نقد و بررسی
نقد Cube | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازآفرینی یک هزارتوی بیرحم نسخهٔ ژاپنی «Cube» در سال ۲۰۲۱ به سراغ ایدهای میرود که از همان ابتدا ظرفیت سینمایی روشنی دارد: گروهی از غریبهها در شبکهای از اتاقهای مکعبی گرفتار شدهاند، بعضی درها به تلههای مرگبار باز میشوند و هیچکس نمیداند این سازه را چه کسی ساخته یا چرا آنان را در آن جای داده است.
فیلم بهجای آنکه از این نقطهٔ آغاز فاصله بگیرد، بخش بزرگی از انرژی خود را صرف زندهکردن همان وضعیت آشنا میکند؛ وضعیتی که در آن هر قدم میتواند آخرین قدم باشد و اعتماد، گاه بهاندازهٔ خود تلهها خطرناک است. این اثر بازسازی فیلم کانادایی سال ۱۹۹۷ است و بهواسطهٔ تغییراتی در شخصیتها و مضمون، میکوشد جهان آشنای «مکعب» را با حساسیتی تازه بازخوانی کند.
مکعب؛ فضایی که خود به شخصیت بدل میشود مهمترین دستاورد فیلم، نه در توضیح سازوکار هزارتو، بلکه در حفظ حس محصورشدگی آن است. اتاقها با رنگهای محدود، دیوارهای بیروح و ساختار تکرارشونده، محیطی میسازند که در آن جهتیابی دشوار و پیشرفت، بیشتر شبیه دور باطل است تا نزدیکشدن به نجات.
قابهای هندسی و نظم سرد فضا، در برابر آشفتگی روانی شخصیتها قرار میگیرد؛ گویی معماری، با بیاعتنایی کامل به ترس آدمها، آنها را به قطعاتی کوچک در دستگاهی عظیم بدل میکند. این کیفیت بصری به فیلم امکان میدهد تا تعلیق را از دل تکرار بیرون بکشد. در هر اتاق، احتمال خطر وجود دارد، اما تهدید همیشه در لحظهای آشکار نمیشود که تماشاگر انتظارش را دارد.
« این کیفیت بصری به فیلم امکان میدهد تا تعلیق را از دل تکرار بیرون بکشد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
مکعب از این نظر صرفاً پسزمینهٔ رویدادها نیست؛ فضایی است که رفتار جمع را شکل میدهد، تصمیمها را محدود میکند و هر حرکت را به انتخابی اخلاقی و عملی بدل میسازد. بااینحال، تکرار محیط گاهی به یکنواختی نزدیک میشود و فیلم نمیتواند همیشه از شباهت اتاقها برای ساختن تنوع دراماتیک بهره بگیرد.
تلهها و منطق معما فیلم، همچون نسخهٔ اصلی، بقا را به مشاهده و استدلال پیوند میزند. شخصیتها باید از نشانهها استفاده کنند، اتاقها را بیازمایند و بکوشند پیش از ورود، خطر را تشخیص دهند. این ترکیبِ وحشت جسمانی و حل مسئله، در بهترین لحظهها تماشاگر را نیز در جایگاه همراه گروه قرار میدهد: هر نشانه ارزش پیدا میکند و هر اشتباه، بهایی فوری دارد.
ایدهٔ واکنش مکعبها به آدمهای درون آن نیز از عناصر متمایز این نسخه است و به هزارتو بُعدی غیرمنتظره میافزاید؛ انگار فضا فقط مجموعهای از تلههای ثابت نیست، بلکه با حضور انسانها نسبتی فعال برقرار میکند. اما بخش معمایی فیلم همیشه به استحکام بخش فضایی آن نیست. برخی محاسبات و استنتاجها چنان ساده یا ناهموار عرضه میشوند که بهجای ایجاد کشش، روند عبور از اتاقها را متوقف میکنند.
