نقد و بررسی
نقد LaRoy, Texas | 2024
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
کمدی سیاه در شهرِ بنبست «LaRoy, Texas» فیلمی جنایی و کمدی سیاه است که از موقعیتی ساده و تلخ، زنجیرهای از سوءتفاهمها و تصمیمهای بد میسازد. ری، مردی افسرده و درمانده، بهاشتباه با یک آدمکش اجیرشده اشتباه گرفته میشود و پولی میگیرد که قرار است او را وارد دنیایی کند که هیچ آمادگیای برایش ندارد.
از همین نقطه، فیلم میان هراس و خنده حرکت میکند: هرچه ری بیشتر میکوشد اوضاع را مهار کند، گرفتاریهایش پیچیدهتر میشود. فیلم نخستین اثر بلند Shane Atkinson است؛ او خود نویسندگی و کارگردانی را نیز بر عهده دارد. حاصل کار، جنایینامهای کوچکمقیاس است که بهجای تکیه بر تعقیبوگریزهای پرزرقوبرق، بر آدمهای حاشیهای، موقعیتهای نامنتظر و حالوهوای غریب شهر تمرکز میکند.
داستان را میتوان بدون دانستن جزئیات بیشتری دنبال کرد: اشتباه هویتی، پولی که نباید پذیرفته میشد، و تلاش برای بیرون آمدن از وضعیتی که هر لحظه خطرناکتر میشود. شهر کوچک و آدمهای گرفتار لَروی فقط محل وقوع حوادث نیست؛ فضای بسته و کمرمق آن به بخشی از منطق فیلم بدل میشود. این شهر حسِ جایی را دارد که آدمها در آن از چشم یکدیگر پنهان نمیمانند، اما بااینحال حقیقتهای مهم را یا نمیبینند یا نمیخواهند ببینند.
موقعیت جغرافیاییِ دورافتاده، سکون روزمره و روابط نزدیک، زمینهای مناسب برای طنزی فراهم میکنند که از دل بیکفایتی و درماندگی بیرون میآید. ری در آغاز بیش از آنکه قهرمان یک ماجرای جنایی باشد، مردی است که زندگیاش به نقطهای فرساینده رسیده است. افسردگی و احساس بیپناهی او، طرح را از یک شوخی صرف درباره اشتباه گرفتن هویتها فراتر میبرد.
« فیلم نخستین اثر بلند Shane Atkinson است؛ او خود نویسندگی و کارگردانی را نیز بر عهده دارد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
پول ناگهانی میتواند در نگاه نخست راهی برای رهایی به نظر برسد، اما فیلم بهتدریج نشان میدهد که گریز از یک گرفتاری، آدم را لزوماً به آزادی نمیرساند؛ گاه تنها درِ گرفتاری دیگری را باز میکند. ری؛ انفعال در آستانه خشونت John Magaro نقش ری را با ظرافتی کمادا بازی میکند. او شخصیت را به مردی پرخاشگر یا جسور تبدیل نمیکند، بلکه بیرمقی و تردیدش را در رفتارهای کوچک و مکثهایش مینشاند.
همین کیفیت باعث میشود برخورد او با موقعیت خطرناک باورپذیر باشد: ری نه مهارت یک قاتل را دارد و نه خونسردی کسی را که از خشونت نمیترسد. او بیشتر کسی است که قدمبهقدم از وضعیتی به وضعیتی دیگر رانده میشود. این انتخاب بازیگری یکی از پایههای طنز فیلم است. خنده نه از آنجا میآید که ری بامزهکاری میکند، بلکه از شکاف میان نقشی که دیگران به او نسبت میدهند و آدمی که واقعاً هست شکل میگیرد.
بااینهمه، فیلم گاهی برای پیشبردن طرح به تصمیمهایی نیاز دارد که از شخصیتپردازی طبیعی فاصله میگیرند. در این لحظات، تماشاگر ممکن است بیش از آنکه رفتار ری را نتیجه زنجیرهای از فشارها بداند، آن را وسیلهای برای جلو رفتن داستان ببیند. اسکیپ و جاذبه بازی استیو زان در کنار ری، اسکیپ ــ کارآگاه خصوصی و دوست او ــ حضوری پرتحرکتر دارد.
Steve Zahn به این شخصیت نوعی اعتمادبهنفسِ کمی نابهجا و شورِ خندهآور میبخشد؛ اسکیپ گاهی چنان رفتار میکند که گویی مهارت و اختیار بیشتری از آنچه واقعاً دارد در اختیارش است. بازی زان به فیلم جان میدهد و هر بار که اسکیپ وارد صحنه میشود، ریتم و انرژی اثر تغییر میکند. رابطه این دو از تضادشان نیرو میگیرد: ری خاموش و فرورفته در خود است، حال آنکه اسکیپ میل دارد در هرجومرج نقشی برای خود پیدا کند.
« ری؛ انفعال در آستانه خشونت John Magaro نقش ری را با ظرافتی کمادا بازی میکند. »
شخصیتها و اجرا
این همراهی همیشه به پیوندی عمیق یا عاطفی بدل نمیشود، اما برای کمدیِ ناشی از آشفتگی موقعیتها کارآمد است. در کنار بازیهای خوبِ گروه بازیگران، از جمله Dylan Baker در نقش تهدیدی جدیتر، حضور زان به فیلم چهرهای بهیادماندنی میدهد. اگر تماشاگر تا پایان با اثر همراه بماند، بازی او یکی از دلایل اصلی این همراهی است.
