نقد و بررسی
نقد The Party | 1968
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
کمدیِ آشوب در دل تشریفات «The Party» ساختهٔ Blake Edwards، کمدیای است که از یک اشتباه اداری ساده آغاز میشود و بهتدریج سراسر یک مهمانی مجلل را در آشوب فرو میبرد. هروندی وی. باکشی، بازیگر هندیِ کمتجربه و دستوپاچلفتی، بهجای آنکه از استودیوی هالیوود اخراج شود، ناخواسته به مهمانی رئیس آن دعوت میشود.
از همین جابهجایی مضحک، موتور اصلی فیلم روشن میشود: باکشی قصد برهمزدن نظم را ندارد، اما حضورش در فضایی که همهچیز بر پایهٔ آداب، ظاهر و کنترل بنا شده، مدام حادثه میآفریند. فیلم خیلی زود روشن میکند که با یک داستان پرپیچوخم یا شخصیتیپردازی متعارف روبهرو نیستیم. طرح داستانی بیشتر بهانهای است برای ساختن رشتهای از موقعیتهای کمدی و تصاعدیکردن دردسرها.
پرسش محوری این نیست که باکشی چگونه به هدفی بزرگ میرسد، بلکه این است که مهمانی تا چه اندازه میتواند پیش از فروپاشیِ کامل ظاهر آراستهاش، خرابکاری بعدی را تاب بیاورد. Peter Sellers و نیروی اجرایی نقش ستون اصلی فیلم بازی Peter Sellers است. او با انرژی بدنی فراوان، مکثهای حسابشده، نگاههای نگران و واکنشهایی که معمولاً یک لحظه دیرتر از حد انتظار از راه میرسند، باکشی را به مرکز جاذبهٔ صحنهها بدل میکند.
شخصیت او بیش از آنکه با گفتوگو معرفی شود، از طریق حرکت و رفتار شکل میگیرد: دستوپا گمکردن در موقعیتهای رسمی، تلاش برای مؤدبماندن هنگام وقوع فاجعه، و کوششهای بینتیجه برای بازگرداندن اوضاع به حالت عادی. توانایی Sellers در کنترل زمانبندی کمدی، بهویژه در لحظاتی که یک حرکت کوچک پیامدهایی بزرگ پیدا میکند، تماشایی است.
« فیلم خیلی زود روشن میکند که با یک داستان پرپیچوخم یا شخصیتیپردازی متعارف روبهرو نیستیم. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
او میداند چگونه شرمندگی را به کنش بدل کند: بهجای آنکه صرفاً خجالتزده بماند، مدام راهی برای واکنش نشاندادن پیدا میکند؛ راهی که اغلب وضعیت را پیچیدهتر میسازد. همین بازی پرتحرک، حتی زمانی که خود شوخی چندان تازه نیست، به آن جان میدهد. در کنار او، Claudine Longet حضوری آرامتر دارد و نقش یکی از معدود مهمانانی را بازی میکند که باکشی را صرفاً مزاحم یا مضحک نمیبیند.
این آشنایی، اندکی لطافت عاطفی به اثری میافزاید که بیشتر وقتش را صرف نمایش بینظمی میکند؛ هرچند رابطهٔ میان دو شخصیت چندان ژرف یا مفصل پرداخت نمیشود. کمدی بصری و معماریِ خرابکاری یکی از مهمترین انتخابهای Edwards، تکیه بر کمدی بصری است. بسیاری از شوخیها به توضیح یا گفتوگوی طولانی نیاز ندارند؛ تماشاگر کافی است موقعیت را ببیند و منتظر پیامد حرکت بعدی بماند.
فیلم از سازوکارهای سادهای بهره میگیرد: مسیرهای رفتوآمد، درهای رفتوبرگشتی، وسایل خانه و فاصلهٔ میان آنچه مهمانان میخواهند نمایش دهند و آنچه عملاً رخ میدهد. خانهٔ میزبان نیز صرفاً پسزمینه نیست؛ به بخشی از ماشین کمدی بدل میشود. در آغاز، فضا نمایشی از تجمل و نظم است؛ اتاقها و امکانات مدرن باید منزلت میزبان را به رخ بکشند.
