نقد و بررسی
نقد Candy Cane Lane | 2023
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای درخشان برای کریسمسی آشفته «Candy Cane Lane» از فرضی ساده اما پرظرفیت آغاز میشود: پدری که میخواهد در رقابت تزئینات کریسمسی محله پیروز شود، با پریای مرموز پیمان میبندد و ناخواسته موجودات ترانهٔ «دوازده روز کریسمس» را به جهان واقعی میآورد. این نقطهٔ عزیمت، هم ظرفیت خیالپردازی دارد و هم زمینهای آشنا برای کمدی خانوادگی فراهم میکند؛ میل به برندهشدن، رقابت همسایگی و میل به ساختن یک کریسمس بهیادماندنی، میتوانند بهسادگی به بحرانی فانتزی بدل شوند.
فیلم از همین تضاد بهره میگیرد: شور دلنشین تعطیلات در برابر پیامدهای بیقاعدهٔ جادو. اما ایدهٔ خلاقانه بهتنهایی تضمین نمیکند که داستان نیز به همان اندازه منسجم پیش برود. فیلم زود نشان میدهد که تخیل بصری و موقعیتهای نامتعارف را به انسجام دراماتیک ترجیح میدهد. حاصل، اثری است که در بهترین لحظههایش بازیگوش و پرجنبوجوش است، اما در بخشهایی از مسیر، میان شوخی، ماجراجویی و قصهٔ خانوادگی سرگردان میماند.
رقابت محلهای و وسوسهٔ پیروزی کریس، با بازی Eddie Murphy، تنها به چراغانی خانهاش دل نبسته؛ او میخواهد سرانجام در رقابت سالانهٔ محله پیروز شود و از این راه، به آرزویی شخصی جامهٔ عمل بپوشاند. همین انگیزهٔ بهظاهر کوچک، از جنبهای انسانی و قابلفهم برخوردار است. کریس خانوادهدوست است، اما شورش برای جشن و پیروزی گاه چنان بر او غلبه میکند که خواستههای دیگران را در حاشیه میگذارد.
فیلم از این مسیر، به پرسشی آشنا میرسد: چه زمانی اشتیاق برای خوشحالکردن خانواده، به تلاشی خودمحورانه تبدیل میشود؟ این مضمون بالقوه میتوانست ستون اصلی روایت باشد، بهویژه چون خانوادهٔ کارور هر یک دغدغههای مستقل خود را دارند. با این حال، فیلم همیشه فرصت نمیکند این پیوندها را با عمق کافی بپروراند.
« فیلم از همین تضاد بهره میگیرد: شور دلنشین تعطیلات در برابر پیامدهای بیقاعدهٔ جادو. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
هنگامی که موجودات جادویی وارد میدان میشوند، تمرکز از رابطهها به تعقیبوگریز و آشوب بیرونی منتقل میشود. در نتیجه، ایدهٔ عاطفی فیلم گاه بیشتر شبیه یادآوریای در میان ماجراهاست تا نیرویی که تمام روایت را هدایت کند. جادوی ترانه و فرصتهای از دسترفته زندهشدن عناصر ترانهٔ «دوازده روز کریسمس» جذابترین ابزار فیلم است.
این ترانه برای بسیاری از مخاطبان آشناست، اما برگرداندن تصویرهایش به موجودات و رخدادهای واقعی، امکان طنز و شگفتی فراوانی دارد. فیلم از این امکان برای ساختن صحنههایی رنگارنگ و پرتحرک بهره میگیرد و در لحظاتی، همان لذت کودکانهٔ دیدن یک خیال ناممکن را زنده میکند. با این همه، وفور ایدهها بهتدریج به دشواری بدل میشود.
