نقد و بررسی
نقد Sex Appeal | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای که از آزمون سر برمیآورد «Sex Appeal» از طرحی آشنا آغاز میشود، اما پرسشی نسبتاً صادقانه در دل آن دارد: اگر کسی عادت کرده باشد هر مهارتی را با مطالعه و تمرین به کمال برساند، آیا میتواند صمیمیت را هم به همین شیوه یاد بگیرد؟ اِیوِری، دانشآموزی باهوش و کمالگرا، وقتی رابطهٔ دورادورش با کَسپِر قرار است جدیتر شود، میکوشد تجربهای را که هنوز ندارد به مسئلهای قابلاندازهگیری تبدیل کند.
او از دوست صمیمیاش، لارسن، کمک میگیرد و در پیِ یافتن دستورالعملی برای موفقیت میرود؛ مسیری که بهتدریج نشان میدهد رابطه، برخلاف یک پروژهٔ علمی، با گردآوری داده و اجرای درست مراحل بهتنهایی فهمیده نمیشود. این نقطهٔ عزیمت، هم منبع اصلی طنز فیلم است و هم پایهٔ تماتیک آن. فیلم میخواهد از فاصلهٔ میان دانستن و تجربهکردن کمدی بسازد: اِیوِری میتواند مسئله را تحلیل کند، اما تحلیل لزوماً به درک عاطفی نمیانجامد.
«Sex Appeal» از این تضاد برای پرداختن به اضطرابِ نخستین تجربه، فشارِ انتظارات و دشواری گفتوگو دربارهٔ صمیمیت استفاده میکند. موفقیتش در این زمینه کامل نیست، اما دستکم میکوشد موضوع را نه صرفاً بهانهای برای شوخی، بلکه فرصتی برای شناخت شخصیت بداند. اِیوِری؛ ذهنی منظم در برابر تجربهای نامنظم میکا عبدالله نقش اِیوِری را با انرژی و حضوری روشن اجرا میکند.
شخصیت او در نگاه نخست ممکن است نمونهای آشنا از نوجوان باهوش و کمی دستوپاچلفتی به نظر برسد، اما بازیگر با سرعت گفتار، جدیت اغراقآمیز و اعتمادبهنفس فکریاش به او هویتی مشخص میبخشد. اِیوِری مضحک است، اما فیلم او را صرفاً دستمایهٔ تمسخر نمیکند؛ کمالگراییاش تا اندازهای از ترسِ ناکافیبودن و میل به کنترل موقعیتهایی میآید که ذاتاً کنترلپذیر نیستند.
« این نقطهٔ عزیمت، هم منبع اصلی طنز فیلم است و هم پایهٔ تماتیک آن. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینحال، این شخصیتپردازی گاهی در سطح ایده متوقف میماند. فیلم بارها نشان میدهد که اِیوِری همهچیز را به چشم مسئلهای برای حلکردن میبیند، اما همیشه فرصت کافی نمییابد تا لایههای دیگر این رفتار را باز کند. در نتیجه، برخی از واکنشهای او بیش از آنکه حاصل تحول درونی باشند، برای پیشبردن شوخی یا موقعیت روایی به کار میروند.
بازی پرتحرک عبدالله این خلأ را تا حدی میپوشاند، ولی نمیتواند جای پرداخت دقیقتر شخصیت را بگیرد. لارسن و فاصلهٔ میان همکاری و دلبستگی لارسن، با بازی جیک شورت، در آغاز همکارِ ناخواسته یا دستکم نامتعارفِ پروژهٔ اِیوِری است؛ اما حضورش بهتدریج وجهی عاطفی پیدا میکند. رابطهٔ این دو بر آشنایی دیرینه و صمیمیتی بنا شده که از همان ابتدا با برداشت یکسانی همراه نیست.
اِیوِری موقعیت را در قالب آزمایش و یادگیری میبیند، حال آنکه لارسن بیش از آنچه آشکار میکند درگیر احساسات خود است. این تفاوت، امکان شکلگیری تنش و لحظههای طنز را فراهم میکند. هماهنگی عبدالله و شورت از نقاط قوت فیلم است. میان آنها نوعی راحتی و ریتم مشترک وجود دارد که گفتوگوهایشان را زنده میکند، حتی وقتی متن به شوخیهای نابرابر یا موقعیتهای ناموزون روی میآورد.
