نقد و بررسی
نقد کاسب های محل (Local tradesmen) | 1969
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
پیشهوران در آستانهٔ آشوب «پیشهوران» از تصویری ساده و دلپذیر آغاز میکند: گروهی از اهل حرفه در شهرکی معدنی روزگار آرامی دارند و زندگیشان، با همهٔ شلوغیها و گرفتاریهای روزمره، بر نظمی آشنا استوار است. اما ورود دختری به زندگی نجار، این تعادل را بر هم میزند و مجموعهای از رخدادهای تازه را پیش میآورد.
اهمیت این مقدمه در آن است که فیلم دگرگونی را نه از دل حادثهای هولناک، بلکه از برخورد میل شخصی با عادتی جمعی میسازد. از همین نقطه، آرامش شهرک دیگر نشانهٔ آسودگی نیست؛ زمینهای است برای آشکارشدن آشفتگیهایی که پیشتر زیر سطح زندگی روزمره پنهان مانده بودند. فیلم میکوشد این تغییر را با لحنی سبک و سرزنده دنبال کند.
مسئلهٔ نجار تنها ماجرایی عاشقانه یا شخصی نیست؛ حضور او در رابطهای تازه، اطرافیان را نیز از سکون بیرون میکشد و نظم کوچک شهرک را به حرکت درمیآورد. این شیوه به کمدی امکان میدهد از یک برخورد ساده، زنجیرهای از سوءتفاهمها و واکنشها بسازد. بااینحال، همین طرح در عین جذابیت، محدودیتهایی هم دارد: داستان نیرویی پیشران و پرشتاب پیدا نمیکند و گاه بیشتر به رشتهای از موقعیتهای کمیک شباهت مییابد تا روایتی که هر بخش آن ضرورتاً بر بخش پیشین بنا شده باشد.
بازی با قراردادهای وسترن یکی از سرچشمههای اصلی طنز فیلم، وارونهکردن انتظارهایی است که از قصههای وسترن داریم. شهرک معدنی، پیشهوران و حضور کلانتر، عناصر آشناییاند که میتوانند نوید رویارویی، تعقیبوگریز و قهرمانی پرصلابت بدهند؛ اما فیلم این عناصر را در مسیری کمهیجانتر و روزمرهتر به کار میگیرد.
« اما ورود دختری به زندگی نجار، این تعادل را بر هم میزند و مجموعهای از رخدادهای تازه را پیش میآورد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بهجای آنکه اسطورهٔ قهرمان بیچونوچرا را جدی بگیرد، از فاصلهٔ میان ظاهر آشنا و نتیجهٔ نامنتظر موقعیتها خنده میسازد. کلیشه در اینجا نه صرفاً بازتولید، بلکه دستمایهٔ بازی است: تماشاگر ابتدا نشانههای ژانر را میشناسد و سپس از دیدن رفتاری متفاوت با انتظارش، لذت میبرد. این وارونگی، وقتی زیرکانه عمل میکند، از خودِ شخصیتها چیزی بیش از موضوع شوخی میسازد.
آنان در جهانی زندگی میکنند که ظاهراً شبیه جهان وسترن است، اما نیازهایشان کوچکتر، واکنشهایشان انسانیتر و جدیتشان گاه بیتناسب با موقعیت است. فاصلهٔ میان هیبتِ نقش و محدودیتهای روزمره، ظرفیت طنز میآفریند. بااینحال، فیلم همیشه به یک اندازه در استفاده از این ظرفیت موفق نیست. برخی شوخیها چنان بر اغراق تکیه میکنند که ظرافتِ وارونگی جای خود را به تأکید بیش از اندازه میدهد؛ گویی فیلم بهجای آنکه به تماشاگر مجال کشف طنز بدهد، خود بر خندهداربودن موقعیت پافشاری میکند.
بازیها و زمانبندی کمدی بازیها بخش مهمی از هویت کمدی اثر را شکل میدهند، بهویژه در تقابل میان کلانتر خونسرد و دستیار دستوپاچلفتیاش. جذابیت این رابطه در تضاد سادهٔ دو شخصیت خلاصه نمیشود؛ ریتم صحنهها از آنجا پدید میآید که یکی میکوشد با آرامش و خویشتنداری موقعیت را مهار کند و دیگری، خواسته یا ناخواسته، همان موقعیت را پیچیدهتر میسازد.
