نقد و بررسی
نقد The Odd Couple | 1968
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه فیلم و خاستگاه نمایشی «The Odd Couple» ساختهٔ Gene Saks، کمدیای محصول ۱۹۶۸ و اقتباسی از نمایشنامهٔ Neil Simon است؛ اثری که نیروی اصلیاش نه بر حادثههای بزرگ، بلکه بر برخورد دو منش ناسازگار و اصطکاکی بنا شده که در زندگی روزمره شکل میگیرد. فلیکس اونگار، نویسندهای تازهجداشده از همسرش، به خانهٔ اسکار مدیسن، روزنامهنگار ورزشی و دوست قدیمیاش، پناه میبرد.
قرار است این همخانگی موقت به هر دو کمک کند، اما تفاوت بنیادینشان در نظم، نظافت و آداب معاشرت، آرامش خانه را به میدان کشمکشی پیوسته بدل میکند. این پیشفرض ساده، از همان جنس موقعیتهایی است که در نگاه نخست محدود به چند شوخی خانگی به نظر میرسد، اما ظرفیت گسترش فراوان دارد. خانه در فیلم فقط محل وقوع رویدادها نیست؛ عرصهای است که دو شخصیت در آن میکوشند جهان را بر اساس قواعد خود سامان دهند.
فیلم با تکیه بر این محیط آشنا، از جزئیات کوچک ــ شیوهٔ نشستن، غذا خوردن یا کنار آمدن با بینظمی ــ کشمکشهایی میسازد که بهتدریج معنایی فراتر از اختلاف سلیقه پیدا میکنند. کمدیِ تضاد و سازوکار موقعیتها ستون اصلی طنز فیلم تضاد میان فلیکس و اسکار است. فلیکس به نظم و پاکیزگی چنان پایبند است که خانه برایش باید تابع مجموعهای از قواعد دقیق باشد؛ در سوی مقابل، اسکار زندگی را با سهلگیری و بیاعتنایی به جزئیات میگذراند.
جذابیت این تقابل در آن است که فیلم یکی را صرفاً «درست» و دیگری را «غلط» معرفی نمیکند. هر دو در سبک زندگی خود به افراط میرسند و هر کدام از دید خویش دلیلی موجه برای کلافگی دارند. موقعیتهای خندهدار اغلب از برخورد همین دو منطق پدید میآیند. آنچه برای فلیکس ضرورتی بدیهی است، برای اسکار تحمیلی بیمعنا به نظر میرسد؛ و آنچه اسکار بیاهمیت میشمارد، برای فلیکس نشانهٔ آشفتگی و بیمسئولیتی است.
« کمدیِ تضاد و سازوکار موقعیتها ستون اصلی طنز فیلم تضاد میان فلیکس و اسکار است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بنابراین شوخیها فقط بر غافلگیری یا حرکت بدنی متکی نیستند؛ ریشه در تفاوت برداشت شخصیتها از زندگی دارند. این طراحی به کمدی فیلم انسجام میدهد و اجازه میدهد یک عادت کوچک، در گفتوگو و واکنشهای پیدرپی، به موتور یک صحنه بدل شود. بااینحال، فیلم در آغاز برای استقرار این تضاد و آشنا کردن مخاطب با فضای خود زمان صرف میکند.
این مکث، از یکسو به رابطه و شخصیتپردازی مجال شکلگیری میدهد؛ از سوی دیگر، گاهی ریتم را کند میکند و سبب میشود برخی صحنهها بیش از اندازه در یک موقعیت بمانند. هرجا شوخیها از دل رفتار شخصیتها بیرون میآیند، فیلم سرزنده است؛ اما در لحظاتی که موقعیت اصلی خود را بهسرعت آشکار کرده، تکرار همان الگو میتواند از شتاب کمدی بکاهد.
بازیهای دوگانه و هماهنگی بازیگران Jack Lemmon در نقش فلیکس، شخصیتی را میسازد که اضطرابش پیوسته از کنترل بیرون میزند، اما بازیگر او را به مجموعهای از تیکهای نمایشی تقلیل نمیدهد. دقت در لحن، واکنشهای سریع و نیاز دائمی به ساماندادن محیط، فلیکس را خندهدار میکند؛ در عین حال، پشت این رفتارها میتوان تنهایی و آسیبپذیری مردی را دید که پس از جدایی هنوز نمیداند با زندگی تازهاش چه کند.
