نقد و بررسی
نقد Three Many Weddings | 2013
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای ساده با ظرفیت کمدی فراوان «Three Many Weddings» یا «Tres bodas de más» به کارگردانی خاویر روییس کالدرا، کمدی رمانتیکی است که موتور داستانیاش را از موقعیتی آشنا اما پربازده میگیرد: روث، پژوهشگر جوان یک دانشکده، دعوتنامهٔ عروسی سه شریک عاطفی سابقش را دریافت میکند. او که در مواجهه با مناسبات شخصی نه چندان قاطع است، از دنی کمک میگیرد تا برای حضور در هر مراسم همراهی پیدا کند.
همین طرح، از ابتدا امکان چندین برخورد، سوءتفاهم و موقعیت ناخوشایند را فراهم میآورد؛ از آن دست موقعیتهایی که در آن شخصیت اصلی میان میل به حفظ ظاهر و ناتوانی در مهار آشوب پیرامونش گرفتار میشود. فیلم از ظرفیت مراسم عروسی بهعنوان فضای عمومیِ احساسات خصوصی بهره میگیرد. جدایی، حسرت، رقابت و خجالت در محیطی رخ میدهند که ظاهراً برای جشن و خوشبختی دیگران برپا شده است.
این تضاد، بستر مناسبی برای کمدی میسازد: روث نهتنها باید با گذشتهٔ عاطفی خود روبهرو شود، بلکه ناچار است این مواجهه را در برابر جمعی از آشنایان و غریبهها تاب بیاورد. «Three Many Weddings» بیش از آنکه به ظرافت روانشناختی تکیه کند، از انباشتن موقعیتها و بالا بردن درجهٔ آشفتگی نیرو میگیرد.
« فیلم از ظرفیت مراسم عروسی بهعنوان فضای عمومیِ احساسات خصوصی بهره میگیرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
روث؛ مرکز ثقل فیلم مهمترین امتیاز اثر، بازی اینسما کوئستا در نقش روث است. او شخصیت را نه به قهرمانی بینقص بدل میکند و نه به مجموعهای از دستوپاچلفتیبازیهای بیروح. روث باهوش و دوستداشتنی است، اما در روابط عاطفی و موقعیتهای اجتماعی اغلب نمیداند چگونه مرز بگذارد یا بهموقع از مخمصه بیرون بیاید.
کوئستا این تناقض را با چهره، مکث و واکنشهای کوچک میسازد؛ واکنشهایی که گاه از خود شوخی مؤثرترند. بازی او به فیلم پیوندی عاطفی میدهد که در غیر این صورت ممکن بود زیر ازدحام اتفاقها گم شود. روث هرچند در دل کمدیهای اغراقآمیز قرار گرفته، برای مخاطب قابلباور میماند؛ زیرا آسیبپذیریاش صرفاً وسیلهای برای خنداندن نیست.
او از گذشتهاش عبور نکرده و در عین حال نمیخواهد اسیر آن بماند. همین کشمکش ساده، به شخصیت عمقی بیش از آنچه طرح کلی وعده میدهد میبخشد. دنی، دستیار جوان او، نیز همراهی مناسبی برای این مسیر است و رابطهٔ میان آن دو از دل حضور در مراسمها و مواجهه با بحرانهای کوچک شکل میگیرد. کمدیِ انباشته و ضرباهنگ نابرابر ساختار فیلم بر تکرار و تشدید بنا شده است: هر عروسی فرصتی تازه برای بازگشت به گذشته و گرفتار شدن در موقعیتی دشوارتر فراهم میکند.
« روث؛ مرکز ثقل فیلم مهمترین امتیاز اثر، بازی اینسما کوئستا در نقش روث است. »
شخصیتها و اجرا
این الگو از نظر روایی روشن و کارآمد است و به فیلم ریتمی اپیزودیک میدهد. هر مراسم، فضای اجتماعی و خردهبحرانهای خاص خود را دارد و تماشاگر میتواند انتظار داشته باشد که روث بار دیگر در وضعیتی نامطلوب قرار گیرد؛ اما نه دقیقاً به همان شکل پیشین. این شیوه گاهی به نتیجه میرسد و لحظههایی واقعاً خندهدار میآفریند، بهویژه وقتی شوخی از برخورد شخصیتها با موقعیت بیرون میآید.
با این حال، فیلم همیشه در انتخاب و تنظیم شوخیها به یک اندازه موفق نیست. بعضی لحظات چنان سریع یا مبتنی بر اغراقاند که فرصت اثرگذاری پیدا نمیکنند؛ بعضی دیگر نیز از مخاطب عبور میکنند، بیآنکه خنده یا تأملی برانگیزند. حاصل، کمدیای ناهموار است: بخشهایی پرتحرک و سرگرمکننده، در کنار لحظاتی که شلوغیشان جای ظرافت را میگیرد.
اغراق، ابتذال و مرزهای شوخی «Three Many Weddings» از آن نوع کمدیهایی است که برای خنداندن، از شوخیهای بدنی، موقعیتهای شرمآور و گاه شوخیهای سیاه یا رکیک پرهیز نمیکند. چنین رویکردی میتواند برای مخاطبی که با کمدی پرهیاهو و جسورانه همراه است لذتبخش باشد؛ اما فیلم همیشه مرز میان جسارت و آسانگیری را بهدرستی تشخیص نمیدهد.
