نقد و بررسی
نقد The Changeover | 2017
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
شهری زخمی، افسانهای ناآرام «The Changeover» از همان آغاز، جهان خود را نه با جادویی رنگین و دور از واقعیت، بلکه با شهری آسیبدیده و زندگی روزمرهای فرسوده بنا میکند. کریستچرچِ پس از زلزله، با محلههای نیمهویران و نشانههای آشکار گسست، چیزی بیش از پسزمینهای چشمنواز است: زخمی جمعی که پژواک آن به خانهٔ لورا و مناسبات خانوادگی او نیز راه یافته است.
فیلم این پیوند میان ویرانی بیرونی و اضطراب درونی را بهخوبی درمییابد و از آن برای ساختن فضایی استفاده میکند که در آن رخداد فراطبیعی، هرچند نامتعارف، کاملاً بیگانه به نظر نمیرسد. این انتخاب، به اثر هویتی محلی میبخشد؛ جغرافیای داستان را نمیتوان بهآسانی با شهری دیگر جایگزین کرد.
خیابانهای خلوت، ساختمانهای آسیبدیده و فضاهای موقت، حسی از بیثباتی میآفرینند که با تهدیدی که به خانواده نزدیک میشود تناسب دارد. در بهترین لحظهها، فیلم از همین محیط برای ساختن تعلیق بهره میگیرد: امر نامرئی در دل جهانی رخ میدهد که خود از پیش ترک برداشته است. «The Changeover» فیلمی نیوزیلندی در ژانر فانتزی نوجوانانه و وحشت است که Miranda Harcourt و Stuart McKenzie آن را بر پایهٔ رمان Margaret Mahy ساختهاند.
وحشت در فاصلهٔ خانه تا خیابان هستهٔ ترس فیلم در اندازهٔ تهدید آن نیست، بلکه در نزدیکیاش به زندگی خانوادگی است. خطر، متوجه برادر خردسال لورا میشود و بهتدریج آرامش خانه را میفرساید. این وضعیت ظرفیت عاطفی نیرومندی دارد: وحشت از آنجا نیرو میگیرد که تماشاگر میبیند خانواده با مسئلهای روبهروست که راهحلهای عادی برایش کارساز نیستند.
« این انتخاب، به اثر هویتی محلی میبخشد؛ جغرافیای داستان را نمیتوان بهآسانی با شهری دیگر جایگزین کرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
نگرانی مادر، درماندگی بزرگترها و حساسیت لورا نسبت به آنچه در حال وقوع است، قصه را از ماجرایی صرفاً جادویی دور میکند و به تجربهای دربارهٔ ترس از دست دادن پیوند میزند. فضاسازی فیلم نیز در لحظههایی که به سکوت، نگاه یا حضور مبهم یک شخصیت تکیه میکند، اثرگذارتر از زمانی است که آشکارا میکوشد ترس بسازد.
تهدید حالتی خزنده دارد؛ بهجای آنکه پیوسته با صحنههای پرهیاهو پیش برود، از دل امور معمولی سر برمیآورد. بااینحال، فیلم همواره نمیتواند این حس را حفظ کند. ایدهٔ مرکزی وعدهٔ وحشتی تیرهتر و نافذتر میدهد، اما اجرای آن گاهی محتاط میماند و تعلیق پیش از آنکه به اوج برسد فروکش میکند.
به همین دلیل، فضای وهمآلود اثر غالباً جذابتر از میزان ترس واقعی آن است. لورا؛ میان نوجوانی و مسئولیت لورا در موقعیتی دوگانه قرار دارد: هنوز نوجوان است، اما ناچار میشود مسئولیتی را بپذیرد که از توان و تجربهٔ معمول او فراتر میرود. فیلم این وضعیت را به نقطهٔ اتصال فانتزی و درام بلوغ تبدیل میکند.
کشف توانایی نهفتهٔ او فقط مقدمهای برای ورود به نبرد جادویی نیست؛ معنایی شخصی نیز دارد، زیرا لورا باید بفهمد چه کسی است و تا کجا حاضر است برای کسانی که دوستشان دارد پیش برود. Erana James حضور مناسبی برای این نقش فراهم میکند. بازی او آرام و درونی است و به لورا حالتی گوشبهزنگ میدهد؛ گویی شخصیت پیش از آنکه بتواند خطر را توضیح دهد، آن را در بدن و حواس خود احساس میکند.
