نقد و بررسی
نقد The Other Boleyn Girl | 2008
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
دربار بهمثابه میدان قدرت «The Other Boleyn Girl» به کارگردانی Justin Chadwick و بر پایهٔ رمانی از Philippa Gregory، روایتی تاریخیـملودراماتیک از مناسبات خانوادهٔ بولین با دربار هنری هشتم است. فیلم از همان ابتدا، عشق را نه احساسی خصوصی و رهاییبخش، بلکه نیرویی سیاسی نشان میدهد: چیزی که میتوان آن را هدایت کرد، به خدمت گرفت و در رقابت برای نفوذ و منزلت به کار انداخت.
دو خواهر، آن و مری، در مرکز این بازی قرار میگیرند؛ اما بازیگردانان اصلی، پدر و خویشاوندانی هستند که آیندهٔ دختران را در ترازوی جاهطلبی خانوادگی میسنجند. این زاویه، به فیلم امکان میدهد در کنار روایت عاشقانه، تصویری از جامعهای عرضه کند که در آن زنان بهندرت اختیار سرنوشت خود را دارند، اما بدن، جذابیت و پیوندهای خانوادگیشان به سرمایهای سیاسی بدل میشود.
در چنین فضایی، دربار فقط پسزمینهای مجلل نیست؛ دستگاهی است که خواستههای فردی را جذب میکند و هر رابطه را به معاملهای نابرابر تبدیل میسازد. فیلم هنگامی اثرگذار است که این سازوکار را آشکار میکند، و کماثرتر میشود هرگاه آن را به مجموعهای از توطئهها و کشمکشهای عاطفی فرو میکاهد.
دو خواهر، دو شیوهٔ بقا هستهٔ دراماتیک اثر، تقابل مری و آن است؛ تقابلی که در ظاهر به رقابت بر سر توجه پادشاه شباهت دارد، اما در عمق به دو شیوهٔ متفاوت برای زیستن در جهانی مردسالار مربوط میشود. مری با نرمی و خویشتنداری شناخته میشود و آن با اراده، هوش سیاسی و میل به پیشروی. بااینحال، فیلم گاهی این تفاوت را بیش از اندازه سادهسازی میکند: یکی را به سویهٔ آرام و همدلانهٔ زنانه نزدیک میسازد و دیگری را در قالب جاهطلبی تند و محاسبهگر مینشاند.
« مری با نرمی و خویشتنداری شناخته میشود و آن با اراده، هوش سیاسی و میل به پیشروی. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این دوگانه در لحظات موفق، پرسشی جذاب پیش میکشد: آیا میتوان در محیطی که انتخابهای زنان را محدود کرده است، میان سازگاری و مقاومت مرزی روشن کشید؟ رفتار آن را نمیتوان صرفاً به شرارت یا عطش قدرت فروکاست؛ همانطور که ملایمت مری نیز همیشه به معنای آزادی یا بیگناهی نیست. بااینحال، فیلم فرصت کافی برای پرورش این تناقضها فراهم نمیکند.
رابطهٔ خواهران گاه بیش از آنکه از تاریخ مشترک و زخمهای انباشتهشان نیرو بگیرد، به محرکی برای پیشبردن بحران بعدی بدل میشود. بازیها و فاصلهٔ شخصیتها بازی Natalie Portman و Scarlett Johansson یکی از محورهای اصلی فیلم است. Portman به آن انرژی و صراحت میبخشد و میکوشد جاهطلبی او را به نیرویی زنده و هدفمند بدل کند؛ حضوری که در صحنههای سیاسی و موقعیتهای پرتنش، تماشاگر را متوجه محاسبات پنهان شخصیت میسازد.
Johansson در نقش مری بر خویشتنداری و لطافت تکیه میکند و از این راه، تفاوت او را با خواهرش روشن میسازد. Eric Bana نیز هنری هشتم را با ظاهری جذاب و رفتاری متغیر تصویر میکند؛ پادشاهی که هم میتواند دلفریب باشد و هم قدرتش را چون امتیازی بیچونوچرا به کار اندازد. بااینهمه، بخشهایی از اجراها زیر فشار فیلمنامه قرار میگیرند.
