نقد و بررسی
نقد File not found. (The Politician) | 2019
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جاهطلبی در قامت نمایش «The Politician» از همان آغاز، سیاست را نه بهعنوان هنر ادارهکردن، بلکه همچون هنرِ ساختن و عرضهکردنِ خویشتن تصویر میکند. پیتون هوبارت از کودکی رؤیای ریاستجمهوری را در سر پرورانده و انتخابات شورای دانشآموزی دبیرستان سنت سباستین را نخستین پلهٔ مسیری میبیند که از پیش برای خود ترسیم کرده است.
این شکاف میان بزرگیِ رؤیا و کوچکیِ میدان رقابت، سرچشمهٔ طنز سریال است؛ اما در عین حال پرسشی جدی پیش میکشد: آیا کسی که آیندهاش را چنان دقیق طراحی کرده، هنوز میتواند خود را بشناسد؟ انتخابات دبیرستانی در اینجا نسخهای مینیاتوری از سیاست بزرگسالان است؛ رقابتی آکنده از سنجش محبوبیت، مدیریت خبر، تبلیغات و معامله بر سر اعتماد رأیدهندگان.
سریال از اغراق بهره میگیرد تا نشان دهد سیاست، حتی در محیطی ظاهراً کماهمیت، میتواند به صحنهٔ نبردی تمامعیار بدل شود. گاه این بزرگنمایی هوشمندانه است و شباهت میان راهروهای مدرسه و صحنهٔ عمومی را آشکار میکند؛ گاه نیز آنقدر از واقعگرایی فاصله میگیرد که خودِ رقابت را به بازیای پرزرقوبرق و نامحتمل تبدیل میکند.
پیتون؛ میان رؤیا و خودفریبی پیتون قهرمانی ساده برای همدلی نیست. او همزمان باهوش، سختکوش، خودمحور و آسیبپذیر است؛ کسی که برای رسیدن به هدفش برنامه دارد، اما گاهی نمیداند این هدف از خواست واقعیاش برمیآید یا از تصویری که سالها کوشیده از خود بسازد. همین دوگانگی، نقطهٔ قوت شخصیت است.
« پیتون؛ میان رؤیا و خودفریبی پیتون قهرمانی ساده برای همدلی نیست. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
جاهطلبی او فقط ابزار پیشبرد داستان نیست؛ نیرویی است که رابطههایش را شکل میدهد و پیوسته او را میان اخلاق شخصی و سود سیاسی قرار میدهد. Ben Platt این تناقض را با ترکیبی از وقار حسابشده و شکنندگی پنهان اجرا میکند. در رفتار پیتون، همیشه فاصلهای میان آنچه احساس میکند و آنچه میخواهد دیگران ببینند وجود دارد.
بازیگر از این فاصله بهره میگیرد تا شخصیتی بسازد که نه میتوان کاملاً محکومش کرد و نه بیقیدوشرط دوستش داشت. در کنار او، Gwyneth Paltrow به نقش مادر پیتون بُعدی عاطفی میبخشد؛ حضورش یادآور این است که جاهطلبیِ یک فرد، در خلأ رشد نمیکند و خانواده نیز ممکن است هم پشتیبان رؤیا باشد و هم آینهای برای دیدن بهای آن.
سیاست، اخلاق و مهندسیِ تصویر یکی از محورهای جذاب سریال، کشمکش میان سیاستورزی و اخلاق است. پیتون و اطرافیانش مدام میکوشند بفهمند کدام تصمیم هم رأی میآورد و هم با تصویر آرمانیِ نامزد سازگار میماند. این پرسش که «تا کجا میتوان برای پیروزی پیش رفت؟» بهتدریج جای پرسش سادهترِ «چه کسی شایستهتر است؟» را میگیرد.
سریال بهخوبی نشان میدهد که در فضای رقابتی، حتی ارزشهای انسانی نیز ممکن است به شعار، راهبرد انتخاباتی یا بخشی از برنامهٔ تبلیغاتی تبدیل شوند. بااینحال، اثر همیشه میان نقد و شیفتگی به همان نمایش سیاسی تعادل برقرار نمیکند. گاهی رفتارهای حسابگرانه را با چنان لذت بصری و نمایشی دنبال میکند که فاصلهگرفتن از آنها دشوار میشود.