در مواردی نیز منطق تلهها یا زمان فعالشدنشان به اندازهای روشن نیست که تنش حاصل از آن کاملاً باورپذیر باشد. وقتی قاعدهٔ بازی برای تماشاگر مبهم بماند، خطر از دل پیشبینی و نگرانی برنمیخیزد، بلکه ممکن است بیشتر به غافلگیری تصادفی شبیه شود. فیلم به ایدههای تازه دست میزند، اما همواره آنها را با دقتی که برای یک معمای بقا لازم است پرورش نمیدهد.
« تلهها و منطق معما فیلم، همچون نسخهٔ اصلی، بقا را به مشاهده و استدلال پیوند میزند. »
شخصیتها و اجرا
گروهی ناهمگون، پیوندهایی کمجان حضور چند غریبه با سن، تجربه و جایگاه اجتماعی متفاوت، امکان شکلگیری یک درام جمعی را فراهم میکند. گروه برای زندهماندن ناچار است تواناییهایش را کنار هم بگذارد؛ اما ترس، سوءظن و اختلاف بر سر تصمیم درست، همکاری را شکننده میکند. رابطهها بهتدریج تغییر میکنند و فیلم گاه از دل موقعیتهای پرخطر، لحظههایی انسانی بیرون میکشد.
همین کوشش، داستان را از نمایش صرف تلهها فراتر میبرد و یادآوری میکند که در چنین فضایی، مسئله فقط گشودن راه خروج نیست؛ آدمها باید تصمیم بگیرند با یکدیگر چگونه رفتار کنند. بااینهمه، رشد شخصیتها کمابیش محدود میماند. ویژگیهای فردی برخی از آنان بیشتر در خدمت کارکرد روایی است تا شکلدادن به شخصیتهایی چندوجهی.
تفاوت میان افراد معرفی میشود، اما همیشه فرصت نمییابد به تحولی قانعکننده تبدیل شود. در نتیجه، مرگ بعضی از شخصیتها آن تأثیر عاطفی مورد انتظار را بر جای نمیگذارد؛ نه لزوماً بهسبب فقدان خشونت یا اهمیت رویداد، بلکه چون فیلم پیشتر پیوندی عمیق با آنان نساخته است. این کاستی بهویژه هنگامی محسوس میشود که داستان میکوشد از بقا به معنایی انسانیتر برسد.
بازیگری و تعادل لحن بازیگران باید در فضایی محدود، با دیالوگهایی که غالباً حول ترس، اختلاف و برنامهریزی میچرخد، تغییرات روانی را به تماشاگر منتقل کنند. گروه بازیگران فیلم شامل Masaki Suda، Anne Watanabe، Masaki Okada، Takumi Saitō و Kōtarō Yoshida است. اجرای آنان در مجموع به حفظ جدیت موقعیت کمک میکند و واکنشهای جسمانی و کلامی، اضطراب فضا را باورپذیر نگه میدارد.
« رابطهها بهتدریج تغییر میکنند و فیلم گاه از دل موقعیتهای پرخطر، لحظههایی انسانی بیرون میکشد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بااینحال، محدودیت متن باعث میشود بعضی شخصیتها بیش از آنکه از درون شناخته شوند، از طریق نقششان در حل مسئله یا ایجاد تنش تعریف شوند. لحن فیلم نیز میان وحشت بقا، معمای علمیتخیلی و درام شخصیتها در نوسان است. این ترکیب بالقوه میتواند غنی باشد، اما در همهٔ بخشها به تعادل نمیرسد.
گاه فیلم به فضای سنگین و رازآلود خود تکیه میکند و گاه با توضیح یا ایدهای تازه میکوشد دامنهٔ معنایی داستان را گسترش دهد. حاصل، اثری است که لحظههای مؤثر دارد، اما پیوستگی لحن و عمق عاطفی آن همواره به یک اندازه نیرومند نیست. سایهٔ نسخهٔ اصلی مقایسه با فیلم ۱۹۹۷ تقریباً اجتنابناپذیر است، زیرا نسخهٔ ۲۰۲۱ نه صرفاً از یک ایدهٔ مشابه استفاده میکند، بلکه بازسازی همان اثر است.
