نقد و بررسی
نقد Friendsgiving | 2020
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
مهمانیای که از کنترل خارج میشود «Friendsgiving» کمدی سال ۲۰۲۰ نیکول پائون است؛ فیلمی که موقعیت آشنای گردهماییِ تعطیلات را بهانه میکند تا گروهی ناهمگون از دوستان و آشنایان را در یک شام پرآشوب کنار هم بنشاند. مولی، بازیگری که تازه از ازدواجی بیرون آمده، و ابی، دوست صمیمیاش که هنوز از جدایی عاطفی رها نشده، در آغاز میخواهند روز شکرگزاری را ساده و آرام بگذرانند.
اما با حضور هلن، مادر مولی، و پیوستن مهمانان گوناگون، دورهمی به زنجیرهای از برخوردها، سوءتفاهمها و تصمیمهای نسنجیده بدل میشود. فیلم از همان ابتدا روشن میکند که قرار نیست با روایتی ظریف و واقعگرایانه روبهرو باشیم؛ نیروی محرک آن اغراق، شلوغی و برخورد شخصیتهایی است که هرکدام بحران یا عادت نامتعارف خود را به مهمانی آوردهاند.
ایدهٔ آشنا و ظرفیت کمدی آن کمدیِ مهمانیهای خانوادگی و دوستانه بر سازوکاری آزموده بنا میشود: میزبان میکوشد اوضاع را سامان دهد، مهمانان ناخواسته یا ناسازگار از راه میرسند و هر آشفتگی، آشفتگی دیگری را به دنبال میآورد. «Friendsgiving» همین الگو را با تغییر مرکز ثقل از خانواده به دوستی دنبال میکند.
« Friendsgiving» همین الگو را با تغییر مرکز ثقل از خانواده به دوستی دنبال میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
عنوان فیلم نیز بر این جابهجایی تأکید دارد: اینجا پیوندهای انتخابی و دوستانه قرار است جای بخشی از مناسبات متعارف خانوادگی را بگیرند. چنین ایدهای میتوانست به تصویری گرم از خانوادهای خودساخته برسد؛ جمعی که آدمهای شکستخورده و تنها، در کنار یکدیگر پناهی موقت پیدا میکنند. فیلم گاه به این امکان نزدیک میشود، اما بیشتر مجذوب تکثیر موقعیتهای عجیب است تا پرورش معنای عاطفیِ پشت آنها.
روایت پراکنده و ریتم ناپایدار مهمترین مانع فیلم، نداشتن خط رواییِ محکم است. ورود هر مهمان ظاهراً فرصتی تازه برای شوخی یا دردسر فراهم میکند، ولی این خردهماجراها اغلب به مسیری روشن متصل نمیشوند. به جای آنکه تنشها بهتدریج یکدیگر را تشدید کنند و از دلشان تغییری معنادار در روابط بیرون بیاید، فیلم از یک موقعیت به موقعیت دیگر میپرد.
نتیجه، ریتمی نوسانی است: گاهی شلوغی مهمانی انرژی میآفریند و گاهی حس میشود داستان فقط برای آن ادامه دارد که شخصیت دیگری وارد قاب شود و جملهای عجیب بگوید. این پراکندگی بهویژه در بخش میانی آشکار میشود. هنگامی که تعداد مهمانان و خطوط فرعی افزایش مییابد، تمرکز از رابطهٔ مرکزی مولی و ابی دور میشود.
« فیلم گاه به این امکان نزدیک میشود، اما بیشتر مجذوب تکثیر موقعیتهای عجیب است تا پرورش معنای عاطفیِ پشت آنها. »
شخصیتها و اجرا
فیلم در نتیجه، نه کاملاً به یک کمدیِ موقعیت منسجم بدل میشود و نه به درامی دربارهٔ بحرانهای شخصی دو دوست نزدیک. ظرفیت هر دو مسیر را دارد، اما میان آنها معلق میماند. گروه بازیگران؛ انرژی بیشتر از انسجام یکی از امتیازهای فیلم، حضور گروهی بازیگرانی است که برای اجرای کمدی تجربه و توانایی دارند.
مالین آکرمن در نقش مولی، زنی را تصویر میکند که میان مسئولیتهای تازه و آشفتگی زندگی عاطفیاش دستوپا میزند؛ کات دنینگز نیز به ابی لحنی خشک، گزنده و تا حدی دلزده میبخشد. تقابل این دو، در لحظههایی که فیلم به رابطهٔ دوستانهشان بازمیگردد، از بهترین منابع عاطفی آن است. جین سیمور نیز با ورود به نقش هلن، به فضای مهمانی نوعی بیپروایی و غیرقابلپیشبینیبودن میافزاید.
با این حال، فراوانی بازیگران و شخصیتها همیشه به معنای غنای بیشتر نیست. بسیاری از چهرههای فرعی تنها برای یک شوخی، یک رفتار نامعمول یا لحظهای کوتاه حضور دارند و فرصت کافی برای تبدیلشدن به آدمهایی بهیادماندنی پیدا نمیکنند. گروه بازیگران انرژی لازم را وارد صحنه میکند، اما فیلمنامه کمتر میتواند این انرژی را به یک ensemble منسجم بدل سازد.