« Ben Platt این تناقض را با ترکیبی از وقار حسابشده و شکنندگی پنهان اجرا میکند. »
شخصیتها و اجرا
تماشاگر از یک سو شاهد هجو مناسبات قدرت است و از سوی دیگر درگیر جذابیت همان نقشهها و بازیها میماند. این دوگانگی میتوانست لایهای غنی به اثر بیفزاید، اما در بعضی لحظهها به ابهام میانجامد: آیا سریال رفتار شخصیتهایش را افشا میکند یا صرفاً آن را بهعنوان سرگرمی عرضه میکند؟ طنزی که پیوسته لحن عوض میکند مهمترین دشواری «The Politician» ناپایداری لحن آن است.
سریال میان کمدی سیاه، ملودرام، هجو سیاسی و درام نوجوانانه رفتوآمد میکند؛ گاهی در فاصلهای کوتاه از موقعیتی مضحک به صحنهای سنگین و عاطفی میرسد. این نوسان، در بهترین حالت، زندگی را آمیخته از مضحکه و اندوه نشان میدهد؛ در بدترین حالت، واکنش عاطفی مخاطب را مختل میکند، زیرا روشن نیست صحنه باید جدی گرفته شود یا با فاصلهای طنزآمیز دیده شود.
اغراق در شخصیتها و رخدادها نیز بخشی از زبان اثر است. جهان سریال عمداً بیش از اندازه مرتب، زیبا و نمایشی به نظر میرسد؛ گویی همهچیز برای آن طراحی شده که دیده شود. این سبک برای هجو سیاستِ مبتنی بر تصویر مناسب است، اما وقتی رخدادهای داستانی پیدرپی از حدود باورپذیری بیرون میروند، اغراق دیگر همیشه معنای انتقادی ندارد.
در چنین لحظههایی، پیچش داستانی بیشتر به ترفندی برای غافلگیری شباهت پیدا میکند تا نتیجهٔ طبیعیِ تصمیمها و شخصیتها. گروهی از شخصیتها، در سایهٔ یک محور شخصیتهای پیرامون پیتون، از رقیبان انتخاباتی تا اعضای گروه مشاورانش، هر یک ظرفیت دراماتیک ویژهای دارند. Astrid Sloan حضوری زیرک و رقابتی دارد و River Barkley، با وجهی متفاوت از تصویری که دیگران از او میبینند، در برابر پیتون قرار میگیرد.
« تماشاگر از یک سو شاهد هجو مناسبات قدرت است و از سوی دیگر درگیر جذابیت همان نقشهها و بازیها میماند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
انتخاب Infinity Jackson نیز راهی برای پرداختن به آسیبپذیری، توجه عمومی و سوءاستفاده از همدلی است. این خطوط داستانی نشان میدهند که انتخابات فقط مسابقهٔ دو نامزد نیست؛ شبکهای از خواستهها و آسیبهاست که هر کدام ممکن است به میدان رقابت کشیده شوند. بااینهمه، تعدد شخصیتها همیشه به عمق بیشتر نمیانجامد.
بعضی از آنان بیشتر کارکردی روایی دارند: راز یا بحرانشان مسیر انتخابات را تغییر میدهد، اما فرصت کافی برای شکلگیری مستقل پیدا نمیکنند. خطهای فرعی گاه از محور اصلی فاصله میگیرند و بهجای آنکه به درک بهتر پیتون یا سازوکار قدرت کمک کنند، صرفاً بر شلوغی روایت میافزایند. در نتیجه، سریال از نظر ایدهها پربارتر از آن است که از نظر شخصیتپردازی بتواند همهٔ ظرفیتهایش را بهطور برابر پرورش دهد.
بازی، موسیقی و زیباییِ ساختگی جذابیت شنیداری و دیداری از عناصر تعیینکنندهٔ سریال است. موسیقی فقط پسزمینهای برای صحنهها نیست؛ در لحظات مهم، به بیان احساساتی کمک میکند که شخصیتها در گفتوگوی مستقیم پنهان میکنند. آواز و انتخاب قطعات موسیقایی بهویژه با حضور Ben Platt پیوندی طبیعی پیدا میکنند و گاه از فضای رقابت فاصله میگیرند تا آسیبپذیری پیتون را آشکار سازند.
این لحظات در میان گفتوگوهای پرشتاب و نقشههای انتخاباتی، مکثی عاطفی ایجاد میکنند. طراحی لباس، نورپردازی و لوکیشنها نیز به جهان سریال هویتی مشخص میبخشند. ظاهر شخصیتها بخشی از زبان قدرت است: لباسها و فضاها تصویری از منزلت، جاهطلبی و تعلق اجتماعی میسازند. این ظرافت بصری، حتی وقتی داستان به سمت اغراق میرود، لذت تماشا را حفظ میکند.