شخصیتها گاهی با چرخشی سریع از یک حالت عاطفی به حالتی دیگر میرسند، بیآنکه فیلم پیوندهای روانی لازم را میان آن دو بسازد. نتیجه آن است که بازیگران باید از طریق لحن، نگاه یا شدت احساس، عمقی را جبران کنند که متن بهقدر کافی نپرداخته است. ظرفیت عاطفی اجراها محسوس است، اما فرصت بروز کامل نمییابد؛ بهویژه در رابطهٔ دو خواهر که میتوانست با مکثها و لحظات کمحادثهتر، لایههای بیشتری پیدا کند.
« بااینحال، فیلم فرصت کافی برای پرورش این تناقضها فراهم نمیکند. »
شخصیتها و اجرا
ریتمی شتابزده در روایت فیلم در ایجاد کشش اولیه موفق است. ورود به دربار، شکلگیری نقشههای خانوادگی و تغییر مناسبات میان خواهران، مجموعهای از موقعیتهای پرتنش میسازد که تماشاگر را درگیر نگه میدارد. روایت پیوسته میان فضای خصوصی و عرصهٔ عمومی حرکت میکند و نشان میدهد که چگونه یک احساس شخصی میتواند پیامدهایی در ساختار قدرت داشته باشد.
این رفتوبرگشت، برای اثری که میخواهد هم درام خانوادگی باشد و هم روایت سیاسی، انتخابی مناسب به نظر میرسد. اما همین شتاب، به نقطهضعف فیلم نیز بدل میشود. گذر زمان و تغییر جایگاه شخصیتها گاه فشرده و ناگهانی احساس میشود. بحرانها یکی پس از دیگری از راه میرسند، ولی بعضی از آنها پیش از آنکه در ذهن و رابطهٔ شخصیتها رسوب کنند، جای خود را به بحران بعدی میدهند.
ازاینرو، فیلم در برخی لحظات بیشتر به چکیدهای پرحادثه از یک داستان بلند شباهت پیدا میکند تا درامی که اجازه میدهد پیامدهای انتخابها بهآرامی آشکار شوند. تماشاگر سازوکار کلی وقایع را درمییابد، اما همیشه فرصت نمیکند با وزن عاطفی آنها همراه شود. شکوه بصری و کارکرد فضای تاریخی لباسها، فضاهای درباری و ترکیب رنگهای تیره و پرزرقوبرق، تصویری از جهان اشرافی میسازند که در آن نمایش جایگاهی اساسی دارد.
دربار مکانی است که ظاهر آدمها و آیینهای رسمی، بخشی از سیاست روزمرهاند؛ هر نگاه و حضور عمومی میتواند پیامی در خود داشته باشد. فیلم از این ظرفیت بهره میگیرد و محیطی میآفریند که در آن زیبایی هم جاذبه دارد و هم تهدید، زیرا همواره در معرض ارزیابی و استفادهٔ دیگران است. بااینحال، جلوهٔ ظاهری همیشه به فضاسازی عمیق نمیانجامد.
« ریتمی شتابزده در روایت فیلم در ایجاد کشش اولیه موفق است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
گاهی شکوه تصویر بیش از آنکه تاریخ را ملموس کند، آن را به آرایهای تماشایی بدل میسازد. معماری و پوششها برای القای جهان دورهای کافیاند، اما کمتر به زندگی اجتماعی گستردهتر، باورهای دینی و منطق پیچیدهٔ مناسبات سیاسی مجال میدهند. بدینترتیب، دربار فیلم بیش از آنکه جامعهای کامل باشد، صحنهای فشرده برای عشق، حسادت و رقابت است.
