نقد و بررسی
نقد The Carriage Driver | 1971
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه فیلم در کمدی ایرانی «درشکهچی» ساختهٔ نصرتالله کریمی در سال ۱۳۵۰، کمدیای عاشقانه است که نیروی اصلیاش را از برخورد سنت و میل شخصی میگیرد. فیلم در فضایی خانوادگی و آشنا آغاز میشود، اما بهتدریج نشان میدهد که ماجرا فقط بر سر ازدواج دو آدم سالخورده نیست؛ مسئله، حق انتخاب و حدودی است که خانواده و عرف برای زندگی فردی تعیین میکنند.
کریمی موضوعی بالقوه ملودراماتیک را با لحنی شوخ و پرتحرک روایت میکند و از این راه به اثری میرسد که در کنار سرگرمکنندگی، نگاهی انتقادی نیز دارد. این آمیختگیِ طنز و تأمل اجتماعی، فیلم را از یک قصهٔ صرفاً عاشقانه فراتر میبرد. قصهای دربارهٔ فرصت دوباره در مرکز داستان، غلامعلی، درشکهچیای که بعدها رانندهٔ تاکسی شده، و زینتالسادات قرار دارند؛ دو نفری که در جوانی دلباختهٔ هم بودهاند، اما مسیر زندگی آنان را به ازدواجهایی دیگر کشانده است.
اکنون که هر دو بیوهاند، میل به پیوند دوباره در آنان زنده میشود. این خواسته، از منظر خودشان ساده و انسانی است، اما پسر زینتالسادات با آن مخالفت میکند. همزمان، او به پوری، دختر غلامعلی، علاقه دارد؛ موقعیتی که تضاد میان معیارهای اعلامشدهٔ شخصیتها و خواستههای واقعیشان را آشکار میسازد.
این گره داستانی، زمینهای مناسب برای کمدی میسازد، بیآنکه احساسات شخصیتها به شوخی محض تقلیل یابد. فیلم به عشق در سنین بالاتر با نگاهی جدی مینگرد و یادآوری میکند که اشتیاق به همراهی و آغاز دوباره، محدود به جوانی نیست. از سوی دیگر، مخالفت پسر با ازدواج مادر، پرسشی اجتماعی پیش میکشد: آیا خانواده حق دارد برای زندگی عاطفی فردی که خود سالهاست بالغ و مستقل است، تصمیم بگیرد؟
« این آمیختگیِ طنز و تأمل اجتماعی، فیلم را از یک قصهٔ صرفاً عاشقانه فراتر میبرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
طنز در خدمت نقد عرف یکی از امتیازهای «درشکهچی» آن است که طنزش را از رفتارها و تناقضهای روزمره بیرون میکشد. مخالفت پسر، بیش از آنکه موضعی اخلاقی و منسجم باشد، بهتدریج با خودخواهی و معیارهای دوگانه گره میخورد. همین فاصله میان آنچه شخصیتها برای دیگران روا میدانند و آنچه برای خود میخواهند، سرچشمهٔ بخش مهمی از طنز فیلم است.
کریمی سنت را نه در قالب خطابهای مستقیم، بلکه از خلال موقعیتهای کمیک و واکنشهای اغراقشده به چالش میکشد. فیلم همچنین مناسبات جنسیتی و تصور مردانه از اقتدار خانوادگی را به بازی میگیرد. مخالفت با ازدواج مادر، در ظاهر میتواند نگرانی فرزند از تغییر ساختار خانواده باشد، اما روایت نشان میدهد که این نگرانی بهآسانی به میلِ کنترلکردن زندگی دیگری تبدیل میشود.
طنز در اینجا کارکردی دوگانه دارد: تماشاگر را میخنداند و همزمان فاصلهای انتقادی با رفتار شخصیتها ایجاد میکند. شخصیتها و بازیها حضور نصرتالله کریمی در نقش غلامعلی به فیلم گرمایی ویژه میبخشد. او شخصیتی میسازد که هم سرزنده و پیگیر است و هم با محدودیتهای سن، موقعیت اجتماعی و شرایط خانوادگی روبهروست.
کوشش غلامعلی برای رسیدن به خواستهاش، او را به قهرمانی بینقص بدل نمیکند؛ وجه جذاب شخصیت در سرسختی، شیطنت و گاه درماندگی اوست. این ترکیب باعث میشود تماشاگر با او همراه شود، بیآنکه فیلم همهٔ رفتارهایش را بیچونوچرا تأیید کند. شهلا ریاحی نیز در نقش زینتالسادات به عاطفهٔ داستان وزن میدهد.
« طنز در خدمت نقد عرف یکی از امتیازهای «درشکهچی» آن است که طنزش را از رفتارها و تناقضهای روزمره بیرون میکشد. »
شخصیتها و اجرا
شخصیت او صرفاً موضوع رقابت میان مردان نیست؛ خواست و رضایتش در مرکز مسئلهٔ ازدواج قرار دارد، حتی اگر دیگران پیوسته دربارهٔ زندگی او تصمیم بگیرند. مسعود اسداللهی و دیگر بازیگران نیز به فضای پرتنش خانه و کشاکشهای خانوادگی جان میدهند. بازیها در لحظات آرام، باورپذیر و صمیمیاند؛ اما در بخشهایی که کمدی بر آشوب و واکنشهای تند تکیه میکند، گاه به اغراق نزدیک میشوند.
این نوسان میان ظرافت و شلوغی، هم بخشی از انرژی فیلم است و هم از محدودیتهای آن. کارگردانی و ساختار روایی کریمی در مقام نویسنده و کارگردان، طرح مرکزی را به مجموعهای از برخوردها و واکنشهای خانوادگی گسترش میدهد. فضای خانه به صحنهٔ اصلی کشمکش بدل میشود: جایی که اختلاف نظرها، توقعهای متضاد و بازیهای قدرت، پیدرپی به موقعیتهای کمیک میانجامند.