اما هرچه مهمانی پیش میرود، همین محیط مرتب بیشتر به میدان موانع تبدیل میشود. اشیا، چیدمان و رفتوآمد آدمها زنجیرهای از پیامدها را میسازند؛ رخدادی کوچک به رخدادی بزرگتر میانجامد و آشوب، همچون موجی که از یک نقطه آغاز شده باشد، در فضا گسترش مییابد. از این منظر، خانه کمکم شکل دستگاهی ناکارآمد را پیدا میکند که با هر تکان، اجزای بیشتری از کنترل خارج میشوند.
« همین بازی پرتحرک، حتی زمانی که خود شوخی چندان تازه نیست، به آن جان میدهد. »
شخصیتها و اجرا
این نگاه بصری به فیلم حالوهوایی نزدیک به کمدی صامت میدهد. Edwards نیز در ساخت اثر به ظرفیت حرکت، میزانسن و موقعیتهای دیداری تکیه کرده است؛ چنانکه در بخشهایی، گفتوگو به جای آنکه حامل شوخی باشد، تنها حاشیهای بر کنشهای فیزیکی است. فیلمبرداریِ قابگسترده نیز به تماشاگر امکان میدهد همزمان با شخصیتها و جزئیات محیط را دنبال کند؛ امری که برای دیدن زنجیرهٔ آشفتگیها اهمیت دارد.
منتقدان نیز به پیوند رویکرد فیلم با سنت کمدی بصری Jacques Tati اشاره کردهاند. هجوِ طبقه و ادب نمایشی مهمانی در این فیلم تنها محل وقوع شوخی نیست؛ صحنهای است برای نمایش آداب طبقاتی. مهمانان میکوشند با تعارف، لباس مناسب و رفتارهای حسابشده تصویری آراسته از خود بسازند. حتی وقتی اوضاع از کنترل خارج میشود، بسیاری از آنان ابتدا میکوشند ظاهر آرام و مؤدبانهشان را حفظ کنند.
همین فاصله میان آشفتگی واقعی و نمایش بیرونیِ خونسردی، یکی از سرچشمههای مؤثر طنز فیلم است. باکشی در این فضا بیگانه به نظر میرسد، اما نه از آن رو که آگاهانه با نظام میزبانان میستیزد. او بیشتر فردی صمیمی و ناآشنا با قواعد نانوشتهٔ جمعی است؛ حضوری که رفتار ساختگی اطرافیان را ناخواسته آشکار میکند.
هر اشتباه او، در عین آنکه به موقعیتی مضحک میانجامد، نشان میدهد این جمع تا چه اندازه به حفظ ظاهر وابسته است. فیلم از این جهت میتواند نوعی شورش کمیک علیه تشریفات تلقی شود: هرچه نظم رسمی شکنندهتر باشد، تماشای فروریختنش لذتبخشتر میشود. بااینحال، فیلم هجوی اجتماعیِ پیچیده یا دامنهدار نیست.
« این نگاه بصری به فیلم حالوهوایی نزدیک به کمدی صامت میدهد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
نگاهش بیشتر بر موقعیت فوری و خندهٔ آنی متمرکز است تا بر تحلیل عمیق ساختار هالیوود یا طبقهٔ مرفه. اشارههای انتقادی در دل طراحی مهمانی و رفتار مهمانان حضور دارند، اما معمولاً زیر فشار شوخیهای بدنی و حادثههای پیدرپی قرار میگیرند. مسئلهٔ بازنمایی و محدودیت تاریخی مهمترین دشواریِ تماشای امروزی فیلم به شیوهٔ بازنمایی باکشی بازمیگردد.
Peter Sellers بازیگری سفیدپوست است که با گریم تیره و لهجهای اغراقآمیز نقش مردی هندی را بازی میکند. این انتخاب بخشی از طنز فیلم را به تقلید از هویت و ویژگیهای قومی گره میزند و امروز نمیتوان آن را تنها یک تصمیم اجراییِ بیمسئله دانست. باکشی در بعضی لحظات فردی دوستداشتنی و بیآزار است، اما این خصلتها مشکلِ کلیشهسازی را از میان نمیبرند.