تاریخ در برابر ملودرام فیلم را باید بازآفرینی دراماتیک تاریخ دانست، نه گزارشی مستند از زندگی خانوادهٔ بولین و دربار هنری هشتم. روایت از رمانی تاریخی اقتباس شده و برای ساختن کشمکش و رابطهٔ عاطفی، ناگزیر برخی رویدادها و شخصیتها را در قالبی داستانی بازآرایی میکند. از همینجا، پرسش دربارهٔ دقت تاریخی آن اهمیت مییابد: فیلم تصویری پرکشش عرضه میکند، اما این تصویر را نباید بیواسطه با واقعیت تاریخی یکی گرفت.
مشکل زمانی جدیتر میشود که فشردهسازی داستان، برداشت تماشاگر از انگیزهها و روابط تاریخی را نیز ساده کند. رویدادهای پیچیدهٔ درباری گاه به رقابتی شخصی میان خواهران تقلیل مییابند؛ در حالی که خود فیلم نشان میدهد پای جاهطلبی خانوادگی، قدرت سلطنت و ساختار اجتماعی نیز در میان است. این فاصله، لزوماً ارزش داستانگویی فیلم را از میان نمیبرد، اما نیازمند نگاه نقادانه است: اثر را میتوان بهعنوان ملودرامی دربارهٔ قدرت و خواست فردی سنجید، نه معیار نهایی شناخت آن دوره.
کشش روایی و محدودیتهای عاطفی یکی از امتیازهای فیلم، توانایی آن در حفظ توجه تماشاگر است. دروغها، ائتلافها و تغییر توازن قدرت، پیوسته موقعیتهای تازهای پدید میآورند و فضای دربار را سرشار از انتظار میکنند. اثر بهخوبی میفهمد که جذابیت دسیسه فقط در غافلگیری نیست؛ در این نیز هست که هر پیروزی ممکن است بهای تازهای داشته باشد و هیچ رابطهای کاملاً از سیاست جدا نماند.
« گاهی شکوه تصویر بیش از آنکه تاریخ را ملموس کند، آن را به آرایهای تماشایی بدل میسازد. »
قوتها و کاستیها
بااینحال، کشش بیرونی همیشه با عمق درونی همراه نیست. هنگامی که فیلم باید مکث کند و نشان دهد شخصیتها چگونه با ترس، حسادت یا فقدان کنار میآیند، گاه زود به حادثهٔ بعدی میرسد. این ضعف بهخصوص در شخصیتپردازی نمود دارد: برخی افراد بیشتر حامل کارکرد داستانیاند تا انسانهایی با تناقضها و دگرگونیهای تدریجی.
از همین رو، فیلم در مقام سرگرمی تاریخی پرحادثه کامیابتر از یک مطالعهٔ روانشناختی دقیق است. جمعبندی «The Other Boleyn Girl» درامی خوشساخت از نظر کشش روایی و برخوردار از بازیگرانی شناختهشده است که داستان جاهطلبی خانوادگی، قدرت سلطنت و رقابت خواهرانه را در قالبی پرزرقوبرق پیش میبرد.
جذابیت اصلی آن در نشاندادن جهانی است که در آن عشق و سیاست از هم جدا نیستند و انتخابهای شخصی زیر فشار منفعت خاندان و ارادهٔ پادشاه شکل میگیرند. در برابر این امتیازها، شخصیتپردازی گاه سطحی میماند، روایت در بخشهایی شتاب میگیرد و بازنمایی تاریخی بیش از آنکه بر دقت و پیچیدگی تکیه کند، در خدمت ملودرام قرار میگیرد.
حاصل، فیلمی است که میتواند بیننده را با دسیسههای درباری و تنشهای عاطفی سرگرم کند، اما برای آنکه این تنشها به تجربهای ماندگار و چندلایه بدل شوند، به زمان و ظرافت بیشتری نیاز داشت. کسانی که آن را با آگاهی از فاصلهٔ میان درام تاریخی و تاریخنگاری تماشا کنند، احتمالاً بیش از همه از کشمکش میان دو خواهر و سازوکار قدرتی که آنان را در برابر هم قرار میدهد، بهره خواهند برد.
« بااینحال، کشش بیرونی همیشه با عمق درونی همراه نیست. »



ثبت دیدگاه