نقد و بررسی
نقد Pete 'n' Tillie | 1972
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ازدواج در مقام آزمون «پیت و تیلی» ساختهٔ مارتین ریت، در ظاهر با طرحی آشنا آغاز میشود: مردی خوشزبان و گریزان از تعهد، زنی محتاط و تنها، آشناییای که به ازدواج میانجامد و زندگی مشترکی که از همان ابتدا با ناهمخوانیهایش تعریف میشود. اما فیلم خیلی زود از الگوی سادهٔ کمدی رمانتیک فاصله میگیرد.
پرسش اصلی آن نه این است که آیا پیت و تیلی یکدیگر را دوست دارند، بلکه این است که دوستداشتن، در کنار عادتها و ضعفهای ریشهدار، تا کجا میتواند دوام بیاورد. اثر در همین فاصلهٔ میان آرمان عاشقانه و واقعیت روزمره، هویت خود را پیدا میکند. فیلم داستان رابطه را نه چون مسیری صاف و رو به آشتی، بلکه چون انباشتی از لحظههای نزدیکشدن و دورشدن روایت میکند.
ازدواج در این جهان پایان کشمکش نیست؛ آغاز مرحلهای است که در آن شخصیتها ناچارند با پیامدهای انتخابهایشان زندگی کنند. این نگاه، به فیلم لحنی بزرگسالانه میدهد: پیوند زناشویی نه معجزهای برای اصلاح آدمهاست و نه تضمینی برای آرامش، بلکه عرصهای است که تفاوتها در آن آشکارتر میشوند.
پیت؛ شوخی بهمثابه سپر پیت با بازی والتر ماتائو، شخصیتی است که شوخطبعیاش هم جذابیت میآفریند و هم فاصله ایجاد میکند. او تقریباً برای هر موقعیت پاسخی حاضر دارد؛ شوخیهایش میتوانند فضا را سبک کنند، اما در عین حال راهی برای طفرهرفتن از صمیمیت و مسئولیت نیز هستند. پیت از آن مردانی نیست که بدیهایشان را با شرارت آشکار بروز دهند.
« اما فیلم خیلی زود از الگوی سادهٔ کمدی رمانتیک فاصله میگیرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
جذابیت اجتماعی و سرزندگی او سبب میشود رفتارهای آزاردهندهاش گاه در پوششی از بذلهگویی پنهان بمانند. فیلم هوشمندانه اجازه میدهد تماشاگر هم از او بخندد و هم نسبت به آنچه پشت خنده نهفته است بدگمان بماند. ماتائو این دوگانگی را با مهارتی کمادعا شکل میدهد. حضورش به شخصیت گرما میبخشد، بیآنکه او را به قهرمانی دلپذیر و بیخطر بدل کند.
پیت خود را از راه کلام میسازد: هرچه آسیبپذیریاش بیشتر میشود، گویی نیازش به شوخی نیز شدت میگیرد. بااینحال، یکی از لغزشهای فیلم آن است که بعضی از شوخیهای او در لحظههایی که داستان به جدیتی عاطفی رسیده، بیش از آنکه روشنگر باشند، مزاحم به نظر میآیند. این ناهماهنگی، البته تا اندازهای با خود شخصیت تناسب دارد، اما همیشه به سود ریتم فیلم تمام نمیشود.
تیلی؛ خویشتنداری و نیاز به صمیمیت کارول برنت در نقش تیلی، نقطهٔ تعادل مهمی در برابر پیت است. تیلی نه نمونهای آرمانی از همسری صبور است و نه شخصیتی که صرفاً برای واکنش نشاندادن به رفتار شوهرش وجود داشته باشد. او احتیاطی آموختهشده دارد؛ گویی پیش از آنکه به کسی اعتماد کند، باید از خود در برابر ناامیدی محافظت کند.
این حالت در بازی برنت با جزئیاتی ظریف منتقل میشود: در مکثها، نگاههای سنجیده و واکنشهایی که گاهی پیش از پاسخ کلامی، مرزهای درونی او را آشکار میکنند. توانایی برنت در آن است که تیلی را به قربانی صرف تقلیل نمیدهد. او محبت میخواهد، اما از هزینهٔ عاطفی آن نیز آگاه است؛ میتواند از پیت دلخور باشد و همچنان پیچیدگیهای او را ببیند.