بااینهمه، فیلم گاهی بهسرعت از دوستی به سمت احساسات ناگفته حرکت میکند و فرصت کافی برای مکث بر پیچیدگی رابطه نمیدهد. نتیجه، ارتباطی دلنشین اما نه همیشه بهاندازهٔ لازم عمیق است. کمدی و جسارت در پرداخت موضوع «Sex Appeal» بهجای آنکه موضوع صمیمیت را همواره در لفافه نگه دارد، با صراحت و بیپردهگویی سراغ آن میرود.
« بااینحال، این شخصیتپردازی گاهی در سطح ایده متوقف میماند. »
شخصیتها و اجرا
این انتخاب بخشی از هویت فیلم است: گفتوگو دربارهٔ بدن و رابطه، در فضای خانوادگی و میان نوجوانان، میتواند هم خجالتآور باشد و هم زمینهٔ شکستن تابوها را فراهم کند. فیلم گاهی از خیالپردازیهای بصری و تصویرهای اغراقآمیز برای تبدیل تجربهٔ درونی شخصیتها به کمدی استفاده میکند؛ لحظاتی که از نظر لحن با واقعگرایی معمول فیلم فاصله میگیرند، اما به آن رنگی بازیگوشانه میبخشند.
بعضی از بامزهترین لحظات از برخورد جدیت علمی اِیوِری با واقعیت نامنظم و گاه مضحک تجربه میآیند. در مقابل، شوخیها همیشه به یک اندازه کارآمد نیستند. گاه تأکید فیلم بر بیپروایی، جای ظرافت را میگیرد و بعضی موقعیتها بیش از آنکه طبیعی یا دقیق باشند، صرفاً برای غافلگیری طراحی شدهاند.
همین نوسان توضیح میدهد که چرا فیلم برای بعضی تماشاگران سرگرمکننده و برای برخی دیگر عجیب یا حتی آزاردهنده به نظر میرسد. ریتم، روایت و ناهماهنگیهای لحن فیلم در بخشهایی با تکرار الگوی «ایده، آزمایش، نتیجه» پیش میرود؛ الگویی که در ابتدا با شخصیت اِیوِری تناسب دارد، اما با طولانیشدن، تازگی خود را از دست میدهد.
بعضی صحنهها بیش از اندازه مکث میکنند و برخی تغییرات عاطفی، برعکس، شتابزدهاند. حاصل، ریتمی نابرابر است: فیلم گاهی با شوخی و انرژی پیش میرود و گاهی در مسیر تکرار موقعیتهایی میافتد که پیشتر معنای خود را رساندهاند. این ناهماهنگی در لحن هم دیده میشود. «Sex Appeal» میخواهد هم کمدی نوجوانانهای پرجنبوجوش باشد، هم داستانی دربارهٔ بلوغ عاطفی و هم روایتی دربارهٔ یادگیری گفتوگوی صریح.
« بعضی از بامزهترین لحظات از برخورد جدیت علمی اِیوِری با واقعیت نامنظم و گاه مضحک تجربه میآیند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این عناصر در بهترین لحظات به هم کمک میکنند؛ در لحظات ضعیفتر، کنار هم قرار میگیرند بیآنکه کاملاً در یک بافت واحد حل شوند. برخی اتفاقها چنان نامتعارفاند که از فضای اصلی فیلم بیرون میزنند و برخی بخشهای جدی نیز بهاندازهٔ کافی فرصت نمییابند تا اثر عاطفی خود را کامل کنند. خانواده و جهان فرعی فیلم حضور مادران اِیوِری، که هرکدام با خلقوخوی متفاوتی در زندگی او نقش دارند، به فیلم امکان میدهد گفتوگو دربارهٔ رابطه را از فضای مدرسه و دوستی فراتر ببرد.
