نقد و بررسی
نقد راهب از کوه پایین میآید (Monk Comes Down the Mountain) | 2015
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
روایتی که از کوه پایین میآید و راهش را گم میکند «Monk Comes Down the Mountain» ساختهٔ Chen Kaige، فیلمی دربارهٔ ورود راهبی جوان به جهان بیرون است؛ جهانی که برای او نه فقط عرصهٔ خطر و وسوسه، بلکه مدرسهای بیقاعده برای شناخت آدمها و زندگی به شمار میآید. این تمهید آشنا میتوانست زمینهٔ روایتی روشن از بلوغ و دگرگونی فراهم کند، اما فیلم از همان آغاز میل دارد مسیر خود را به شاخههای متعدد تقسیم کند.
شخصیتها وارد میشوند، داستانکهایی میگشایند و گاه پیش از آنکه فرصت یابیم با آنان ارتباطی عاطفی برقرار کنیم، از قاب کنار میروند. حاصل، اثری است که پیوسته اتفاق میآفریند، اما همیشه نمیتواند میان آن اتفاقها پیوندی محکم بسازد. فیلم از نظر ساختار بیشتر به مجموعهای از برخوردها و حکایتها شباهت دارد تا سفری روایی با مقصدی مشخص.
این پراکندگی در ابتدا میتواند بخشی از تجربهٔ سردرگمی قهرمان در دنیای ناشناخته تلقی شود؛ او هنوز قواعد زندگی بیرون از صومعه را نمیشناسد و تماشاگر نیز همراه او با آدمها و مناسبات تازه مواجه میشود. مشکل زمانی پدید میآید که این آشفتگی از سطح تجربهٔ شخصیت فراتر میرود و خودِ روایت را دربرمیگیرد.
آنچه میتوانست تصویری سنجیده از جهان بیثبات باشد، گاهی صرفاً به انباشتی از رخدادهای نامتجانس بدل میشود. راهبی در میان آدمهای پرشمار محور فیلم، راهبی جوان است که نخستین مواجهههایش با جامعه با معصومیتی کمیک و کنجکاوی صادقانه همراه میشود. او در بسیاری از موقعیتها نه بهسبب دانایی یا برتری، بلکه بهواسطهٔ ناآشناییاش با قواعد رایج جلب توجه میکند.
« حاصل، اثری است که پیوسته اتفاق میآفریند، اما همیشه نمیتواند میان آن اتفاقها پیوندی محکم بسازد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این ویژگی ظرفیت خوبی برای طنز و نیز تأمل دربارهٔ فاصلهٔ میان اصول معنوی و عادتهای روزمره دارد. شخصیت میتواند نگاه تازهای به جهان عرضه کند؛ نگاهی که گاه سادهدلانه است، اما در عین حال پیشداوریهای اطرافیان را آشکار میسازد. با این همه، فیلم در حفظ تمرکز بر او چندان موفق نیست. هرچه قصه پیش میرود، شخصیتهای تازه و مسیرهای فرعی مجال بیشتری مییابند و راهب گاه از مرکز تجربه کنار میرود.
در نتیجه، رشد درونی او به جای آنکه با پیوستگی و ظرافت شکل بگیرد، میان رویدادهای متعدد پخش میشود. این پراکندگی نهتنها پیگیری تحول قهرمان را دشوار میکند، بلکه پرسش اصلی فیلم را نیز کمرنگ میسازد: این سفر قرار است چه چیزی را در او تغییر دهد؟ فیلم پاسخهایی پراکنده میدهد، اما کمتر آنها را به مسیری واحد پیوند میزند.
استادان، سنت و معنای مبارزه آشنایی راهب با استادان کونگفو و جهان فنون رزمی، یکی از سرچشمههای اصلی کشش فیلم است. مبارزه در اینجا صرفاً وسیلهای برای نمایش توانایی جسمانی نیست؛ در پس آن، سنت، تربیت، وفاداری و برداشتهای گوناگون از قدرت نیز حضور دارند. فیلم گاه میکوشد میان مهارت رزمی و منش اخلاقی رابطه برقرار کند: توانایی واقعی تنها در غلبه بر حریف خلاصه نمیشود و شیوهٔ استفاده از نیرو نیز اهمیت دارد.
