نقد و بررسی
نقد Band Baaja Baaraat | 2010
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
شادی؛ صحنهای برای کار و احساس «Band Baaja Baaraat» در ظاهر دربارهٔ دو جوان است که پس از پایان دانشگاه کسبوکاری برای برنامهریزی و برگزاری عروسیها راه میاندازند؛ اما نیروی اصلی فیلم نه در خودِ مراسمها، بلکه در رابطهای نهفته است که میان دو شریک کاری شکل میگیرد. شروتی با جدیت و هدفمندی به آینده میاندیشد، در حالی که بیتو بیشتر در پی آن است که فعلاً راهی برای ماندن در دهلی پیدا کند.
این تفاوت از همان آغاز به قصه جنبوجوش میدهد: همکاریای که قرار است صرفاً حرفهای باشد، کمکم به میدان آزمودن اعتماد، مسئولیتپذیری و خواستههای شخصی بدل میشود. فیلم بهجای آنکه عشق را از ابتدا همچون مقصدی قطعی معرفی کند، آن را در دلِ کار روزانه و اصطکاکهای دو شخصیت میپروراند.
همین انتخاب، رابطه را گرم و ملموس میکند. جذابیت اثر در این است که آشنایی و نزدیکی دو نفر را از خلال تصمیمهای کوچک، شوخیها، اختلافنظرها و لحظههای همکاری پیش میبرد؛ نه با تکیهٔ صرف بر اعترافهای عاشقانه یا سوءتفاهمهای تصنعی. شروتی و بیتو؛ دو قطب مکمل شروتی و بیتو بهواسطهٔ تفاوتهایشان باورپذیر میشوند.
« همین انتخاب، رابطه را گرم و ملموس میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
شروتی اهل برنامهریزی، دقیق و بلندپرواز است و کسبوکار را جدی میگیرد؛ بیتو در آغاز بیشتر با فرصتطلبی و بداههپردازی پیش میرود و هنوز تصویری روشن از آیندهٔ خود ندارد. این تقابل، صرفاً وسیلهای برای شوخی نیست: هریک شیوهٔ دیگری را به چالش میکشد و در عین حال به محدودیتهای خودش نیز آگاه میشود.
شیمی میان آنوشکا شارما و رانویر سینگ مهمترین سرمایهٔ فیلم است. اجرای شارما، شروتی را زنی مصمم و مستقل نشان میدهد، بیآنکه او را به الگویی بینقص بدل کند. دلخوریها و لحظههای آسیبپذیری شخصیت، از همان جدیتی برمیآیند که در کارش دارد. سینگ نیز در نقش بیتو حضوری پرتحرک و بیتکلف دارد؛ شوخطبعی و انرژی او به شخصیت جان میدهد، اما بازیاش فقط به سرزندگی محدود نمیماند و گاه تردید و خامی بیتو را نیز آشکار میکند.
حاصل، زوجی است که گفتوگوهایشان از کشش واقعی برخوردار است، حتی وقتی هر دو به یک اندازه دوستداشتنی نیستند. کسبوکار عروسی؛ ایدهای پربار با پرداختی محدود حرفهٔ برنامهریزی عروسی برای یک کمدی عاشقانه زمینهای تازه و پُرظرفیت فراهم میکند. هر مراسم، مجموعهای از خواستهها، محدودیتهای مالی، سلیقههای خانوادگی و فشارهای اجرایی را پیش روی شخصیتها میگذارد.
« شیمی میان آنوشکا شارما و رانویر سینگ مهمترین سرمایهٔ فیلم است. »
شخصیتها و اجرا
در این جهان، موفقیت فقط به زیبا چیدن یک صحنه وابسته نیست؛ هماهنگی و خونسردی نیز اهمیت دارد. فیلم از این موقعیتها برای نشاندادن توانایی شروتی و بیتو در حل مسئله و کار گروهی بهره میگیرد و کسبوکار مشترک را به بستری طبیعی برای نزدیکی یا اختلاف آنها تبدیل میکند. بااینحال، همین ایده میتوانست گستردهتر و ژرفتر بررسی شود.
دشواریهای ساختن یک شرکت، رقابت در بازار و پیامدهای تصمیمهای اقتصادی گاه زیر سایهٔ خط عاشقانه قرار میگیرند. رشد حرفهای شخصیتها بیشتر از آنکه در قالب مراحلی دقیق و ملموس پیش برود، با شتاب روایی و چند موفقیت چشمگیر نشان داده میشود. بنابراین، فیلم از جذابیت محیط کار بهره میبرد، اما همهٔ ظرفیت دراماتیک آن را به کار نمیگیرد.
تماشاگر ممکن است انتظار داشته باشد رابطهٔ کاری این دو، افزون بر زمینهسازی عاطفی، خود به اندازهٔ کافی گسترش یابد. دهلی و رنگوبوی جشن دهلی در فیلم صرفاً پسزمینهای جغرافیایی نیست؛ شهر با تضاد میان فضاهای روزمره و مراسم پرزرقوبرق، به بخشی از هویت داستان تبدیل میشود. عروسیها امکان میدهند فیلم از محفلهای کوچکتر تا جشنهایی مجللتر حرکت کند و در هر مرحله رنگ، صدا و حرکت تازهای به جهان بصریاش بیفزاید.
