نقد و بررسی
نقد Pamfir | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت مردی که میخواست عوض شود «پامفیر» داستان مردی است که میکوشد از گذشتهاش فاصله بگیرد، اما درمییابد بازگشت به خانه الزاماً به معنای بازگشت به آرامش نیست. پامفیر پس از چند سال کار در خارج از کشور به روستای مرزیاش در غرب اوکراین بازمیگردد؛ با این امید که زندگی شرافتمندانهای برای خانوادهاش بسازد و برای پسر نوجوانش، نازار، نمونهای متفاوت از مردانگی باشد.
اما یک حادثه خانوادگی او را دوباره به قلمرویی میکشاند که گمان میکرد پشت سر گذاشته است: قاچاق، بدهی و مناسبات قدرتی که در روستا چنان ریشه دواندهاند که راه گریز از آنها ساده نیست. فیلم از همین موقعیت آشنا ــ مردی که برای نجات خانواده ناچار به بازگشت به گذشته میشود ــ بهره میگیرد، اما آن را صرفاً به تریلری جنایی درباره یک «آخرین مأموریت» تقلیل نمیدهد.
در جهان «پامفیر»، خلافکاری نه استثنایی هیجانانگیز، بلکه بخشی از نظمی فرسوده است؛ نظمی که در آن خانواده، مذهب، اقتصاد محلی و جرم به شکلی ناآرام در هم تنیدهاند. فیلم در عین حال، بیآنکه گرههای اصلی یا سرانجام شخصیتها را آشکار کند، از همان ابتدا حس میدهد که هر تصمیم کوچک ممکن است پیامدهایی بزرگتر از انتظار داشته باشد.
روستا؛ جغرافیای محصور و زنده یکی از مهمترین دستاوردهای فیلم، ساختن فضایی است که فقط پسزمینه داستان نیست، بلکه نیرویی فعال در شکلدادن به آن به شمار میرود. روستای مرزی، جنگلها و راههای مهگرفتهاش، محیطی زیبا اما آسودهخاطر نیستند. طبیعت در قابهای فیلم هم پناهگاه است و هم تهدید؛ راهی برای عبور، اما فضایی که هر لحظه میتواند آدم را در خود ببلعد.
« روستای مرزی، جنگلها و راههای مهگرفتهاش، محیطی زیبا اما آسودهخاطر نیستند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
مرز نیز صرفاً خطی جغرافیایی نیست: به استعارهای برای عبور میان قانون و قانونشکنی، گذشته و حال، و انتخاب اخلاقی و اجبار بدل میشود. دیمیترو سوخولیتکی-سوبچوک با جزئیات محلی و حالوهوای خاص منطقه، جهانی میسازد که از تزیینات روستایی فراتر میرود. خانهها، مسیرهای جنگلی، مناسک جمعی و روابط میان آدمها همگی حس تعلق دارند؛ انگار قصه نمیتوانست به همین شکل در هر مکان دیگری رخ دهد.
همین ریشهمندی، در کنار ساختار آشنای فیلم جنایی، به اثر هویتی مشخص میبخشد و آن را از نمونهای صرفاً ژانری جدا میکند. تصویرهایی که داستان را پیش میبرند فیلمبرداری نیکیتا کوزمنکو از عناصر درخشان «پامفیر» است. قابهای عریض و حرکتهای پیوسته دوربین، تماشاگر را به درون فضای روستا میبرند و گاه حس میدهند چیزی نادیدنی در حال تعقیب شخصیتهاست.
برداشتهای طولانی، بهویژه در موقعیتهایی که خطر آرامآرام نزدیک میشود، زمان را کش میدهند و تعلیق را از راه انتظار میسازند، نه با شتاب تدوین یا انبوهی از توضیحات. جنگل و مه در این تصاویر تنها چشماندازهای زیبا نیستند؛ بخشی از زبان فیلماند و بر حس ناامنی و گرفتاری میافزایند. رنگ، نور و ترکیببندی نیز در شکلدادن به فضای اثر نقش دارند.
