نقد و بررسی
نقد The Grizzlies | 2019
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان ورزش، زخم و امید «The Grizzlies» در ظاهر در قلمرو آشنای درامهای ورزشی حرکت میکند: معلمی تازهوارد، گروهی نوجوان که به او اعتماد ندارند، ورزشی که آنان را به هم نزدیک میکند و هدفی مشترک که کمکم شکل میگیرد. اما فیلم بهدرستی میفهمد که لاکراس در این روایت صرفاً وسیلهای برای پیروزی در مسابقه نیست.
بازی، بهانهای است برای آنکه نوجوانان دیده شوند، به یکدیگر تکیه کنند و در جامعهای گرفتار سوگ و دشواری، امکان دیگری برای زیستن تصور کنند. داستان در کوگلکتوک، در نوناووت، میگذرد؛ جامعهای کوچک در گسترهٔ سخت و چشمگیر قطب شمال. معلمی به نام راس شپرد با تصورهایی سادهانگارانه از آموزش وارد مدرسه میشود، اما برخوردش با دانشآموزان و محیط تازه بهسرعت نشان میدهد که دانستن چند درس تاریخ برای فهمیدن یک جامعه کافی نیست.
معرفی لاکراس در آغاز اقدامی کوچک و حتی نامطمئن به نظر میرسد؛ بااینحال، تمرینها و پیوندهایی که پیرامون آن شکل میگیرند، مسیر فیلم را از قصهٔ یک معلمِ ناجی دور میکنند و به سوی رابطهای دوطرفه میبرند: نوجوانان نیز به معلم میآموزند که چگونه گوش کند و با واقعیت زندگی آنان روبهرو شود.
جغرافیایی که فقط پسزمینه نیست یکی از امتیازهای مهم فیلم، حضور مؤثر مکان در روایت است. سرمای شمال و پهنههای باز، نه صرفاً منظرههایی زیبا برای قاببندی، بلکه بخشی از تجربهٔ روزمره و حالوهوای داستاناند. طبیعت در اینجا هم وسعتی خیرهکننده دارد و هم میتواند حس انزوا را تشدید کند.
« اما فیلم بهدرستی میفهمد که لاکراس در این روایت صرفاً وسیلهای برای پیروزی در مسابقه نیست. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم با قرار دادن بدنهای جوان در برابر این چشمانداز، فاصلهای میان وسعت جهان طبیعی و تنگنای شرایط اجتماعی میسازد؛ تضادی که بیآنکه نیازمند توضیحهای مکرر باشد، بر تماشاگر اثر میگذارد. بااینحال، «The Grizzlies» نمیکوشد شمال را به تصویری کارتپستالی از سرزمینی دوردست تقلیل دهد.
فضای شهر، مدرسه، خانهها و روابط روزمره، به قصه بافتی ملموس میبخشند. همین نزدیکی است که لحظههای امید را باورپذیرتر میکند: امید در این فیلم از دل موقعیتهای معمولی و پیوندهای انسانی پدید میآید، نه از یک دگرگونی ناگهانی و بیهزینه. چهرههای جوان و نیروی گروه بخش مهمی از تأثیر عاطفی فیلم بر دوش گروه بازیگران جوان است.
بازیها در مجموع طبیعی و کمتکلفاند و شخصیتها را از قالب نمادهای صرف بیرون میآورند. آنان فقط «دانشآموزان گرفتار مشکل» نیستند؛ هر یک خلقوخو، مقاومت، آسیبپذیری و شیوهٔ خاص خود را برای نزدیکشدن یا فاصلهگرفتن از دیگران دارد. این تفاوتها، بهویژه در صحنههای تمرین و تعامل گروهی، کمک میکند تیم لاکراس به جمعی واقعی تبدیل شود، نه صرفاً مجموعهای از چهرهها که فیلمنامه برای رسیدن به مسابقه کنار هم چیده است.
