نقد و بررسی
نقد Senior Year | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به سال آخر «Senior Year» با ایدهای سرراست و در عین حال پُرظرفیت آغاز میشود: نوجوانی که بیست سال از زندگیاش را در کما گذرانده، در سیوهفتسالگی بیدار میشود و میکوشد رؤیای ناتمام دوران دبیرستانش را به سرانجام برساند. استفانی، که در ذهن خود هنوز همان دختر هفدهساله است، به مدرسه بازمیگردد تا دیپلم بگیرد و جایگاهی را به دست آورد که زمانی تصور میکرد مهمترین دستاورد زندگیاش خواهد بود.
برخورد آرمانهای جوانی با واقعیتهای بزرگسالی، مادهٔ خام مناسبی برای کمدی و تأمل فراهم میکند؛ اما فیلم بیش از آنکه این ظرفیت را بکاود، اغلب به موقعیتهای آشنای کمدیِ بازگشت به دبیرستان بسنده میکند. موتور اصلی روایت نه رازآلودگی حادثهٔ آغازین، بلکه فاصلهٔ میان تصویری است که استفانی از زندگی در ذهن ساخته و جهانی است که پس از دو دهه با آن روبهرو میشود.
او باور دارد محبوبیت، ظاهر آراسته و رسیدن به عنوان ملکهٔ جشن، سرانجام خوشبختی را تضمین میکنند. فیلم از همین باور سادهدلانه برای خلق موقعیتهای طنز استفاده میکند و همزمان میکوشد نشان دهد که رشد کردن، گاهی به معنای بازنگری در همان هدفهایی است که زمانی تمام افق زندگی به نظر میرسیدند.
نوستالژی بهمثابه نیروی محرک بخش مهمی از جذابیت «Senior Year» در بازسازی حالوهوای اوایل دههٔ دوهزارم نهفته است؛ دورانی که موسیقی پاپ، مدهای پرزرقوبرق، مجلات نوجوانان و نشانههای فرهنگی آن زمان، بخشی از زبان روزمرهٔ شخصیتها بودند. این جزئیات تنها تزئین صحنه نیستند: آنها جهانِ منجمد ذهن استفانی را ملموس میکنند و تضاد میان خاطرههای او و محیط امروزی مدرسه را به سرچشمهای برای شوخی بدل میسازند.
« او باور دارد محبوبیت، ظاهر آراسته و رسیدن به عنوان ملکهٔ جشن، سرانجام خوشبختی را تضمین میکنند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
تفاوت فناوریها و شیوههای ارتباطی، بهویژه وقتی با برداشتهای قدیمی او از شهرت و محبوبیت روبهرو میشوند، لحظاتی سرزنده میآفرینند. بااینحال، نوستالژی گاه به جای آنکه زمینهای برای روایت باشد، خود به مقصد تبدیل میشود. ارجاعهای فرهنگی یکی پس از دیگری ظاهر میشوند، اما همیشه در خدمت پیشبرد شخصیت یا گسترش معنای داستان نیستند.
فیلم در یادآوری نشانههای یک دوره تواناست؛ در فهمیدن اینکه آن دوره چه اثری بر آدمهایش گذاشته، بهمراتب محتاطتر عمل میکند. از این رو، تماشاگرانی که خاطرهای از آن سالها دارند ممکن است بیشتر از کسانی که با آن فضا آشنا نیستند با فیلم همراه شوند، بیآنکه این همراهی الزاماً به تجربهای عمیقتر بینجامد.
طنزِ برخورد دو نسل استفانی در مدرسهٔ تازهاش با نسلی روبهرو میشود که قواعد اجتماعی، حساسیتها و راههای دیدهشدنش با آنچه او میشناخت تفاوت دارد. فیلم از این شکاف برای ساختن طنز استفاده میکند: شخصیت اصلی موقعیتهای تازه را با منطق قدیمی خود تفسیر میکند و بارها از این فاصله غافلگیر میشود.
