نقد و بررسی
نقد Gimme Danger | 2016
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
روایتی از صدایی که پیش از زمانهاش رسید «Gimme Danger» مستندی است دربارهٔ گروه استوجز، اما اهمیتش در این نیست که صرفاً زندگینامهای تصویری از یک گروه راک عرضه میکند. فیلم میکوشد نشان دهد چگونه چهار نوازنده از آن آربرِ میشیگان، در فضایی آکنده از هیاهوی فرهنگی دههٔ شصت، صدایی پدید آوردند که با آرمانگرایی آرام و خوشآهنگ موسیقی رایج آن دوران سر سازگاری نداشت.
به کارگردانی جیم جارموش، مستند مسیر شکلگیری گروه، ناکامیهای نخستین و تأثیر دیرپای آن را دنبال میکند؛ روایتی که بیش از آنکه به اسطورهسازیِ پرطمطراق متکی باشد، شور و آشفتگیِ زیستهٔ خود گروه را به نمایش میگذارد. عنوان فیلم، برگرفته از یکی از ترانههای گروه، لحنی تهدیدآمیز و درعینحال بازیگوش دارد؛ همان ترکیبی که در موسیقی استوجز نیز شنیده میشود.
اینجا با داستان هنرمندانی روبهرو هستیم که در آغاز نه با استقبال گسترده مواجه شدند و نه به موفقیت تجاری چشمگیری دست یافتند، اما صدای خشن و بیاعتنایشان به قواعد، بعدها در شکلگیری راک پانک و موسیقی آلترناتیو پژواک پیدا کرد. فیلم در همین فاصله میان شکستِ زمانهٔ خود و پیروزیِ میراثشان حرکت میکند.
جیم جارموش و نگاهِ هوادار جارموش در این اثر نه ناظری بیطرف و دور از موضوع، بلکه شیفتهای آگاه است. این شیفتگی در انتخاب مواد، ضرباهنگ روایت و توجه ویژه به شخصیت ایگی پاپ آشکار میشود. از یکسو، چنین نزدیکیای به فیلم گرما و صمیمیت میبخشد؛ از سوی دیگر، گاهی مجال فاصلهگذاری انتقادی را محدود میکند.
« فیلم در همین فاصله میان شکستِ زمانهٔ خود و پیروزیِ میراثشان حرکت میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
«Gimme Danger» بیشتر ادای احترامی پرشور است تا واکاویای سرد و همهجانبه. این رویکرد با جهان سینمایی جارموش بیگانه نیست، اما انتظار مخاطب از فیلمسازی با نگاه فرمیِ متمایز، ممکن است او را به جستوجوی جسارت بیشتری در ساختار مستند بکشاند. فیلم در بخشهایی به شیوهٔ متعارفِ مصاحبه، تصویر آرشیوی و روایت شفاهی تکیه میکند.
بااینحال، حضور خود جارموش در پشت دوربین و علاقهٔ آشکارش به موسیقی استوجز، مانع از آن میشود که اثر به گزارشی بیروح بدل شود. فیلم بیش از آنکه ادعای بیطرفی داشته باشد، موضع خود را روشن میکند: این گروه سزاوار شنیدهشدن است. موسیقی؛ نیروی اصلی روایت نیرومندترین بخش فیلم، بیتردید موسیقی است.
استوجز صدایی خام، کوبنده و گاه عمداً ناتراشیده داشت؛ صدایی که در آن بلوز، راک، جَز آزاد و تجربهگرایی روانگردان به هم میرسند. فیلم این ترکیب را تنها با توضیح و تحلیل عرضه نمیکند؛ قطعات اجرایی و تصاویر آرشیوی اجازه میدهند انرژی موسیقی مستقیماً به تماشاگر منتقل شود. در نتیجه، روایت گاه به کناری میرود تا خود صدا معنای تاریخی گروه را بیان کند.