بازیگر نقش کلانتر با خویشتنداری، فضای لازم را برای آشکارشدن دستپاچگی دستیار فراهم میکند. در سوی دیگر، اجرای دستیار بهسبب حرکتها و واکنشهای نامطمئنش نیروی کمیک صحنه را بالا میبرد. زمانبندی در چنین کمدیای از اهمیت ویژهای برخوردار است. مکثی کوتاه، واکنشی دیرهنگام یا جدیماندن یک شخصیت در برابر آشوبی آشکار میتواند از توضیح و شوخی کلامی مؤثرتر باشد.
« این وارونگی، وقتی زیرکانه عمل میکند، از خودِ شخصیتها چیزی بیش از موضوع شوخی میسازد. »
شخصیتها و اجرا
فیلم در لحظاتی که به این تفاوت ریتم تکیه میکند، از بازیگران خود بهرهٔ خوبی میگیرد. بااینهمه، اغراق گاهی ظرافت اجرایی را تحت فشار میگذارد. وقتی واکنشها بیش از حد برجسته میشوند، شخصیت از فردی باورپذیر به ابزاری برای تولید خنده نزدیک میشود و رابطهٔ میان دو مأمور، بهجای آنکه بهتدریج موقعیتهای تازه بسازد، ممکن است در الگوی تکرارشوندهٔ خونسردی و حماقت گرفتار شود.
شهرک معدنی؛ صحنهای زنده و بیقرار فضای شلوغ و آشفتهٔ شهرک معدنی از نقاط قوت فیلم است. این شهرک صرفاً پسزمینهای برای ماجرای نجار نیست؛ نوعی میدان اجتماعی است که آدمها و حرفههای گوناگون در آن به هم برخورد میکنند. ازدحام، رفتوآمد و بینظمی محیط، به موقعیتهای کمدی امکان میدهد از زندگی جمعی تغذیه کنند.
در چنین فضایی، ماجرای یک نفر بهسرعت از محدودهٔ شخصی او بیرون میرود و به مسئلهای برای اطرافیان بدل میشود. بنابراین، شلوغی شهرک صرفاً جلوهای دیداری نیست؛ بخشی از سازوکار طنز فیلم است. این محیط همچنین به اثر بافتی مشخص میبخشد. در برابر جهانهای خلوت و قهرمانمحوری که در بسیاری از وسترنها با چشماندازهای باز و تقابلهای مستقیم ساخته میشوند، شهرک این فیلم پر از جزئیات روزمره و برخوردهای کوچک است.
فضا نه پهنهای برای نمایش شکوه قهرمان، بلکه محل تداخل زندگیهاست. همین ویژگی، نگاه فیلم را بهسمت کمدی اجتماعی سوق میدهد: خنده از آنجا میآید که آدمها در یک فضای مشترک نمیتوانند بهسادگی از پیامد رفتار یکدیگر بگریزند. با وجود این، آشفتگی محیط همیشه به پیشرفت روایت کمک نمیکند و گاه شلوغی موقعیتها جای تمرکز دراماتیک را میگیرد.
« فیلم در لحظاتی که به این تفاوت ریتم تکیه میکند، از بازیگران خود بهرهٔ خوبی میگیرد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
ریتم روایت و مسئلهٔ کشش مهمترین ضعف «پیشهوران» در نحوهٔ گسترش داستان دیده میشود. طرح آغازین ظرفیت مناسبی برای پیشروی دارد: آشنایی نجار با دختر، تعادل زندگی او را تغییر میدهد و این تغییر میتواند هر مرحله از ماجرا را دشوارتر و پرپیامدتر کند. اما روایت، بنا بر آنچه در ساختار کمدی آن آشکار است، همیشه از این امکان برای ایجاد شتاب استفاده نمیکند.
بعضی موقعیتها بهجای آنکه تنش را بالا ببرند یا فهم تازهای از شخصیتها به دست دهند، صرفاً مکثهایی برای ادامهٔ شوخیها به نظر میرسند. از این رو، فیلم گاه به کمدی تلویزیونیِ کشآمده شباهت پیدا میکند: اجزای سرگرمکننده دارد، شخصیتهایش توانایی ایجاد موقعیت دارند و محیطش امکان برخوردهای تازه را فراهم میآورد، اما مجموعهٔ این عناصر الزاماً به اوج روایی نیرومندی منتهی نمیشود.