Lemmon با مهارت، کمدی جسمانی را به آشفتگی درونی پیوند میزند. Walter Matthau در برابر او، اسکاری کمحوصله و آسودهخیال ارائه میدهد که جذابیتش از نوعی بدبینی گرم و شوخطبعی کمتکلف میآید. اختلاف ریتم بازی این دو، از عوامل اصلی موفقیت فیلم است: فلیکس با فشار و شتاب واکنش نشان میدهد، حال آنکه اسکار غالباً با مکث، نگاه یا جملهای کوتاه پاسخ میدهد.
« بنابراین شوخیها فقط بر غافلگیری یا حرکت بدنی متکی نیستند؛ ریشه در تفاوت برداشت شخصیتها از زندگی دارند. »
شخصیتها و اجرا
همین تفاوت، حتی پیش از آنکه دیالوگ به نقطهٔ اوج برسد، تنش کمدی را زنده نگه میدارد. هماهنگی میان دو بازیگر فقط در اجرای شوخیهای نوشتهشده نیست؛ بهتدریج نوعی صمیمیت پنهان نیز در جدلهایشان دیده میشود. آنها میتوانند یکدیگر را از کوره به در ببرند، اما همین آشنایی قدیمی اجازه نمیدهد رابطهشان به خصومت صرف فروکاسته شود.
بازیگران نقشهای فرعی نیز، بهویژه در جمع دوستان اسکار و مواجهههای اجتماعی فیلم، فضای کمدی را گسترش میدهند؛ بااینهمه، کانون توجه همچنان همان دوگانهٔ مرکزی باقی میماند. دیالوگها و ضرباهنگ شوخی فیلمنامهٔ Neil Simon بر گفتوگوی تیز و ضربههای کلامی استوار است. شخصیتها بهندرت فقط اطلاعات ردوبدل میکنند؛ کلماتشان اغلب ابزار دفاع، حمله یا تلاش برای کنترل موقعیتاند.
فلیکس با توضیح دادن و اصلاح کردن میکوشد شرایط را مهار کند، درحالیکه اسکار با طعنه و پاسخهای کوتاه، اقتدار او را پس میزند. از این رو، گفتوگوها تنها حامل شوخی نیستند؛ شخصیتها را نیز در لحظه میسازند. یکی از امتیازهای متن آن است که اختلاف میان دو مرد را در قالب مناظرهای خشک و نظری بیان نمیکند.
هر گفتوگو به خانه، عادتها و رابطهٔ روزمرهٔ آنها بازمیگردد و طنز از فاصلهٔ میان قصد و نتیجه پدید میآید. گاهی یک جملهٔ ساده، به سبب مکث یا واکنش طرف مقابل، معنایی تازه پیدا میکند. فیلم در بهترین لحظاتش به موسیقی یک مشاجرهٔ آشنا نزدیک میشود: هر شخصیت ضرباهنگ و منطق کلامی خود را دارد و خنده از برخورد این دو ریتم برمیخیزد.
« همین تفاوت، حتی پیش از آنکه دیالوگ به نقطهٔ اوج برسد، تنش کمدی را زنده نگه میدارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
البته وابستگی زیاد اثر به دیالوگ، حساسیت آن را به اجرا و ترجمه افزایش میدهد. بخشی از شوخیهای کلامی بر بازی با لحن و ظرافتهای زبان انگلیسی متکی است و در گذر زمان ممکن است برای مخاطبی با عادتهای طنزی متفاوت، کماثرتر شود. با وجود این، بخش مهمی از جذابیت متن از مشاهدهٔ آدمهایی میآید که در گفتوگویی ظاهراً ساده، همزمان میخواهند نظم، آزادی و حقانیت خود را حفظ کنند؛ کشمکشی که به یک دوره یا زبان خاص محدود نیست.
میزانسن و زبان سینمایی محدودیت مهم فیلم به پیوند آشکار آن با صحنهٔ تئاتر بازمیگردد. بخش بزرگی از کنشها در فضای داخلی میگذرد و میزانسنها غالباً بر جایگیری بازیگران و تداوم گفتوگو تکیه دارند. حاصل، کمدیای است که گاه بیش از آنکه از امکانات دوربین بهره بگیرد، به اجرای یک نمایش ضبطشده شباهت پیدا میکند.
