نقد و بررسی
نقد کوچه مردها (Alley of Valiants) | 1970
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
دوستی در آستانه دگرگونی «کوچهمردها» یا «Alley of Valiants» ساختهٔ سعید مطلبی در سال ۱۹۷۰، داستانی آشنا را در مرکز توجه میگذارد: علی و حسن، دو دوست صمیمی، با ورود اقدس ناگهان با وضعیتی روبهرو میشوند که پیوند دیرینهشان را به آزمون میکشد. فیلم از همان ابتدا بر این تکیه دارد که دوستی صرفاً عادتی خوشایند یا همراهی روزمره نیست؛ رابطهای است که در لحظهٔ رقابت، رنجش و انتخاب، معنای واقعی خود را آشکار میکند.
کشمکش عاطفی میان رفاقت و دلبستگی، نیروی اصلی روایت است و به فیلم امکان میدهد از دل ماجرایی ساده، پرسشی دربارهٔ وفاداری و تغییر بیرون بکشد. رفاقت بهمثابه ستون عاطفی مهمترین سرمایهٔ فیلم، رابطهٔ علی و حسن است. صمیمیت آن دو پیش از آنکه داستان را به سوی بحران ببرد، زمینهای فراهم میکند تا تماشاگر وزن عاطفی دگرگونیهای بعدی را حس کند.
اگر این دوستی برای مخاطب باورپذیر باشد، هر فاصلهای میانشان معنایی فراتر از یک اختلاف معمولی پیدا میکند: تهدیدی است علیه جهانی مشترک که سالها شکل گرفته است. از همین رو، حضور اقدس فقط آغاز یک رقابت عاشقانه نیست؛ نیرویی است که تعادل رابطهای قدیمی را بر هم میزند و دو دوست را وادار میکند دوباره جایگاه خود را در زندگی یکدیگر بسنجند.
« رفاقت بهمثابه ستون عاطفی مهمترین سرمایهٔ فیلم، رابطهٔ علی و حسن است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینحال، همین نقطهٔ قوت، فیلم را به پرداخت دقیقتر شخصیتها نیازمند میکند. برای آنکه بحران دوستی عمق بیشتری پیدا کند، باید تفاوتهای درونی دو مرد، شیوهٔ مواجههشان با حسادت و برداشت هرکدام از وفاداری روشنتر شود. روایت گاه بیش از آنکه این تفاوتها را بکاود، به خودِ موقعیت داستانی اتکا میکند؛ در نتیجه، پیوند عاطفی در سطح طرح جذاب میماند، اما ظرفیت روانشناختیاش به تمامی شکوفا نمیشود.
ورود اقدس و شکلگیری کشمکش اقدس در ساختار داستان نقشی تعیینکننده دارد، زیرا حضورش وضعیت نسبتاً باثبات علی و حسن را از سکون بیرون میآورد. او در مقام شخصیتی تازهوارد، رابطهٔ میان دو مرد را از همراهی بیچونوچرا به عرصهای از ترجیح، انتظار و رقابت میکشاند. این جابهجایی، امکان درامی عاشقانه را با درامی دربارهٔ رفاقت پیوند میدهد و به روایت حرکتی روشن میبخشد: آنچه پیشتر بدیهی به نظر میرسید، اکنون باید دوباره تعریف شود.
جذابیت این کشمکش در آن است که عشق و دوستی را دو نیروی کاملاً جدا از هم نشان نمیدهد. دلبستگی تازه میتواند به دوستی رنگی نو بدهد، اما همزمان ممکن است مناسبات پیشین را متزلزل کند. فیلم از این موقعیت برای ساختن تنش بهره میگیرد، هرچند شخصیت اقدس گاه بیش از آنکه صاحب اراده و جهان درونی مستقل باشد، در خدمت دگرگونکردن رابطهٔ علی و حسن قرار میگیرد.
