نقد و بررسی
نقد New Recruit سرباز جدید (Cop and a Half: New Recruit) | 2017
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای آشنا با تغییری کوچک «Cop and a Half: New Recruit» فیلمی خانوادگی و پلیسی است که از فرمولی آشنا بهره میگیرد: کارآگاهی خسته و کمحوصله ناچار میشود با کودکی باهوش و پرانرژی همکاری کند؛ اختلاف نگاه و شیوهٔ عملشان هم سرچشمهٔ شوخی و ماجرا میشود. اینبار، کارینا فولیِ دوازدهساله شیفتهٔ کار پلیس است و درگیر پروندهای میشود که مارک سیمونز، کارآگاهی باتجربه، پیگیر آن است.
او با وجود مخالفت سیمونز راه خود را به ماجرا باز میکند و همکاری نامتعارف این دو، محور اصلی فیلم میشود. فیلم بیش از آنکه بخواهد این الگو را از نو بسازد، میکوشد آن را برای مخاطب کودک و خانواده بهروز کند. فناوری و مهارتهای کارینا در کنار حالوهوای سبک و بازیگوش قصه، رنگی تازه به طرحی قدیمی میزنند؛ اما این تغییرها بیشتر در سطح موقعیتها باقی میمانند و به دگرگونی جدی در ساختار داستان نمیانجامند.
در نتیجه، فیلم از همان ابتدا مقصد کلی خود را آشکار میکند و بخش عمدهٔ جذابیتش را نه از غافلگیری، بلکه از همراهی دو شخصیت اصلی میگیرد. کارینا و سیمونز؛ قلب زندهٔ فیلم مهمترین سرمایهٔ فیلم، رابطهٔ میان کارینا و سیمونز است. کارینا با اعتمادبهنفس، کنجکاوی و میل به اثبات تواناییهایش وارد صحنه میشود؛ سیمونز در سوی مقابل، شخصیتی فرسودهتر و محتاطتر دارد که ترجیح میدهد کار را طبق تجربه و روال همیشگی پیش ببرد.
تضاد میان شتاب دختر و تردید کارآگاه، به موقعیتهایی کمیک میانجامد و به فیلم امکان میدهد از برخورد نسلها شوخی بسازد. با این حال، رابطهٔ آنها تنها بر ناسازگاری و کلکل تکیه ندارد. بهتدریج، نوعی احترام متقابل در تعاملشان شکل میگیرد: سیمونز ناچار میشود تواناییهای کارینا را جدی بگیرد و کارینا نیز درمییابد که تجربه و مسئولیتپذیری پلیس، چیزی فراتر از اعتمادبهنفس و استعداد فردی است.
« او با وجود مخالفت سیمونز راه خود را به ماجرا باز میکند و همکاری نامتعارف این دو، محور اصلی فیلم میشود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم این نزدیکی را با لحنی ساده و خانوادگی پیش میبرد؛ همین سادگی گاهی به سود آن است، زیرا پیوند دو شخصیت را قابلفهم نگه میدارد، و گاهی هم به زیانش تمام میشود، چون تحول عاطفی آنها چندان پیچیده یا تدریجی به نظر نمیرسد. بازیها و کارکرد شخصیتها لو دایموند فیلیپس در نقش سیمونز برای فیلم حضوری باثبات فراهم میکند.
بازی او به اندازهای گرم و خوددار هست که خستگی و بدخلقی شخصیت را باورپذیر کند، بیآنکه او را به چهرهای کاملاً عبوس بدل سازد. سیمونز در ظاهر مأمور قانون است، اما فیلم بیش از جنبهٔ حرفهای او بر جنبهٔ انسانیاش تأکید میکند: مردی که باید بار تجربههای گذشته را با نیاز به پذیرفتن تغییری تازه جمع کند.
