نقد و بررسی
نقد خانه خراب (The Ruined House) | 1975
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
خانهای که پیش از ساختهشدن ویران میشود «خانهخراب» ساختهٔ نصرتالله کریمی، کمدیای است که از یک تصمیم ظاهراً ساده آغاز میشود: خانوادهٔ نوروزخان او را به فروش خانهٔ قدیمی و ساختن آپارتمانی مدرن ترغیب میکنند. اما آنچه باید نشانهٔ پیشرفت و آسایش باشد، به پروژهای طولانی و فرساینده بدل میشود؛ هزینهها بالا میروند، پول به پایان میرسد و نوروزخان ناچار میشود خود دستبهکار شود.
در همین مسیر، رویدادهای غریب نیز به زندگی او راه پیدا میکنند و فشار ماجرا را افزایش میدهند. این طرح، هم ظرفیت طنز موقعیت دارد و هم امکان میدهد فیلم دربارهٔ فاصلهٔ میان آرزو و واقعیت سخن بگوید، بیآنکه از ابتدا خود را به یک پیام اجتماعی صریح محدود کند. طنزِ گرفتار در کارگاه هستهٔ کمدی فیلم در تضادی روشن شکل میگیرد: خانهٔ تازه قرار است زندگی را آسانتر و آبرومندتر کند، اما ساختنش زندگی روزمرهٔ نوروزخان را دشوارتر میسازد.
هرچه بنا پیش میرود، آسایش مورد انتظار عقبتر مینشیند. ناتمامی ساختمان فقط یک مشکل مالی نیست؛ وضعیتی است که شخصیت را در میانهٔ گذشته و آینده معلق نگه میدارد. خانهٔ قدیمی فروخته شده، اما خانهٔ جدید هنوز به سرپناهی کامل بدل نشده است. این تعلیق، سرچشمهٔ بخش مهمی از شوخیهای فیلم است.
« در همین مسیر، رویدادهای غریب نیز به زندگی او راه پیدا میکنند و فشار ماجرا را افزایش میدهند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
ساختوساز، که در خیال شخصیتها مسیری مستقیم به سوی رفاه جلوه میکند، در عمل مجموعهای از گرفتاریهای پیدرپی میشود. کمدی از دل همین وارونگی بیرون میآید: هدف، ساختن خانه است، اما روند ساخت، خانه و زندگی صاحب آن را از هم میگسلد. ایدهٔ مرکزی بهخوبی ظرفیت یک روایت پرکشش را دارد، هرچند فیلم همیشه از این ظرفیت با ایجاز و ضرباهنگ یکسان بهره نمیبرد.
نوروزخان؛ محور انسانی و کمدی نوروزخان در مرکز فیلم ایستاده و کیفیت بازی نصرتالله کریمی در این نقش، عامل مهمی در جانگرفتن طنز است. شخصیت او نه صرفاً قربانی شرایط است و نه قهرمانی مسلط بر اوضاع؛ با سماجت میکوشد پروژه را به پایان برساند، حتی وقتی امکانات و توانش رو به تحلیل میرود.
همین پافشاری، هم خندهآور است و هم اندکی اندوهبار، زیرا تماشاگر میبیند ارادهٔ فردی چگونه در برابر گرفتاریهایی بزرگتر از توان او قرار میگیرد. بازی کریمی به نقش نوعی سرسختی آمیخته به درماندگی میبخشد. نوروزخان از پا نمینشیند، اما هر تلاش تازهاش لزوماً او را به مقصد نزدیکتر نمیکند.
« بازی کریمی به نقش نوعی سرسختی آمیخته به درماندگی میبخشد. »
شخصیتها و اجرا
موقعیتهای کمیک وقتی مؤثرترند که از همین خصلت بیرون میآیند: شخصیتی که میخواهد کنترل اوضاع را حفظ کند، در حالی که خود اوضاع مدام از کنترل خارج میشود. مورتضی احمدی و شهلا ریاحی نیز در شکلدادن به فضای خانوادگی داستان سهم دارند؛ حضور آنان جهان فیلم را از تکگویی نوروزخان فراتر میبرد و نشان میدهد تصمیمی که ظاهراً به یک نفر مربوط است، چگونه بر مجموعهٔ روابط خانوادگی اثر میگذارد.
خانه بهمثابه نشانه در این فیلم، خانه فقط یک ملک یا پروژهٔ ساختمانی نیست؛ نشانهای از میل به تغییر و تصویری از آیندهای مطلوب است. خانواده از فروش خانهٔ کهنه دفاع میکند، زیرا در نگاه آنان، جایگزینی آن با بنایی نو راهی به سوی زندگی بهتر است. اما روایت بهتدریج نشان میدهد که نو بودنِ ظاهر، بهخودیخود تضمینکنندهٔ آسایش نیست.
ساختمان مدرن، پیش از آنکه به خانه تبدیل شود، به باری مالی و روانی بدل میشود. از این منظر، فیلم میان کهنه و نو داوری سادهای نمیکند. خانهٔ قدیمی را صرفاً پناهگاهی آرمانی و ساختمان جدید را فقط نماد تباهی نمیسازد؛ تنش اصلی در اعتماد به وعدهای است که پیشرفت میدهد، بیآنکه دشواریهای رسیدن به آن بهدرستی سنجیده شده باشد.
