نقد و بررسی
نقد File not found. (The Informer) | 2019
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان خبرچینی و بقا «The Informer» فیلمی جناییـهیجانی است که تنش خود را از موقعیتی اخلاقاً تنگ و بیرحمانه میسازد: پیت کوسلو، زندانی پیشین و خبرچین افبیآی، در شبکهای از مافیا، زندان و نهادهای قانونگذار گرفتار شده است. او نه قهرمانی آزاد برای انتخاب مسیر، بلکه انسانی است که هر انتخابش میتواند به بهای جان خودش یا نزدیکانش تمام شود.
فیلم از همان ابتدا این وضعیت را به نیروی محرک روایت بدل میکند و میکوشد مخاطب را در اضطرابی پیوسته نگه دارد؛ اضطرابی که گاه از خطر بیرونی میآید و گاه از این پرسش که چه کسی در این بازی واقعاً اختیار دارد. این کشمکش، دستکم در طرح اولیه، ظرفیت یک درام پرمایه را دارد. خبرچین بودن پیت او را در مرزی لغزان میان همکاری و خیانت قرار میدهد: برای نجات خانوادهاش باید به مأموران اعتماد کند، اما همان مأموران نیز اهداف و ملاحظات خود را دارند.
در سوی دیگر، رئیس مافیایی او، ژنرال کلیمک، نماینده قدرتی است که با ترس و خشونت نظم خود را تحمیل میکند. فیلم از این تقابلها برای ساختن فضای بیاعتمادی بهره میبرد؛ فضایی که در آن هیچ پناهگاهی کاملاً امن به نظر نمیرسد. روایت؛ تعلیق مؤثر، الگوی آشنا روایت فیلم با چند خط داستانی همزمان پیش میرود و از همین راه میکوشد بر فشار روانی بیفزاید.
پیت باید در زندان و بیرون از آن نقشی را بازی کند که دیگران برایش نوشتهاند؛ در حالی که مأموران فدرال نیز هر یک با محاسبات و جاهطلبیهای خود به ماجرا شکل میدهند. این چندلایگی، در بخشهایی به تعلیق کمک میکند. اطلاعات بهتدریج آشکار میشوند و فیلم چند بار موقعیتهایی میسازد که مخاطب را درباره سرنوشت شخصیتها نگران میکند، بیآنکه لازم باشد از پیچشهای اصلی پرده بردارد.
« این کشمکش، دستکم در طرح اولیه، ظرفیت یک درام پرمایه را دارد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
با این همه، فیلم در بنیان روایی خود چندان از قواعد آشنای ژانر فاصله نمیگیرد. مردی گرفتار میان باند تبهکار و مأموران قانون، عملیاتی که از کنترل خارج میشود، و تصمیمهایی که بهسرعت به بحران بدل میشوند، اجزای بارها دیدهشدهٔ تریلرهای جناییاند. آشنایی این الگوها بهخودیخود نقص نیست؛ مشکل زمانی پدیدار میشود که فیلم نتواند به آنها زاویهای تازه یا معنایی عمیقتر بیفزاید.
«The Informer» گهگاه با موقعیتهای پرتنش خود از این محدودیت فرار میکند، اما در بخشهایی نیز مسیر قابلپیشبینیاش آشکار میشود. پیت کوسلو؛ قهرمانی زیر فشار جوئل کینامن در نقش پیت کوسلو، نقطهٔ ثقل فیلم است. بازی او بر مهار و خویشتنداری تکیه دارد: پیت مردی نیست که احساساتش را بهآسانی بر زبان بیاورد، بلکه فشار را در سکوت، نگاهها و واکنشهای بدنیاش حمل میکند.
این انتخاب با موقعیت شخصیت همخوان است؛ کسی که باید مدام مراقب باشد کدام کلمه یا حرکت میتواند او را لو بدهد. کینامن در صحنههای خشن نیز حضوری فیزیکی و باورپذیر دارد و آسیبپذیری شخصیت را پشت ظاهر سخت او پنهان نمیکند. با وجود این، فیلمنامه فرصت چندانی برای گشودن جهان درونی پیت فراهم نمیآورد.