در برابر تیرگی محیط و خشونت روابط، رنگارنگی آیین پایانی جلوهای ناگهانی و چشمگیر پیدا میکند. لباسها و ماسکها، با حضور غریب و پرجزئیاتشان، به فیلم کیفیتی آیینی و رؤیاگون میدهند. این بخش از نظر بصری چنان نیرویی دارد که حتی پس از پایان تماشا نیز در ذهن میماند. در «پامفیر»، تصویر گاهی بار عاطفی و معناییای را حمل میکند که فیلم در گفتوگوها به زبان نمیآورد.
« تصویرهایی که داستان را پیش میبرند فیلمبرداری نیکیتا کوزمنکو از عناصر درخشان «پامفیر» است. »
شخصیتها و اجرا
مردی میان پدر بودن و خشونت اولکساندر یاتسنتیوک در نقش پامفیر، حضوری جسمانی و پرقدرت دارد؛ اما بازی او به نمایش زور بازو محدود نمیشود. شخصیت، با چهرهای سخت و رفتاری کمحرف، در ظاهر مردی است که میتواند از پس هر مانعی برآید. بااینحال، پیوند عاطفیاش با همسر و پسرش شکافی در این ظاهر میگشاید.
بازیگر از این تضاد بهره میبرد: مهر و خشم در وجود پامفیر از هم جدا نیستند و گاه همان نیرویی که او را به محافظت از خانواده وامیدارد، او را به سوی خشونت میکشاند. رابطه پدر و پسر نیز قلب عاطفی داستان است. نازار میخواهد پدرش را در خانه نگه دارد، اما راهی که برای رسیدن به این خواسته برمیگزیند، بحرانی تازه پدید میآورد.
فیلم این رابطه را با قضاوتهای سادهانگارانه پیش نمیبرد؛ خطای پسر در پی نیازی عاطفی شکل میگیرد و تصمیم پدر نیز از عشقی میآید که با احساس مسئولیت و غرور درهم آمیخته است. بااینهمه، گاهی میل فیلم به نمایش مردان سرسخت و برخوردهای خشن، فرصت چندانی برای مکث بر پیچیدگیهای درونی خانواده باقی نمیگذارد.
دنیایی که در آن قانون و ایمان کنار هم میمانند «پامفیر» جهانی را تصویر میکند که در آن قدرت رسمی، جرم و نهادهای مذهبی مرزهای شفافی ندارند. فساد در متن زندگی روزمره حضور دارد و خلافکار محلی صرفاً شخصیتی بیرون از جامعه نیست؛ او بخشی از سازوکار همان محیط است. چنین وضعی، داستان را از جدال فردی میان قهرمان و تبهکار فراتر میبرد و این پرسش را پیش میکشد که وقتی فساد در تار و پود زندگی جا گرفته، انتخاب اخلاقی چه اندازه آزادانه است.
« شخصیت، با چهرهای سخت و رفتاری کمحرف، در ظاهر مردی است که میتواند از پس هر مانعی برآید. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
پیوند میان مذهب و جرم در فیلم نیز بیشتر از آنکه به بحثی نظری تبدیل شود، در جزئیات و رفتار شخصیتها دیده میشود. آتشسوزی عبادتگاه، برای خانواده فقط خسارتی مادی نیست؛ بار اخلاقی و اجتماعی دارد و آنان را به بدهیای میکشاند که مناسبات قدرت آن را سنگینتر میکنند. فیلم در این زمینه توضیحهای مستقیم و مفصل نمیدهد و ترجیح میدهد معنای خود را از کنار هم نشاندن فضاها و کنشها استخراج کند.
این روش در بسیاری از لحظات مؤثر است، هرچند ممکن است برای تماشاگرانی که انتظار روایتی روشن و کمپیرایه دارند، اندکی فاصله ایجاد کند. ریتم و انبوه شخصیتها شروع فیلم کمی زمان میخواهد تا مخاطب را کاملاً در فضای خود جذب کند. اثر ابتدا آدمها، پیوندهای خانوادگی و مناسبات روستا را با حوصله میچیند؛ این مکث به ساختن جهان داستان کمک میکند، اما ممکن است برای برخی تماشاگران کند یا پراکنده به نظر برسد.