« در این جهان، موفقیت فقط به زیبا چیدن یک صحنه وابسته نیست؛ هماهنگی و خونسردی نیز اهمیت دارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
تزیینات، لباسها، جمعیت و آشفتگی دلپذیر مراسم، فضای پرنشاطی میسازند که با انرژی دو قهرمان هماهنگ است. در عین حال، ازدحام و شلوغی این محیط گاهی به خودِ روایت نیز سرایت میکند. فیلم علاقه دارد صحنهها را با هیاهو، واکنشهای تند و رفتوبرگشتهای سریع پیش ببرد؛ این انتخاب در موقعیتهای جشنآلود مؤثر است، اما در برخی مشاجرهها به کشآمدن و تکرار میانجامد.
لحظاتی هست که تنش میان دو شخصیت میتوانست با مکث یا ظرافت بیشتری شکل بگیرد، اما اجرا آن را با صدا و حرکت فزاینده برجسته میکند. این نوسان میان سرزندگی و افراط، هم بخشی از شور فیلم است و هم از محدودیتهای آن. ریتم کمدی و تنشهای رابطه کمدی فیلم عمدتاً از برخورد دو شخصیت و تفاوت نگاهشان به کار و زندگی میجوشد.
شوخیها زمانی بهترین اثر را دارند که از رفتار و خصلتهای خود آنها برآیند؛ برای مثال، زمانی که نظمطلبی شروتی با بیخیالی یا بداههپردازی بیتو روبهرو میشود. این لحظهها رابطه را پیش میبرند و نشان میدهند چرا دو فرد متفاوت میتوانند در عمل مکمل یکدیگر باشند. اما هر مشاجره به همان اندازه ثمربخش نیست.
« تزیینات، لباسها، جمعیت و آشفتگی دلپذیر مراسم، فضای پرنشاطی میسازند که با انرژی دو قهرمان هماهنگ است. »
قوتها و کاستیها
گاهی تکرار واکنشهای عصبی و بالاگرفتن صدا، بیش از آنکه لایهٔ تازهای از اختلاف را آشکار کند، همان نکتهٔ پیشین را دوباره تأکید میکند. در چنین بخشهایی، ریتم از تیزی میافتد و فیلم اندکی از گرمای صمیمانهاش فاصله میگیرد. با وجود این، رابطهٔ مرکزی بهاندازهای زنده است که این نابرابریها را تا حدی جبران میکند؛ مخاطب میتواند از یک درگیری دلگیر شود، اما همچنان به پیوند میان آن دو باور داشته باشد.
موسیقی و حرکت موسیقی و رقص با فضای عروسیها پیوند طبیعی دارند و به فیلم امکان میدهند شور جمعی را از دل تصویر به تجربهای حسی تبدیل کند. ترانهها فضای جشن را تقویت میکنند و بر جنبوجوش اثر میافزایند، هرچند همهٔ آنها به یک اندازه در ذهن نمیمانند. در بعضی لحظهها، موسیقی بیشتر کارکرد همراهی و پیشبردن حالوهوا را دارد تا آنکه خود به نقطهٔ اوج عاطفی یا نمایشی بدل شود.
این نکته با حالوهوای کلی فیلم تناقضی ندارد؛ اثر بیش از آنکه بر شکوه موسیقایی تکیه کند، از حرکت، رنگ و حضور آدمها نیرو میگیرد. بااینهمه، انتظار طرفداران کمدیهای موزیکال پرشور ممکن است از همهٔ ترانهها برآورده نشود. نقطهٔ قوت اصلی همچنان هماهنگی میان جشن، کار و رابطه است، نه قدرت مستقل قطعات موسیقایی.
« در چنین بخشهایی، ریتم از تیزی میافتد و فیلم اندکی از گرمای صمیمانهاش فاصله میگیرد. »
جمعبندی
جمعبندی «Band Baaja Baaraat» کمدی عاشقانهای گرم و پرتحرک است که بهترین دستاوردش را در شخصیتپردازی دو شریک کاری و شیمی دلنشین بازیگران اصلی پیدا میکند. فیلم با انتخاب محیط برنامهریزی عروسیها، زمینهای رنگارنگ برای روایت فراهم میسازد و نشان میدهد که عشق میتواند نه بیرون از زندگی روزمره، بلکه در دل همکاری، مسئولیت و اختلاف شکل بگیرد.
اجرای طبیعی رانویر سینگ در نقش اصلی و بازی سنجیدهٔ آنوشکا شارما به رابطهٔ مرکزی عمق و طراوت میبخشد. در برابر این امتیازها، گسترش محدود ایدهٔ کسبوکار، کشآمدن بعضی مشاجرهها و نابرابری ترانهها از کاستیهای اثرند. بااینحال، فیلم بهواسطهٔ صمیمیت و انرژی خود از قالب عاشقانهای قابلپیشبینی فراتر میرود.
پایانبندیِ بیاسپویل آن نیز حس دلنشینی از همراهی باقی میگذارد: نه بهخاطر آنکه همهچیز بینقص است، بلکه چون تماشاگر فرصت یافته دو شخصیت را در مسیر ساختن رابطهای مشترک، با تمام شور و ناسازگاریهایش، تماشا کند.
« اجرای طبیعی رانویر سینگ در نقش اصلی و بازی سنجیدهٔ آنوشکا شارما به رابطهٔ مرکزی عمق و طراوت میبخشد. »


ثبت دیدگاه