انگیزههای او روشناند، اما گاهی بیش از آنکه به شخصیتی چندوجهی بدل شود، به مهرهای در سازوکار تعقیبوگریز و توطئه شباهت پیدا میکند. خانوادهاش دلیل مهم تصمیمهای اوست، ولی پیوند عاطفی فیلم با این بخش از زندگیاش به اندازهای بسط نمییابد که هر خطر را از سطح هیجان داستانی به تجربهای شخصی و عمیق تبدیل کند.
« با این همه، فیلم در بنیان روایی خود چندان از قواعد آشنای ژانر فاصله نمیگیرد. »
شخصیتها و اجرا
در نتیجه، کینامن گاه باید با حضور خود خلأهایی را پر کند که متن برای شخصیت باقی گذاشته است. بازیگران مکمل و فرصتهای ناتمام رزاموند پایک در نقش مأمور فدرال، حضوری دقیق و حسابشده دارد. او شخصیت را نه صرفاً به صورت مأموری وظیفهشناس و نه در قالب چهرهای کاملاً بیرحم عرضه میکند؛ در بازیاش نوعی محاسبهگری دیده میشود که با فضای بیاعتماد فیلم تناسب دارد.
با این حال، سهم او از تحول و عمق شخصیت میتوانست بیشتر باشد. فیلم از حضور پایک بهره میگیرد، اما کمتر اجازه میدهد شخصیتش از کارکرد روایی فراتر برود و به کانونی مستقل برای درام تبدیل شود. کلایو اوون و کامن نیز در شکلدادن به دو سوی قدرت و قانون نقش دارند. اوون در هیئت مأموری که تصمیمهایش پیامدهای سنگین دارند، بر سردی و اقتدار تکیه میکند؛ گاهی همین لحن کنترلشده، فاصلهای میان شخصیت و مخاطب میاندازد.
کامن حضوری آرامتر دارد و در برابر شتاب و خشونت پیرامون، نوعی وزن متین به صحنهها میآورد. آنا د آرماس در نقش سوفیا، همسر پیت، با وجود تأثیر عاطفی جایگاهش در داستان، کمتر از آنچه انتظار میرود مجال حضور مییابد. از این رو، بازیگران مجموعهای نیرومند میسازند، اما فیلم همیشه نمیداند چگونه از ظرفیت همهٔ آنان بهطور برابر استفاده کند.
خشونت، فضا و ریتم یکی از امتیازهای فیلم، تواناییاش در تبدیل مکانها به منابع فشار است. فضای زندان با راهروها و محدودههای بستهاش حس محاصره را تقویت میکند؛ بیرون از زندان نیز پیت از نظارت و تهدید رها نیست. این جابهجایی میان دو جهان، به روایت ضرباهنگی رفتوبرگشتی میدهد: خطر در یک سوی دیوار تمام نمیشود، بلکه شکل دیگری به خود میگیرد.
« در نتیجه، کینامن گاه باید با حضور خود خلأهایی را پر کند که متن برای شخصیت باقی گذاشته است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
خشونت فیلم نیز در بهترین لحظات صرفاً تزئین اکشن نیست؛ یادآور این است که شخصیتها در محیطی زندگی میکنند که بدن و امنیت فردی، همواره در معرض معامله یا مجازات قرار دارد. با این حال، ریتم اثر یکدست نیست. برخی صحنههای اکشن و برخوردهای ناگهانی بهخوبی ضربان داستان را بالا میبرند، اما میان این لحظهها بخشهایی وجود دارد که کشدار یا کمجان احساس میشوند.
فیلم گاهی برای حفظ تعلیق، اطلاعات و برخوردهای تازه را پیدرپی به روایت میافزاید؛ ولی افزایش پیچیدگی همیشه به افزایش عمق نمیانجامد. در نتیجه، تماشاگر ممکن است در مقاطعی درگیر پرسشهای لحظهای داستان باشد، اما از پیوند کلیتر اجزای آن فاصله بگیرد. فیلمنامه و منطق اخلاقی موضوع خبرچینی بهطور طبیعی پرسشهایی درباره وفاداری، مسئولیت و ارزش جان انسانها پیش میکشد.