« جذابیت اجتماعی و سرزندگی او سبب میشود رفتارهای آزاردهندهاش گاه در پوششی از بذلهگویی پنهان بمانند. »
شخصیتها و اجرا
فراز و فرود رابطه از این رو باورپذیر میشود که فیلم تیلی را به تصمیمهای ساده و بیدردسر نمیرساند. احساساتش در طول زمان تغییر شکل میدهند و بازی برنت این تغییر را بدون اغراق و با نوعی صداقت ملموس دنبال میکند. همراهی او با ماتائو، فیلم را از آنِ رابطهای میکند که نه هماهنگ است و نه بهکلی از هم گسیخته.
طنز و اندوه در یک خانه مهمترین دستاورد فیلم، آمیختن خنده با اندوه است. طنز در اینجا تزئینی نیست که فقط برای سرگرمکردن تماشاگر به داستان افزوده شده باشد؛ بخشی از شیوهٔ زیستن شخصیتهاست. شوخیها میتوانند نشانهٔ هوش و سرزندگی باشند، اما گاهی نیز پردهای هستند که درد را برای لحظاتی از دید پنهان میکنند.
از همین رو، گذار از لحظههای خندهدار به لحظههای سنگین بالقوه ظرفیت عاطفی زیادی دارد: زندگی واقعی نیز همیشه میان شادی و سوگ مرز روشنی نمیکشد. بااینهمه، فیلم در کنترل این دو لحن همواره یکدست نیست. برخی تغییرات حالوهوا ناگهانیاند و گاه به نظر میرسد کمدی و درام به جای آنکه در هم تنیده شوند، پشت سر هم قرار گرفتهاند.
پس از لحظهای سبک، فیلم ممکن است به مسئلهای جدی بپردازد بیآنکه برای تغییر ریتم زمینهٔ کافی فراهم کند. نتیجه در بخشهایی، نه تضادی پربار، بلکه اندکی گسست است. با وجود این، همین ناپایداری لحن با موضوع اثر نیز نسبتی دارد: پیت و تیلی در جهانی زندگی میکنند که خنده نمیتواند اندوه را لغو کند، و اندوه نیز همهٔ امکانهای خنده را از میان نمیبرد.
« فراز و فرود رابطه از این رو باورپذیر میشود که فیلم تیلی را به تصمیمهای ساده و بیدردسر نمیرساند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
زندگی مشترک و مرزهای بخشایش فیلم به وفاداری زناشویی با نگاهی سادهانگارانه نمینگرد. رفتار پیت، از جمله تداوم روابطش با زنان دیگر، بخشی از ساختار رابطه است؛ موضوعی که نمیتوان آن را فقط با شوخی یا جذابیت شخصی او خنثی کرد. اثر در این زمینه امتیاز مهمی دارد: از تماشاگر نمیخواهد بیچونوچرا پیت را ببخشد یا رفتارهایش را نشانهٔ مردانگی دلنشین بداند.
در عوض، میگذارد شکاف میان آنچه او میگوید و آنچه انجام میدهد، در زندگی تیلی اثر بگذارد. این رویکرد، فیلم را به تأملی دربارهٔ عادت و سازش نیز بدل میکند. چه چیزهایی در یک رابطه تحمل میشوند؟ چه زمانی چشمپوشی به انتخابی آگاهانه تبدیل میشود و چه زمانی نشانهٔ فرسودگی است؟ «پیت و تیلی» پاسخ نهایی و روشنی برای این پرسشها عرضه نمیکند و همین پرهیز از حکم قطعی، به آن بُعد انسانی میبخشد.
بااینحال، نگاه فیلم همیشه به یک اندازه تیزبین نیست؛ گاهی رفتار پیت در فضای شوخطبعانهٔ اثر نرمتر از آنچه پیامدهایش اقتضا میکند جلوه میکند. این دوگانگی میان انتقاد از او و جذابکردنش، یکی از تنشهای مرکزی فیلم است. شخصیتهای پیرامونی و ظرفیتهای ناتمام جرترود، با بازی جرالدین پیج، حضوری پررنگ و خوشقوام دارد.
او صرفاً دوستِ زمینهساز آشنایی زوج نیست؛ شخصیتش با ترکیبی از ملاحظه، نمایش اجتماعی و نوعی صراحت ناگهانی، به جهان فیلم بافتی فرعی اما زنده میدهد. پیج در مدت حضورش، از جزئیات رفتاری کوچک برای ساختن شخصیتی بهیادماندنی بهره میگیرد. بااینحال، خردهداستان او به اندازهای که ظرفیتش را وعده میدهد، پرورده نمیشود.