در اجراها، موسیقی استوجز نه تزئینی برای همراهی با تصاویر، بلکه نیروی محرکهٔ فیلم است. صدای خشن سازها و حضور مهارنشدنی ایگی پاپ، تصویری از هنری میسازند که برای جلب رضایت مخاطب شکل نگرفته است. فیلم بهخوبی نشان میدهد که این شور صرفاً به حجم صدا یا رفتارهای صحنهای محدود نمیشد؛ در آن، نوعی بیقراری اجتماعی و میل به شکستن فاصله میان اجراگر و تماشاگر نیز حضور داشت.
« Gimme Danger» بیشتر ادای احترامی پرشور است تا واکاویای سرد و همهجانبه. »
شخصیتها و اجرا
جارموش بر همین وجه مشارکتی تأکید میکند: ایگی پاپ با ورود به میان جمعیت، مرز معمول میان صحنه و سالن را برهم میزد. ایگی پاپ؛ راوی و پیکرهٔ افسانه ایگی پاپ در فیلم هم راوی است و هم یکی از اصلیترین جاذبههای تصویری آن. حضورش در برابر دوربین، با شوخطبعی، صراحت و لحنی گاه بیپروا، تجربهٔ گروه را از سطح تاریخ موسیقی به خاطرهای زنده تبدیل میکند.
او صرفاً دربارهٔ گذشته سخن نمیگوید؛ در شیوهٔ روایتکردنش هنوز چیزی از آن نیروی سرکش باقی مانده است. خاطراتش در کنار تصاویر قدیمی، تضادی جذاب میان مردِ سالخوردهٔ امروز و چهرهٔ پرآشوبِ دوران آغازین میسازند. بااینحال، همین مرکزیت ممکن است گسترهٔ روایت را محدود کند. زندگی و تجربهٔ دیگر اعضا، بهویژه برادران اَشِتون، همواره به اندازهٔ جایگاهشان در شکلدادن به صدای گروه مجال نمییابد.
مستند از اعضای دیگر و همکاران موسیقایی نیز بهره میگیرد، اما کانون عاطفی و روایی آن همچنان ایگی پاپ است. چنین انتخابی برای حفظ انسجام فیلم قابلفهم است، ولی در عین حال، گروه را گاه در سایهٔ شخصیت کاریزماتیک خوانندهاش قرار میدهد. تصاویر آرشیوی و بازیگوشی بصری تصاویر قدیمی و اجراهای زنده، ارزش ویژهای برای فیلم دارند؛ زیرا بخشی از تاریخ استوجز را نه از زبان دیگران، بلکه با نیروی حضور خودشان منتقل میکنند.
عکسها، نماهای آرشیوی و قطعات اجرا، به تماشاگر امکان میدهند ردّ تحول گروه و شدت انرژی صحنهای آن را دنبال کند. در بهترین لحظات، فیلم از این مواد چنان بهره میبرد که گذشته حالتی حاضر و ملموس پیدا میکند. جارموش همچنین با پویانمایی و مونتاژهای نامتعارف، لحنی بازیگوش به مستند میدهد.
« ایگی پاپ؛ راوی و پیکرهٔ افسانه ایگی پاپ در فیلم هم راوی است و هم یکی از اصلیترین جاذبههای تصویری آن. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این لحظهها از بازسازی خشک تاریخ جلوگیری میکنند و با روحیهٔ نامنظم و ضدقاعدهٔ گروه تناسب دارند. فیلم گاه بهجای آنکه صرفاً اطلاعات را پشت سر هم بچیند، از تصویر و تدوین برای ساختن حالوهوایی خیالپردازانه استفاده میکند. بااینحال، این خلاقیت همیشه به یک اندازه مؤثر نیست: تکرار نماهای آرشیوی یا مکث طولانی بر مصاحبهشوندگان، در بخشهایی از ریتم میکاهد و انرژیای را که موسیقی میآفریند، موقتاً فرو مینشاند.
زمینهٔ تاریخی و محدودیتهای روایت یکی از دستاوردهای فیلم، قرار دادن استوجز در بستر فرهنگی و جغرافیایی زمانهشان است. آن آربر در روایت مستند تنها محل تولد گروه نیست؛ شهری است که فضای کارگری و صنعتیاش در کنار حضور دانشگاه و جریانهای هنری و سیاسی، محیطی متناقض و پربار فراهم میکرد.
