نقد و بررسی
نقد Talentless Nana | 2020
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
نقد و بررسی مجموعهٔ «Talentless Nana» «Talentless Nana» در آغاز چنان خود را به هیئت داستانی آشنا درمیآورد که ممکن است مخاطب گمان کند با روایتی مدرسهای دربارهٔ نوجوانان صاحب قدرت روبهرو است: جزیرهای دورافتاده، دانشآموزانی با تواناییهای خارقالعاده و تهدیدی بیرونی که «دشمنان بشریت» نام گرفته است.
اما این ظاهر آرام و آشنا، بیش از آنکه مقصد باشد، دام روایی اثر است. مجموعه بهسرعت مسیر خود را عوض میکند و از قصهای دربارهٔ پرورش قهرمانان به داستانی دربارهٔ بدگمانی، فریب و شکنندگی اعتماد بدل میشود. همین تغییر، موتور اصلی جذابیت آن است؛ تغییری که بهتر است بیآنکه جزئیاتش افشا شود، فقط بهعنوان نقطهٔ عطفی در تجربهٔ تماشا شناخته شود.
بازی با انتظار مخاطب نخستین امتیاز «Talentless Nana» در نحوهٔ مدیریت انتظار است. اثر از نشانههایی بهره میگیرد که برای مخاطب انیمه آشنا هستند: مدرسهای ویژه، دانشآموزانی با قدرتهای متفاوت و وعدهٔ نبردی بزرگ برای نجات جهان. سپس با جابهجایی زاویهٔ دید و بازتعریف موقعیت، نشان میدهد که ظاهر ماجرا را نباید بیچونوچرا پذیرفت.
این غافلگیری نه صرفاً شوکی لحظهای، بلکه اعلام شیوهٔ روایت مجموعه است: آنچه میبینیم ممکن است تمام حقیقت نباشد و هر برداشت، با اطلاعات تازهای دوباره زیر سؤال برود. این تمهید بهویژه در قسمتهای آغازین مؤثر است، زیرا مخاطب را وادار میکند نهفقط شخصیتها، بلکه خود روایت را نیز ارزیابی کند.
« اما این ظاهر آرام و آشنا، بیش از آنکه مقصد باشد، دام روایی اثر است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
در پی همین تغییر، پرسش محوری داستان از «چه کسی قدرت بیشتری دارد؟» به «چه کسی حقیقت را میگوید و چه کسی میتواند دیگری را بفریبد؟» جابهجا میشود. با این حال، موفقیت چنین آغازی خطر مهمی نیز دارد: هرچه اثر بر غافلگیری تکیه کند، باید در ادامه چیزی فراتر از تکرار همان شوک ارائه دهد. «Talentless Nana» در بخشهای زیادی از مسیر این تعادل را حفظ میکند، اما گاهی پیچشها بیش از آنکه از دل شخصیتها بجوشند، برای حفظ ضرباهنگ داستان به نظر میرسند.
نانا؛ قهرمانی که باید مدام بازخوانی شود مرکز ثقل مجموعه، نانا هیراگی است؛ شخصیتی که جذابیتش از فاصلهٔ میان ظاهر اجتماعی و نیتهای پنهان او شکل میگیرد. نانا در جمع، خوشرو، صمیمی و قابلاعتماد جلوه میکند، اما در خلوت، موقعیتها را میسنجد، واکنش دیگران را زیر نظر میگیرد و برای هر برخورد سناریویی در ذهن میسازد.
او برخلاف بسیاری از شخصیتهای این جهان، به قدرت ذاتی متکی نیست و باید با مشاهده، استدلال، شناخت نقاط ضعف و دستکاری روابط پیش برود. بنابراین کشمکش او تنها با دیگران نیست؛ با محدودیتهای خودش نیز درگیر است. تماشای نانا از آن رو جذاب است که مجموعه اجازه نمیدهد رابطهٔ مخاطب با او بهسادگی تثبیت شود.
گاه هوش و جسارتش تحسینبرانگیز به نظر میرسد و گاه رفتارهایش فاصلهای اخلاقی و عاطفی ایجاد میکند. او نه قهرمانی بینقص است و نه شروری که بتوان بهآسانی از او رویگرداند. این ابهام، بهخصوص هنگامی کار میکند که داستان میان برنامهریزی حسابشده و واکنشهای غیرقابلپیشبینی دیگران رفتوآمد دارد.