فیلیپس با کمترین اغراق، این وجه را به شخصیت میبخشد. لولو ویلسون نیز انرژی و سرزندگی کارینا را به نمایش میگذارد. نقش به او اجازه میدهد جسارت و هوشمندی دختر را در مرکز قاب نگه دارد، هرچند گاه مرز میان اعتمادبهنفس کودکانه و اغراق در اجرا باریک میشود. شخصیتهای پیرامونی، در مقایسه با این دو، بیشتر کارکردی دارند: برای پیشبرد پرونده، ایجاد مانع یا فراهمکردن فرصتی برای شوخی وارد داستان میشوند.
ازاینرو، فیلم در لحظاتی که به زوج اصلی بازمیگردد جان میگیرد و هرگاه توجهش را به شخصیتهای فرعی میسپارد، احتمالاً نیروی نمایشیاش کاهش مییابد. کمدی در برابر هیجان پلیسی فیلم از ابتدا خود را اثری جدی دربارهٔ کار پلیس معرفی نمیکند. موقعیتهای تعقیبوگریز و خطرهای پرونده، بیشتر بستری برای شوخی و سرگرمیاند تا زمینهای برای تعلیق واقعی.
« بازیها و کارکرد شخصیتها لو دایموند فیلیپس در نقش سیمونز برای فیلم حضوری باثبات فراهم میکند. »
شخصیتها و اجرا
این انتخاب برای مخاطب کودک و تماشای خانوادگی قابلدرک است، اما توازن میان کمدی و ماجراجویی همیشه برقرار نمیماند. بعضی شوخیها بهجای آنکه از دل شخصیتها یا موقعیتها بجوشند، صرفاً برای حفظ حالوهوای سبک داستان به صحنه افزوده شدهاند. اسموتیهای سبز و برخی جزئیات بازیگوشانه نیز به ساختن لحن کودکانه کمک میکنند، اما گاهی یادآور ایناند که فیلم بیش از هر چیز میخواهد بامزه و بیخطر باشد.
در نتیجه، مخاطبی که انتظار یک ماجرای پلیسی پرکششتر دارد ممکن است احساس کند تعقیب مجرم و خطرهای پرونده زیر سایهٔ شوخیها قرار گرفتهاند. در عوض، تماشاگر کمسنتر میتواند از همین بیتکلفی و جابهجایی میان شوخی و حادثه لذت ببرد. داستانی سرراست، اما کمغافلگیری پروندهٔ دزد نشانهای پلیس، چارچوبی ساده و قابلفهم برای همراهکردن کارینا و سیمونز فراهم میکند.
فیلم اطلاعات لازم را بدون پیچیدگی زیاد عرضه میکند و ماجرا را طوری پیش میبرد که بیننده بتواند مسیر کلی را دنبال کند. این وضوح برای یک فیلم خانوادگی مزیت دارد، اما در اینجا با کمبود غافلگیری همراه است: سرنخها و موانع بهندرت تصویری تازه از قصه میسازند و رویدادها اغلب در مسیری حرکت میکنند که از پیش قابل حدس است.
ضعف اصلی فقط پیشبینیپذیری نیست؛ بلکه آن است که فیلم از ظرفیت ایدهٔ مرکزیاش برای طرح پرسشهای جالبتر استفاده نمیکند. همکاری یک کودک با پلیس میتوانست تنشی معنادار میان اشتیاق، خطر و مسئولیت ایجاد کند، اما داستان معمولاً این ناسازگاری را به مانعی موقت یا زمینهای برای شوخی تقلیل میدهد.
« در عوض، تماشاگر کمسنتر میتواند از همین بیتکلفی و جابهجایی میان شوخی و حادثه لذت ببرد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم در پیِ سرگرمی است، نه واقعنمایی؛ بااینهمه، اگر پیامدهای این همکاری را جدیتر میگرفت، احتمالاً ماجرا هم از نظر احساسی و هم از نظر دراماتیک وزن بیشتری پیدا میکرد. ساخت بصری و کیفیت فنی ساخت فیلم بیش از آنکه نمایشی یا چشمگیر باشد، کارراهانداز است. صحنهها و حرکتها برای پیشبرد قصه طراحی شدهاند و اثر، زبان بصری متمایزی به کار نمیگیرد که فضای پلیسی را به تجربهای پرتعلیق تبدیل کند.