فیلم به این زمینهها سر میزند و نشان میدهد صدای گروه چگونه از برخورد میان زندگی محلی، تجربههای موسیقایی گوناگون و واکنش به جریان غالب فرهنگ جوانان شکل گرفت. اما این زمینهپردازی گاهی فشرده و کمعمق باقی میماند. مستند بیش از آنکه پژوهشی فراگیر دربارهٔ شرایط اجتماعی و فرهنگی باشد، بر خاطرات اعضا و روایت شکلگیری گروه تمرکز دارد.
برخی بخشهای زندگی اعضا و پیامدهای شخصیِ فراز و فرودهایشان بهاختصار میگذرند؛ افزون بر این، پیوند میان تجربههای فردی و تحولات گستردهتر موسیقی همیشه با جزئیات کافی گسترش نمییابد. این کاستی برای مخاطبی که پیشتر با استوجز آشناست، شاید چندان مانع لذتبردن نباشد، اما برای بینندهای که به دنبال تصویری جامع و تحلیلی از تاریخ گروه است، محسوس خواهد بود.
« این لحظهها از بازسازی خشک تاریخ جلوگیری میکنند و با روحیهٔ نامنظم و ضدقاعدهٔ گروه تناسب دارند. »
قوتها و کاستیها
میراثی فراتر از موفقیت زمانه فیلم بهدرستی بر فاصلهٔ میان کامیابی تجاری و نفوذ هنری تأکید میکند. استوجز در سالهای نخست راه آسانی نداشتند؛ آثارشان آنگونه که شرکتهای ضبط انتظار داشتند فروش نرفت و اجراهایشان همیشه با استقبال روبهرو نشد. بااینهمه، صدای آنان در نسلهای بعدی راه خود را پیدا کرد.
تأثیر گروه بر موسیقی پانک و آلترناتیو، در روایت فیلم نه به شکل فهرستی از نامها، بلکه بهعنوان نتیجهٔ طبیعیِ رهایی از قواعد رایج عرضه میشود. این نگاه به میراث، یکی از بخشهای خوشساخت فیلم است: ارزش هنری نه با موفقیت فوری سنجیده میشود و نه با پذیرش عمومی در لحظهٔ آفرینش. استوجز ممکن بود در زمان خود برای بسیاری نامأنوس، خشن یا حتی ناخوشایند جلوه کند، اما همین بیاعتنایی به پسند روز، بعدها به سرچشمهٔ الهام بدل شد.
مستند در اینجا از ستایش ساده فراتر میرود و پرسشی مهمتر پیش میکشد: چه زمانی یک شکست ظاهری، در واقع آغاز تأثیری ماندگار است؟ جمعبندی «Gimme Danger» مستندی سرزنده و صمیمی است که با تکیه بر موسیقی، تصاویر آرشیوی و روایت پرجاذبهٔ ایگی پاپ، جهان استوجز را برای مخاطب ملموس میکند. فیلم در ثبت شور اجراها و نشاندادن فاصلهٔ گروه با جریان غالبِ زمانه موفق است و با لحظههایی از مونتاژ و پویانمایی، از قالب خشک زندگینامهای فاصله میگیرد.
در مقابل، ساختار کلی آن چندان دور از الگوی متعارف مستند موسیقی نیست؛ بعضی زمینهها گذرا میمانند و تأکید فراوان بر مصاحبهها و مواد آرشیوی گاه ضرباهنگ را کند میکند. با وجود این محدودیتها، فیلم نیروی اصلی موضوعش را از دست نمیدهد. «Gimme Danger» بیش از آنکه آخرین کلمه دربارهٔ استوجز باشد، دعوتی است برای شنیدن دوبارهٔ صدایی که در زمان خود غریب و دشوار به نظر میرسید، اما بعدها به یکی از سرچشمههای مهم راک معاصر بدل شد.
« میراثی فراتر از موفقیت زمانه فیلم بهدرستی بر فاصلهٔ میان کامیابی تجاری و نفوذ هنری تأکید میکند. »



ثبت دیدگاه