نقد و بررسی
نقد The Pervert's Guide to Ideology | 2012
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدئولوژی، نه در حاشیه، که در دلِ زندگی روزمره «راهنمای منحرفانهٔ ایدئولوژی» مستندی است دربارهٔ آنچه معمولاً بدیهی میپنداریم: باورها و ارزشهایی که رفتار فردی و جمعی را شکل میدهند، بیآنکه همیشه از حضورشان آگاه باشیم. اسلاوی ژیژک با تکیه بر روانکاوی و نظریهٔ سیاسی، به سراغ فیلمهای آشنا میرود تا نشان دهد سرگرمی عامهپسند صرفاً بازتاب جامعه نیست؛ گاه به ما میآموزد چه چیزی را طبیعی، مطلوب یا حتی اجتنابناپذیر بدانیم.
فیلم بهجای آنکه ایدئولوژی را مفهومی انتزاعی و دور از تجربهٔ روزانه معرفی کند، آن را در دل خیال، لذت و روایتهای سینمایی جستوجو میکند. پرسش محوری اثر این نیست که یک فیلم «چه پیامی» دارد، بلکه این است که چگونه مخاطب را به پذیرش جهانبینی خاصی نزدیک میکند. ژیژک میکوشد نشان دهد آنچه تماشاگر را جذب میکند، ممکن است همان چیزی باشد که او را درون سازوکارهای ایدئولوژیک نگه میدارد.
این نگاه، سینما را به آزمایشگاهی برای فهم جامعه تبدیل میکند؛ آزمایشگاهی که در آن میل، ترس، قدرت و خیال در قالبهایی ملموس و جذاب ظاهر میشوند. سینما بهمثابه میدان تحلیل دامنهٔ فیلمهایی که مستند به آنها رجوع میکند، از آثار کلاسیک و جریان اصلی تا فیلمهای سیاسی و تبلیغاتی گسترده است.
«آروارهها»، «رانندهٔ تاکسی»، «اشغالگران»، «تایتانیک» و «شوالیهٔ تاریکی» در کنار نمونههایی از سینمای تبلیغاتی و آثار هنری قرار میگیرند. انتخاب این آثار فقط برای نمایش دانش سینمایی ژیژک نیست؛ فیلمها برای او صورتهایی متفاوت از خیال جمعیاند و هرکدام امکان میدهند لایهای از مناسبات قدرت و باورهای اجتماعی آشکار شود.
روایت و ریتم؛ جریان داستان
او حتی در دل فیلمهای سرگرمکننده، پرسشهایی دربارهٔ سیاست، مذهب، طبقه و هویت میجوید. یکی از امتیازهای این روش، آشنازدایی از فیلمهایی است که ممکن است تماشاگر تصور کند آنها را کاملاً میشناسد. ژیژک با مکث بر یک تصویر، رفتار یا جزئیات روایی، مسیر تازهای برای خواندن اثر میگشاید.
گاهی این خوانش چنان قانعکننده است که صحنهٔ آشنا ناگهان معنایی دیگر پیدا میکند؛ گاهی نیز تماشاگر میتواند با تفسیر او مخالفت کند. در هر دو حالت، فیلم از جایگاه محصولی بسته و تمامشده بیرون میآید و به موضوع گفتوگویی زنده بدل میشود. ژیژک؛ نظریهپرداز و اجراگر حضور ژیژک در قاب، صرفاً حضور یک سخنران نیست.
او در بازسازیها و فضاهایی برگرفته از فیلمهای مورد بحث ظاهر میشود؛ گاه جدی، گاه بازیگوش و گاه عمداً مضحک. این شیوه میان درسگفتار، نقد فیلم و نمایش اجرایی مرز ثابتی باقی نمیگذارد. ژیژک با حرکات پرانرژی، مکثهای ناگهانی و شوخیهای شخصی، نظریه را از فضای خشک دانشگاهی دور میکند و به آن حضوری جسمانی میبخشد.
این وجه نمایشی صرفاً آرایهای برای سرگرم کردن مخاطب نیست. خودِ شیوهٔ حضور ژیژک به موضوع فیلم پیوند میخورد: ایدهها در خلأ منتقل نمیشوند، بلکه از مسیر لحن، بدن، تصویر و موقعیت اثر میگذارند. شوخی و اغراق گاه راهی برای نزدیک شدن به مفاهیمی دشوارند و گاه عمداً فاصلهای انتقادی ایجاد میکنند.
« او حتی در دل فیلمهای سرگرمکننده، پرسشهایی دربارهٔ سیاست، مذهب، طبقه و هویت میجوید. »
شخصیتها و اجرا
البته این بازیگوشی برای همه به یک اندازه کارآمد نیست؛ برخی تماشاگران ممکن است آن را بیش از حد خودنمایانه یا مزاحم بیابند. تدوین و پیوند میان تصویر و اندیشه سوفی فاینس به ژیژک اجازه میدهد در دل جهانهای سینمایی ظاهر شود و به تصاویر مورد بحث واکنش نشان دهد. این انتخاب، مستند را از قالب گفتوگویی ساده دور میکند و به آن کیفیتی صحنهپردازیشده میبخشد.
فیلمها نه فقط موضوع سخن، بلکه مادهٔ خام تجربهٔ دیداریاند: قطعاتشان در کنار توضیح ژیژک قرار میگیرند تا فاصلهٔ میان خیال سینمایی و واقعیت اجتماعی به پرسش کشیده شود. در این ساختار، تصویر گاهی نقش شاهدی را دارد که استدلال را تأیید میکند و گاهی بهانهای است برای پرش به موضوعی دورتر؛ از نظریهٔ روانکاوانه تا سیاست و فرهنگ عامه.