هر اتفاق تازه به شخصیت یا مانع دیگری میانجامد و فیلم برای جمعکردن آنها، پیدرپی از یک موقعیت به موقعیتی دیگر میپرد. بهجای آنکه عناصر ترانه بهصورت زنجیرهای منظم در خدمت تشدید بحران قرار گیرند، گاه حس میشود هر کدام برای افزودن جلوهای تازه به صحنه وارد شدهاند. همین شتاب در انباشتن اتفاقها، از قدرت هر ایده میکاهد: تماشاگر فرصت چندانی ندارد با یک موجود یا موقعیت سرگرم شود، پیش از آنکه توجهش به آشوب بعدی کشیده شود.
بازیها و نیروی کمدی Eddie Murphy حضور محوری فیلم را بر عهده دارد و با تکیه بر واکنشهای سریع و انرژی آشنایش، بخشی از لحظات کمدی را سرپا نگه میدارد. او در نقش پدری که ناگهان باید با پیامدهای معاملهای نسنجیده کنار بیاید، میتواند هم دستپاچگی و هم شور افراطی شخصیت را به نمایش بگذارد.
« هنگامی که موجودات جادویی وارد میدان میشوند، تمرکز از رابطهها به تعقیبوگریز و آشوب بیرونی منتقل میشود. »
شخصیتها و اجرا
با این حال، فیلم همیشه مصالحی همسنگ با توانایی او در اختیارش نمیگذارد؛ بعضی شوخیها بیشتر به موقعیت و جلوهٔ بصری متکیاند تا به ظرافت کلامی یا شخصیتپردازی. Jillian Bell در نقش Pepper، پری دردسرساز و مرموز، حضوری متمایز دارد. بازی او میان شیطنت، سردی و اغراق کمدی حرکت میکند و هر بار که روایت به او بازمیگردد، اندکی از بیرمقی آن کاسته میشود.
Tracee Ellis Ross نیز بهعنوان همسر کریس، گرمای خانوادگی داستان را تقویت میکند، هرچند نقش او و دیگر اعضای خانواده گاهی زیر سایهٔ ماجرای اصلی کمرنگ میشود. ترکیب بازیگران ظرفیت یک کمدی پرانرژی را دارد، اما فیلم به همهٔ آنها مجال یکسانی برای شکلدادن به لحظههای ماندگار نمیدهد.
خانواده؛ قلبی که زیر شلوغی میتپد در پسِ رقابت و جادو، «Candy Cane Lane» میکوشد دربارهٔ خانواده و معنای جشن حرف بزند. کریسمس در نگاه فیلم فقط مجموعهای از چراغها، تزئینات و مسابقهها نیست؛ ارزشش به پیوندهایی وابسته است که این نمادها قرار است آنها را گرامی بدارند. خانوادهٔ کریس در مواجهه با آشفتگی، ناچار میشود از اختلافهای روزمره عبور کند و بهجای تماشاگر ماجرا بودن، در حل آن مشارکت کند.
این وجه، به فیلم مرکز عاطفی میبخشد، اما پرداخت آن همواره به اندازهٔ لازم پیوسته نیست. بعضی گفتوگوهای خانوادگی صادقانه و گرماند، ولی میان آنها فاصلههایی وجود دارد که با ماجراهای فانتزی پر میشوند، بیآنکه رابطهها را چندان تغییر دهند. فیلم در نتیجه، از پیام کلی خود آگاه است، اما گاه آن را با شتاب به یاد مخاطب میآورد؛ نه اینکه همیشه از دل تحول شخصیتها بیرون بکشد.
« Jillian Bell در نقش Pepper، پری دردسرساز و مرموز، حضوری متمایز دارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
با وجود این، همین کوشش برای بازگرداندن توجه از پیروزی بیرونی به اهمیت خانواده، به روایت اندکی ماندگاری میدهد. جهان بصری و حالوهوای جشن از نظر ظاهر، فیلم بهروشنی میخواهد تماشاگر را وارد فضای کریسمسی پرزرقوبرق کند. خانههای چراغانیشده، تزئینات فراوان و رنگهای شاد، جهانی میسازند که عمداً کمی اغراقآمیز است.
