نقد و بررسی
نقد با زیرنویس فارسی (Onmyoji) | 2023
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
افسونِ راز در دربار پویانمایی «Onmyoji» محصول ۲۰۲۳، جهان خود را در ژاپن کهن و در فضای دربار هیآن بنا میکند؛ جایی که تشریفات و سیاستهای درباری در کنار باور به ارواح، نفرینها و دیوانان حضور دارند. مینوموتو هیروماسا، مردی صریح و خوشقلب، با آبه سِیمِی، پیشگویی رازآمیز و برخوردار از دانشی فراطبیعی، همراه میشود تا با رخدادهایی روبهرو شوند که مرز میان مسئلهای انسانی و نیرویی اهریمنی را مبهم میکنند.
مجموعه در قالب سیزده قسمت، پروندههایی جداگانه را پیش میبرد و در پس آنها رشتهای پیوسته از مناسبات و رازها میتند. جذابیت آغازین اثر در همین همنشینی است: پایتختی که در ظاهر زیر نظم و شکوه امپراتوری اداره میشود، اما زیر سطح آراستهاش ترسها، حسادتها و میلهای سرکوبشده موج میزنند.
نیروهای شریر صرفاً موجوداتی بیرونی نیستند؛ گاه از عواطف و ضعفهای انسانی تغذیه میکنند و به همین دلیل، حل هر پرونده معنایی فراتر از شکستدادن یک دیو پیدا میکند. این ایده به مجموعه امکان میدهد که در کنار خیالپردازی، نگاهی به تاریکیهای روان آدمی داشته باشد. دوستیِ عقل و عاطفه مرکز عاطفی مجموعه رابطهٔ سِیمِی و هیروماسا است؛ دو شخصیتی که تفاوت منش و جهانبینیشان موتور بسیاری از صحنهها میشود.
سِیمِی سرد، سنجیده و در نگاه نخست دستنیافتنی است، حال آنکه هیروماسا با صراحت و همدلی به دیگران نزدیک میشود. کنار هم قرارگرفتن این دو، تعادلی دلنشین میسازد: یکی نشانهها را میخواند و دیگری آدمها را میبیند. دوستیشان نه با اعترافهای پرطمطراق، بلکه از خلال همراهی، گفتوگو و اعتماد تدریجی شکل میگیرد.
« این ایده به مجموعه امکان میدهد که در کنار خیالپردازی، نگاهی به تاریکیهای روان آدمی داشته باشد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این پیوند به داستان گرما میدهد و مانع میشود پروندههای فراطبیعی صرفاً زنجیرهای از معماهای سرد باشند. بااینحال، مجموعه در پرداخت برخی روابط و شخصیتهای فرعی شتابزده عمل میکند. شماری از چهرهها بیشتر وسیلهای برای پیشبرد یک ماجرا هستند تا شخصیتهایی با گذشته و انگیزههای روشن.
در نتیجه، گاه اهمیت عاطفی یک رویداد از عمقی که برای زمینهسازی آن فراهم شده فراتر میرود. رابطهٔ دو قهرمان از این کاستی جان سالم به در میبرد، اما همهٔ شخصیتهای پیرامونی چنین فرصتی نمییابند. پروندههایی با چهرههای گوناگون ساختار مجموعه بر رفتوآمد میان ماجراهای نسبتاً مستقل و روایتی فراگیرتر استوار است.
هر پرونده رنگی خاص دارد: از مواجهه با نفرین و روح خشمگین تا رازهایی که در دل خانوادهها و محفل دربار پنهان شدهاند. این تنوع به تماشاگر فرصت میدهد با شکلهای مختلف افسانه و وحشت ژاپنی آشنا شود و هر قسمت را چون حکایتی مستقل دنبال کند. برخی معماها پیچشهایی دارند که مسیر انتظار را تغییر میدهند، و همین امر به تماشای مجموعه نیروی سرگرمکننده میبخشد.
بااینحال، کیفیت پروندهها یکدست نیست. گاهی سرنخها به اندازهٔ کافی پنهان یا پیچیده نیستند و مسیر حل معما زودتر از موعد آشکار میشود. بعضی ماجراها نیز بهجای آنکه از جزئیات جهان خود بهره بگیرند، به الگوهای آشنای فانتزی متوسل میشوند. روایت پیوستهٔ پسزمینه، در نیمههای پایانی برجستهتر میشود، اما گذار از قصههای اپیزودیک به بحران بزرگتر همیشه نرم و طبیعی نیست.
« این پیوند به داستان گرما میدهد و مانع میشود پروندههای فراطبیعی صرفاً زنجیرهای از معماهای سرد باشند. »
شخصیتها و اجرا
حاصل، مجموعهای است که هرگاه بر خردهقصههای رازآلود تکیه میکند روانتر پیش میرود، و هرگاه ناچار است پروندهها را به خط روایی اصلی پیوند دهد، ریتمش نوسان پیدا میکند. ژاپن کهن، نهفقط پسزمینه یکی از امتیازهای برجستهٔ «Onmyoji» کوشش آن برای ساختن فضایی آکنده از حس تاریخ و افسانه است.
کاخها، پوشاک، آیینها و تشریفات، جهان داستان را از یک فانتزی بیزمان جدا میکنند و به آن هویتی مشخص میبخشند. دربار در اینجا صرفاً مکانی زیبا برای نمایش معماری نیست؛ نظامی اجتماعی است که شأن، آبرو و مناسبات قدرت در آن بر سرنوشت اشخاص اثر میگذارند. حضور پدیدههای فراطبیعی نیز با این جهان پیوند دارد: ناشناختهها در حاشیهٔ زندگی نیستند، بلکه بخشی از تصوریاند که شخصیتها از نظم جهان دارند.