همین حرکت آزادانه به فیلم انرژی میدهد، اما در عین حال میتواند پیوند میان بخشها را سست کند. وقتی بحث از یک نمونهٔ سینمایی به مفهومی پیچیده و سپس به موضوعی سیاسی منتقل میشود، تماشاگر باید پیوسته مسیر استدلال را از نو دنبال کند. تدوین، بیشتر بر شتاب و تداعی تکیه دارد تا بر توضیح مرحلهبهمرحله.
جذابیتِ دشواری و خطرِ فشردگی بزرگترین کشش فیلم، همان چیزی است که گاه دشوارترین مانع آن نیز میشود: فشردگی اندیشهها. ژیژک در زمانی کوتاه چندین مفهوم و ارجاع را روی هم میچیند، از یک مثال به مثال دیگر میجهد و همیشه درنگ کافی برای باز کردن مقدمات استدلال نمیکند. آشنایی با مفاهیمی از روانکاوی، فلسفهٔ سیاسی یا نظریهٔ ایدئولوژی میتواند تماشای فیلم را پربارتر کند، اما اثر برای مخاطبی که با این زبان آشنا نیست نیز دریچههایی برای کنجکاوی میگشاید.
« این انتخاب، مستند را از قالب گفتوگویی ساده دور میکند و به آن کیفیتی صحنهپردازیشده میبخشد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم کمتر میکوشد هر ادعا را به نتیجهای قطعی و بیچونوچرا برساند. قدرت آن بیشتر در تحریک ذهن است تا ارائهٔ یک دستگاه آموزشی منظم. این ویژگی میتواند امتیاز باشد: مستند تماشاگر را به بازبینی برداشتهایش وامیدارد و امکان گفتوگو و مخالفت را فراهم میکند. اما اگر کسی انتظار داشته باشد مفاهیم بهتدریج، با تعریفهای روشن و نمونههای محدود توضیح داده شوند، احتمالاً با اثری دشوار و گاه گیجکننده روبهرو خواهد شد.
ریتمی میان کلاس و سرگرمی با وجود طنز و حضور پررنگ ژیژک، این فیلم در بنیاد خود بیش از آنکه سرگرمی روایی باشد، درسگفتاری طولانی و پرایده است. توقفهای مکرر برای تفسیر صحنهها به آن امکان میدهند جزئیات را جدی بگیرد، اما ممکن است ریتم تماشای پیوسته را نیز مختل کنند. گاه احساس میشود فیلم بهجای حرکت رو به جلو، بارها در برابر یک تصویر میایستد و از آن مسیرهای فکری متعددی باز میکند.
این کندی یا توقف برای تماشاگر علاقهمند به تحلیل، بخشی از لذت اثر است: میتوان مکث کرد، با استدلال موافقت یا مخالفت کرد و حتی فیلمهای مورد بحث را دوباره دید. اما برای کسی که در پی تجربهای روان و قصهمحور است، همین ساختار احتمالاً خستهکننده خواهد شد. «راهنمای منحرفانهٔ ایدئولوژی» از مخاطب توجه میطلبد و آن را با یک روایت ساده یا مجموعهای از پاسخهای آماده پاداش نمیدهد.
محدودیتها و ارزش نهایی از آنجا که ژیژک با صدایی بسیار شخصی و متمایز سخن میگوید، انتخابهای تفسیری او گاهی بیش از اندازه مسلط به نظر میرسند. او با اعتمادبهنفس از فیلمی به ادعایی اجتماعی یا سیاسی میرسد، بیآنکه همیشه همهٔ حلقههای استدلال را بهروشنی نشان دهد. در چنین لحظاتی، تماشاگر ممکن است حس کند برخی موضوعات بهسرعت مطرح و سپس رها میشوند.
« فیلم کمتر میکوشد هر ادعا را به نتیجهای قطعی و بیچونوچرا برساند. »
قوتها و کاستیها
همچنین تکیهٔ فراوان بر شخصیت و شیوهٔ بیان ژیژک میتواند سهم خود فیلمها و ساختار مستند را در پسزمینه قرار دهد. با این همه، اثر ارزش خود را در گشودن امکانهای تازهٔ دیدن پیدا میکند. حتی اگر با همهٔ خوانشها موافق نباشیم، مستند یادآوری میکند که لذت سینمایی از اندیشه جدا نیست و سرگرمی میتواند حامل پیشفرضهای سیاسی و اخلاقی باشد.
تماشاگر پس از فیلم ممکن است بهجای آنکه صرفاً دربارهٔ «درست» یا «غلط» بودن یک تفسیر داوری کند، از خود بپرسد چرا بعضی روایتها برایش طبیعی و دلپذیرند و برخی دیگر نه. جمعبندی «راهنمای منحرفانهٔ ایدئولوژی» مستندی پرشور، بازیگوش و دشوارپسند است که سینمای عامهپسند را به بستری برای تأمل دربارهٔ باورها و ساختارهای اجتماعی بدل میکند.
حضور نمایشی ژیژک، انتخاب نمونههای متنوع و پیوند دادن تحلیل با تصویر، به فیلم هویتی متمایز میبخشد؛ در مقابل، فشردگی بحثها، پرشهای فکری و توقفهای پیدرپی ممکن است ریتم را سنگین کند و بخشی از مخاطبان را از همراهی کامل بازدارد. این اثر بیش از آنکه پاسخ نهایی عرضه کند، شیوهای برای پرسیدن پیشنهاد میدهد: چگونه خیالهای سینمایی به جهانبینی ما شکل میدهند، و ما در لذت بردن از آنها چه چیزی را نادیده میگیریم؟
« با این همه، اثر ارزش خود را در گشودن امکانهای تازهٔ دیدن پیدا میکند. »



ثبت دیدگاه