بهترین لحظات کمدی زمانی شکل میگیرند که شوخی از دل همین سوءتفاهمها بیرون میآید، نه آنگاه که فیلم صرفاً تفاوتهای نسلها را به رخ میکشد. اما نگاه فیلم به تغییرات فرهنگی همیشه یکدست نیست. گاهی رفتارهای امروزی نوجوانان را با نگاهی کنایهآمیز تصویر میکند و گاهی میکوشد آنها را نشانهٔ پیشرفت و فراگیری بداند.
« بااینحال، نوستالژی گاه به جای آنکه زمینهای برای روایت باشد، خود به مقصد تبدیل میشود. »
شخصیتها و اجرا
این دو رویکرد میتوانستند تنشی جذاب بسازند، اگر فیلم موضع و پرسشهایش را روشنتر میکرد. در شکل کنونی، شوخیها بعضی وقتها میان نقد رفتارهای نمایشی و تمسخر ارزشهای تازه سرگردان میمانند؛ در نتیجه، تماشاگر ممکن است نداند فیلم دقیقاً با چه چیزی مخالفت میکند یا چه چیزی را میپذیرد.
اجرای بازیگران و مرکزیت Rebel Wilson Rebel Wilson بار اصلی فیلم را بر دوش میکشد و در نقش زنی که ذهنش در گذشته مانده، از توانایی همیشگیاش در بازی با اعتمادبهنفس، بیپروایی و فاصلهٔ میان ظاهر و برداشت دیگران بهره میگیرد. اجرای او در لحظات آرامتر و واکنشهای خشک و کماغراق، گاه از شوخیهای پرهیاهو مؤثرتر است؛ بهخصوص زمانی که استفانی با موقعیتی روبهرو میشود که هنوز آن را با معیارهای دوران نوجوانی میسنجد.
همین حضور، فیلم را از تبدیل شدن به رشتهای بیروح از موقعیتهای کمیک نجات میدهد. Angourie Rice نیز در نقش نسخهٔ نوجوان استفانی، پیوندی باورپذیر میان دو دوره از زندگی او برقرار میکند. نقشآفرینی او کمک میکند شخصیتِ جوان تنها تصویری جداگانه از قهرمان بزرگسال نباشد، بلکه ریشههای رفتار و آرزوهای او را نشان دهد.
Mary Holland و Sam Richardson هم با حضور گرم و زمانبندی کمیک خود، به فیلم انرژی میبخشند؛ بااینحال، شخصیتهای فرعی اغلب فرصت کافی برای عبور از چند ویژگی آشنا پیدا نمیکنند. ترکیب بازیگران مستعد است، اما فیلمنامه همیشه مواد دراماتیک متناسب با توانایی آنها فراهم نمیآورد. فیلمنامهای با ایدههای پراکنده بزرگترین مانع فیلم، فاصلهٔ میان ایدهٔ اولیهٔ جذابش و پرداخت روایی آن است.
« این دو رویکرد میتوانستند تنشی جذاب بسازند، اگر فیلم موضع و پرسشهایش را روشنتر میکرد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بازگشت زنی بزرگسال به محیط دبیرستان میتواند پرسشهایی دربارهٔ زمان ازدسترفته، هویت، دوستیهای قدیمی و وابستگی به تأیید دیگران پیش بکشد. «Senior Year» به همهٔ این موضوعها سر میزند، ولی کمتر درنگ میکند تا یکی را بهدرستی بپروراند. داستان اغلب برای رسیدن به موقعیت کمدی بعدی شتاب میگیرد و تغییرات درونی استفانی را با همان سرعت و قطعیتی پیش میبرد که گویی برای شخصیتپردازی، زمان چندانی در نظر گرفته نشده است.
