارد. این انتخاب به سرعت داستان کمک میکند، اما مانع میشود روابط عاطفی و زخمهای شخصی با عمق بیشتری گسترش یابند.
نتیجه، گروهی جذاب و دیدنی است که حضورشان به تماشای فیلم لطف میبخشد، اما همیشه در ذهن نمیمانند. تصویر، مکان و فضای کالیفرنیا کالیفرنیای فیلم فقط پسزمینهای زیبا برای تعقیبوگریزها نیست؛ تضادی بصری با جهان اخلاقیِ تیره و بیاعتماد آن میسازد. آفتاب، خانههای مجلل و فضاهای باز، در کنار فساد و پنهانکاری، نوعی ناهمخوانی پدید میآورند: ظاهر همهچیز روشن است، اما آدمها و مناسباتشان چنین نیستند.
این تضاد به فیلم کیفیتی متمایز میدهد و آن را از فضای شهریِ خفه و سایهروشنِ بسیاری از آثار نوآر کلاسیک دور میکند. جک اسمایت از مکانها برای حفظ تنوع بصری بهره میگیرد و اجازه میدهد مسیر جستوجوی هارپر از فضایی به فضای دیگر تغییر کند. بااینحال، تصویرپردازی فیلم بیشتر در خدمت حرکت و حالوهواست تا خلق نمادهایی پیچیده.
ارزش اصلیاش در این است که جهان هارپر را قابللمس میکند: محیطی جذاب و آفتابی که زیر سطح خوشنمایش، مناسباتی آشفته و مشکوک جریان دارد. رنگ و مکان به فیلم هویت میدهند و کمک میکنند «هارپر» تنها مجموعهای از گفتوگوهای پرسشوپاسخ نباشد. ریتم و محدودیتهای روایت فیلم در آغاز با سرعتی سنجیده سرنخها را معرفی میکند و به تماشاگر فرصت میدهد در کنار هارپر وارد پرونده شود.
« نقطهٔ ضعف این مجموعه آن است که گاه شخصیتها بیشتر با یک خصلت یا نشانه معرفی میشوند تا با پیچیدگی انسانیشان. »
قوتها و کاستیها
اما با پیشروی داستان، انباشت ماجراها گاهی ریتم را سنگین میکند. برخی بخشها اطلاعات تازهای میدهند، بیآنکه الزاماً احساس کنیم شناخت ما از شخصیتها یا خطر پیشروی هارپر به همان نسبت عمیقتر شده است. به همین دلیل، کشدارشدن فیلم فقط مسئلهٔ مدتزمان نیست؛ مسئله آن است که همهٔ پیچها و خردهداستانها به یک اندازه ضروری یا اثرگذار جلوه نمیکنند.
از سوی دیگر، فیلم در حفظ سرگرمیِ روایی مهارت دارد. شوخیهای هارپر، بازیهای خوب و تغییر مسیر پرونده، مانع از آن میشوند که کندیهای مقطعی به توقف کامل بینجامند. تماشاگر ممکن است بعضی سرنخها را زودتر از آنچه فیلم انتظار دارد کنار هم بگذارد، اما جذابیت نیومن و فضای کارآگاهی اثر همچنان انگیزهای برای ادامهٔ تماشا فراهم میکنند.
«هارپر» بیش از آنکه با ضرباهنگی بینقص یا معمایی کاملاً فشرده اثر بگذارد، با شخصیت محوری و لحن خاص خود در خاطر میماند. جمعبندی «هارپر» فیلمی است سرگرمکننده و خوشتماشا که نیروی اصلیاش را از پل نیومن، دیالوگهای طعنهآمیز و بازآفرینی سبکپردازانهٔ جهان کارآگاهی کلاسیک میگیرد.
معمای چندلایهاش کنجکاوی برمیانگیزد و کالیفرنیای آفتابیاش تضادی جذاب با فساد پنهان داستان میسازد. در مقابل، روایت گاهی بیش از اندازه شلوغ میشود، بعضی خردهداستانها از پرداخت کافی بازمیمانند و ریتم در بخشهایی کش میآید. فیلم همچنین بیش از آنکه با عمق روانشناختی شخصیتهایش پیروز شود، بر جذابیت حضور هارپر و لذت دنبالکردن پرونده تکیه دارد.
« اما با پیشروی داستان، انباشت ماجراها گاهی ریتم را سنگین میکند. »
جمعبندی
برای دوستداران معماهای جنایی کلاسیک و قهرمانان بدبین و شوخطبع، این اثر نمونهای دلپذیر از گذار میان نوآر قدیمی و تریلر جناییِ سبکتر دههٔ شصت است.



ثبت دیدگاه