این تمرکز مکانی به فیلم امکان میدهد با امکانات محدود، تنش را مرحلهبهمرحله افزایش دهد و خانواده را همچون تصویری کوچک از جامعه به نمایش بگذارد. ساختار اثر بیشتر بر حرکت شخصیتها و انباشتهشدن سوءتفاهمها تکیه دارد تا بر غافلگیریهای روایی. بااینحال، همین شیوه گاهی به تکرار میانجامد.
فیلم در بخشهایی بیش از حد در موقعیتهای مشابه میماند و بعضی واکنشها را بارها با تفاوتی اندک بازمیگرداند. نتیجه آن است که ریتم در لحظاتی افت میکند و کشمکش، بهجای آنکه هر بار بُعد تازهای پیدا کند، امتداد مییابد. این مسئله بهویژه در کمدیهای مبتنی بر آشوب خانوادگی اهمیت دارد: تکرار میتواند خنده را تشدید کند، اما اگر زمانبندی دقیق نباشد، از نیروی آن میکاهد.
« مسعود اسداللهی و دیگر بازیگران نیز به فضای پرتنش خانه و کشاکشهای خانوادگی جان میدهند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
لحن، میزانسن و فضای تصویری «درشکهچی» فیلمی سیاهوسفید است و فضای تصویری آن با حالوهوای واقعگرایانهٔ داستان تناسب دارد. خانه و رفتوآمدهای درون آن، بهجای آنکه صرفاً پسزمینه باشند، در شکلگیری حس محصوربودن شخصیتها نقش دارند. آنان در فضایی مشترک زندگی میکنند و در نتیجه، هیچکس نمیتواند بهآسانی از فشار نگاه و داوری دیگران کنار بکشد.
این نزدیکیِ مکانی، هم امکان طنز موقعیت را فراهم میکند و هم تنش عاطفی را ملموستر میسازد. لحن فیلم بهطور کلی شاداب و طنازانه است، اما زیر این سرزندگی، نارضایتی از سختگیری عرف و سلطهٔ خانواده بر انتخاب فردی جریان دارد. کریمی از تقابلهای کمیک برای نشاندادن فرسودگی برخی قواعد استفاده میکند؛ قواعدی که در ظاهر حافظ نظماند، اما در عمل ممکن است بهانهای برای محدودکردن دیگران شوند.
فیلم از این نظر با بخشی از سینمای اجتماعی ایران تفاوت دارد: بهجای آنکه نقد خود را در قالب تلخی و یأس پیش ببرد، آن را در پوشش کمدی و موقعیتهای پرتحرک عرضه میکند. محدودیتها و ناهمواریها بزرگترین کاستی فیلم، طولانیشدن بعضی بخشهاست. قصه ظرفیت درگیری و شوخی دارد، اما همهٔ موقعیتها به یک اندازه تازه یا مؤثر نیستند.
برخی لحظههای کمدی با تکرار یا تأکید بیش از حد، اثر اولیهٔ خود را از دست میدهند و ریتمی را که میتوانست چابکتر باشد، کند میکنند. در نتیجه، فیلم گاهی میان کمدی موقعیت و ملودرام خانوادگی در نوسان میماند، بیآنکه همیشه این دو لحن را کاملاً همسطح کند. مخالفت پسر با ازدواج مادر نیز در بخشهایی به مانعی آشنا و تا حدی کمباورپذیر تبدیل میشود.
« خانه و رفتوآمدهای درون آن، بهجای آنکه صرفاً پسزمینه باشند، در شکلگیری حس محصوربودن شخصیتها نقش دارند. »
قوتها و کاستیها
هرچه این مخالفت بیشتر بر لجاجت و واکنشهای شدید تکیه میکند، پیچیدگی روانی شخصیت کمتر به چشم میآید. فیلم در بهترین لحظاتش تناقضهای خانوادگی را با ظرافت افشا میکند؛ در لحظات ضعیفتر، برای پیشبردن کشمکش به اغراق بیرونی متوسل میشود. این ناهمواریها از جذابیت اثر نمیکاهند، اما مانع انسجام کامل آن میشوند.
جمعبندی «درشکهچی» کمدیای گرم و اجتماعی است که قصهٔ عشق دیررس را به پرسشی دربارهٔ اختیار، سنت و اقتدار خانوادگی پیوند میدهد. نقطهٔ قوت آن در نگاه انسانی به خواستههای شخصیتها، بازیهای صمیمی و طنزی است که از تناقضهای روزمره سرچشمه میگیرد. فیلم در نقد عرف، بیشتر به مشاهده و تمسخر هوشمندانه تکیه دارد تا صدور حکم؛ ازاینرو حتی در لحظات شلوغ نیز هستهای عاطفی و قابلدرک حفظ میکند.
در مقابل، افت ریتم، تکرار بعضی موقعیتها و گرایش گاهبهگاه به اغراق، از یکدستی روایت میکاهند. بااینهمه، اثر کریمی بهواسطهٔ ترکیب کمدی و نقد اجتماعی، تصویری زنده از کشمکش میان خواستهٔ فردی و فشار خانواده به دست میدهد. «درشکهچی» نه فقط قصهٔ دو دلدادهٔ دیرینه، بلکه روایتی دربارهٔ حق انسان برای بازپسگرفتن آیندهٔ خویش است.
« هرچه این مخالفت بیشتر بر لجاجت و واکنشهای شدید تکیه میکند، پیچیدگی روانی شخصیت کمتر به چشم میآید. »


ثبت دیدگاه