بازی بن شنِتزر در نقش راس نیز در خدمت همین مسیر قرار میگیرد. شخصیت او از ابتدا پاسخ همهچیز را نمیداند و فیلم، هرچند گاهی به او نقش محوری میدهد، امکان خطا و یادگیری را از او نمیگیرد. این انتخاب اهمیت دارد؛ زیرا اگر راس بیدرنگ به چهرهای خردمند و راهگشا بدل میشد، بخش بزرگی از پیچیدگی رابطهٔ او با شاگردان از بین میرفت.
« بااینحال، «The Grizzlies» نمیکوشد شمال را به تصویری کارتپستالی از سرزمینی دوردست تقلیل دهد. »
شخصیتها و اجرا
حضور بازیگران اینوئیت و پیوند فیلم با جامعهٔ محلی نیز به حس اصالت اثر کمک میکند؛ مشارکت هنرمندان بومی در بازیگری و دیگر بخشهای تولید، در شکلگیری این بافت اهمیت داشته است. ورزش بهمثابه زبان مشترک لاکراس در «The Grizzlies» بیش از آنکه میدان سنجش مهارت باشد، زبانی مشترک میشود.
قواعد بازی، تمرین و مسئولیتپذیری جمعی، نوجوانان را در موقعیتی قرار میدهد که میتوانند بهجای انزوای فردی، رابطهای عملی با یکدیگر بسازند. ارزش ورزش در فیلم نه در این است که همهٔ مشکلات را حل میکند، بلکه در این است که فضایی برای تعلق و هدف فراهم میآورد؛ فضایی که نوجوانان خود در آن نقش دارند و در آن صرفاً دریافتکنندهٔ کمک نیستند.
از همینجا فیلم از الگوی سادهٔ «معلم میآید و زندگیها را نجات میدهد» فاصله میگیرد. راس محرکی برای آغاز مسیر است، اما آنچه تیم را زنده نگه میدارد، تصمیمها و پیوندهای خود جوانان است. این نگاه، روایت را انسانیتر میکند و پیروزی را از نتیجهٔ مسابقه فراتر میبرد. فیلم بهخوبی نشان میدهد که گاهی مهمترین دستاورد، ادامهدادن، کنار هم ماندن و پذیرفتن مسئولیت نسبت به دیگری است.
مواجهه با رنج و حدود نمایش آن فیلم از موضوعهای سنگینی چون خودکشی نوجوانان، خشونت خانگی و اعتیاد رویگردان نیست. این انتخاب، به روایت فوریت و وزن میبخشد و مانع میشود که ورزش به سرگرمیای بیارتباط با واقعیت زندگی شخصیتها تبدیل شود. اما همین جسارت، خطر سادهسازی را نیز به همراه دارد.
« ورزش بهمثابه زبان مشترک لاکراس در «The Grizzlies» بیش از آنکه میدان سنجش مهارت باشد، زبانی مشترک میشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
گاه فشار عاطفی صحنهها چنان مستقیم است که بهجای اعتماد به سکوت، جزئیات و واکنشهای شخصیتها، پیام فیلم با تأکید بیشتری بیان میشود. در چنین لحظههایی، رنج به نیرویی برای پیشبرد مضمون بدل میشود و مجال کمتری برای ابهام یا نفسکشیدن باقی میگذارد. نکتهٔ حساستر آن است که نمایش پیدرپی بحران میتواند ناخواسته جامعهٔ اینوئیت را بیش از اندازه با ناامیدی و آسیب تعریف کند.
فیلم در برابر این خطر، بر خانواده، سنت، دوستی و تابآوری نیز تأکید میگذارد، اما توازن میان این وجوه همیشه کامل نیست. تصویری مسئولانه از یک جامعه باید همزمان مجال دیدهشدن رنج و زندگیِ فراتر از رنج را فراهم کند. «The Grizzlies» در این مسیر گامهای ارزشمندی برمیدارد، هرچند گاهی در شدتدادن به سویهٔ تراژیک، از تنوع تجربهٔ انسانی میکاهد.
