نقد و بررسی
نقد زندگی جدید 2023 (New Life) | 2023
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
تعقیبوگریز در حاشیهٔ فاجعه «New Life» به نویسندگی و کارگردانی جان روزمن، با تصویری آشنا اما مؤثر آغاز میشود: زنی خونآلود و هراسان در حال فرار است و مأموری باتجربه رد او را میگیرد. جِسیکا میخواهد خود را به مرز کانادا برساند؛ اِلسا مأمور شده او را پیدا کند. فیلم در ابتدا اطلاعات را قطرهچکانی عرضه میکند و از همین ناآگاهی، نیروی محرکهٔ تعلیقش را میسازد.
اما این تعقیب صرفاً مقدمهای برای هیجان نیست؛ هرچه رابطهٔ میان شکارچی و شکار روشنتر میشود، داستان از یک معمای جنایی به تأملی تلخ دربارهٔ بیماری، مرگ و مسئولیت بدل میگردد. روزمن عامدانه از توضیح فوریِ وضعیت جِسیکا پرهیز میکند. مخاطب همراه او در جادهها و جنگلها پیش میرود، با آدمهایی روبهرو میشود که هر یک بخشی از مسیرش را تغییر میدهند و در همان حال میکوشد بفهمد چه چیزی او را به فرار واداشته است.
این رازآلودگی به فیلم هویت میدهد، ولی گاهی به بهای کندشدن حرکت روایت تمام میشود. «New Life» بیش از آنکه فیلمی پرشتاب دربارهٔ فاجعه باشد، تریلری کمحرف است که اضطرابش را آهسته میپروراند. ساختار روایی و ریتم فیلم با کنار هم قراردادن دو مسیر روایی، بهتدریج تصویری کاملتر از بحران میسازد.
یک مسیر به جِسیکا تعلق دارد: زنی که میگریزد، از کمک دیگران میپرهیزد و نمیتواند بهسادگی به کسی اعتماد کند. مسیر دیگر به اِلسا میرسد؛ مأموری که در کنار مأموریتش، با تشخیصی سنگین و آیندهای نامطمئن روبهروست. جابهجایی میان این دو خط، در آغاز به تعلیق کمک میکند و اطلاعات داستان را به شکلی کنترلشده در اختیار تماشاگر میگذارد.
« جِسیکا میخواهد خود را به مرز کانادا برساند؛ اِلسا مأمور شده او را پیدا کند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینحال، فیلم گاهی بیش از اندازه بر پنهانکاری تکیه میکند. گفتوگوهای نیمهتمام و تأخیر در آشکارشدن جزئیات میتوانند کنجکاوی برانگیزند، اما در بخشهایی نیز ریتم را کش میدهند. شروع سرد و آرام ممکن است برای تماشاگرانی که انتظار هراس فوری یا حادثههای پیدرپی دارند، طولانی به نظر برسد.
روایت وقتی جان میگیرد که جزئیات پراکنده معنای تازهای پیدا میکنند و جنس خطر روشنتر میشود. از آن نقطه به بعد، فیلم پیوند میان دو زن را نه فقط با تعقیب، بلکه با شباهت وضعیتهای بحرانیشان میسازد. دو زن در برابر ناتوانی و انتخاب قلب عاطفی فیلم در تقابل میان جِسیکا و اِلسا قرار دارد.
یکی در حال گریز از خطری است که هنوز ابعادش برایش روشن نیست؛ دیگری در پی مهار خطری است که گمان میکند میشناسد، در حالی که بدن خودش نیز آیندهای نامعلوم پیش رویش گذاشته است. همین همنشینی، پرسشی محوری میسازد: وقتی اختیار انسان بر بدن و سرنوشتش محدود میشود، چه چیزی از آزادی و مسئولیت باقی میماند؟
فیلم پاسخ سادهای عرضه نمیکند و قوتش نیز تا اندازهای در همین امتناع است. اِلسا میکوشد با بیماریاش کنار بیاید، اما نگرانی از وابستهشدن به دیگران و ازدستدادن استقلال، تصمیمهای او را پیچیده میکند. جِسیکا نیز با وضعیتی مواجه است که بر اطرافیانش اثر میگذارد؛ فرار او هم غریزی و قابلدرک است و هم پیامدهایی اخلاقی دارد.
