نقد و بررسی
نقد Mohawk | 2018
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان وسترن، وحشت و قصهٔ بقا «Mohawk» فیلمی تاریخی از تد گئوگن است که در سال ۲۰۱۸ به نمایش عمومی رسید؛ اثری مستقل که جنگ ۱۸۱۲ را نه از منظر فرماندهان و میدانهای نبرد، بلکه از دل تعقیبوگریزی جنگلی و تجربهٔ مردمانی روایت میکند که در میان کشمکش قدرتهای بزرگ گرفتار شدهاند. اوکواهو، زن جوانی از قبیلهٔ موهاک، همراه دو مردی که به او نزدیکاند، در پی رویدادی خشونتبار هدف سربازان آمریکایی قرار میگیرد.
فیلم خیلی زود از زمینهچینی تاریخی فاصله میگیرد و به ساختاری شبیه فیلمهای بقا و شکار انسان نزدیک میشود: جنگل به میدان نبردی بدل میشود که در آن هر حرکت میتواند سرنوشتساز باشد. «Mohawk» در همین آمیختگی ژانری هویت پیدا میکند؛ نه کاملاً وسترن است، نه وحشت خالص و نه درام تاریخی متعارف، بلکه ترکیبی خشن و گاه نامتوازن از هر سه.
قهرمانی از حاشیهٔ روایت یکی از انتخابهای معنادار فیلم، سپردن مرکز داستان به اوکواهو است؛ شخصیتی بومی که نه نماد تزئینی گذشته، بلکه نیروی پیشبرندهٔ روایت است. فیلم از چشم او جهان را میسنجد، هرچند او را به قهرمانی بینقص و توضیحدادهشده تبدیل نمیکند. در این شخصیت نوعی خویشتنداری و رازآمیزی وجود دارد: مخاطب بیشتر از راه تصمیمها و واکنشهایش به او نزدیک میشود تا از طریق اعترافها یا توضیحات طولانی.
این فاصله گاهی به غنای شخصیت میافزاید و گاهی مانع میشود که پیچیدگیهای درونیاش بهطور کامل دراماتیزه شود. بااینحال، همین قرار دادن یک زن موهاک در جایگاه قهرمانِ کنشگر، به فیلم نیرویی سیاسی میدهد. تاریخ جنگ در اینجا از دریچهٔ کسانی دیده میشود که معمولاً در روایتهای رایج به حاشیه رانده میشوند؛ مردمانی که باید با پیامدهای تصمیمهایی زندگی کنند که خود در شکلگیریشان نقشی اندک دارند.
« فیلم از چشم او جهان را میسنجد، هرچند او را به قهرمانی بینقص و توضیحدادهشده تبدیل نمیکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم بیآنکه به خطابهای مستقیم تبدیل شود، خشونت استعمار و منطق تصاحب را در بطن تعقیب و انتقام جا میدهد. حضور کانیهتیو هورن در نقش اصلی نیز به این مرکزیت وزن میبخشد؛ بازی او در لحظات پرتنش، بیش از آنکه بر نمایش بیرونی احساسات تکیه کند، بر تمرکز و ارادهٔ شخصیت استوار است. جنگل؛ پناهگاه و تهدید جنگل مهمترین فضای فیلم است و تقریباً کارکرد شخصیتی مستقل پیدا میکند.
درختان، سایهها و مسیرهای باریک، هم امکان پنهانشدن فراهم میکنند و هم خطر را از هر سو نزدیک میسازند. این محیط، میدان تعقیبوگریزی است که در آن برتری نظامی لزوماً به معنای تسلط کامل نیست؛ شناخت زمین، سکوت و توانایی خواندن نشانهها میتواند از ابزار و شمار نفرات مهمتر شود. فیلم با بودجهای محدود، بهجای تکیه بر بازسازی عظیم نبردها، محدودهٔ قصه را به فضای طبیعی و برخوردهای پراکنده محدود میکند.
این محدودیت گاه به نفع اثر تمام میشود: خشونت حس نزدیک و بیواسطه مییابد و جنگل، برخلاف میدانهای وسیع جنگی، اجازه نمیدهد شخصیتها از تهدید فاصله بگیرند. اما همین سادگی بصری همیشه به انتخابی هنری بدل نمیشود. بعضی قابها و جابهجاییهای دوربین چنان کمپیرایهاند که بهجای حس خام و ملموس، کیفیتی ناتمام پیدا میکنند.