خانواده در اینجا صرفاً مانعی برای استقلال نوجوان نیست؛ گاهی منبع اطلاعات، حمایت و آرامش است. این تصویر، در کنار ترکیب متنوع شخصیتها، از کلیشهٔ خانوادهٔ سختگیر و خاموش فاصله میگیرد و فضایی میسازد که در آن پرسشهای دشوار میتوانند به زبان بیایند. بااینحال، شخصیتهای فرعی همیشه به اندازهٔ ظرفیتشان بسط پیدا نمیکنند.
حضور آنها گاه بیشتر کارکردی است: فرصتی برای ارائهٔ توصیه، ایجاد شوخی یا پیشبردن مسیر اِیوِری. جهان فیلم از نظر ایده و ترکیب شخصیتها جذاب است، اما برای آنکه این جهان زندهتر و باورپذیرتر شود، به لحظههایی نیاز دارد که فراتر از خدمت به قوس شخصیت اصلی باشند. پایان و معنای انتخاب فیلم در مسیر پایانی خود از الگوی سادهٔ وصال عاشقانه فاصله میگیرد و بهجای آن، بر شناخت نیازها و ارزش شخصی اِیوِری تأکید میکند.
این انتخاب با پرسش مرکزی داستان سازگار است: آیا مقصدِ رشد باید الزاماً تثبیت یک رابطه باشد؟ پاسخ فیلم، دستکم در رویکرد کلیاش، منفی است. بلوغ میتواند به معنای آن باشد که شخصیت از تصورهای قبلی خود فاصله بگیرد و برای خودش تصمیم بگیرد، نه آنکه هر رابطهای را به سرانجامی قراردادی برساند.
« خانواده در اینجا صرفاً مانعی برای استقلال نوجوان نیست؛ گاهی منبع اطلاعات، حمایت و آرامش است. »
قوتها و کاستیها
اما این جسارت روایی ممکن است برای بخشی از مخاطبان دلنشین و برای گروهی دیگر ناامیدکننده باشد. پایانبندی، چون با انتظار رایج کمدی عاشقانه همسو نیست، میتواند حس ناتمامی یا فاصلهٔ عاطفی ایجاد کند؛ بهویژه اگر تماشاگر در طول فیلم بیش از هر چیز در انتظار تحقق یک پیوند مشخص بوده باشد.
بدون افشای جزئیات، میتوان گفت ارزش این انتخاب در معنای آن است، نه در میزان رضایتی که برای همه فراهم میکند. جمعبندی «Sex Appeal» کمدی نوجوانانهای نامتوازن اما دارای هویت است؛ فیلمی که از کمالگرایی و میل به تبدیل رابطه به مسئلهای حلشدنی، هم شوخی میسازد و هم پرسشی دربارهٔ اعتماد، احساس و خودشناسی طرح میکند.
اجرای پرانرژی میکا عبدالله و هماهنگی او با جیک شورت، لحظات سبک و بامزه، و نگاه نسبتاً بیپرده به گفتوگو دربارهٔ صمیمیت از امتیازهای اثرند. در برابر، افتوخیز ریتم، شوخیهای گاه خام، شخصیتهای فرعی کمپرداخت و پایانبندیِ خلاف انتظار ممکن است مانع ارتباط کامل برخی تماشاگران شود. این فیلم بیش از آنکه اثری منسجم و عمیق در همهٔ اجزایش باشد، تجربهای سبک با ایدهای قابلتأمل است.
برای تماشاگرانی که از کمدی نوجوانانهٔ صریح، بازیهای پرانرژی و فاصلهگرفتن از پایانهای عاشقانهٔ متعارف استقبال میکنند، میتواند سرگرمکننده و حتی دلنشین باشد؛ اما کسانی که ریتم فشرده، ظرافت طنز و پرداخت روانشناختی دقیق میخواهند، احتمالاً با نوسانها و لحظات کشدار آن روبهرو خواهند شد.
« اما این جسارت روایی ممکن است برای بخشی از مخاطبان دلنشین و برای گروهی دیگر ناامیدکننده باشد. »



ثبت دیدگاه