در نتیجه، بعضی شوخیها از خط داستانی جدا میافتند و برخی موقعیتها بیش از آنکه از انتخابهای شخصیتها سرچشمه بگیرند، بهانهای برای رسیدن به یک لحظهٔ خندهدار به نظر میرسند. طنز رکیک نیز در همهجا کارکرد یکسانی ندارد: گاهی به بیپروایی شخصیت اصلی میافزاید، اما گاهی تنها بر غافلگیری لحظهای تکیه میکند و خندهٔ پایداری برنمیانگیزد.
این آشفتگی لحن، میان کمدی سبک، هجو فرهنگی و داستانی دلگرمکننده رفتوآمد میکند، بیآنکه این عناصر همیشه به هم جوش بخورند. محبوبیت، بلوغ و فرصت ازدسترفته در زیر لایهٔ شوخیها، فیلم ایدهای قابلاعتنا دربارهٔ وسواس به محبوبیت دارد. استفانی در نوجوانی چنان به جایگاه اجتماعی دل میبندد که آن را معیاری برای سنجیدن ارزش خود و آیندهاش میبیند.
بازگشت او به مدرسه فرصتی فراهم میکند تا این باور با واقعیت برخورد کند و روشن شود که آنچه در نوجوانی قلهٔ کامیابی به نظر میرسید، الزاماً در بزرگسالی معنای چندانی ندارد. این تقابل، بهویژه در رابطهٔ او با دوستان قدیمی و در مواجهه با کسانی که مسیر زندگیشان به شکلی غیرمنتظره تغییر کرده، لحظات صمیمانهای میسازد.
« Senior Year» به همهٔ این موضوعها سر میزند، ولی کمتر درنگ میکند تا یکی را بهدرستی بپروراند. »
قوتها و کاستیها
بااینهمه، فیلم این مضمون را بیشتر اعلام میکند تا آنکه از دل تجربهٔ شخصیتها به آن برسد. تحول استفانی به نتیجهای نسبتاً قابلپیشبینی میانجامد و داستان مجال چندانی برای مکث بر هزینههای سالهای ازدسترفته یا دشواریِ کنار آمدن با خودِ تازه نمییابد. پتانسیل عاطفی در ایده وجود دارد، اما بیشتر در لحظات کوتاه و رابطههای دوستانه نمود پیدا میکند تا در ساختاری که از ابتدا تا انتها آن را پرورش دهد.
جمعبندی «Senior Year» کمدیای سبک و پرتحرک است که نوستالژی اوایل دههٔ دوهزارم، حضور بازیگرانی دوستداشتنی و چند موقعیت واقعاً خندهدار را در اختیار دارد. فیلم در بهترین لحظههایش، با شوخیهای برآمده از تفاوت نسلها و گرمای رابطههای قدیمی، سرگرمکننده و دلنشین میشود؛ در لحظههای ضعیفتر، زیر بار ارجاعهای پراکنده، شوخیهای ناهماهنگ و فیلمنامهای شتابزده میماند.
مسیر داستان بهسرعت قابلحدس میشود و پایان نیز بیش از آنکه غافلگیر کند، بر همان پیام آشنای بلوغ و رها کردن آرمانهای سطحی تکیه دارد. این فیلم برای تماشاگرانی مناسب است که یک کمدی بیدردسر با حالوهوای نوستالژیک میخواهند و از خلوچلبازیهای گاهوبیگاه آن لذت میبرند. اما اگر انتظار پرداختی تیزبینانه از دگرگونی فرهنگی، یا کاوشی جدی در زندگیِ متوقفشدهٔ قهرمان دارید، اثر کمتر از ظرفیت ایدهاش ظاهر میشود.
نتیجه، فیلمی است که لحظات دلگرمکننده و خندهآور دارد، اما هیچکدام را به اندازهای پرورش نمیدهد که ضعفهای پراکندهٔ روایت از یاد بروند.
« بااینهمه، فیلم این مضمون را بیشتر اعلام میکند تا آنکه از دل تجربهٔ شخصیتها به آن برسد. »



ثبت دیدگاه