تماشاگر ممکن است در بخشهایی بهجای آنکه در فضای داستان غرق شود، محدودیت تولید را به یاد آورد. فیلم در ایجاد اتمسفر موفقتر از ساختن تصویری کاملاً پرداختشده است؛ جنگل را تهدیدآمیز میسازد، اما همیشه از ظرفیت بصری آن برای افزودن لایهای تازه به روایت بهره نمیگیرد. بااینهمه، فضای بسته و طبیعت زمخت اثر، برای داستانی که بر فرسودگی و بقا بنا شده، انتخابی مناسب است.
« فیلم بیآنکه به خطابهای مستقیم تبدیل شود، خشونت استعمار و منطق تصاحب را در بطن تعقیب و انتقام جا میدهد. »
شخصیتها و اجرا
آمیختگی ژانری و حضور امر فراطبیعی «Mohawk» عناصر وسترن، فیلم تعقیبوگریز، وحشت و درام تاریخی را در کنار هم مینشاند. این ترکیب در بهترین لحظات، به اثر هویتی ویژه میدهد: جنگ نه برخوردی نظامی و منظم، بلکه کابوسی جسمانی است که از لابهلای درختان پیش میآید. خشونت در فیلم تزئینی نیست؛ بخشی از جهان بیرحمی است که آدمها در آن برای بقا به مرزهای تازهای رانده میشوند.
فیلم همچنین نشانههایی از امر فراطبیعی را وارد فضا میکند، اما آنها را به قاعدهای روشن و مستقل بدل نمیسازد. نتیجه، حس غریبی است میان واقعیت تاریخی و کابوس اسطورهای؛ حسی که بهویژه در پیوند انسان و جنگل کارگر میافتد. این انتخاب درعینحال خطر پراکندگی را به همراه دارد. فیلم گاهی میخواهد هم قصهای دربارهٔ استعمار و مقاومت باشد، هم هیجانی خونآلود و هم روایتی از روابط عاطفی پیچیده.
هرکدام از این مسیرها میتوانست بهتنهایی محور محکمی برای اثر باشد، اما کنار هم قرارگرفتنشان همیشه به وحدت نمیرسد. عناصر وحشت و خشونت، در مقاطعی نیرویی فوری و سینمایی دارند؛ درام عاطفی اما به همان اندازه فرصت رشد پیدا نمیکند. بنابراین، آمیختگی ژانری بیش از آنکه کاملاً مهار شود، گاهی به شلوغی روایت میانجامد.
رابطهها و تمرکز روایی پیوند اوکواهو با دو مرد همراهش، بخشی از هویت متفاوت فیلم است. این رابطه قرار است از قالبهای آشنای داستان تاریخی فاصله بگیرد و نشان دهد که مناسبات انسانی الزاماً با قواعد ساده و قابلپیشبینی تعریف نمیشوند. در اصل، ایده ظرفیت دارد؛ میتواند دربارهٔ اعتماد، وفاداری و امکان همزیستی در جهانی پر از مرزبندی حرف بزند.
« خشونت در فیلم تزئینی نیست؛ بخشی از جهان بیرحمی است که آدمها در آن برای بقا به مرزهای تازهای رانده میشوند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
اما اجرای آن همیشه بهاندازهٔ ایده قانعکننده نیست. بخشهایی از این خط عاطفی مکثهایی ایجاد میکنند که با فوریتِ تعقیبوگریز سازگار نیستند و در برخی لحظات، توجه را از خطر اصلی منحرف میکنند. مشکل اصلی آن نیست که فیلم به رابطهها میپردازد، بلکه این است که گاه نمیتواند روشن کند کدام بخش از آنها برای رشد اوکواهو یا پیشبرد مضمون ضرورت دارد.
در نتیجه، رابطهٔ سهنفره بعضی اوقات به عنصری جداافتاده از داستان تبدیل میشود؛ عنصری که قرار بوده پیچیدگی بیفزاید، اما به شلوغی و ناپایداری ضرباهنگ دامن میزند. با وجود این، فیلم در یک نکته از سادهسازی کامل میگریزد: احساسات شخصیتها را بهانهای برای کنارگذاشتن زمینهٔ تاریخی نمیکند و نشان میدهد بحران شخصی در خلأ رخ نمیدهد، بلکه زیر فشار جنگ و خشونت شکل میگیرد.
بازیها و شخصیتهای مقابل کانیهتیو هورن بار اصلی فیلم را به دوش میکشد و حضورش در مقام محور روایت، به «Mohawk» انسجامی میدهد که فیلمنامه همیشه فراهم نمیکند. اوکواهو در بازی هورن شخصیتی است که بیش از سخنگفتن، با حضور و واکنشهایش معنا میسازد. جاستین رین و ایمون فارن نیز در نقش دو همراه او، دو کیفیت متفاوت به جمع سهنفره میآورند؛ اما محدودیت زمان و پراکندگی خط عاطفی اجازه نمیدهد همهٔ ابعاد این رابطه به یک اندازه پرورده شوند.