« بااینحال، همین نقطهٔ قوت، فیلم را به پرداخت دقیقتر شخصیتها نیازمند میکند. »
شخصیتها و اجرا
اگر سهم او در شکلدادن به ماجرا و آشکارکردن خواستههای شخصیاش پررنگتر بود، کشمکش عاطفی از صورت یک مثلث روایی آشنا فراتر میرفت. ریتم و ساختار روایت روایت فیلم بر الگویی سرراست استوار است و پیچیدگیهای ساختاری چشمگیری ندارد. این سادگی میتواند با حالوهوای گرم و بیتکلف اثر سازگار باشد: داستان بدون آنکه پیوسته در پی غافلگیری باشد، بر رابطهها و پیامدهای عاطفی موقعیت مرکزی تکیه میکند.
اما سادگی، هنگامی که با گسترش کافی شخصیتها همراه نشود، خطر یکنواختی را در پی دارد. برخی بخشها بهجای آنکه کشمکش را به مرحلهای تازه برسانند، صرفاً آن را تکرار یا معطل میکنند و از شتاب درونی داستان میکاهند. فیلم همچنین از پیچشهای روایی تازه فاصله میگیرد. این امر بهخودیخود ایراد نیست؛ بسیاری از درامهای مؤثر نه با غافلگیری، بلکه با دقت در مشاهدهٔ رفتار آدمها نیرو میگیرند.
مسئله آن است که وقتی مسیر داستان قابل پیشبینی باشد، بار اصلی جذابیت بر دوش جزئیات اجرا، تحول شخصیتها و کیفیت صحنهها میافتد. در «کوچهمردها» این عناصر گاه به اندازهای نیرومند نیستند که افتوخیزهای روایی را جبران کنند، و همین باعث میشود بعضی لحظهها کشدار به نظر برسند. لحن، شوخی و فضای اثر درام عاشقانه و رفاقتی فیلم گرمایی دارد که آن را از ملودرامی کاملاً تلخ و سنگین دور میکند.
« ریتم و ساختار روایت روایت فیلم بر الگویی سرراست استوار است و پیچیدگیهای ساختاری چشمگیری ندارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این گرما از توجه به معاشرتها و پیوندهای انسانی میآید؛ از جهانی که در آن دوستی اهمیت دارد و بحران عاطفی نیز هنوز در محدودهٔ روابط نزدیک و قابل لمس شکل میگیرد. چنین لحنی با هستهٔ داستان همخوان است و اجازه میدهد روایت، حتی هنگام رویارویی با حسادت و رنجش، از لطافت و صمیمیت فاصله نگیرد.
در برابر این امتیاز، شوخیها همیشه به اندازهٔ کافی کارآمد نیستند. برخی از آنها نه ضرباهنگ صحنه را بهتر میکنند و نه به شناخت شخصیتها میافزایند؛ گاهی نیز با فضای تاریخی اثر سازگاری کامل ندارند و پیوستگی لحن را مختل میکنند. کمدی هنگامی در یک درام عاشقانه اثرگذار است که از دل مناسبات شخصیتها بجوشد، نه آنکه چون عنصری جداگانه بر روایت افزوده شود.
هرجا شوخی از موقعیت و منش آدمها سرچشمه میگیرد، امکان ایجاد صمیمیت دارد؛ اما وقتی پیوندش با جهان فیلم سست میشود، بیشتر به وقفهای در مسیر عاطفی داستان میماند. شخصیتپردازی و اجرای درام علی و حسن از نظر کارکرد داستانی روشناند: دو دوست که پیوندشان زیر فشار موقعیتی تازه قرار میگیرد.
« در برابر این امتیاز، شوخیها همیشه به اندازهٔ کافی کارآمد نیستند. »
قوتها و کاستیها
بااینهمه، روشنبودن نقش با کاملبودن شخصیت یکی نیست. انگیزهها و واکنشها زمانی تأثیر عمیقتری پیدا میکنند که فیلم فرصت دهد مخاطب میان رفتار بیرونی و احساسات پنهان شخصیتها فاصلهای معنادار ببیند. در این اثر، ظرفیت چنین پرداختی وجود دارد، اما همهٔ آن به مرحلهٔ تحقق نمیرسد. نتیجه آن است که برخی واکنشها بیشتر به پیشبرد موقعیت کمک میکنند تا آشکارکردن لایههای پیچیدهٔ آدمها.