طنز تلخ و پیچوتابهای روایی طنز «LaRoy, Texas» از جنس شوخیهای پرسرعت و پیدرپی نیست؛ بیشتر به موقعیتهایی وابسته است که در آنها آدمها با جدیتی کامل، کاری نابخردانه انجام میدهند یا پیامدهای عملی تصمیمی نادرست را دیرتر از موعد درمییابند. خشونت نیز در همین فضای دوگانه قرار میگیرد: گاه چنان ناگهانی و بیپیرایه است که به خندهای عصبی میانجامد، و گاه یادآوری میکند که این بازیِ سوءتفاهمها میتواند واقعاً مرگبار باشد.
پیچوتابهای داستانی، کشش فیلم را بالا میبرند و تماشاگر را وادار میکنند تصورهایش را درباره رابطهها و خطرها بازبینی کند. بااینحال، جذابیت این غافلگیریها بیش از آنکه در غافلگیر کردنِ صرف باشد، به لذتی وابسته است که از مشاهده زنجیرهای از خطاها میآید. فیلم گاهی چنان به حادثه بعدی شتاب میگیرد که فرصت نمیکند همه پیامدهای عاطفی اتفاقها را به اندازه کافی بپروراند.
همچنین پیشنمایش فیلم ممکن است بخشی از شگفتیهای روایی را زودتر از موعد آشکار کند؛ بهتر است تماشاگر پیش از دیدن فیلم تا جای ممکن از تماشای آن پرهیز کند. لحن میان خنده و اضطراب یکی از ویژگیهای اصلی اثر، همان چیزی است که ممکن است برای برخی تماشاگران به نقطهضعفش تبدیل شود: نوسان میان کمدی، جنایت و دلهره.
« این همراهی همیشه به پیوندی عمیق یا عاطفی بدل نمیشود، اما برای کمدیِ ناشی از آشفتگی موقعیتها کارآمد است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
گاهی فیلم میخواهد هجوآمیز و نامعقول باشد، گاهی به خشونتی جدی نزدیک میشود و گاهی هم بر تنهایی و درماندگی شخصیتها مکث میکند. این جابهجاییها در لحظات موفق، فضای خاص فیلم را میسازند؛ خندهای که اندکی بعد در گلو میماند و اضطرابی که رنگی عبث پیدا میکند. اما این توازن همیشه حفظ نمیشود.
بعضی صحنهها از یک لحن به لحنی دیگر میپرند، بیآنکه گذارشان کاملاً نرم و متقاعدکننده باشد. در نتیجه، ممکن است عدهای فیلم را اثری جذاب و غیرقابلپیشبینی بدانند و عدهای دیگر احساس کنند نه کمدیاش بهاندازه کافی پیگیر است و نه هیجانش ضرباهنگی یکدست دارد. این دو برداشت، بیش از آنکه با یکدیگر تناقض داشته باشند، نشان میدهند که فیلم آگاهانه بر مرزی ناپایدار حرکت میکند؛ هرچند همیشه از این مرز به سلامت عبور نمیکند.
ریتم و ساختار شروع فیلم با حالوهوای فرسوده ری و جزئیات روزمره شهر شکل میگیرد و برای تماشاگرانی که منتظر شروع فوریِ ماجرای جناییاند، ممکن است کند به نظر برسد. این مکث اولیه به ساختن فضای شخصیت کمک میکند، اما در بعضی لحظهها بیش از اندازه طول میکشد. وقتی سوءتفاهم مرکزی شکل میگیرد و قصه وارد مسیر پرحادثهتر خود میشود، فیلم جان میگیرد؛ ولی این افزایش انرژی نیز همیشه پایدار نیست و میان صحنههای مؤثر، افتهایی دیده میشود.
مدتزمان نزدیک به دو ساعت برای داستانی چنین جمعوجور، گاه حس کشآمدن ایجاد میکند. برخی موقعیتها میتوانستند کوتاهتر باشند یا با حذف یک مکث، ضرباهنگ کلی را حفظ کنند. بااینهمه، کندی فیلم تنها ایراد آن نیست: بخشهایی از این مکثها به تماشاگر فرصت میدهند فضای شهر و خمودگی شخصیتها را لمس کند.
« بعضی صحنهها از یک لحن به لحنی دیگر میپرند، بیآنکه گذارشان کاملاً نرم و متقاعدکننده باشد. »
قوتها و کاستیها
مسئله این است که فیلم همیشه میان مکثِ معنادار و تأخیرِ روایی تمایز روشنی نمیگذارد. جمعبندی «LaRoy, Texas» کمدی جنایی نامتعارفی است که از یک اشتباه هویتی، قصهای درباره درماندگی، خشونت و آدمهایی میسازد که میکوشند در شهری کوچک راهی برای نجات خود پیدا کنند. فیلم در بازیها ــ بهویژه اجرای پرانرژی Steve Zahn و بازی فروخورده John Magaro ــ و در طنز تلخش امتیازهای اصلی خود را به دست میآورد.
پیچوتابهای داستانی نیز آن را از یک روایت جنایی معمولی دور میکنند، بیآنکه لازم باشد چیزی از پایان یا گرههای اصلی آشکار شود. در برابر این جذابیتها، آغاز کند، نوسان لحن و بخشهایی از روایت که بیش از اندازه کش میآیند، مانع از آن میشوند که فیلم در تمام مدت یکدست و متمرکز بماند.
بااینحال، اگر مخاطب از کمدی سیاهِ نامتوازن و شخصیتهای شکستخوردهای که در موقعیتهای عبث گرفتارند لذت ببرد، اثر میتواند تجربهای سرگرمکننده و متمایز باشد؛ فیلمی که خندهاش گاه از دلِ همان تلخیای برمیآید که شخصیتهایش راهی برای فرار از آن ندارند.
« مسئله این است که فیلم همیشه میان مکثِ معنادار و تأخیرِ روایی تمایز روشنی نمیگذارد. »



ثبت دیدگاه