در سوی مقابل، سربازان آمریکایی بهعنوان عامل تهدید عمل میکنند، اما برخی از آنها بیش از حد اغراقآمیز و تیپوار تصویر شدهاند. چنین پرداختی در فضای کابوسگون و کمابیش کمیکِ سیاه فیلم میتواند کارکرد داشته باشد، ولی در لحظاتی از شدت واقعنمایی موقعیت میکاهد. وقتی دشمنان بیشتر به مجموعهای از خصلتهای بیرونی بدل میشوند تا انسانهایی با انگیزههای باورپذیر، تقابل سیاسی فیلم نیز بخشی از ظرافت خود را از دست میدهد.
« اما اجرای آن همیشه بهاندازهٔ ایده قانعکننده نیست. »
قوتها و کاستیها
از سوی دیگر، این انتخاب با منطق دیدگاه فیلم هم پیوند دارد: داستان در درجهٔ نخست تجربهٔ اوکواهو است و دشمنان اغلب از منظر تهدیدی که برای او میسازند معنا مییابند. این راهبرد قابلفهم است، اما هزینهاش کاهش پیچیدگی بعضی شخصیتهای مقابل است. دیالوگ، خشونت و محدودیتهای اجرا فیلمنامه در طراحی موقعیتهای تعقیب و درگیری، از انرژی قابلتوجهی برخوردار است، اما دیالوگها همواره همان قدرت را ندارند.
گاهی گفتهها بیش از آنکه از شخصیتها بجوشند، برای رساندن اطلاعات یا برجستهکردن موضع اخلاقی فیلم نوشته شدهاند. این مسئله در داستانی که میخواهد هم تنش جسمانی و هم معنای تاریخی داشته باشد، اهمیت پیدا میکند: هرجا گفتوگوها بیش از حد توضیحی یا تصنعی میشوند، فضای زنده و خشن فیلم اندکی مصنوعی به نظر میرسد.
بااینحال، فیلم در طراحی لحظات خشونتآمیز از جسارت بهره میگیرد. خشونت در آن پاکیزه و قهرمانانه نیست؛ بدنها آسیب میبینند و بقا بهایی دارد. این رویکرد با مضمون انتقام سازگار است و مانع میشود که تماشاگر نبرد را صرفاً مجموعهای از حرکات تماشایی ببیند. در عین حال، تأکید بر خون و ضربه، گاهی جای پرداخت عمیقتر پیامدهای عاطفی را میگیرد.
فیلم نشان میدهد که خشونت چه میکند، اما در برخی لحظات برای مکث بر آنچه پس از خشونت در ذهن و رابطهٔ شخصیتها باقی میماند، فرصت کافی نمیگذارد. جمعبندی «Mohawk» اثری کوچک، خشن و ناهموار است که ارزش اصلیاش را در زاویهٔ دید و فضای پرتنشش مییابد. قرار دادن زنی موهاک در مرکز قصه، همراه با بستر تاریخی و نگاه انتقادی به خشونت استعمارگرانه، به فیلم اهمیتی فراتر از یک تعقیبوگریز ساده میدهد.
« این راهبرد قابلفهم است، اما هزینهاش کاهش پیچیدگی بعضی شخصیتهای مقابل است. »
جمعبندی
جنگل و حس محصورشدن، بهترین دستاوردهای فضاسازی آن هستند؛ بازی هورن نیز شخصیتی میسازد که حتی در میان کاستیهای روایت، مرکز ثقل فیلم باقی میماند. در مقابل، دیالوگهای کمرمق، شخصیتپردازی نابرابر، مثلث عاطفیِ گاه مزاحم و ظاهر بصریِ بعضاً ناپخته، مانع میشوند فیلم به تمام ظرفیت ایدههایش دست یابد.
«Mohawk» نه بازسازی تاریخی فراگیر است و نه وحشت کاملاً منسجم؛ جذابیتش در تلاش برای پیوند این دو با داستانی دربارهٔ مقاومت و بقاست. همین تلاش، با همهٔ آشفتگیهایش، اثری متفاوت و گاه پرکشش پدید میآورد: فیلمی که از محدودیتهای تولیدش آسیب میبیند، اما در انتخاب قهرمان و فضای اخلاقی قصه، جسارت و شخصیت دارد.



ثبت دیدگاه