مسئله آن نیست که روایت باید پرحادثه یا پرتنش باشد؛ کمدی آرام نیز میتواند گیرایی داشته باشد. دشواری زمانی پدید میآید که صحنهها از نظر انرژی و اهمیت تقریباً همسطح باقی بمانند و تماشاگر احساس کند داستان بهجای حرکت بهسوی نتیجهای معنادار، در فضای خود دور میزند. در چنین حالتی، سرگرمی وجود دارد، اما اشتیاق برای پیگیری ماجرا پیوسته تقویت نمیشود.
شوخیهای موفق و محدودیت اغراق طنز فیلم در بهترین لحظات از مشاهدهٔ رفتار آدمها در شرایطی معمولی نیرو میگیرد. برخلاف کمدیای که تنها به شوخیهای جداگانه متکی است، اینجا بخشی از خنده از شناخت شخصیتها و انتظار تماشاگر دربارهٔ واکنش آنان حاصل میشود. کلانتر خونسرد و دستیار ناآرامش، یا پیشهورانی که با برهمخوردن نظم عادی شهرک ناچار به واکنش میشوند، از همین راه به منابع طنز تبدیل میشوند.
« ریتم روایت و مسئلهٔ کشش مهمترین ضعف «پیشهوران» در نحوهٔ گسترش داستان دیده میشود. »
قوتها و کاستیها
وارونهشدن کلیشههای وسترن نیز هنگامی مؤثر است که از دل رفتار و موقعیت بیرون بیاید، نه آنکه تنها به نشانههای ژانر اشاره کند. اما تداوم خنده دشوارتر از ساختن چند موقعیت بامزه است. فیلم لحظات سرگرمکننده دارد، ولی کمبود شوخیهای واقعاً ماندگار و نیز فقدان اوجگیری محسوس، دامنهٔ اثرگذاری آن را محدود میکند.
اغراق، اگر با دقت و تنوع همراه باشد، میتواند به سبک کمدی تبدیل شود؛ ولی اگر هر موقعیت برای جلب توجه بلندتر و شلوغتر از موقعیت پیشین شود، حساسیت تماشاگر نسبت به طنز کاهش مییابد. در نتیجه، بخشی از شوخیها بهجای آنکه از تضاد طبیعی شخصیتها یا ظرافت موقعیت برخیزند، کمی زورکی به نظر میرسند.
این نابرابری سبب میشود فیلم در برخی صحنهها روان و خوشزمانبندی باشد و در برخی دیگر، بیش از اندازه برای رسیدن به خنده تلاش کند. جمعبندی «پیشهوران» کمدیای سرگرمکننده است که از وارونهکردن قراردادهای وسترن، تضاد میان کلانتر خونسرد و دستیار دستوپاچلفتیاش و فضای پرآشوب شهرک معدنی بهره میبرد.
بهترین دستاوردش در ساختن حالوهوایی جمعی است؛ جهانی که در آن تغییر کوچک در زندگی یک نفر، سکون دیگران را نیز بر هم میزند و زمینهٔ برخوردهای طنزآمیز را فراهم میکند. بازیها و زمانبندی صحنهها، بهخصوص در رابطهٔ کلانتر و دستیارش، به فیلم نیرویی خوشایند میبخشند. در مقابل، روایت کشش کافی ندارد و شوخیها همواره از ظرافت و تازگی یکسان برخوردار نیستند.
« اما تداوم خنده دشوارتر از ساختن چند موقعیت بامزه است. »
جمعبندی
گاهی اغراق، طنز را از حالت طبیعی بیرون میبرد و گاه تکرار موقعیتها مانع شکلگیری اوجی درخور میشود. حاصل، اثری است که بیش از آنکه با داستانی پرتحول یا لحظاتی فراموشنشدنی به یاد بماند، بهواسطهٔ فضای زنده و بازیهایش دلنشین است. فیلم برای تماشاگر علاقهمند به کمدیهای سبک و بازیگوشانه تجربهای خوشایند فراهم میآورد، هرچند ظرفیتهای طرح و جهان خود را تا پایان به تمامی به کار نمیگیرد.
« گاهی اغراق، طنز را از حالت طبیعی بیرون میبرد و گاه تکرار موقعیتها مانع شکلگیری اوجی درخور میشود. »

ثبت دیدگاه