« ظرفیت هر دو مسیر را دارد، اما میان آنها معلق میماند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
گاه به نظر میرسد هر بازیگر سرگرم اجرای لحظهٔ کمیک خود است، بیآنکه صحنه بهطور کامل به سود کلیت داستان کار کند. طنز: از آشوب تا تکرار طنز فیلم بر اغراق، گفتوگوهای بیپرده و شخصیتهایی استوار است که رفتارشان از هنجارهای مهمانی معمولی فاصله دارد. این انتخاب میتواند لحظههایی سبک و سرگرمکننده بسازد؛ بهخصوص وقتی واکنشهای خشک و کنترلشدهٔ مولی یا ابی در برابر رفتارهای عجیب اطرافیان قرار میگیرد.
فضای شلوغ خانه نیز زمینهای مناسب برای سوءتفاهم و برخوردهای ناگهانی فراهم میکند. فیلم از این جهت برای مخاطبی که به کمدیِ گروهی و بیتکلف علاقه دارد، گهگاه جذاب میشود. اما شوخیها همیشه به اندازهٔ موقعیتهایشان تازه یا دقیق نیستند. بسیاری از آنها از همان ابتدا مسیر خود را آشکار میکنند و به جای آنکه از شخصیتپردازی یا غافلگیری زبانی نیرو بگیرند، بر غرابت صرف تکیه دارند.
اغراق، وقتی تکرار شود و پیامد دراماتیک نداشته باشد، بهتدریج اثر خود را از دست میدهد. در نتیجه، خندهها بیشتر پراکندهاند تا پیوسته؛ فیلم چند لحظهٔ بامزه دارد، اما رشتهای از شوخیهای نیرومند و ماندگار نمیسازد. دوستی، تنهایی و خانوادهٔ انتخابی زیر لایهٔ شلوغ کمدی، فیلم به موضوعاتی چون جدایی، تنهایی، رابطهٔ مادر و دختر و معنای خانوادهٔ انتخابی توجه دارد.
« فضای شلوغ خانه نیز زمینهای مناسب برای سوءتفاهم و برخوردهای ناگهانی فراهم میکند. »
قوتها و کاستیها
مولی و ابی هر دو در مرحلهای آسیبپذیر از زندگیاند، اما زخمهایشان شکل یکسانی ندارد. یکی با پیامدهای طلاق و مسئولیتهای تازه روبهروست و دیگری هنوز از رابطهای گذشته دلکنده نشده است. دوستی آنها میتوانست ستون عاطفی فیلم باشد: رابطهای که هم پناهگاه است و هم گاهی از توقعات و رنجشهای ناگفته سنگین میشود.
فیلم زمانی موفقتر است که اجازه میدهد این پیوند از پشت شوخیها بیرون بیاید. در آن لحظات، «Friendsgiving» یادآوری میکند که صمیمیت همیشه به معنای هماهنگی کامل نیست و گاه آدمها فقط با پذیرفتن آشفتگی یکدیگر کنار هم میمانند. بااینهمه، مضمونها اغلب بهسرعت مطرح میشوند و پیش از آنکه عمق بگیرند، زیر موج بعدی اتفاقات کمیک محو میشوند.
گرمای موردنظر فیلم وجود دارد، اما از دل روایت بهطور پیوسته رشد نمیکند. فرم و فضاسازی فیلم عمدتاً بر فضای محدود خانه و رفتوآمد مهمانان تکیه دارد؛ انتخابی که با ماهیت داستان سازگار است و امکان میدهد فشار جمعیِ مهمانی احساس شود. خانه قرار است به میدان برخورد شخصیتها بدل شود، اما طراحی صحنه و میزانسن بهندرت از این کارکرد فراتر میروند.
« مولی و ابی هر دو در مرحلهای آسیبپذیر از زندگیاند، اما زخمهایشان شکل یکسانی ندارد. »
جمعبندی
فیلم بیش از آنکه با تصویر، جزئیات محیط یا ترکیببندی قاب به شخصیتها عمق بدهد، بر گفتوگو و اجرای بازیگران متکی است. این سادگی بهخودیخود ایراد نیست، ولی وقتی روایت نیز پراکنده باشد، کمبود تنوع بصری محسوستر میشود. جمعبندی «Friendsgiving» کمدیای است با ایدهای مناسب برای یک مهمانیِ پرهرجومرج و گروه بازیگرانی که میتوانند به صحنهها جان بدهند، اما فیلمنامه از تبدیل این امکانات به روایتی یکپارچه بازمیماند.
فیلم در بهترین لحظههایش فضایی گرم و دوستانه دارد و از تضاد میان شخصیتهای نامتجانس خنده میگیرد؛ در لحظههای ضعیفتر، با انباشت شوخیهای قابلپیشبینی و خردهماجراهای کماثر، تمرکز خود را از دست میدهد. حاصل، اثری سبک و گاه سرگرمکننده است که بیش از قصهگویی منسجم، بر انرژی جمعی بازیگران تکیه دارد.
برای تماشایی بیدغدغه در حالوهوای تعطیلات میتواند انتخابی پذیرفتنی باشد، اما انتظار کمدیای ظریف، منسجم یا عمیق را برآورده نمیکند.
« این سادگی بهخودیخود ایراد نیست، ولی وقتی روایت نیز پراکنده باشد، کمبود تنوع بصری محسوستر میشود. »



ثبت دیدگاه