نقد و بررسی
نقد Herbie Rides Again | 1974
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه دنباله و تغییر مسیر داستان «Herbie Rides Again» ساختهٔ رابرت استیونسن، دنبالهای است که بهجای بازگشت به شور مسابقهای «The Love Bug»، هربی را وارد ماجرایی شهری و خانوادگی میکند. اینبار مسئله نه پیروزی در پیست، بلکه دفاع از خانهٔ خانم اشتاینمتز در برابر آلونسو هاوک، توسعهدهندهای حریص و قانونگریز، است.
همین جابهجایی، هویت فیلم را از کمدیِ مسابقهای به حکایتی دربارهٔ مقاومت در برابر زورگویی اقتصادی میبرد. در نتیجه، اثر بیش از آنکه ادامهای مستقیم بر تجربهٔ فیلم نخست باشد، کوششی برای آغاز فصلی تازه در مجموعه است؛ کوششی که گاه طراوت دارد و گاه پیوندش با گذشته سست به نظر میرسد.
هربی؛ قهرمانِ بیزبان و پرجنبوجوش جذابیت اصلی همچنان به خودرویی تعلق دارد که نیاز چندانی به دیالوگ ندارد تا شخصیت داشته باشد. هربی با بوقهای عصبی، حرکتهای ناگهانی و سرپیچیهای حسابشده، بیش از بسیاری از شخصیتهای انسانی حالوهوای صحنه را شکل میدهد. فیلم بهخوبی میداند که هر حرکت کوچک او میتواند به کنشی کمیک بدل شود: یک چرخش، توقف یا بوق، بهمنزلهٔ پاسخ و اعتراض است.
« همین جابهجایی، هویت فیلم را از کمدیِ مسابقهای به حکایتی دربارهٔ مقاومت در برابر زورگویی اقتصادی میبرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
همین بازی با زبانِ بدنیِ خودرو، به هربی کیفیتی زنده و دوستداشتنی میدهد. با این حال، فیلم همیشه از این امتیاز بهاندازهٔ کافی بهره نمیبرد. در بخشهایی، گفتوگوها و ماجراهای انسانی جای کنشهای هربی را میگیرند و او به حضوری حاشیهای در فیلم خودش نزدیک میشود. این جابهجایی، بهویژه برای تماشاگرانی که در پی شیطنتها و حرکتهای ماشیناند، میتواند ریتم را کند کند.
هربی همچنان مرکز عاطفی اثر است، اما مرکز رواییاش بهطور پیوسته و یکدست حفظ نمیشود. روایت و کشمکش با توسعهدهنده ساختار داستان روشن و عامهپسند است: هاوک میخواهد زمین و خانهای را که برای برنامهٔ ساختوسازش مانع شده تصاحب کند؛ خانم اشتاینمتز حاضر به عقبنشینی نیست؛ و هربی با ترفندهای خود به یاری او میآید.
این چارچوب ساده، امکان میدهد فیلم بیدرنگ وارد موقعیتهای کمدی شود و مخاطب بدون دشواری مسیر کشمکش را دنبال کند. در عین حال، تقابل میان خانهای کوچک و طرحی عظیم، تصویری سرراست از رویارویی فرد عادی با قدرت ثروت و نفوذ میسازد. اما سادگیِ طرح گاهی به سادهسازی شخصیتها میانجامد. هاوک چنان آشکارا شرور و خودخواه تصویر میشود که کمتر به شخصیتی پیچیده شباهت دارد و بیشتر به نشانهای اغراقشده از حرص و سلطه بدل میشود.
« همین بازی با زبانِ بدنیِ خودرو، به هربی کیفیتی زنده و دوستداشتنی میدهد. »
شخصیتها و اجرا
این اغراق با لحن فانتزی فیلم تناسب دارد، ولی دامنهٔ تعلیق را محدود میکند: تماشاگر از همان ابتدا میداند با چه نوع دشمنی روبهروست. طنز اثر نیز بیشتر از تضاد میان وقاحت هاوک و آشوبهای هربی پدید میآید تا از دگرگونی یا لایههای درونی شخصیتها. بازیها و شخصیتهای انسانی هلن هیز در نقش خانم اشتاینمتز گرما و سرزندگی خاصی به فیلم میبخشد.
او شخصیت را نه صرفاً بانویی ناتوان که محتاج نجات باشد، بلکه زنی با اراده و روحیهای مستقل میسازد؛ حضوری که با اعتمادبهنفس و آرامش خود، در برابر شلوغکاریهای اطراف تعادل ایجاد میکند. کین بری و استفانی پاورز نیز بخش عاطفی و رمانتیک روایت را نمایندگی میکنند، اما رابطهٔ آنها بیشتر به خط فرعی داستان شباهت دارد و فرصت چندانی برای رشد پیدا نمیکند.
کینن وین در نقش آلونسو هاوک، با خشمهای نمایشی و بازی پرتحرک، به شرارت فیلم رنگی کارتونی میدهد. این اغراق، گاه خندهآور است و با فضای خانوادگی اثر سازگار؛ بااینهمه، در لحظاتی به جای آنکه موقعیت را پیچیدهتر کند، صرفاً بر یک نکته تأکید میگذارد: هاوک آدم بدی است و باید جلویش ایستاد.