همین دوگانگی، واکنش به فیلم را پیچیده میکند. از یک سو، انرژی Sellers و طراحی کمدی میتوانند سرگرمکننده باشند؛ از سوی دیگر، گریم و لهجهٔ شخصیت ممکن است پیوسته مانع از آن شوند که تماشاگر با خیال آسوده در خندهٔ فیلم شریک شود. نقدهای معاصر نیز به همین تنش توجه کردهاند: فیلم از یک طرف در برابر نخوت و انحصار میزبانان میایستد، اما از طرف دیگر، شخصیت محوریاش را بر پایهٔ تصویری کلیشهای از یک مرد هندی بنا میکند.
این مسئله را بهتر است نه با پاککردن ارزشهای کمدی فیلم حل کرد و نه با نادیدهگرفتن جنبهٔ آزاردهندهٔ آن. «The Party» هم اثری برخوردار از مهارت در کمدی بصری است و هم محصول دورهای که در آن چنین انتخابی در هالیوود پذیرفتنی شمرده میشد. تماشای امروز، ناگزیر هر دو سوی این واقعیت را همزمان پیش چشم میگذارد.
« نگاهش بیشتر بر موقعیت فوری و خندهٔ آنی متمرکز است تا بر تحلیل عمیق ساختار هالیوود یا طبقهٔ مرفه. »
قوتها و کاستیها
ریتم، تکرار و فرسودگی ساختار زنجیرهای فیلم در ابتدا مزیت بزرگی به شمار میرود. هر حادثه، زمینه را برای گرفتاری بعدی فراهم میکند و تماشاگر از خود میپرسد مهمانی پس از این چه شکلی پیدا خواهد کرد. اما همین الگو، در ادامه، خطر تکرار را نیز در خود دارد. هنگامی که بسیاری از شوخیها بر منطق مشابهی بنا شدهاند ــ لغزشی کوچک، واکنش دستپاچه، و گسترش فاجعه ــ بعضی از آنها بیش از اندازه کش میآیند و اثرشان را از دست میدهند.
فیلم گاه چنان به دوام یک gag اعتماد میکند که تازگی آن پیش از پایان صحنه فرسوده میشود. این ضعف بهخصوص وقتی محسوس است که موقعیتها دیگر غافلگیرکننده نیستند و تماشاگر سازوکار شوخی را از پیش میشناسد. از همین رو، بخشی از انتقاد دربارهٔ طولانیشدن کمدیها و افت انرژی در بخشهای پایانی وارد است.
آشوبِ فزاینده قرار است نیروی فیلم را بالا ببرد، اما انباشت صحنهها همیشه به معنای افزایش خنده نیست. موسیقی Henry Mancini و فضای رنگین و نامتعارف فیلم، به آن هویت ویژهای میبخشند؛ بااینحال، این عناصر نمیتوانند تمام ناهمواریهای ریتم را بپوشانند. فیلم گاه سرزنده و پرابتکار است و گاه چنان در شوخیهای ممتدش مکث میکند که انرژی اولیه افت میکند.
جمعبندی «The Party» کمدیای است متکی بر بازی فیزیکی Peter Sellers، طراحی دیداری Blake Edwards و لذتِ تماشای نظمی که ذرهذره از هم میپاشد. فیلم در نمایش آدابدانیِ تصنعی و تبدیل خانهٔ مجلل به میدان خرابکاری مهارت دارد و شماری از موقعیتهایش بهسبب زمانبندی و اجرای دقیق همچنان سرگرمکنندهاند.
« ریتم، تکرار و فرسودگی ساختار زنجیرهای فیلم در ابتدا مزیت بزرگی به شمار میرود. »
جمعبندی
در عین حال، تکرار بعضی شوخیها و امتداد بیش از اندازهٔ برخی صحنهها مانع از آن میشود که ریتم همیشه به یک اندازه مؤثر بماند. محدودیت مهمتر، بازنمایی کلیشهای باکشی است؛ مسئلهای که در تماشای امروز به حاشیه رانده نمیشود و بخشی جداییناپذیر از تجربهٔ فیلم است. بنابراین، ارزش دیدن «The Party» نه در بینقصبودنش، بلکه در همین ترکیب متناقض نهفته است: کمدی بصریِ خلاق و پرجنبوجوشی که همزمان به انتخابی فرهنگی تکیه دارد که امروز بهدرستی محل پرسش است.



ثبت دیدگاه