این ویژگی به خودی خود مانع لذت بردن از فیلم نیست، اما زبان بصری آن را نسبتاً محدود نگه میدارد. در قاببندی و حرکت دوربین، فیلم کمتر از آنچه میتوان انتظار داشت به کشف تازهٔ فضای خانه میپردازد. جغرافیای صحنه و آرایش بازیگران در برخی بخشها یادآور قواعد تئاتر است؛ گویی دوربین بهجای آنکه در فضای داستان آزادانه حرکت کند، نظارهگری است که بهترین جایگاه را برای تماشای اجرا یافته است.
همین ایستایی، گاهی به شوخیها فرصت میدهد تا بر دیالوگ و واکنش بازیگر تکیه کنند؛ اما در لحظاتی دیگر، امکان گسترش بصری موقعیت را محدود میسازد. فیلم در عین حال کاملاً از سینما رویگردان نیست و جابهجایی از فضای آپارتمان، امکان تنفس و تنوعی نسبی به اثر میدهد. بااینهمه، هویت بصری آن بیش از آنکه مستقل از خاستگاه نمایشیاش باشد، به قدرت متن و بازیگران وابسته است.
« البته وابستگی زیاد اثر به دیالوگ، حساسیت آن را به اجرا و ترجمه افزایش میدهد. »
قوتها و کاستیها
این وابستگی را میتوان هم نقطهضعف دانست و هم منشأ انسجام: فیلم از پراکندگی پرهیز میکند، اما در برابر پرسشِ «چه چیزی این داستان را خاصاً سینمایی میکند؟» پاسخ چندان نیرومندی ندارد. زمانه، اغراق و ماندگاری تماشای فیلم برای مخاطب امروز، ناگزیر با فاصلهٔ فرهنگی و تاریخی همراه است. برخی رفتارها و شوخیها به الگوهای کمدی دههٔ شصت میلادی تعلق دارند و ممکن است اکنون بیش از حد صریح، اغراقآمیز یا متکی بر کلیشه به نظر برسند.
همچنین بخشی از طنز فیلم بر تعریفهای سنتی از نقشهای مردانه، دوستی و زندگی مشترک استوار است؛ تعریفهایی که امروز میتوان آنها را با دیدهٔ انتقادیتری سنجید. بااینهمه، گذر زمان همهٔ نیروی اثر را از میان نبرده است. مسئلهٔ همزیستی با کسی که معیارهایش با معیارهای ما ناسازگار است، همچنان آشنا و قابلفهم باقی مانده.
فیلم بهخوبی نشان میدهد که اختلافهای ظاهراً جزئی، وقتی هر طرف آنها را نشانهٔ شخصیت و ارزشهای خود بداند، چگونه به منازعهای بزرگتر تبدیل میشوند. از این منظر، خانهٔ مشترک استعارهای ساده اما مؤثر از هر رابطهای است که در آن آدمها ناچارند میان حفظ عادتهای شخصی و پذیرفتن دیگری تعادل پیدا کنند.
جمعبندی «The Odd Couple» کمدیای شخصیتمحور است که بخش عمدهٔ کامیابیاش را از متن هوشمندانهٔ Neil Simon و هماهنگی کمنظیر Jack Lemmon و Walter Matthau میگیرد. تضاد فلیکس و اسکار، موقعیتهایی سرگرمکننده میآفریند و دیالوگهای تند و خوشضرب، به فیلم انرژی میبخشند؛ در عین حال، کندی آغاز، گرایش به میزانسنهای نمایشی و برخی شوخیهای تاریخگذشته، از تازگی تجربه میکاهند.
« زمانه، اغراق و ماندگاری تماشای فیلم برای مخاطب امروز، ناگزیر با فاصلهٔ فرهنگی و تاریخی همراه است. »
جمعبندی
ارزش فیلم بیش از آنکه در نوآوری سینمایی یا پیچیدگی روایی باشد، در مشاهدهٔ دقیق دو شخصیت و شیوهٔ تبدیل ناسازگاری به کمدی نهفته است. نتیجه، اثری گرم و بامزه است که گاه در محدودهٔ صحنهٔ نمایش باقی میماند، اما به لطف بازیهای اصلی و قدرت گفتوگو، همچنان توانایی سرگرم کردن دارد.



ثبت دیدگاه