« بااینحال، فیلم گاهی بیش از اندازه بر پنهانکاری تکیه میکند. »
شخصیتها و اجرا
در بهترین لحظهها، «New Life» این دوگانه را بدون داوری شتابزده نگه میدارد و اجازه میدهد تماشاگر همزمان با آسیبپذیری شخصیتها و اثر انتخابهایشان روبهرو شود. بازیها و پرداخت شخصیتها سونیا والگر در نقش اِلسا حضوری سنجیده و درونی دارد. او شخصیت را نه به مأموری شکستناپذیر تبدیل میکند و نه تمام نقش را زیر سایهٔ بیماری میبرد.
در نگاهها، مکثها و شیوهٔ برخوردش با وظیفه، میتوان هم تجربهٔ حرفهای را دید و هم ترس از آیندهای که بهتدریج نزدیک میشود. بازی او به فیلم ثبات عاطفی میدهد و کمک میکند بخشهای آرام روایت نیز وزن دراماتیک خود را حفظ کنند. هیلی ارین جِسیکا را با ترکیبی از هراس، لجاجت و گوشهگیری پیش میبرد.
این نقش به توضیحهای صریح وابسته نیست؛ بخش زیادی از آن باید از رفتار و واکنشهای کوچک فهمیده شود. ارین در لحظههای آسیبپذیری اثرگذار است، هرچند فیلمنامه گاهی انگیزههای جِسیکا را مبهمتر از آن نگه میدارد که شخصیت کاملاً باورپذیر و منسجم شود. در مجموع، بازیها برای فضایی که فیلم میسازد مناسباند، بهویژه در دو نقش محوری؛ اما هر تماشاگر ممکن است دربارهٔ میزان باورپذیری اجراها و شخصیتپردازیها همنظر نباشد.
وحشت، فضا و تصویر وحشت در «New Life» بیش از آنکه بر پرشهای ناگهانی تکیه کند، از انتظار و نزدیکشدن تدریجی خطر نیرو میگیرد. فضای خلوت و سرد، جادههای دورافتاده و جنگلهایی که پناهگاه مطمئنی به نظر نمیرسند، حس محاصرهای آرام اما مداوم ایجاد میکنند. محیط در اینجا پسزمینهای خنثی نیست؛ فاصلهٔ میان آدمها را بیشتر و کمکخواستن را دشوارتر میکند.
« بازیها و پرداخت شخصیتها سونیا والگر در نقش اِلسا حضوری سنجیده و درونی دارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم با قاببندیهای کمهیاهو و توجه به فضا، از سکوت نیز برای ساختن اضطراب بهره میبرد. گریم خونی و نشانههای جسمانی بیماری، وجهی ملموس و گاه ناخوشایند به ترس میدهند. این جزئیات در خدمت ایدهٔ اصلی فیلماند: بحران فقط خبری دوردست یا تهدیدی انتزاعی نیست، بلکه چیزی است که بدن و رابطههای انسانی را دگرگون میکند.
بااینحال، برخی لحظههای خشونت و درگیری ممکن است برای مخاطب اندکی ناموزون یا حتی ناخواسته مضحک جلوه کنند. فیلم در ساختن اتمسفر موفقتر از طراحی صحنههای وحشت کلاسیک است؛ هراس اصلیاش از تماشای فروپاشی آرام اوضاع میآید، نه از نمایش مداوم هیولا و شوک. بیماری بهمثابه مضمون و نیروی داستان بیماری در فیلم دو نقش همزمان دارد: موتور بحران روایی و استعارهای برای مواجهه با زوال.