« تهدید حالتی خزنده دارد؛ بهجای آنکه پیوسته با صحنههای پرهیاهو پیش برود، از دل امور معمولی سر برمیآورد. »
شخصیتها و اجرا
این انتخاب با فضای فیلم سازگار است، هرچند گاه از شدت قاطعیت لازم میکاهد. در برخی بخشها، لورا بیشتر به نقطهای برای عبور اطلاعات و رخدادها تبدیل میشود تا شخصیتی که تصمیمهایش با وزن کامل بر داستان اثر بگذارند. فیلم میخواهد مسیر تحول او را برجسته کند، اما همیشه فرصت کافی برای عمقبخشیدن به انتخابهایش نمیسازد.
بازیگران و نیروی انسانی داستان یکی از امتیازهای فیلم آن است که گروه بازیگران، عناصر فراطبیعی را در بستری انسانی نگه میدارند. Melanie Lynskey در نقش مادر لورا به داستان گرما و نگرانی میبخشد؛ حضورش یادآوری میکند که پیامدهای تهدید فقط به قهرمان نوجوان مربوط نیست و کل خانواده را دربرمیگیرد.
Timothy Spall نیز با بازی در نقش چهرهٔ مرموز و خطرناک داستان، نوعی ناآرامی سرد به فیلم وارد میکند. او لازم نیست همواره آشکارا تهدیدکننده باشد؛ گاه فاصلهٔ میان رفتار عادی و حس نامطمئن پیرامون شخصیتش برای ایجاد بدگمانی کفایت میکند. Lucy Lawless و Nicholas Galitzine نیز به جهان جادویی داستان چهرهای ملموس میدهند.
حضور این بازیگران، بهویژه در کنار اجرای نوجوانان، کمک میکند روابط و کشمکشها از حالت صرفاً قراردادی بیرون بیایند. فیلم از این نظر به بازیهایش متکی است: هرچه قواعد جادو مبهمتر میشوند، باورپذیری عاطفی شخصیتها اهمیت بیشتری پیدا میکند. این اتکا اغلب به سود اثر تمام میشود، اما نمیتواند همهٔ کاستیهای فیلمنامه را جبران کند.
« این انتخاب با فضای فیلم سازگار است، هرچند گاه از شدت قاطعیت لازم میکاهد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
برخی نقشها، با وجود ظرفیت بازیگران، فرصت محدودی برای آشکارشدن پیدا میکنند. جادو؛ استعارهای پرکشش با قواعد ناپایدار فانتزی فیلم از ایدههایی برخوردار است که میتوانند هم بهعنوان سازوکار داستانی و هم استعاره خوانده شوند: فرسایش نیروی زندگی، دگرگونی، میراث خانوادگی و روبهروشدن با بخشی ناشناخته از خویشتن.
این مفاهیم با اضطراب نوجوانی تناسب دارند؛ دورهای که هویت هنوز تثبیت نشده و تواناییهای تازه ممکن است هم نویدبخش باشند و هم هراسآور. جادو در چنین چارچوبی، زبانی برای بیان تغییر است؛ تغییری که نه همیشه ارادی است و نه بیهزینه. مشکل آنجاست که فیلم در توضیح حدود این جادو پیوستگی کافی ندارد.
وقتی قواعد جهان داستانی روشن نباشند، مخاطب دشوارتر میتواند تشخیص دهد کدام خطر واقعاً اجتنابناپذیر است و کدامیک با تصمیمی دیگر برطرف میشد. در نتیجه، کشمکش لورا گاه بهجای آنکه حاصل اراده و انتخاب او به نظر برسد، تابع اطلاعاتی میشود که داستان در لحظهٔ لازم آشکار میکند. ابهام میتواند به رازآلودگی خدمت کند، اما اگر بیش از اندازه ادامه یابد، تعلیق را تضعیف میکند؛ زیرا تماشاگر برای نگرانی به قواعدی نیاز دارد که دستکم حدود خطر را مشخص کنند.
اقتباس و بهای سادهسازی فیلم بر رمان سال ۱۹۸۴ Margaret Mahy تکیه دارد، اما اقتباس از یک اثر ادبی فقط انتقال رویدادها نیست؛ انتخاب این است که کدام ویژگیهای آن در رسانهٔ تازه حفظ شوند و کدام دگرگون. «The Changeover» داستان را در زمانه و شهری معاصر جای میدهد و از این راه، زخمهای واقعی کریستچرچ را وارد جهان فانتزی میکند.