افسانهها در بهترین لحظهها به ابزار فضاسازی و معنا تبدیل میشوند، نه تزئینی برای صحنههای جادویی. ترس از روح یا نفرین، اغلب بازتابی از رنج، میل یا کینهای است که در زندگی عادی مجال بیان نیافته است. همین پیوند میان اسطوره و عاطفه، به برخی قسمتها لحنی اندوهناک و تأملبرانگیز میدهد.
البته اثر همیشه به این امکان وفادار نمیماند و گاه به نمایش صرف موجودی عجیب یا رخدادی غریب بسنده میکند؛ اما حتی در آن لحظهها، جهان تاریخی و افسانهای مجموعه ظرفیت چشمگیری برای جذب مخاطب دارد. پویانمایی و زبان بصری کیفیت بصری «Onmyoji» ناپایدار است. طراحی لباسها، فضای دربار و ترکیببندی برخی قابها میتواند حس وقار و رمزآلودگی دوران را منتقل کند، اما حرکت شخصیتها همیشه از همان ظرافت برخوردار نیست.
« کاخها، پوشاک، آیینها و تشریفات، جهان داستان را از یک فانتزی بیزمان جدا میکنند و به آن هویتی مشخص میبخشند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در صحنههای آرام، مکثها و حالتهای چهره گاهی خشک به نظر میرسند؛ در نتیجه، گفتوگوهایی که به واکنشهای عاطفی ظریف نیاز دارند، ممکن است از نیروی لازم برخوردار نباشند. این مسئله بهویژه زمانی آشکار میشود که اثر میخواهد با نگاه یا تغییر کوچک چهره، احساس پنهانی را منتقل کند. این نابرابری باعث میشود تجربهٔ تماشایی مجموعه به صحنههای منفرد وابسته باشد.
گاه پسزمینه و طراحی صحنه، بیش از خود حرکتها، بار زیباییشناختی را بر دوش میکشند. از سوی دیگر، داستان بهندرت برای نمایشهای پرتحرک و طولانی ساخته شده است؛ قوت آن بیشتر در سکون، رمز و گفتوگوست تا در اکشن پرشتاب. بااینهمه، ضعف اجرای حرکات و چهرهها در لحظات احساسی میتواند فاصلهای میان نیت دراماتیک و تأثیر واقعی صحنه ایجاد کند.
ریتم و ساختار روایی ریتم مجموعه از آنجا آسیب میبیند که میان چند هدف متفاوت در رفتوآمد است: معرفی افسانهها، حل پروندهها، پرورش دوستی قهرمانان و پیشبردن خط روایی گستردهتر. هر یک از این عناصر بهتنهایی جذابیت دارد، اما ترکیبشان همیشه سنجیده نیست. بعضی قسمتها با تمرکز بر یک معما، ضرباهنگی روشن و خوشایند پیدا میکنند؛ برخی دیگر اطلاعات و رخدادها را فشرده میسازند یا برای ایجاد اهمیت عاطفی، مکثهایی طولانیتر از نیاز داستان دارند.
پیشبینیپذیری نیز در بخشهایی از مسیر نمایان میشود. آشنایی با قواعد ژانر ممکن است به تماشاگر اجازه دهد پیش از شخصیتها حدس بزند چه نیرویی پشت رخدادهاست یا یک رابطه به کدام سو خواهد رفت. اما مجموعه در تمام لحظات بر غافلگیری تکیه ندارد؛ جذابیت بعضی پروندهها در شیوهٔ مواجههٔ شخصیتها با حقیقت است، نه صرفاً در خود حقیقت.
« این مسئله بهویژه زمانی آشکار میشود که اثر میخواهد با نگاه یا تغییر کوچک چهره، احساس پنهانی را منتقل کند. »
قوتها و کاستیها
مشکل آنجاست که وقتی کشف راز هم چندان دور از انتظار نیست و هم پرداخت عاطفی فشرده میماند، ماجرا اثرگذاری کمتری پیدا میکند. جمعبندی «Onmyoji» اثری دلنشین برای علاقهمندان به افسانههای ژاپنی، رازهای فراطبیعی و داستانهایی دربارهٔ پیوند انسان و امر ناشناخته است. فضاسازی ژاپن کهن، تنوع پروندهها و رابطهٔ گرم میان سِیمِی و هیروماسا، ستونهای اصلی جذابیت آناند.
در سوی دیگر، شخصیتپردازی نابرابر، پویانمایی گاه خشک، پیچشهای پیشبینیپذیر و ریتم نامتوازن مانع میشوند مجموعه به تمامی ظرفیتهایش دست یابد. بااینحال، ضعفهای اجرایی ارزش جهان داستانی آن را از میان نمیبرند. این مجموعه بیش از آنکه اثری پرشتاب یا از نظر بصری خیرهکننده باشد، دعوتی است به اقامت در جهانی آکنده از سکوتهای درباری، حکایتهای وهمآلود و عواطفی که در هیئت دیو و نفرین سر برمیآورند.
تماشاگرانی که به این فضا و رابطهٔ دو شخصیت اصلی علاقهمند شوند، احتمالاً از همراهی با آن لذت خواهند برد؛ هرچند بهتر است انتظار روایتی کاملاً بینقص و یکدست نداشته باشند.
« فضاسازی ژاپن کهن، تنوع پروندهها و رابطهٔ گرم میان سِیمِی و هیروماسا، ستونهای اصلی جذابیت آناند. »



ثبت دیدگاه