« بنابراین کشمکش او تنها با دیگران نیست؛ با محدودیتهای خودش نیز درگیر است. »
شخصیتها و اجرا
با این همه، گاهی روایت چنان بر زیرکی او تأکید میکند که میزان موفقیتش از تواناییهای نشاندادهشده فراتر میرود؛ در چنین لحظههایی، مرز میان مهارت واقعی و امتیاز داستانی کمرنگ میشود. معما، تعلیق و ریتم روایت ساختار هر بخش معمولاً بر مسئلهای تازه، رفتاری مشکوک یا موقعیتی بحرانی بنا میشود.
این الگو به «Talentless Nana» حالوهوای معمایی میدهد و تماشاگر را به جستوجوی سرنخها و سنجیدن احتمالات فرامیخواند. اطلاعات معمولاً قطرهچکانی ارائه میشود و بسیاری از گفتوگوها دو لایه دارند: آنچه شخصیتها بر زبان میآورند و آنچه ممکن است در پسِ سخنانشان پنهان باشد. نتیجه، فضایی است که در آن حتی لحظههای نسبتاً آرام نیز میتوانند حامل تهدید یا سوءظن باشند.
ریتم اثر در بیشتر مواقع پرشتاب و درگیرکننده است. هر پاسخ معمولاً پرسشی تازه میسازد و هر اطمینان، امکان تردید دیگری را پیش میکشد. این شیوه برای مخاطبی که به تریلرهای روانشناختی و بازیهای ذهنی علاقه دارد، لذتبخش است؛ اما پیامدش آن است که برخی رخدادها فرصت کافی برای نشستن و اثرگذاری پیدا نمیکنند.
گاهی مجموعه آنقدر مشتاق است مخاطب را به غافلگیری بعدی برساند که پیوند میان علت و معلول را فشرده یا کمرنگ میکند. ازاینرو، تعلیق آن هرچند مؤثر است، همیشه با منطق روایی همپایگی ندارد. شخصیتهای فرعی و مسئلهٔ باورپذیری دانشآموزان دیگر صرفاً زمینهای برای نمایش نقشههای نانا نیستند؛ هرکدام با توانایی، منش و واکنش متفاوت خود، امکانهای تازهای برای تعارض فراهم میکنند.
« معما، تعلیق و ریتم روایت ساختار هر بخش معمولاً بر مسئلهای تازه، رفتاری مشکوک یا موقعیتی بحرانی بنا میشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
حضور شخصیتهایی مانند کیویا و میچورو نیز به روایت تنوع میدهد و نشان میدهد که اعتماد، همدلی و شک میتوانند در این محیط معنایی متغیر داشته باشند. برخی رابطهها بهتدریج از سطح ابزارهای داستانی فراتر میروند و بار عاطفی پیدا میکنند؛ همین جنبه است که بخشهایی از مجموعه را از یک معمای مکانیکی صرف جدا میسازد.
با این حال، یکی از ضعفهای آشکار اثر در ترسیم واکنش بعضی شخصیتهاست. گاه دانشآموزان در برابر نشانههای مشکوک بیش از حد سادهدل یا بیاحتیاطاند، بهخصوص وقتی انتظار میرود از تجربههای پیشین خود درس گرفته باشند. این سادهباوری به نفع نقشههای نانا تمام میشود، اما میتواند تعلیق را تضعیف کند: مخاطب بهجای آنکه از هوش قهرمان شگفتزده شود، ممکن است از کمدقتی اطرافیانش کلافه شود.
اگر شخصیتهای مقابل اندکی محتاطتر و واکنشهایشان پیچیدهتر بود، پیروزیها و شکستها وزن بیشتری پیدا میکردند. مضمونهای اخلاقی و فضای روانشناختی در زیر سطح بازیهای ذهنی، مجموعه پرسشهایی دربارهٔ قدرت، اطاعت و مرجعیت اخلاقی طرح میکند. چه کسی حق دارد دیگری را تهدید بشمارد؟ آیا هدفی ادعایی میتواند خشونت را توجیه کند؟
و اگر اطلاعاتی که انسان بر اساس آن داوری میکند ناقص یا جهتدار باشد، مسئولیت اخلاقی تصمیمهایش چگونه تغییر میکند؟ «Talentless Nana» پاسخهای قطعی و مفصل برای این پرسشها نمیدهد، اما ارزشش در آن است که تماشاگر را در موقعیت داوری ناپایدار قرار میدهد. همدلی با یک شخصیت میتواند با افشای اطلاعاتی تازه فروبریزد و قضاوتی سختگیرانه با دیدن رنج یا انگیزهای انسانی پیچیدهتر شود.
