نقد و بررسی
نقد The Emperor in August | 2015
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
تاریخ در آستانهٔ تصمیم «The Emperor in August» ساختهٔ ماساتو هارادا، درامی تاریخی دربارهٔ روزهایی است که ژاپن، پس از شکستهای نظامی و ویرانیهای گسترده، ناگزیر باید دربارهٔ پایان جنگ تصمیم بگیرد. فیلم از یک رویداد منفرد فراتر میرود و شبکهای از نشستهای کابینه، محاسبات نظامی، ملاحظات درباری و کشمکشهای شخصی را دنبال میکند؛ روایتی که در آن هر مکث و هر جمله میتواند بر سرنوشت کشوری اثر بگذارد.
اثر بازسازی فیلم «طولانیترین روز ژاپن» محصول ۱۹۶۷ است و دامنهٔ زمانیاش از ماههای پایانی جنگ تا اعلام پایان آن امتداد دارد. سیاست بهمثابه درام بخش عمدهای از نیروی دراماتیک فیلم از گفتوگوها و تصمیمگیریهای پشت درهای بسته میآید. کابینه باید در برابر اعلامیهٔ پوتسدام موضعی واحد پیدا کند، در حالی که اعضایش از نظر راهبرد، مسئولیت و تصورشان از آیندهٔ کشور با یکدیگر اختلاف دارند.
اینجا هیجان نه از تعقیبوگریزهای پیاپی، بلکه از دشواریِ رسیدن به توافق زاده میشود: هر طرف میداند تصمیم نهایی، صرفاً پایان یک جنگ نیست، بلکه پذیرفتن شکست و دگرگونی بنیادین نظم موجود است. هارادا تنش را با ضرباهنگی حسابشده میسازد. نشستها و گفتوگوها گاه طولانیاند، اما فیلم میکوشد حسِ انباشتهشدن فشار را از دل تکرار مواضع و تغییرهای کوچک در توازن قدرت بیرون بکشد.
« سیاست بهمثابه درام بخش عمدهای از نیروی دراماتیک فیلم از گفتوگوها و تصمیمگیریهای پشت درهای بسته میآید. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این انتخاب برای مخاطبی که به درامهای سیاسی علاقه دارد جذاب است؛ با این حال، انبوه نامها، مقامها و جزئیات تاریخی میتواند تماشاگر ناآشنا را از پیگیری اختلافها بازدارد. فیلم کمتر دست مخاطب را میگیرد و بیشتر انتظار دارد خودش نسبت میان شخصیتها و نهادها را تشخیص دهد. آنامی؛ میان وفاداری و تردید مرکز عاطفی و اخلاقی روایت، ژنرال کورهچیکا آنامی با بازی کوجی یاکوشو است.
فیلم او را نه به هیئت نماد سادهٔ نظامیگری، بلکه بهصورت مردی گرفتار میان وظیفه، وفاداری و آگاهی از هزینههای تصمیمهای پیش رو ترسیم میکند. یاکوشو با بازی کمادا و سنجیدهاش، تناقضهای شخصیت را در سکوتها و تغییرهای ظریف چهره آشکار میسازد. او نه قهرمانی بینقص است و نه مانعی یکسره سنگدل؛ همین چندوجهیبودن، حضورش را به یکی از جذابترین لایههای فیلم بدل میکند.
در سوی دیگر، نخستوزیر کانتارو سوزوکی با آرامش و پختگی، فضای سنگین جلسات را شکل میدهد. امپراتور نیز حضوری کنترلشده دارد و نگرانیاش برای مردم با تشریفات و فاصلهٔ جایگاهش درآمیخته است. هیساتونه ساکومیزو، دبیر ارشد کابینه، بیش از آنکه موتور رخدادها باشد، ناظری است که ما را در دل روند تصمیمگیری نگه میدارد.
« فیلم کمتر دست مخاطب را میگیرد و بیشتر انتظار دارد خودش نسبت میان شخصیتها و نهادها را تشخیص دهد. »
شخصیتها و اجرا
مجموعهٔ بازیگران برای جانبخشیدن به چهرههای تاریخی، بر خویشتنداری تکیه میکند؛ رویکردی که گاه ظرافت میآفریند و گاه از شدت عاطفی موقعیت میکاهد. شورش و شکاف درون ارتش در برابر کندیِ بحثهای رسمی، حرکت افسران جوان مخالف تسلیم، بُعدی پرتنشتر به روایت میبخشد. سرگرد کنجی هاتاناکا و همفکرانش باور دارند که پذیرش شکست خیانتی به آرمان نظامی است و برای متوقفکردن روند اعلام تسلیم دست به اقدام میزنند.
تقابل میان این گروه و رهبران سیاسی و نظامی، پرسشی بنیادین طرح میکند: هنگامی که اطاعت از فرمان و وفاداری به کشور در چشم افراد معنایی متفاوت پیدا میکند، چه کسی حق دارد تصمیم نهایی را بگیرد؟ فیلم در ترسیم خطر و آشفتگی ناشی از شورش موفق است، اما انگیزهها و زمینههای فکری کودتاچیان را به اندازهٔ کافی نمیگشاید.
تماشاگر میفهمد آنان با چه چیزی مخالفت میکنند، اما گاهی کمتر درمییابد باورشان چگونه شکل گرفته و اختلافهای درونیشان چیست. از این رو، بخش شورش در برخی لحظات بیشتر نیرویی برای افزایش اضطراب داستان به نظر میرسد تا کاوشی کامل در ذهنیت عاملان آن. تصویر و بازسازی جهانِ رو به زوال بازسازی ژاپنِ دوران جنگ از نقاط قوت آشکار فیلم است.