این انتخاب با منطق داستان سازگار است: در چنین فضایی، عجیب نیست که یک دکور به دروازهای برای رخدادهای جادویی تبدیل شود. جلوههای دیداری نیز در خدمت همین شور قرار دارند و کمک میکنند جهان روزمره، ناگهان کیفیتی افسانهای پیدا کند. اما پرکاری بصری همیشه با تازگی همراه نیست. گاه جلوهها و عناصر صحنه چنان بر هم انباشته میشوند که تصویر بهجای آنکه چشمنواز باشد، شلوغ به نظر میرسد.
در نیمهٔ دوم، افزایش هیاهو از وضوح و تمرکز میکاهد و تماشاگر ممکن است بیش از آنکه درگیر خطر یا احساس شخصیتها شود، در پی دنبالکردن ازدحام رخدادها بماند. فیلم از نظر ظاهر پرمحصول است، اما این وفور در همهٔ لحظات به یک تجربهٔ سینمایی منسجم تبدیل نمیشود. ریتم، تمرکز و مسئلهٔ طول مهمترین کاستی «Candy Cane Lane» به ریتم و سازماندهی آن بازمیگردد.
داستان با سرعتی مناسب آغاز میشود: رقابت شکل میگیرد، پیمان بسته میشود و پیامد جادویی آن بهتدریج آشکار میگردد. اما با پیشروی فیلم، مسیر اصلی زیر بار شخصیتها، شوخیها و اتفاقهای فرعی کمفروغ میشود. بهجای آنکه هر صحنه بحران را شدت دهد یا شناخت ما از خانواده را گسترش دهد، برخی بخشها صرفاً زمان میگیرند و شور اولیه را پراکنده میکنند.
« با وجود این، همین کوشش برای بازگرداندن توجه از پیروزی بیرونی به اهمیت خانواده، به روایت اندکی ماندگاری میدهد. »
قوتها و کاستیها
این مشکل در نیمهٔ دوم محسوستر است؛ جایی که آشوب داستانی بهجای آنکه اوج را پرقدرتتر کند، گاه آن را آشفتهتر میسازد. نتیجه آن است که زمان فیلم طولانیتر از نیاز قصه احساس میشود. تعدیل چند بخش فرعی و تمرکز بیشتر بر رابطهٔ کریس با خانواده و پیامدهای انتخابش میتوانست به روایت ضرباهنگی فشردهتر و پایانی پراثرتر بدهد، بیآنکه از خیالپردازی آن بکاهد.
جمعبندی «Candy Cane Lane» فیلمی استوار بر ایدهای بامزه و مناسب فصل تعطیلات است: جهانی که ترانهٔ کریسمسی را به دردسری واقعی تبدیل میکند و خانوادهای را به میانهٔ ماجرایی جادویی میکشاند. رنگوبوی جشن، چند لحظهٔ کمیک موفق و انرژی Jillian Bell و Eddie Murphy، به آن جذابیتهایی روشن میبخشند.
در عین حال، روایت از پراکندگی، ریتم کشدار و ازدحام فزایندهٔ نیمهٔ دوم آسیب میبیند؛ عناصری که نمیگذارند ظرفیت خلاقانهٔ طرح به تجربهای کاملاً رضایتبخش بدل شود. این فیلم بیش از هر چیز برای تماشاگرانی مناسب است که از کمدیهای خانوادگی کریسمسی، فضای پرزرقوبرق و خیالپردازی بیتکلف انتظار دارند، نه داستانی دقیق و حسابشده.
«Candy Cane Lane» گاهی واقعاً سرگرمکننده میشود، اما در نهایت زیر بار همان فراوانیای میماند که قرار بود نیروی اصلیاش باشد: ایدههای زیاد، صحنههای شلوغ و مسیری که میتوانست متمرکزتر و کوتاهتر طی شود.
« نتیجه آن است که زمان فیلم طولانیتر از نیاز قصه احساس میشود. »



ثبت دیدگاه