« این الگو از نظر روایی روشن و کارآمد است و به فیلم ریتمی اپیزودیک میدهد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
برخی شوخیها بیشتر به اتکای غافلگیری یا بیپروایی عمل میکنند تا دقت در پرداخت. مسئلهٔ جدیتر، شوخیهای ترنسهراسانهای است که در بستر فیلم قرار گرفتهاند. این شوخیها ممکن است برای بخشی از مخاطبان نه صرفاً کهنه، بلکه آزاردهنده باشند؛ زیرا خنده را بر سوءبرداشت یا تحقیر هویت جنسیتی بنا میکنند.
این انتخاب، محدودیتی مهم در کمدی فیلم است و نمیتوان آن را تنها به تفاوت سلیقه فروکاست. اثری که میخواهد از آشفتگی روابط و ناتوانی آدمها در فهم یکدیگر کمدی بسازد، گاه خود به سوژهای ناعادلانه برای خنده متوسل میشود. همین تناقض، از لذت تماشای بعضی صحنهها میکاهد. کلیشهها و هویت کمدی اسپانیایی فیلم به سنتی آشنا از کمدیهای عامهپسند اسپانیایی تکیه دارد: شخصیتهای پرجنبوجوش، موقعیتهای جنسی و عاطفیِ بیپرده، واکنشهای اغراقشده و زنجیرهای از بدبیاریهای اجتماعی.
این عناصر برای ساختن فضایی سرزنده به کار میروند، اما آشنایی بیش از اندازه با آنها ممکن است حس تکرار ایجاد کند. «Three Many Weddings» بهندرت از قالب ژانر فاصله میگیرد تا نگاه تازهای به عشق، جدایی یا ازدواج عرضه کند؛ در عوض، بیشتر میکوشد همان قالب را با انرژی و بازیگری پرشور پیش ببرد.
« برخی شوخیها بیشتر به اتکای غافلگیری یا بیپروایی عمل میکنند تا دقت در پرداخت. »
قوتها و کاستیها
در برخی لحظات، فیلم ظاهری شبیه کمدی رمانتیکهای جریان اصلی پیدا میکند: بحرانها به مسیر آشنای خود میروند و رابطهٔ مرکزی بهتدریج جایگاه مهمتری مییابد. این آشنایی لزوماً عیب نیست؛ ژانر گاه دقیقاً از همین وعدههای قابلفهم لذت میبرد. مشکل زمانی پدید میآید که فیلم بهجای پرورش جزئیات شخصیتها، برای پیشبرد موقعیت بعدی شتاب میکند.
در نتیجه، فضای اثر بیشتر به صحنهای برای شوخیهای متوالی شباهت دارد تا جهانی که بتوان در آن مکث کرد و آدمهایش را بهتر شناخت. کارگردانی و گروه بازیگران خاویر روییس کالدرا روایت را با تحرک و توجه به آشوب موقعیتها پیش میبرد. فیلم، با وجود رفتوآمد میان محیط کار، روابط شخصی و مراسمهای گوناگون، پیوند خود را با روث حفظ میکند و از پراکندگی کامل نمیافتد.
گروه بازیگران نیز به سرزندگی اثر کمک میکنند؛ حضور چهرههای متفاوت در پیرامون شخصیت اصلی، به هر بخش رنگی خاص میدهد و فضای عروسیها را از یکنواختی دور میسازد. با این همه، شلوغی صرفاً به تعداد شخصیتها محدود نمیماند و گاه به خود لحن فیلم نیز سرایت میکند. اجرای نمایشی و تأکید پررنگ بر واکنشها، در لحظههایی به خنده میانجامد، اما در لحظههایی دیگر به حالوهوایی تصنعی نزدیک میشود.
« این آشنایی لزوماً عیب نیست؛ ژانر گاه دقیقاً از همین وعدههای قابلفهم لذت میبرد. »
جمعبندی
فیلم در بهترین حالت، میان آشفتگی و صمیمیت تعادل برقرار میکند؛ در ضعیفترین حالت، چنان بر شدت شوخی و رفتار تکیه دارد که مجال چندانی برای ظرافت باقی نمیگذارد. جمعبندی «Three Many Weddings» کمدیای پرتحرک و نامتوازن است که نقطهٔ قوت اصلیاش را در بازی دلنشین اینسما کوئستا و توانایی او در حفظ جذابیت روث مییابد.
ایدهٔ سه عروسیِ مربوط به سه رابطهٔ گذشته، برای ساختن موقعیتهای متنوع مناسب است و فیلم در چند صحنه از این امکان بهخوبی بهره میبرد. بااینحال، همهٔ شوخیها کار نمیکنند، شلوغی گاه جای پرداخت دقیق را میگیرد و تکیه بر کلیشههای آشنا، اثر را از تازگی دور میکند. شوخیهای ترنسهراسانه نیز برای بسیاری از تماشاگران میتوانند مانعی جدی باشند.
تماشای فیلم برای علاقهمندان به کمدیهای رمانتیکِ پرهیاهو و موقعیتمحور میتواند سرگرمکننده باشد، بهخصوص اگر جذابیت بازیگر اصلی برایشان اهمیت داشته باشد. اما بهتر است از آن انتظار نوآوری ژانری یا طنزی یکدست نداشت: فیلم لحظات موفق و خندهدار دارد، ولی در کنار آنها بارها به شلوغی، اغراق و شوخیهایی متکی میشود که به همهٔ مخاطبان راه نمییابند.
« شوخیهای ترنسهراسانه نیز برای بسیاری از تماشاگران میتوانند مانعی جدی باشند. »



ثبت دیدگاه