نقد و بررسی
نقد The New Adventures of Aladdin | 2015
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازآفرینیای که از قصه فاصله میگیرد فیلم فرانسوی «ماجراهای تازهٔ علاءالدین» بهجای آنکه قصهٔ شناختهشدهٔ علاءالدین را با جدیتی تازه بازگو کند، آن را بهانهای برای کمدی موقعیت و شوخیهای امروزی قرار میدهد. چارچوب روایت از فروشگاهی بزرگ آغاز میشود: دو کارمند بداقبال، که در نقش بابانوئل مشغول کارند، نقشهٔ سرقت دارند؛ اما حضور گروهی از کودکان و درخواستشان برای شنیدن قصه، برنامه را به مسیری دیگر میکشاند.
یکی از آن دو، داستان علاءالدین را بداهه میسازد و شخصیتهای افسانهایاش را با آدمهای زندگی خود پیوند میدهد. این تمهید، بالقوه میتوانست زمینهای هوشمندانه برای برخورد جهان روزمره با خیال باشد؛ فیلم، بااینحال، بیشتر به بازیگوشیهای لحظهای دل میبندد تا گسترش این ایده. قصهگویی در دل روایت یکی از نکتههای جالب فیلم، قرارگرفتن قصهای درون قصهٔ دیگر است.
آنچه راوی برای کودکان تعریف میکند، بازتاب آرزوها و گرفتاریهای خودش نیز هست؛ خیالپردازی دربارهٔ ثروت، سفر و کامیابی، از زندگی معمولی و خواستههای برآوردهنشدهٔ او تغذیه میکند. در نتیجه، علاءالدینِ این روایت صرفاً قهرمان یک افسانه نیست و گاهی به بدلِ کمیکِ قصهگو بدل میشود. این پیوند میتوانست به فیلم عمقی فراتر از شوخیهای موقعیتی بدهد: قصهگویی راهی برای پنهانکردن حقیقت، و درعینحال فرصتی برای نزدیکشدن به آن است.
« یکی از آن دو، داستان علاءالدین را بداهه میسازد و شخصیتهای افسانهایاش را با آدمهای زندگی خود پیوند میدهد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
اما فیلم این لایه را معمولاً در حد اشاره نگه میدارد و بهندرت اجازه میدهد که به تجربهای عاطفی یا تأملی تبدیل شود. کمدی؛ میان سبکی و لودگی لحن اثر از ابتدا روشن است: اغراق، شوخیهای پرتحرک و موقعیتهایی که بیش از واقعنمایی، بر غافلگیری و واکنش فوری تکیه دارند. این رویکرد برای تماشاگرانی که از کمدی سبک و بیتکلف استقبال میکنند، میتواند سرگرمکننده باشد.
فیلم قرار نیست جهان خود را جدی بگیرد و در لحظاتی که بازیگران با این بیپروایی همراه میشوند، انرژی خاصی پیدا میکند. بااینحال، فاصلهٔ میان شوخی جسورانه و شوخی کممایه در آن باریک است. بسیاری از gagها بهجای آنکه از شخصیتپردازی یا موقعیت برخیزند، تنها به اغراق در رفتار، کلام یا ظاهر متکیاند.
تکرار همین الگو نیز اثرگذاریشان را کاهش میدهد؛ شوخیای که یکبار شاید غافلگیرکننده باشد، وقتی بیوقفه تکرار شود، به صدای پسزمینه بدل میشود. بازیگری و کارکرد شخصیتها کوین آدامز در نقش علاءالدین و بدل امروزی او، سام، محور اصلی فیلم است و اجرا بیش از آنکه بر ظرافت یا دگرگونی شخصیت بنا شود، بر حضور پرانرژی و لحن نمایشی بازیگر تکیه دارد.
« این رویکرد برای تماشاگرانی که از کمدی سبک و بیتکلف استقبال میکنند، میتواند سرگرمکننده باشد. »
شخصیتها و اجرا
او برای چنین کمدیای انتخابی متناسب است، اما فیلم به ندرت از او میخواهد لایههای متفاوتی از شخصیت را آشکار کند. ویلیام لبلگیل در نقش خالد همراهی کمیک برای او فراهم میآورد و ژانپل روو، ونسا گید و دیگر بازیگران نیز در جهان افسانهای فیلم نقشهایی پررنگ دارند. بااینهمه، بسیاری از شخصیتها بیش از آنکه فردیت مستقلی پیدا کنند، کارکردی فوری دارند: زمینهساز شوخی، مانع قهرمان یا بازتابی کاریکاتوری از آشنایان قصهگو هستند.