اجرای بازیگران در چنین ساختاری اهمیت ویژهای پیدا میکند، زیرا بخش بزرگی از بار رابطهها باید از طریق حضور و واکنشهای چهرهای منتقل شود. ترکیب بازیگران فیلم شامل محمدعلی فردین در نقش علی، ایرج قادری در نقش حسن و پوری بنایی در نقش اقدس است. با توجه به کمپرداختگی نسبی برخی شخصیتها، حضور بازیگرانه میتواند به ایجاد حس آشنایی و گرما کمک کند؛ اما بازی نیز بهتنهایی نمیتواند خلأهایی را که در طراحی شخصیت یا گسترش رابطهها وجود دارد، کاملاً پر کند.
فرجام عاطفی و محدودیتهای اوج فیلم در نهایت باید بحران رفاقت و دلبستگی را به نقطهای برساند که پیامدهای آن از نظر عاطفی قابل لمس باشد. بیآنکه به جزئیات پایانی یا پیچش اصلی اشاره شود، میتوان گفت اوج دراماتیک اثر به اندازهٔ موضوع مرکزیاش متقاعدکننده نیست. مسئله صرفاً انتظار برای پایانی پرهیجانتر نیست؛ مهمتر آن است که مسیر رسیدن به اوج باید تحول شخصیتها را چنان روشن کرده باشد که نتیجه، حاصل طبیعی انتخابها و احساسات آنان به نظر برسد.
« بااینهمه، روشنبودن نقش با کاملبودن شخصیت یکی نیست. »
جمعبندی
وقتی شخصیتها فرصت کافی برای شکلگرفتن پیدا نکنند، لحظهٔ اوج نیز ممکن است بیش از آنکه جمعبندی تجربهای عاطفی باشد، پایانبندیِ یک موقعیت داستانی جلوه کند. این فاصله میان اهمیت موضوع و قدرت فرجام، از کاستیهای فیلم است. بااینحال، هستهٔ احساسی روایت همچنان قابل دریافت میماند: دوستیای که زیر فشار دلبستگی تازه قرار میگیرد، میتواند شکننده باشد، اما معنایش تنها با پیروزی یا شکست در یک رقابت عاطفی سنجیده نمیشود.
جمعبندی «کوچهمردها» در بنیاد خود اثری دربارهٔ پیوندهایی است که در برابر تغییر ناگزیر، شکل تازهای پیدا میکنند. دوستی علی و حسن چارچوبی احساسی و گیرا برای روایت فراهم میآورد و ورود اقدس به آن، کشمکشی روشن میان رفاقت و عشق میسازد. گرمای فضای فیلم و سادگی موقعیت مرکزی، از امتیازهای آن است؛ در مقابل، کندی برخی بخشها، شوخیهای کماثر، شخصیتپردازی محدود و اوجی نهچندان قانعکننده، مانع از آن میشوند که این ظرفیت عاطفی به تمامی به تجربهای ماندگار بدل شود.
ارزش فیلم بیش از آنکه در نوآوری روایی یا غافلگیریهای داستانی باشد، در طرح مسئلهای انسانی و آشناست: وقتی رابطهای تازه وارد زندگی میشود، دوستی دیرینه چگونه خود را با واقعیتی دیگر وفق میدهد؟ پاسخ فیلم از نظر پرداخت همیشه ژرف یا یکدست نیست، اما همین پرسش به اثر گرما و جذابیتی میدهد که تماشای آن را برای علاقهمندان به درامهای عاشقانه و رفاقتیِ سینمای ایرانِ آن دوره معنادار میکند.
« این فاصله میان اهمیت موضوع و قدرت فرجام، از کاستیهای فیلم است. »


ثبت دیدگاه