فیلم تازه در بعضی جزئیات مسیر خود را جدا میکند و تغییراتی در شخصیتها و زاویهٔ موضوعی پدید میآورد، اما همین انتخابها گاه باعث میشوند ویژگیهایی که هزارتوی نسخهٔ اصلی را به تجربهای سرد و بیرحم بدل میکردند کمرنگتر شوند. راز مکعب، در نسخهٔ قدیمی، بخشی از نیروی تهدیدآمیز آن بود؛ هرچه کمتر توضیح داده میشد، جهانش بیشتر بر ذهن تماشاگر سایه میانداخت.
نسخهٔ تازه با گسترش ایدهها میکوشد معنایی معاصرتر بسازد، از جمله با توجه به اینکه حضور انسانها چگونه میتواند بر رفتار خود فضا اثر بگذارد. این مسیر، بالقوه جذاب است؛ اما افزودن مفهوم بهتنهایی رازآلودگی نمیسازد. هرگاه توضیحها یا نشانههای معنایی بیش از آنکه پرسش تازهای ایجاد کنند، مسیر فهم را روشن کنند، بخشی از ابهام تهدیدآمیز مکعب از دست میرود.
« لحن فیلم نیز میان وحشت بقا، معمای علمیتخیلی و درام شخصیتها در نوسان است. »
قوتها و کاستیها
بنابراین، فیلم همزمان از میراث نسخهٔ اصلی سود میبرد و زیر سایهٔ آن قرار میگیرد. مضمون بقا و مسئولیت در سطحی فراتر از تلهها، «Cube» دربارهٔ انسانهایی است که در شرایطی غیرعادی، ناچار میشوند مسئولیت تصمیمهایشان را بپذیرند. همکاری در این جهان نه فضیلتی ساده، بلکه ضرورتی پرمخاطره است: اعتماد ممکن است نجاتبخش باشد، اما اعتماد بیمحابا نیز میتواند فاجعهبار شود.
به همین دلیل، ترس در فیلم فقط واکنشی به مرگ نیست؛ ترس از دیگری، از ندانستن و از ناتوانی در کنترل شرایط نیز بخش مهمی از تجربه است. این مضمون وقتی بهتر عمل میکند که از رفتار گروه بیرون بیاید، نه از توضیح مستقیم. فیلم گاه موفق میشود نشان دهد فشار محیط چگونه آدمها را به انتخابهایی متفاوت میراند، اما شخصیتپردازی کمرمق اجازه نمیدهد این پرسشها همیشه عمق عاطفی پیدا کنند.
ایدهٔ تغییر رابطهٔ انسان با فضا، یکی از ظرفیتهای جالب نسخهٔ تازه است، ولی پرداخت آن بهاندازهای نیست که همهٔ اجزای داستان را در منظومهای واحد گرد آورد. جمعبندی «Cube (2021)» بازسازیای است که فضای خفقانآور، مفهوم ساده و مؤثرِ اتاقهای مرگبار و چند ایدهٔ تازه را در اختیار دارد.
فیلم در ساختن حس محصورشدگی و قراردادن آدمها در برابر آزمون بقا موفق است؛ اما معماها گاه از انسجام کافی برخوردار نیستند و روابط شخصیتها نیز به عمقی نمیرسند که همهٔ فقدانها و تصمیمها تأثیر عاطفی نیرومندی پیدا کنند. افزودههای نسخهٔ تازه برای برخی تماشاگران جذاب خواهند بود، ولی همزمان از آن سردی و ابهامی میکاهند که هزارتوی نسخهٔ اصلی را به تجربهای ماندگار تبدیل کرده بود.
« بنابراین، فیلم همزمان از میراث نسخهٔ اصلی سود میبرد و زیر سایهٔ آن قرار میگیرد. »
جمعبندی
حاصل، اثری دیدنی برای علاقهمندان به وحشتِ محصور و معماهای بقاست، هرچند احتمالاً بیش از آنکه جای نسخهٔ کلاسیک را بگیرد، میل به بازگشت دوباره به آن را برمیانگیزد.



ثبت دیدگاه