« انتخاب Infinity Jackson نیز راهی برای پرداختن به آسیبپذیری، توجه عمومی و سوءاستفاده از همدلی است. »
قوتها و کاستیها
در عین حال، زیباییِ حسابشدهٔ قابها گاهی فاصلهٔ میان شخصیتها و زندگی روزمره را بیشتر میکند؛ انگار آدمها در ویترینی باشکوه حرکت میکنند، نه در محیطی که پیامدهای تصمیمهایشان ملموس باشد. پرداخت به موضوعات حساس سریال در کنار هجو انتخاباتی، به موضوعاتی سنگینتر نیز نزدیک میشود؛ از جمله سلامت روان، تنهایی و تجربههای دشوار نوجوانان.
در این بخشها، کیفیت اثر به این بستگی دارد که آیا شخصیتها صرفاً به ابزار شوک یا تغییر مسیر داستان تبدیل میشوند، یا رنج آنان بهعنوان تجربهای انسانی جدی گرفته میشود. «The Politician» در بعضی لحظات از نمایش سطحی فاصله میگیرد و میکوشد حساسیت و احترام را حفظ کند؛ همین تلاش، به جهان پرزرقوبرق آن بُعدی عاطفی میدهد.
همچنین حضور شخصیتهایی از گروههای کمتر دیدهشده، دامنهٔ جهان اجتماعی سریال را گستردهتر میکند. بااینحال، نمایش تنوع بهتنهایی تضمینکنندهٔ شخصیتپردازی کامل نیست. گاه افراد بیش از آنکه با خواستهها و تناقضهای مستقل خود شناخته شوند، در نسبت با رقابت سیاسی و تصمیمهای پیتون تعریف میشوند.
این محدودیت، بهخصوص در روایتی که مدعی توجه به سازوکار قدرت است، چشمگیر میشود: چه کسی فرصت دارد روایت خودش را پیش ببرد و چه کسی تنها به بخشی از مبارزهٔ دیگری بدل میشود؟ ریتم و ساختار روایت روایت از نیروی پیشبرندهٔ قابلتوجهی برخوردار است. رقابت انتخاباتی، ائتلافهای ناپایدار و تغییرهای ناگهانی در مناسبات میان شخصیتها، کنجکاوی مخاطب را زنده نگه میدارند.
« همچنین حضور شخصیتهایی از گروههای کمتر دیدهشده، دامنهٔ جهان اجتماعی سریال را گستردهتر میکند. »
جمعبندی
سریال میداند چگونه یک تصمیم را به پیامدی تازه پیوند بزند و فضای رقابت را متشنج کند. همین کشش، یکی از دلایلی است که حتی در بخشهایی که منطق داستانی سست میشود، تماشای اثر همچنان سرگرمکننده باقی میماند. اما شتابِ روایت همیشه به معنای انسجام نیست. پیچشهای متعدد و رفتوآمد میان خطهای فرعی، گاه اجازه نمیدهد پیامدهای عاطفی هر رخداد بهاندازهٔ کافی تهنشین شوند.
ریتم نیز یکدست نیست: بعضی بخشها با انرژی پیش میروند و بعضی دیگر در تکرار کشمکشها یا توضیح دوبارهٔ انگیزهها درجا میزنند. اگر سریال زمان بیشتری برای پیامدهای تصمیمها و تحول شخصیتها کنار میگذاشت، احتمالاً بسیاری از لحظات دراماتیک اثرگذاری بیشتری مییافتند. جمعبندی «The Politician» اثری خوشساخت، پرزرقوبرق و آگاه به جذابیتِ نمایش است؛ سریالی که انتخابات دبیرستانی را به بستری برای کاوش در جاهطلبی، هویت و اخلاق بدل میکند.
Ben Platt اجرای محوری و چندلایهای ارائه میدهد، موسیقی و طراحی بصری به اثر شخصیت میبخشند و روایت در بخشهای پرتنش خود نیروی سرگرمکنندهای دارد. در مقابل، نوسان لحن، پیچشهای گاه ناموجه، شخصیتپردازی نابرابر و ریتم نامتوازن، مانع از آن میشوند که همهٔ ایدههای جذاب سریال به درامی منسجم تبدیل شوند.
ارزش اصلی اثر شاید در همین تناقض باشد: هم سیاست را به نمایش و تصویر فرو میکاهد و هم از مخاطب میخواهد بپرسد چه چیزی زیر آن تصویر پنهان مانده است. کسانی که با جهان اغراقآمیز، شخصیتهای پرادعا و آمیختگی ملودرام و هجو همراه شوند، احتمالاً از تماش
« سریال میداند چگونه یک تصمیم را به پیامدی تازه پیوند بزند و فضای رقابت را متشنج کند. »



ثبت دیدگاه