« تصویر و بازسازی جهانِ رو به زوال بازسازی ژاپنِ دوران جنگ از نقاط قوت آشکار فیلم است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
طراحی صحنه و لباس، فضاهای اداری و تشریفاتی، ویرانیهای توکیو و تقابل میان نظم بوروکراتیک و شهر آسیبدیده، جهان روایی باورپذیری میسازند. قابهای نسبتاً باز به تماشاگر اجازه میدهند جایگاه شخصیتها را در فضا ببیند و حس کند آنان درون ساختاری بزرگتر از ارادهٔ فردی خود گرفتار شدهاند.
تصویر ویرانی، صرفاً پسزمینهای چشمگیر نیست؛ یادآوری خاموشی است از بهایی که تصمیمهای سیاسی و نظامی بر مردم تحمیل کردهاند. با این همه، زیبایی بصری فیلم گاهی با نوعی فاصلهگذاری همراه میشود. ترکیببندیهای مرتب و نگاه مهارشدهٔ دوربین، بحران را به تصویری تاریخی و رسمی بدل میکنند؛ انتخابی که با خویشتنداری شخصیتها تناسب دارد، اما ممکن است تماشاگر را از تجربهٔ بیواسطهٔ رنج و اضطراب دور نگه دارد.
فیلم بیشتر مشاهده میکند تا آنکه برانگیزد، و همین فاصله میان شکوه تصویر و خشونت واقعیت، هم ویژگی سبکی آن است و هم محدودیتش. ریتم و لحن «The Emperor in August» فیلمی پرتحرک به معنای متعارف نیست. ضرباهنگش تابع جلسهها، مکثها، گزارشها و گفتوگوهایی است که از خلال آنها تاریخ شکل میگیرد.
« با این همه، زیبایی بصری فیلم گاهی با نوعی فاصلهگذاری همراه میشود. »
قوتها و کاستیها
این ساختار با موضوع اثر سازگاری دارد: تصمیمی سرنوشتساز ناگهان و در خلأ پدید نمیآید، بلکه از انباشت فشارها، اختلافها و مصالحههای دشوار بیرون میآید. در بهترین لحظات، همین کندی به تعلیق بدل میشود؛ مخاطب احساس میکند زمان میگذرد، اما مسئله حل نمیشود. در عین حال، لحن سرد و خویشتندار فیلم ممکن است برای برخی بینندگان بیش از حد یکنواخت باشد.
رخدادهایی که ظرفیت عاطفی و تاریخی عظیمی دارند، گاه با همان فاصلهای تصویر میشوند که جلسههای رسمی را دربرگرفته است. نتیجه، اثری است که بیشتر ذهن را به کار میاندازد تا احساس را برانگیزد. تماشاگرانی که درامهای پرشور و شخصیتمحور میپسندند ممکن است فاصلهٔ آن را محدودکننده بیابند؛ علاقهمندان به بازسازیهای تاریخیِ دقیقتر احتمالاً همین امساک را بخشی از صداقت روایی اثر خواهند دانست.
نگاه تاریخی و مرز روایت فیلم در بازنمایی بحران، تمرکزش را بر تصمیمگیرندگان ژاپنی و سازوکارهای قدرت داخلی میگذارد. این تمرکز برای فهم کشمکش میان ارتش، دولت و دربار سودمند است، اما جهان تاریخی اثر را نیز محدود میکند. رنج مردمی که در شهرهای ویرانشده زندگی میکنند بیشتر از خلال تصویر و پیامدها حس میشود تا از مسیر تجربهٔ مستقل و پرجزئیات آنان.
« در بهترین لحظات، همین کندی به تعلیق بدل میشود؛ مخاطب احساس میکند زمان میگذرد، اما مسئله حل نمیشود. »
جمعبندی
همچنین، پرداختن به این لحظهٔ تاریخ از زاویهٔ رهبران ژاپنی، ناگزیر بخشی از تجربهٔ دیگر جوامعی را که جنگ بر آنها اثر گذاشت بیرون از قاب نگه میدارد. از همین رو، فیلم را باید هم در مقام درامی دربارهٔ تصمیمگیری و هم بهعنوان روایتی گزینشی از تاریخ دید. ارزشش در این نیست که همهٔ زمینهها را یکجا پوشش دهد، بلکه در آن است که کشمکش قدرت و مسئولیت را در لحظهای حساس قابل مشاهده میکند.
با این حال، تماشاگر آگاه به تاریخ بهتر میتواند میان بازنمایی سینمایی و گسترهٔ پیچیدهتر واقعیت تمایز بگذارد. جمعبندی «The Emperor in August» بازسازیای پرجزئیات و خوشساخت از روزهای تعیینکنندهٔ پایان جنگ است؛ فیلمی که هیجانش را از گفتوگو، تردید و کشاکش بر سر اقتدار میگیرد، نه از نمایش صرفِ میدان نبرد.
بازی کوجی یاکوشو به آنامی عمقی انسانی میبخشد و بازسازی بصری، ژاپنی را پیش چشم میگذارد که میان نظم رسمی و ویرانی پیرامونش گرفتار شده است. در مقابل، تراکم اطلاعات، فاصلهٔ عاطفی و پرداخت محدودتر انگیزههای شورشیان ممکن است تجربهٔ تماشاگر را دشوار کند. حاصل، اثری تأملبرانگیز و گاه سرد است که بیش از آنکه پاسخهای آسان عرضه کند، وزنِ انتخابهای تاریخی را به نمایش میگذارد.
« از همین رو، فیلم را باید هم در مقام درامی دربارهٔ تصمیمگیری و هم بهعنوان روایتی گزینشی از تاریخ دید. »



ثبت دیدگاه