این ایده با پیشینهٔ راهب و تجربههای تازهاش تناسب دارد، هرچند در ازدحام خردهداستانها فرصت نمییابد به اندیشهای کاملاً منسجم بدل شود. صحنههای مبارزه از نقاط قوت آشکار اثرند. طراحی حرکات پرانرژی است و در لحظههای موفق، بدنها و فضا را با ریتمی تماشایی به کار میگیرد. برخی درگیریها بهویژه از این جهت جذاباند که صرفاً به نمایش ضربهها بسنده نمیکنند و از موقعیت مکانی و رفتوآمد شخصیتها برای ساختن هیجان بهره میبرند.
« این ویژگی ظرفیت خوبی برای طنز و نیز تأمل دربارهٔ فاصلهٔ میان اصول معنوی و عادتهای روزمره دارد. »
شخصیتها و اجرا
فیلم در این لحظات یادآوری میکند که ژانر رزمی میتواند هم سرگرمکننده باشد و هم واجد بیان تصویری. بااینحال، فاصلهٔ طولانی میان این سکانسها و بخشهای کمتحرکتر، گاهی ضرباهنگ کلی را از نفس میاندازد؛ گویی فیلم از یک اوج به اوج بعدی میجهد، بیآنکه مسیر میان آنها را به اندازهٔ کافی جذاب کند.
لحنی میان کمدی، اندوه و خیال یکی از ویژگیهای تعیینکنندهٔ فیلم، تغییر مداوم لحن آن است. صحنهای ممکن است با بازیگوشی و شوخی پیش برود، اما ناگهان به اندوه یا خشونتی جدی برسد؛ سپس بار دیگر، خیالپردازی و هزل بر فضای اثر چیره شود. این جابهجایی در ذات خود ایراد نیست. آثاری که جهان پرتناقضی را تصویر میکنند، گاه به لحنی چندگانه نیاز دارند و حتی میتوانند با کنار هم گذاشتن خنده و رنج، حقیقتی پیچیدهتر بسازند.
مسئله آن است که گذارها باید حس و معنای هر بخش را به بخش دیگر منتقل کنند. در این فیلم، تغییر لحن اغلب چنان ناگهانی است که به جای غافلگیری هنرمندانه، نوعی بیثباتی پدید میآورد. تماشاگر ممکن است در یک لحظه از موقعیتی کمیک لذت ببرد و لحظهای بعد نداند فیلم انتظار چه واکنشی از او دارد.
سکانس توهم نمونهٔ جالبی از ظرفیت خیالپردازانهٔ اثر است: با حالوهوایی سوررئال و طنزی نامعمول، از واقعگرایی روزمره فاصله میگیرد و لحظهای سرگرمکننده میآفریند. اما همین لحظه نیز در کلیت فیلم بیش از آنکه به رشتهای معنایی پیوند بخورد، همچون جزیرهای مستقل جلوه میکند. عجیببودن آن بهیادماندنی است، اما به انسجام روایت کمک چندانی نمیکند.
« فیلم در این لحظات یادآوری میکند که ژانر رزمی میتواند هم سرگرمکننده باشد و هم واجد بیان تصویری. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
قابها و جلوههای بصری از نظر بصری، فیلم لحظههایی دارد که چشم را بهخوبی درگیر میکنند. ترکیببندی برخی قابها سنجیده و چشمنواز است و طراحی فضاها، از محیطهای آیینی تا مکانهای شهری، به اثر دامنهای پرزرقوبرق میبخشد. تصویر گاه با بهرهگیری از رنگ، عمق میدان و حرکت، بیش از دیالوگها دربارهٔ جهان داستان سخن میگوید.
این جنبه در صحنههای رزمی نیز اهمیت دارد؛ مکان صرفاً پسزمینه نیست، بلکه بخشی از حرکت و میزانسن میشود. در عین حال، زیبایی بصری بهتنهایی نمیتواند جای خالی انسجام را پر کند. بعضی تصاویر چنان طراحی شدهاند که بهنظر میرسد هدف اصلیشان شگفتزدهکردن تماشاگر است، نه پیشبردن روایت یا غنیکردن شخصیتها.
این تمایل به نمایش، گاهی فیلم را از تأمل آرام و دقیق دور میکند. قاب زیبا میماند، اما پیوندش با داستان سست است. همین دوگانگی دربارهٔ جلوههای خیالپردازانه نیز صدق میکند: آنها گاه به جهان فیلم رنگ و انرژی میدهند، اما گاه بر ناهمگونی کلی آن میافزایند. تدوین و ضرباهنگ دشواری اصلی تجربهٔ تماشای فیلم در تدوین و ریتم آن آشکار میشود.