این تصمیم با لحن هزلآمیز اثر سازگار است، اما توان دراماتیک آن را محدود میکند. جهان فانتزی و سازوکار اقتباس فیلم از عناصر آشنای افسانهٔ علاءالدین بهره میگیرد، اما وفاداری به منطق کلاسیک قصه هدف اصلیاش نیست. جادو، قصر و شخصیتهای افسانهای در اینجا بیش از آنکه سازندهٔ جهانی مستقل باشند، ابزارهایی برای شوخی و آشفتگی کمیکاند.
همین فاصلهگرفتن از روایت آشنا میتواند برای مخاطبی که انتظار بازگویی وفادارانه ندارد جذاب باشد؛ فیلم با نگاهی سبک و معاصر، مصالح قصه را دستکاری میکند و از آنها ترکیبی عامهپسند میسازد. مشکل آنجاست که این بازآفرینی کمتر به تفسیر تازهای از افسانه میرسد. تغییرات عمدتاً بهانهای برای شوخیهای زودگذرند و نه راهی برای پرسشگری دربارهٔ آرزو، قدرت، فقر یا جایگاه قهرمان در جامعه.
« این تصمیم با لحن هزلآمیز اثر سازگار است، اما توان دراماتیک آن را محدود میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
موسیقی، ریتم و اجرا ترانهٔ «یالا یالا» از عناصر بهیادماندنی فیلم است؛ آهنگی سرزنده که با فضای شاد و نمایشی اثر تناسب دارد و در لحظههایی به آن نیرویی تازه میبخشد. موسیقی در چنین کمدیای میتواند ضرباهنگ صحنهها را تقویت کند، و این قطعه دستکم از نظر انرژی و قابلیت ماندگاری، از بخشهای موفقتر فیلم به شمار میرود.
اما موسیقی بهتنهایی نمیتواند کاستیهای ساختاری را بپوشاند. ریتم فیلم یکدست نیست: بعضی صحنهها با شتاب از شوخیای به شوخی دیگر میپرند و برخی دیگر بیش از اندازه کش میآیند. اجرای کمدی نیز همیشه به اندازهٔ ایدههایش سرحال نیست؛ مکثها و تأکیدهای بازیگران گاه بهجای آنکه خنده را تقویت کنند، آن را پیشاپیش توضیح میدهند.
مخاطب و حدود سرگرمی «ماجراهای تازهٔ علاءالدین» بیش از هر چیز فیلمی برای تماشای تفریحی است؛ اثری که انتظار زیادی از مخاطب نمیخواهد و خود نیز برای ساختن جهانی منسجم یا شخصیتی پیچیده تلاش چندانی نمیکند. برای دوستداران کمدیهای عامهپسند و اغراقآمیز، لحظات سبک و فضای خیالپردازانهاش ممکن است خوشایند باشد؛ بهخصوص اگر مخاطب با شوخیهای تند و لحن بیقاعدهٔ آن کنار بیاید.
« اما موسیقی بهتنهایی نمیتواند کاستیهای ساختاری را بپوشاند. »
قوتها و کاستیها
اما این فیلم را نباید با قصهای کودکانه و بیحاشیه اشتباه گرفت. شوخیهایش گاهی از سطحیبودن فراتر میروند و به لودگی یا کلیشه نزدیک میشوند؛ ازاینرو، ظاهر افسانهای اثر بهتنهایی تضمین نمیکند که برای همهٔ سنین مناسب باشد. تماشاگرانی که به کمدی دقیق، روایت تازه یا بازخوانی جدیتری از افسانه علاقه دارند، احتمالاً با محدودیتهای فیلم روبهرو خواهند شد.
جمعبندی «ماجراهای تازهٔ علاءالدین» ایدهٔ جذابی دارد: دو کارمند در آستانهٔ خطا، برای کودکان قصهای میسازند که هم به افسانهٔ مشهور تکیه دارد و هم از زندگی خودشان مایه میگیرد. فیلم در لحظاتی با انرژی بازیگران، حالوهوای فانتزی و ترانهٔ شادش به سرگرمیای بیدردسر نزدیک میشود؛ اما شوخیهای سطحی، داستان قابلپیشبینی و ریتم ناهماهنگ مانع از آن میشوند که این ایده به اثری ماندگارتر بدل شود.
حاصل، کمدیای است که ممکن است برای مخاطبی با ذائقهٔ همسو دوستداشتنی باشد، ولی در مجموع بیشتر به مجموعهای از لحظههای پرهیاهو شباهت دارد تا بازآفرینیای تازه و سنجیده از افسانهٔ علاءالدین.
« اما این فیلم را نباید با قصهای کودکانه و بیحاشیه اشتباه گرفت. »



ثبت دیدگاه