« بازیها و شخصیتهای انسانی هلن هیز در نقش خانم اشتاینمتز گرما و سرزندگی خاصی به فیلم میبخشد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
حاصل، مجموعهای از شخصیتهای قابلفهم اما نه چندان چندوجهی است. کمدی، اغراق و میزانسن منطق کمدی فیلم، منطق کارتون است: اشیا و خودروها میتوانند رفتاری انسانی داشته باشند و شهر به زمین بازیِ شوخیهای فیزیکی تبدیل شود. این رویکرد در صحنههایی که هربی با جسارت از مسیرهای نامعمول میگذرد یا حرکتهای غیرمنتظرهای انجام میدهد، انرژی خوبی میآفریند.
فیلم از جدیگرفتن بیش از حد واقعیت پرهیز میکند و همین بیاعتنایی به احتمالپذیری، بخشی از لذت تماشای آن است. با اینحال، اغراق همیشه به خنده نمیانجامد. بعضی موقعیتها آنقدر کش پیدا میکنند یا از منطق صحنه فاصله میگیرند که تماشاگر ممکن است به جای غافلگیری، صرفاً شاهد آشفتگی باشد.
فیلم گاهی تصور میکند هرچه ماجرا بزرگتر و نامعقولتر شود، الزاماً بامزهتر خواهد شد؛ درحالیکه شوخیهای موفقتر معمولاً همانهاییاند که از واکنش دقیق هربی یا از برخورد سنجیدهٔ شخصیتها با وضعیتی عجیب شکل میگیرند. تعقیبوگریز و اوج سرگرمی از جذابترین دستاوردهای فیلم، استفادهٔ جمعی و نمایشی از فولکسواگنها در بخشهای پایانی است.
« حاصل، مجموعهای از شخصیتهای قابلفهم اما نه چندان چندوجهی است. »
قوتها و کاستیها
صحنههایی که تعداد زیادی بیتل وارد ماجرا میشوند، دامنهٔ خیالپردازی فیلم را گسترش میدهند و تصویری بهیادماندنی از همراهی و همبستگی میسازند. این لحظات در عین آنکه بستر تعقیبوگریز و شوخیاند، معنایی ساده و مؤثر نیز دارند: یک خودروی تنها برای مقابله با قدرتی بزرگ، تنها نمیماند.
این اوج، از نظر بصری و ریتمیک، به فیلم نیرویی میبخشد که در بخشهایی از میانه کمرنگ شده است. تماشاگر سرانجام با همان شور حرکتی روبهرو میشود که از عنوان و شخصیت هربی انتظار دارد. بااینحال، این صحنهها بیش از آنکه ضعفهای روایی را برطرف کنند، نشان میدهند فیلم در چه لحظاتی بهترین کارکرد را دارد: هنگامی که به خودروها مجال میدهد با حرکت و تصویر روایت کنند، نه هنگامی که بیش از اندازه به توضیح و گفتوگو تکیه میکند.
نسبت با فیلم نخست تغییر شخصیتهای محوری و غیبت بسیاری از چهرههای آشنای «The Love Bug» به فیلم حس آغاز دوباره میدهد. این تصمیم بهخودیخود نادرست نیست؛ دنباله میتواند جهان خود را گسترش دهد و شخصیتهای تازهای معرفی کند. مشکل آنجاست که «Herbie Rides Again» گاهی نه کاملاً مستقل میایستد و نه پیوند عاطفیِ نیرومندی با فیلم قبلی برقرار میکند.
« این اوج، از نظر بصری و ریتمیک، به فیلم نیرویی میبخشد که در بخشهایی از میانه کمرنگ شده است. »
جمعبندی
برای مخاطبی که از فضای مسابقهای و رابطهٔ هربی با همراهان پیشینش لذت برده، این تغییر ممکن است نچسب یا کمرمق جلوه کند. فیلم بهجای رقابت و جاهطلبی ورزشی، بر خانه، مالکیت و مقاومت در برابر تخریب تکیه دارد. این جابهجایی مضمون تازهای فراهم میکند، اما بخشی از هیجان طبیعیِ مسابقه را نیز از میان میبرد.
به همین دلیل، اثر بیش از آنکه در ذهن با رقابتهای پرشتاب به یاد بماند، با شوخیهایش و تصویر بیتلهای فراوان شناخته میشود. جمعبندی «Herbie Rides Again» دنبالهای بازیگوش و نامتوازن است: از یک سو، هربی همچنان شخصیتی پرجاذبه دارد و کمدیِ فیزیکی و تعقیبوگریزهایش لحظاتی سرگرمکننده میآفرینند؛ از سوی دیگر، داستان ساده، شخصیتپردازی محدود و حضور کمرنگ هربی در بخشهایی از روایت مانع میشود فیلم به انسجام و گیراییِ بهترین لحظاتش دست یابد.
این اثر برای تماشاگرانی که از شوخیهای اغراقآمیز و حالوهوای خانوادگی لذت میبرند، دیدنی است، اما شور مسابقهای فیلم پیشین را تکرار نمیکند و احتمالاً بیشتر با چند تصویر و شیطنت بهیادماندنی در خاطر میماند تا با کلیت داستانش.
« فیلم بهجای رقابت و جاهطلبی ورزشی، بر خانه، مالکیت و مقاومت در برابر تخریب تکیه دارد. »



ثبت دیدگاه