بیماری اِلسا با آگاهی از آینده، وابستگی و تغییر تدریجی تواناییهای فردی پیوند میخورد؛ خطر مربوط به جِسیکا، در سوی دیگر، از گسترش و سرایت میگوید. کنار هم قرارگرفتن این دو مسیر، به داستان ظرفیت تأملی میدهد و باعث میشود فیلم صرفاً به فرمول آشنای تعقیب و شیوع بسنده نکند. اما این موازنه همیشه بینقص نیست.
روند بیماری اِلسا گاه شتابزده به نظر میرسد و زمان کافی برای نشاندن همهٔ پیامدهای جسمی و عاطفی آن در اختیار تماشاگر نمیگذارد. همین فشردگی میتواند از باورپذیری تحول شخصیت بکاهد؛ گویی روایت میخواهد در زمانی کوتاه به نقطهای برسد که به پرورش بیشتری نیاز دارد. از سوی دیگر، مضمون مسئولیت فردی در برابر آسیب ناخواسته نیز در فیلم حضور دارد، هرچند پرداخت آن گاهی بیش از اندازه به انتخابهای شخصی محدود میشود و زمینههای گستردهتر بحران کمتر مجال بروز مییابند.
« فیلم با قاببندیهای کمهیاهو و توجه به فضا، از سکوت نیز برای ساختن اضطراب بهره میبرد. »
قوتها و کاستیها
محدودیتها و فرصتهای ازدسترفته «New Life» ایدهای دارد که میتوانست به اثری پرشتابتر یا از نظر احساسی ژرفتر تبدیل شود، اما فیلم میان این دو امکان در نوسان میماند. بخش آغازین برای برخی تماشاگران بیش از حد طولانی است و ترفندهای رواییاش همیشه به همان اندازه که راز میسازند، به شخصیتها عمق نمیبخشند.
پس از روشنترشدن جنس بحران نیز فیلم گاه به الگوهای آشنای ژانر بازمیگردد و صحنههای وحشتش به اندازهٔ مضمون انسانیاش تازه و بهیادماندنی نیستند. پایانبندی نیز، بیآنکه لازم باشد جزئیاتی از آن گفته شود، ممکن است برای بخشی از مخاطبان تأثیر عاطفی مورد انتظار را نداشته باشد. فیلم زمینهٔ یک مواجههٔ سنگین را فراهم میکند، اما جمعبندیاش الزاماً به اندازهٔ مسیر رسیدن به آن تکاندهنده نیست.
این ضعفها ایدهٔ مرکزی و فضای ویژهٔ اثر را از میان نمیبرند، ولی مانع میشوند که ظرفیت بالقوهٔ آن به تجربهای کاملاً یکدست بدل شود. جمعبندی «New Life» تریلری آرام و بدخلق است که از دل یک تعقیبوگریز، داستانی دربارهٔ بیماری، اختیار و مسئولیت بیرون میکشد. ارزش اصلیاش در پیوند دو شخصیت زن، بازیهای سنجیده، فضای سرد و شیوهای است که اضطراب را بهتدریج جایگزین شوکهای مکرر میکند.
در برابر این امتیازها، شروع کند، شتاب نامتوازن در پرداخت بیماری و پایانبندی نهچندان کوبنده قرار دارند. این فیلم بیش از آنکه برای دوستداران وحشت پرسرعت و پرحادثه ساخته شده باشد، مناسب کسانی است که از تریلرهای شخصیتمحور و اتمسفریک لذت میبرند؛ آثاری که میخواهند در کنار ترساندن، پرسشی انسانی نیز باقی بگذارند.
« در برابر این امتیازها، شروع کند، شتاب نامتوازن در پرداخت بیماری و پایانبندی نهچندان کوبنده قرار دارند. »
جمعبندی
«New Life» در همهٔ لحظهها به اندازهٔ ایدهاش موفق نیست، اما نگاه متفاوتش به وحشت آخرالزمانی و توجهش به سرنوشت دو زن، آن را به تجربهای قابلتأمل تبدیل میکند.



ثبت دیدگاه