در بعضی لحظات، جلوههای ویژه و اجرای صحنههای حادثه کیفیتی محدود دارند؛ این کاستیها بهتنهایی فیلم را از کار نمیاندازند، اما وقتی داستان نیز پیچیدگی چندانی ندارد، بیش از پیش به چشم میآیند. دیالوگها هم غالباً مستقیم و توضیحیاند. شخصیتها گاهی بهجای آنکه از راه رفتار یا زیرمتن شناخته شوند، مقصود خود را صریح بیان میکنند.
این روش فهم داستان را آسان میکند، اما به گفتگوها ظرافت و طنین چندانی نمیبخشد. فیلم در بهترین لحظاتش از واکنشهای بازیگران و تضاد شخصیتها نیرو میگیرد؛ در ضعیفترین لحظات، گفتوگوها و جلوههای محدودش یادآور تولیدی تلویزیونی و کمادعا هستند. تناسب با مخاطب خانوادگی «Cop and a Half: New Recruit» بیش از همه برای تماشاگرانی مناسب است که به دنبال سرگرمی سبک و بیدردسرند.
فیلم از خشونت شدید یا فضای تاریک فاصله میگیرد و ماجرای پلیسیاش را با شوخی و اغراق نرم میکند. همین رویکرد آن را برای یک تماشای خانوادگی مناسبتر میسازد، هرچند برخی موقعیتهای خطرناک و تصمیمهای غیرواقعگرایانهاش ممکن است برای بزرگسالان بیش از حد آسانگیرانه به نظر برسد. نکتهٔ قابلتأملتر، تصویر کودکی است که در پروندهای پلیسی دخالت میکند.
« ساخت بصری و کیفیت فنی ساخت فیلم بیش از آنکه نمایشی یا چشمگیر باشد، کارراهانداز است. »
قوتها و کاستیها
فیلم این خواسته را عمدتاً نشانهٔ هوش، شجاعت و علاقهٔ کارینا میبیند و کمتر به خطرهای واقعی چنین موقعیتی میپردازد. بنابراین بهتر است آن را فانتزی ماجراجویانهای دربارهٔ همکاری نامتعارف دو شخصیت دانست، نه تصویری واقعگرایانه از کار پلیس یا مسئولیت بزرگسالان در برابر کودکان. جمعبندی «Cop and a Half: New Recruit» فیلمی کوچک و ساده است که موفقیتش به میزان همراهی مخاطب با کارینا و سیمونز بستگی دارد.
رابطهٔ گرم و گاه بامزهٔ آن دو، بازی قابلقبول لو دایموند فیلیپس و حالوهوای سبک خانوادگی، نقاط قوت اصلی اثرند. در برابر، داستان کمرمق و پیشبینیپذیر، شوخیهایی که بر هیجان پلیسی غلبه میکنند، و محدودیتهای فنی و دیالوگنویسی، مانع از آن میشوند که فیلم از سرگرمی معمول فراتر برود.
اثر نه بازآفرینی چشمگیری از الگوی «کودک و کارآگاه» است و نه ماجرایی پلیسی با تعلیق جدی؛ اما برای شبی خانوادگی میتواند لحظاتی خوشایند فراهم کند، بهویژه اگر انتظار از آن محدود به یک کمدی ماجراجویانهٔ ساده باشد. ارزش ماندگارش بیشتر در همراهی دو شخصیت ناهمگون است تا در پروندهای که آنها دنبال میکنند.
« رابطهٔ گرم و گاه بامزهٔ آن دو، بازی قابلقبول لو دایموند فیلیپس و حالوهوای سبک خانوادگی، نقاط قوت اصلی اثرند. »
ثبت دیدگاه