« خانواده از فروش خانهٔ کهنه دفاع میکند، زیرا در نگاه آنان، جایگزینی آن با بنایی نو راهی به سوی زندگی بهتر است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
خانهٔ ناتمام، در نتیجه، تصویر ملموسی از آیندهای است که هزینهاش پرداخت شده اما هنوز در دسترس نیست. این معنا به طرح سادهٔ فیلم لایهای اجتماعی میافزاید، هرچند پرداخت آن بیشتر از مسیر موقعیت و رفتار شخصیتها انجام میشود تا گفتوگوهای نظری. ورود امر غریب با پیشرفتن ماجرا، اتفاقهای عجیبوغریب به جهان واقعگرایانهٔ گرفتاریهای مالی و کار ساختمانی راه مییابند.
این تغییر، فیلم را از کمدی روزمرهای دربارهٔ هزینه و زحمت فراتر میبرد و لحنی نامتعارف به آن میدهد. امر غریب در اینجا فقط برای غافلگیرکردن تماشاگر به کار نمیآید؛ میتواند بازتابی از آشفتگی درونی نوروزخان نیز باشد، گویی فشارهای بیرونی سرانجام شکلهایی نامعمول پیدا میکنند و به تجربهٔ ذهنی او راه مییابند.
بااینحال، پیوند میان این رخدادها و زمینهٔ پیشین همیشه به اندازهٔ کافی استوار نیست. برخی از آنها بیش از آنکه از منطق تدریجی داستان برآیند، همچون تغییر ناگهانی در قواعد روایت احساس میشوند. این مسئله، بهویژه در بخشهای پایانی، ممکن است برای گروهی از تماشاگران نوعی گسست ایجاد کند.
« خانهٔ ناتمام، در نتیجه، تصویر ملموسی از آیندهای است که هزینهاش پرداخت شده اما هنوز در دسترس نیست. »
قوتها و کاستیها
فیلم در ساختن فضای غریب و سرگرمکننده تواناست، اما گاهی فرصت کافی برای آمادهکردن ذهن مخاطب و پیوند دادن این فضا با مسیر پیشین شخصیت فراهم نمیکند. گفتن بیش از این، ممکن است به افشای مسیر روایی نزدیک شود؛ بنابراین بهتر است همین اشارهٔ کلی کافی بماند. ریتم و اغراق یکی از امتیازهای فیلم، استفاده از موقعیتی روشن و قابلفهم برای تولید طنز است؛ اما همین موقعیت در بخشهایی بیش از اندازه کش میآید.
تکرار دشواریهای ساختوساز، اگرچه به حس فرسودگی نوروزخان کمک میکند، گاهی ضرباهنگ روایت را کند میسازد. فیلم میتوانست با فشردهکردن بعضی از این بخشها، حرکت داستان را پیوستهتر کند و اثر هر گرفتاری تازه را برجستهتر نگه دارد. از سوی دیگر، شماری از واکنشها و موقعیتهای طنزآمیز بر اغراق تکیه دارند.
اغراق در کمدی فینفسه ایراد نیست؛ حتی میتواند راهی برای برجستهکردن پوچی یا دشواری یک وضعیت باشد. مسئله آنجاست که برخی لحظهها چنان از منطق رفتاری شخصیتها فاصله میگیرند که تماشاگر بهجای همراهشدن با آنها، متوجه دستکاری آشکار روایت میشود. در بهترین لحظات، اغراق از شخصیت نوروزخان و وضعیت نامعقول او سرچشمه میگیرد؛ در لحظات کماثرتر، به جای گسترش طنز، باورپذیری داستان را کاهش میدهد.
« گفتن بیش از این، ممکن است به افشای مسیر روایی نزدیک شود؛ بنابراین بهتر است همین اشارهٔ کلی کافی بماند. »
جمعبندی
جمعبندی «خانهخراب» بر پایهٔ ایدهای ساده اما بارور ساخته شده است: آرزوی خانهای مدرن، هنگامی که با کمبود پول، طولانیشدن ساختوساز و گرفتاریهای پیشبینینشده روبهرو میشود، به تجربهای فرساینده بدل میگردد. فیلم از این موقعیت، هم کمدی میسازد و هم تصویری از انسانی که میکوشد آیندهٔ مطلوبش را با دستهای خود سرپا نگه دارد.
بازی نصرتالله کریمی بهعنوان نوروزخان، پیوند کمدی با رخدادهای غریب و ظرفیت نمادین خانهٔ ناتمام، از نقاط قوت اثرند. در مقابل، کندی بعضی بخشها، اغراقهایی که گاه به باورپذیری لطمه میزنند و زمینهچینی ناکافی برای برخی رخدادهای نامتعارف، مانع از آن میشوند که همهٔ اجزای فیلم به یک اندازه منسجم باشند.
بااینهمه، اثر بهواسطهٔ ترکیب نامعمول کمدی، درماندگی روزمره و امر غریب، هویتی متمایز پیدا میکند. تماشای آن بیش از آنکه صرفاً دنبالکردن ماجرای یک ساختمان باشد، مواجهه با تناقضی تلخوشیرین است: گاهی آنچه برای ساختن خانه آغاز میشود، پیش از هر چیز آرامشِ ساکن آیندهٔ آن را ویران میکند.
« بااینهمه، اثر بهواسطهٔ ترکیب نامعمول کمدی، درماندگی روزمره و امر غریب، هویتی متمایز پیدا میکند. »

ثبت دیدگاه