روایت با شتاب میان اشخاص و موقعیتها جابهجا میشود، اما این شتاب همواره به معنای پیشروی نیست. در بعضی بخشها، فیلم از توضیح و گفتوگو بیش از اندازه بهره میگیرد و فضای میان مبارزهها طولانی میشود؛ در بخشهای دیگر، رویدادها چنان فشردهاند که فرصت کافی برای جاافتادنشان فراهم نمیشود.
« قابها و جلوههای بصری از نظر بصری، فیلم لحظههایی دارد که چشم را بهخوبی درگیر میکنند. »
قوتها و کاستیها
بدینترتیب، اثر نه به ضرباهنگی پیوسته و روان دست مییابد و نه از مکثهایش برای تعمیق شخصیتها بهرهٔ کامل میبرد. این مسئله بر رابطهٔ تماشاگر با شخصیتهای فرعی نیز اثر میگذارد. وقتی آدمهای بسیاری در زمانی محدود ظاهر میشوند، دشوار است بدانیم کدامیک قرار است در معنای کلی سفر سهمی ماندگار داشته باشند.
حذف یا کمرنگشدن آنان گاهی بیاثر میماند، زیرا فیلم پیشتر فرصت کافی برای ساختن پیوندی عاطفی نداده است. در نتیجه، وزن رخدادها نابرابر میشود: بعضی سکانسها بیش از اندازه طول میکشند و برخی دیگر، با وجود ظرفیت دراماتیک، زودگذر و ناتمام به نظر میرسند. اجراها و انرژی بازیگران حضور گروهی از بازیگران شناختهشده به فیلم انرژی و تنوع میبخشد.
Wang Baoqiang در نقش راهب، ترکیبی از چابکی بدنی و سادگی کمیک را به نمایش میگذارد و در صحنههای فیزیکی، حضورش باورپذیر و پرتحرک است. بازی او به شخصیت نوعی گرمای انسانی میدهد؛ گرمایی که کمک میکند قهرمان، با وجود سادهدلیاش، صرفاً ابزار شوخی نباشد. بازیگران دیگر نیز در نقش استادان و چهرههای دنیای رزمی، به فیلم وقار یا خشونتی متناسب با موقعیت میبخشند.
اما تعدد چهرههای مهم، خود به عاملی دوپهلو تبدیل میشود. هر بازیگر و هر شخصیت گویی میخواهد سهمی مستقل از توجه تماشاگر داشته باشد؛ ازاینرو، مرکز ثقل فیلم پیوسته تغییر میکند. بازیها در لحظههای خود میتوانند جذاب باشند، ولی حضور مؤثر یک بازیگر لزوماً به پیوستگی دراماتیک نمیانجامد.
« این مسئله بر رابطهٔ تماشاگر با شخصیتهای فرعی نیز اثر میگذارد. »
جمعبندی
فیلم از ظرفیت گروه بازیگران برای ساختن جهانی زنده بهره میبرد، اما در ساماندادن این انرژی در قالبی واحد چندان کامیاب نیست. جمعبندی «Monk Comes Down the Mountain» اثری ناهموار است که بهترین لحظههایش را در حرکت، تصویر و برخوردهای رزمی مییابد و دشوارترین ضعفهایش را در روایت پراکنده و تغییرات بیمقدمهٔ لحن آشکار میکند.
فیلم از ایدهٔ جذابی آغاز میکند: راهبی که برای نخستین بار با پیچیدگی جهان بیرون روبهرو میشود. این ایده امکان میدهد طنز، فلسفه، ماجراجویی و هنرهای رزمی در کنار هم قرار گیرند، اما فیلم در تبدیل این امکانات به وحدتی روایی پایدار کامیاب نیست. تماشاگرانی که بیش از هر چیز به مبارزههای پرتحرک، قابهای چشمگیر و لحظههای خیالپردازانه علاقه دارند، احتمالاً بخشهایی از فیلم را سرگرمکننده خواهند یافت.
در مقابل، کسانی که پیوند علّی روشن، ریتم سنجیده و تحول متمرکز شخصیتها را ضروری میدانند، ممکن است با نیمههای پراکنده و ضرباهنگ فرسایندهٔ آن فاصله بگیرند. فیلم در بهترین حالت، مجموعهای از لحظههای دیدنی و نامتعارف است؛ در ضعیفترین حالت، سفری که از کوه آغاز میشود، اما در ازدحام راههای فرعی از مقصد روایی خود دور میافتد.
« فیلم از ایدهٔ جذابی آغاز میکند: راهبی که برای نخستین بار با پیچیدگی جهان بیرون روبهرو میشود. »



ثبت دیدگاه