« زندگی مشترک و مرزهای بخشایش فیلم به وفاداری زناشویی با نگاهی سادهانگارانه نمینگرد. »
قوتها و کاستیها
برخی اشارهها و موقعیتها چناناند که انتظار گسترش بیشتری میسازند، اما فیلم سرانجام آنها را به خط روایی اصلی پیوندی کامل نمیدهد. جیمی، که رنه اوبرژونوا نقش او را ایفا میکند، نیز به جهان اجتماعی فیلم عمق میبخشد. حضور او یادآور آن است که فشارهای مربوط به ازدواج، هنجارهای جنسیتی و پذیرفتهشدن اجتماعی، تنها به زوج مرکزی محدود نیستند.
در عین حال، این شخصیتها بیشتر نقش آینه یا مکمل را دارند تا اینکه مسیر مستقل و کاملاً شکوفایی پیدا کنند. ازاینرو، فیلم در ساختن جهان پیرامونیاش موفق است، اما در پرداخت همهٔ ظرفیتهای آن به یک اندازه کامیاب نیست. کارگردانی و نگاه به زمان مارتین ریت داستان را با تمرکز بر گذر زمان و تغییر تدریجی رابطه هدایت میکند.
فیلم بیش از آنکه بر حادثههای پرشتاب تکیه کند، به تغییرات کوچک در رفتار و فاصلهٔ میان دو نفر علاقهمند است. این انتخاب با موضوع اثر تناسب دارد: زندگی زناشویی را نمیتوان فقط در لحظههای بزرگ خلاصه کرد؛ بخش تعیینکنندهٔ آن اغلب در تکرارها، عادتها و سکوتهای روزمره شکل میگیرد. فیلمنامهٔ جولیوس جی.
اپستین نیز از دیالوگهای خوشساخت و کنایهآمیز بهره میبرد. کلام در این فیلم راهی برای نزدیکی است، اما میتواند وسیلهای برای پنهانکاری هم باشد. این کیفیت در شخصیت پیت بهروشنی دیده میشود و در پاسخهای تیلی نیز انعکاس مییابد؛ او بهتدریج نشان میدهد که در برابر زبانبازی پیت، صدای مستقل خود را دارد.
« جیمی، که رنه اوبرژونوا نقش او را ایفا میکند، نیز به جهان اجتماعی فیلم عمق میبخشد. »
جمعبندی
بااینحال، گاه اتکای فیلم به گفتوگو و شوخی، به جای آنکه لایههای رابطه را عمیقتر کند، آنها را بیش از اندازه توضیح میدهد. همچنین، نوسان میان لحن کمدی و درام، یکپارچگی اجرایی اثر را در بعضی بخشها کاهش میدهد. جمعبندی «پیت و تیلی» کمدی رمانتیکی معمول دربارهٔ پیروزی عشق بر تفاوتها نیست؛ فیلمی است دربارهٔ دو آدم ناقص که رابطهشان با گذشت زمان هم شکل میگیرد و هم آسیب میبیند.
گرمای بازی والتر ماتائو و کارول برنت، دیالوگهای هوشمندانه و توان اثر در کنار هم نشاندن خنده و اندوه، آن را به اثری انسانی و تأملبرانگیز بدل میکند. در سوی دیگر، نوسان گاه ناهماهنگ میان کمدی و درام، شوخیهایی که در موقعیتهای جدی چندان نمینشینند و خردهداستانهایی که به پایانبندی کامل نمیرسند، مانع از انسجام تمامعیار فیلم میشوند.
ارزش ماندگار اثر در این است که عشق را نه درمانی جادویی، بلکه نیرویی شکننده و پیچیده میبیند؛ نیرویی که در کنار سرخوردگی، عادت و فقدان حضور دارد، بیآنکه هیچیک را بهسادگی محو کند. «پیت و تیلی» ممکن است در لحن خود لغزشهایی داشته باشد، اما در نگاهش به ازدواج و سازش، صداقتی دارد که از محدودهٔ یک کمدی عاشقانه فراتر میرود.
« همچنین، نوسان میان لحن کمدی و درام، یکپارچگی اجرایی اثر را در بعضی بخشها کاهش میدهد. »



ثبت دیدگاه