پس از استقرار بحران، کشش روایی افزایش مییابد و فیلم با نزدیکشدن به مسیر پرخطر پامفیر، تعلیق خود را محکمتر میکند. یکی از دشواریهای روایی فیلم، شمار شخصیتها و ماجراهای فرعی است. بسیاری از چهرهها برای بافت اجتماعی روستا اهمیت دارند، اما حضور و رابطهشان گاه بهسرعت معرفی میشود و مجال کافی برای تثبیت پیدا نمیکند.
در نتیجه، ممکن است دنبالکردن بعضی پیوندها یا درک وزن هر شخصیت در مسیر داستان آسان نباشد. این تراکم از یک سو حس شلوغی و زندهبودن جامعه را میسازد و از سوی دیگر، تمرکز عاطفی روایت را گاهی پراکنده میکند. همچنین فیلم بیشتر بر مردان خشن و شبکههای قدرت مردانه متمرکز است. اولنا، همسر پامفیر، ظرفیت آن را دارد که زاویهای متفاوت به روایت بدهد و تجربه خانوادگی را از منظری مستقلتر آشکار کند؛ اما فیلم کمتر از آنچه انتظار میرود به جهان درونی او نزدیک میشود.
« ریتم و انبوه شخصیتها شروع فیلم کمی زمان میخواهد تا مخاطب را کاملاً در فضای خود جذب کند. »
قوتها و کاستیها
این انتخاب، تمرکز داستان را بر مسیر پامفیر حفظ میکند، ولی بخشی از امکانهای عاطفی و اجتماعی اثر را محدود میسازد. آیین، خشونت و شکوهِ ناآرام جشن سنتی مالانکا در فیلم فقط رخدادی تماشایی یا عنصری رنگارنگ برای پایانبندی نیست. آیین، با ماسکها و هیئتهای حیوانیاش، دنیای عادی را برای مدتی دگرگون میکند و به رفتارها کیفیتی نمایشی و رازآلود میبخشد.
در فضایی که مرز میان نظم و آشوب از پیش سست است، جشن این بیثباتی را به تصویری جمعی بدل میکند. شور و هیاهوی آن هم جذاب است و هم نگرانکننده؛ تماشاگر احساس میکند چیزی بیش از یک مراسم در حال رخدادن است، بیآنکه فیلم ناچار باشد همهچیز را توضیح دهد. در اینجا زیبایی بصری و خشونت نه در تقابل ساده، بلکه در همنشینی آزاردهندهای قرار میگیرند.
همین آمیختگی از نقاط قوت فیلم است: تماشاییبودن جشن قرار نیست رنج شخصیتها را بپوشاند، بلکه بر شدت و غریبگی وضعیت میافزاید. «پامفیر» در بهترین لحظاتش، داستان جنایی را به تجربهای حسی بدل میکند؛ تجربهای که با صدای محیط، حرکت دوربین و حضور بدنها در فضا شکل میگیرد. جمعبندی «پامفیر» فیلمی چشمنواز و پرتنش است که از قالب آشنای بازگشت خلافکار به گذشته، تصویری بومی و آیینی میسازد.
قابهای بهیادماندنی، فیلمبرداری سیال، بازی متقاعدکننده یاتسنتیوک و فضاسازی جنگلها و روستای مرزی، از مهمترین امتیازهای آناند. جشن مالانکا نیز به فیلم هویتی بصری و حسی میبخشد که بهسادگی فراموش نمیشود. در مقابل، آغاز نسبتاً کند، انبوه شخصیتها و تمرکز محدود بر تجربه همسر پامفیر ممکن است پیوند عاطفی با روایت را برای بعضی مخاطبان دشوار کند.
« آیین، خشونت و شکوهِ ناآرام جشن سنتی مالانکا در فیلم فقط رخدادی تماشایی یا عنصری رنگارنگ برای پایانبندی نیست. »
جمعبندی
فیلم گاه آنقدر در خشونت و جلوههای تصویری خود غوطهور میشود که پرداخت روانشناختی یا جزئیات رابطهها عقب میماند. بااینحال، حاصل نهایی اثری است که بیش از آنکه پاسخهای روشن بدهد، فضایی سنگین و ماندگار میآفریند: قصه مردی که میخواهد برای خانوادهاش پناه باشد، اما در جهانی گرفتار شده که گذشته، بدهی و خشونت پیوسته راه بازگشت به زندگی عادی را سد میکنند.



ثبت دیدگاه