« با این حال، یکی از ضعفهای آشکار اثر در ترسیم واکنش بعضی شخصیتهاست. »
قوتها و کاستیها
این نگاه، بهویژه در برخورد با نوجوانان داستان اهمیت دارد. آنان هم دانشآموزند و هم در جهانی آکنده از ترس، نظارت و انتظارات بزرگسالان قرار گرفتهاند. قدرت خارقالعاده در اینجا فقط امتیاز نیست؛ مسئولیت، خطر و وسیلهای برای کنترل نیز هست. مجموعه گاهی این مضمون را با ظرافت پیش میبرد و گاهی برای پیشبرد حادثه از کنار آن میگذرد، اما فضای کلی آن همچنان حس ناامنی اخلاقی را حفظ میکند: در این جزیره، هیچکس بهآسانی نمیتواند خود را بیرون از بازی قدرت تصور کند.
اجرا، تصویر و موسیقی از نظر بصری، «Talentless Nana» بیش از آنکه به نمایشهای پرجزئیات و نبردهای بزرگ متکی باشد، بر چهرهها، مکثها و فضای محدود مدرسه تمرکز میکند. این انتخاب با ماهیت معمایی اثر سازگار است؛ نگاهها و واکنشهای کوتاه میتوانند به اندازهٔ یک درگیری مستقیم معنا داشته باشند.
طراحی شخصیتها نیز در نگاه نخست روشن و قابلتشخیص است، هرچند گاه همین سادگی، بهخصوص در صحنههای پرتنش، از شدت تأثیر بصری میکاهد. موسیقی و صداگذاری عموماً در خدمت حفظ اضطراب و تغییر لحن قرار میگیرند. مجموعه میکوشد از سکوت، مکث و گفتوگوی درونی برای نگهداشتن توجه استفاده کند و در لحظههای احساسی، فضا را از سردی معما به اندوه و آسیبپذیری نزدیک سازد.
نقطهٔ قوت اصلی اجرا، نه شکوه تکنیکی، بلکه هماهنگی نسبی آن با روایت است؛ بااینحال، کیفیت بصری همواره در حدی نیست که بهتنهایی صحنهها را ماندگار کند. بار اصلی جذابیت همچنان بر دوش فیلمنامه، شخصیت محوری و کشش معماهاست. جمعبندی «Talentless Nana» اثری سرگرمکننده و پرتعلیق است که با آغاز فریبندهاش مخاطب را از مسیر آشنای داستانهای مدرسهای منحرف میکند و سپس بر پایهٔ سوءظن، فریب و بازنگری در قضاوتها پیش میرود.
« این نگاه، بهویژه در برخورد با نوجوانان داستان اهمیت دارد. »
جمعبندی
نانا بهعنوان شخصیتی چندوجهی، موتور اصلی این کشش است و معماهای پیاپی، تماشای مجموعه را پیگیرانه میکنند. در سوی دیگر، سادهلوحی برخی شخصیتها و نقشههایی که گاه بیش از اندازه به تصادف یا سهلانگاری دیگران متکیاند، از استحکام منطقی روایت میکاهند. با وجود این لغزشها، مجموعه در ایجاد حس کنجکاوی و ترکیب تعلیق با لحظههای عاطفی کامیاب است.
پایانبندی فصل نیز حالوهوایی تأثیرگذار دارد و پرسشهایی برای ادامه باقی میگذارد، بیآنکه لازم باشد در این نقد جزئیات آن فاش شود. «Talentless Nana» بیش از آنکه مطالعهای بینقص دربارهٔ هوش و اخلاق باشد، یک تریلر روایی خوشکشش است؛ اثری که ممکن است در منطق برخی گرهها محل بحث باشد، اما در برانگیختن تردید و واداشتن مخاطب به دنبالکردن قدم بعدی شخصیتها توانایی چشمگیری دارد.
« نانا بهعنوان شخصیتی چندوجهی، موتور اصلی این کشش است و معماهای پیاپی، تماشای مجموعه را پیگیرانه میکنند. »



ثبت دیدگاه