فرمول آشنا و لحظههای کمپیشبینی روایت فیلم از ساختار شناختهشدهٔ درام ورزشی بهره میبرد: دشواری آغازین، شکلگیری تدریجی گروه، تمرین و کشمکش، و هدفی که افراد را به سوی آیندهای مشترک میکشاند. برای مخاطبی که با این گونهٔ سینمایی آشناست، برخی پیچوخمها ممکن است زودتر از موعد قابل حدس باشند.
فیلم در این بخشها کمتر از قالب فاصله میگیرد و گاهی پیش میرود بر مسیری که تماشاگر نمونههای مشابهش را دیده است. اما ارزش اثر به تازگی کامل ساختارش وابسته نیست. ویژگی متمایز آن در جزئیات فرهنگی، کیفیت رابطهٔ میان شخصیتها و جایگاه واقعی جامعه در قصه است. فیلم هرگاه از الگوی مسابقهمحور فاصله میگیرد و بر اعتماد، یادگیری و دشواری همزیستی تمرکز میکند، نیروی بیشتری پیدا میکند.
« تصویری مسئولانه از یک جامعه باید همزمان مجال دیدهشدن رنج و زندگیِ فراتر از رنج را فراهم کند. »
قوتها و کاستیها
به همین دلیل، پیشبینیپذیری بخشی از تجربه را محدود میکند، اما تمام بار عاطفی اثر را از میان نمیبرد. کارگردانی و لحن عاطفی میراندا دِ پِنسیه رویکردی صمیمانه برمیگزیند و میکوشد هم زیبایی محیط را ثبت کند و هم زخمهای اجتماعی را از قاب بیرون نگذارد. فیلم در لحظههای گروهی گرم و پرتحرک است، اما در مواجهه با رنج، لحنی سنگینتر میگیرد.
این جابهجایی گاه به اثر نیرویی عاطفی میدهد و گاه آن را به مرز تأکید بیش از اندازه نزدیک میکند. بااینهمه، لحن کلی اثر از تحقیر یا تماشاگرانهکردن شخصیتها دور میماند و آنان را صاحب اراده و امکان کنش نشان میدهد. اهمیت فیلم همچنین در آن است که داستان را به تجربهای محلی پیوند میزند، بیآنکه پیام آن را کاملاً محدود به همان مکان کند.
موضوع تعلق، فقدان هدف و نیاز به حمایت، برای مخاطبان دیگر نیز قابل فهم است؛ اما این همگانیبودن زمانی ارزشمند میماند که تفاوت فرهنگیِ جامعهٔ اینوئیت در روایت محو نشود. فیلم در بهترین لحظههایش هر دو را کنار هم نگه میدارد: تجربهای مشخص و ریشهدار، و پرسشی گسترده دربارهٔ راههای ساختن امید.
جمعبندی «The Grizzlies» درام ورزشیای است که از لاکراس برای گفتن داستانی دربارهٔ تعلق، مسئولیت و یافتن معنا بهره میگیرد. بازیهای طبیعی، حضور پررنگ گروه جوان و فضای قطبیِ بهیادماندنی، به آن هویتی ویژه میدهند. در برابر، ساختار آشنای ژانر، بیان گاه بیش از حد مستقیم و خطر فروکاستن زندگی اینوئیتها به مجموعهای از بحرانها، از محدودیتهای اثرند.
« به همین دلیل، پیشبینیپذیری بخشی از تجربه را محدود میکند، اما تمام بار عاطفی اثر را از میان نمیبرد. »
جمعبندی
با وجود این کاستیها، فیلم در نهایت به نیروی جمعی شخصیتهای جوان اعتماد میکند. نه ورزش را درمانی جادویی میپندارد و نه معلم را ناجی مطلق؛ بلکه امید را در رابطهای میجوید که با حضور، کوشش و همبستگی ساخته میشود. همین نگاه است که «The Grizzlies» را از قصهای صرفاً دربارهٔ بردوباخت فراتر میبرد و به اثری گرم، تلخ و تأملبرانگیز بدل میکند.
« با وجود این کاستیها، فیلم در نهایت به نیروی جمعی شخصیتهای جوان اعتماد میکند. »



ثبت دیدگاه