« برخی نقشها، با وجود ظرفیت بازیگران، فرصت محدودی برای آشکارشدن پیدا میکنند. »
قوتها و کاستیها
این جابهجایی میتواند به اثر تازگی ببخشد، اما همزمان فاصلهای میان حالوهوای ادبیات قدیمیتر و قالب آشنای درام نوجوانانهٔ امروزی پدید میآورد. برخی تماشاگران ممکن است این تغییر را بازآفرینیای مستقل بدانند؛ برخی دیگر، بهویژه اگر با رمان مأنوس باشند، آن را سادهسازی یا دورشدن از ظرافتهای متن اصلی تلقی کنند.
در خود فیلم نیز گاهی مسیر قصه آشنا و قراردادی میشود: نوجوانی که به توانایی خاصش پی میبرد، راهنمایانی تازه مییابد و باید در برابر نیرویی تاریک بایستد. این الگو بهخودیخود مانعی نیست، اما فیلم برای متمایزکردن آن به شخصیتپردازی و قواعد منسجمتری نیاز دارد. هرجا که به جزئیات محلی و پیوندهای خانوادگی بازمیگردد، صدای شخصیتری پیدا میکند؛ هرجا به الگوی متعارف فانتزی نوجوانانه تکیه میکند، بخشی از یگانگیاش را از دست میدهد.
ریتم و لحن؛ میان دلنشینی و فرسودگی ریتم فیلم نوسان دارد. بخشهایی از داستان با مکث و فضاسازی پیش میروند و به تماشاگر مجال میدهند رابطهٔ میان خانواده، شهر و تهدید را حس کند. اما همین مکثها گاه به کندی بدل میشوند، بهخصوص زمانی که درام نوجوانانه و کشمکشهای شخصی جای پیشروی تعلیق را میگیرند.
فیلم میکوشد چند لحن را کنار هم نگه دارد: وحشت فراطبیعی، داستان بلوغ، درام خانوادگی و جاذبهٔ عاطفی میان نوجوانان. این ترکیب در لحظههایی صمیمی و دلنشین است، ولی همیشه توازن خود را حفظ نمیکند. از همینرو، تجربهٔ تماشای فیلم به انتظار مخاطب وابسته است. کسی که به فانتزی نوجوانانهای آرام و شخصیتمحور علاقه دارد، احتمالاً از حالوهوای صمیمی و بازیها بهره خواهد برد.
« این الگو بهخودیخود مانعی نیست، اما فیلم برای متمایزکردن آن به شخصیتپردازی و قواعد منسجمتری نیاز دارد. »
جمعبندی
در مقابل، تماشاگرِ جویای وحشتی پیوسته و پرتنش ممکن است احساس کند فیلم از امکانهای تاریک ایدهاش بهاندازهٔ کافی استفاده نمیکند. «The Changeover» بیشتر به جذابیت فضای خود و رابطههای انسانی اتکا دارد تا به ضرباهنگی تند یا صحنههایی که وحشت را به نهایت برسانند. جمعبندی «The Changeover» اثری نامتوازن، اما صاحب هویت است.
مهمترین دستاوردش پیوندزدن فانتزی نوجوانانه با شهری زخمی و خانوادهای آسیبپذیر است؛ پیوندی که به داستان رنگوبویی محلی و عاطفی میدهد. بازیگران نیز در انتقال این صمیمیت سهمی جدی دارند و فضای وهمآلود فیلم، هرچند همیشه به ترسی ماندگار نمیرسد، در لحظههایی جذاب و ناآرامکننده است.
در برابر این امتیازها، روایت گاه کند میشود، قواعد جادویی وضوح کافی ندارند و مسیر تحول لورا همهجا با نیروی لازم پرداخت نمیشود. فیلم در نتیجه نه به وحشتی کاملاً گیرا بدل میشود و نه درام بلوغی کمنقص از کار درمیآید؛ بااینهمه، میان این دو سویه لحظاتی پیدا میکند که صادقانه و دلنشیناند.
ارزش تماشایش بیش از آنکه در تازگی کامل طرح یا شدت ترس باشد، در فضای خاص، بازیهای باورپذیر و کوشش آن برای یافتن جادویی در دل جهانی ازپیشترکخورده نهفته است.
« جمعبندی «The Changeover» اثری نامتوازن، اما صاحب هویت است. »



ثبت دیدگاه