«The Informer» نیز زمینهٔ طرح چنین پرسشهایی را دارد: آیا پیت برای حفظ خانوادهاش حق دارد در مناسباتی خطرناک شریک بماند؟ مأمورانی که او را به میدان فرستادهاند تا چه حد مسئول پیامدهای تصمیمهایشان هستند؟ و هنگامی که قانون به ابزاری در دست افراد جاهطلب بدل شود، مرز میان اجرای عدالت و حفظ منافع شخصی کجا قرار میگیرد؟
فیلم پاسخهایش را بیشتر در قالب موقعیت و تعقیبوگریز عرضه میکند تا گفتوگویی جدی با این پرسشها. همین رویکرد، اثر را بهعنوان سرگرمی جنایی روان نگه میدارد، اما مانع از آن میشود که مضمونهایش رسوخ عمیقی پیدا کنند. شخصیتها گاه برای رساندن داستان به نقطهٔ بعدی تصمیمهایی میگیرند که بیش از آنکه حاصل تحول درونی باشند، تابع نیاز فیلمنامهاند.
« مأمورانی که او را به میدان فرستادهاند تا چه حد مسئول پیامدهای تصمیمهایشان هستند؟ »
قوتها و کاستیها
این مسئله، در کنار تکرار برخی تمهیدهای آشنا، باعث میشود روایت در لحظاتی معمولیتر از ظرفیت اولیهاش جلوه کند. پایان و حس ناتمامی بدون ورود به جزئیات پایان، میتوان گفت فیلم در جمعبندی به اندازهٔ بخشهای پرتنشش اطمینانبخش نیست. پس از آنکه مخاطب را در شبکهای از تهدیدها و جابهجاییهای قدرت درگیر کرده، اثر به نتیجهای میرسد که ممکن است برای بخشی از تماشاگران بیش از اندازه باز یا ناکامل احساس شود.
این انتخاب میتواند با جهان بیثبات فیلم سازگار باشد، اما چون برخی خطهای عاطفی و روایی فرصت کافی برای فرود نمییابند، حس ناتمامی بهجای آنکه الزاماً به تأملی ثمربخش بدل شود، ممکن است پرسش سادهتری برجا بگذارد: آیا داستان به پایان خود رسیده است؟ جمعبندی «The Informer» تریلری جنایی است که بیش از هر چیز با موقعیت پرخطر، خشونت کنترلشده و بازی محکم جوئل کینامن پیش میرود.
رزاموند پایک و دیگر بازیگران نیز به فضای سرد و بدگمان فیلم وزن میدهند، هرچند سهم بعضی از آنان، بهویژه آنا د آرماس، کمتر از ظرفیتشان است. فیلم در لحظات اکشن و تعلیق میتواند سرگرمکننده و درگیرکننده باشد، اما فیلمنامهاش به الگوهای شناختهشده تکیه میکند و گاه در پرداخت شخصیتها و اتصال خطوط داستانی کم میآورد.
حاصل، اثری قابلقبول در محدودهٔ تریلرهای جنایی است: نه آنقدر تازه که ژانر را دگرگون کند و نه آنقدر کمرمق که از تماشایش هیچ لذتی حاصل نشود. اگر مخاطب در پی داستانی پرحادثه درباره مردی گرفتار میان مافیا و مأموران قانون باشد، فیلم لحظات پرتنشی برای عرضه دارد؛ اما اگر انتظار درامی عمیق درباره اخلاق خبرچینی و بهای وفاداری داشته باشد، احتمالاً با اثری روبهرو میشود که پرسشهای جذابی مطرح میکند، بیآنکه همهٔ آنها را بهقدر کافی بپرورد.
« این مسئله، در کنار تکرار برخی تمهیدهای آشنا، باعث میشود روایت در لحظاتی معمولیتر از ظرفیت اولیهاش جلوه کند. »



ثبت دیدگاه