نقد و بررسی
نقد کنگان آشورا (KENGAN ASHURA) | 2019
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جهانی که اختلاف را به مشت میسپارد «Kengan Ashura» از فرضی روایی بهره میگیرد که در همان آغاز، قواعد جهانش را بیپرده و با جسارتی کمیک اعلام میکند: در سایهی تجارت رسمی، شرکتها اختلافهای خود را نه در دادگاه و نه پشت میز مذاکره، بلکه با فرستادن مبارزانی به میدان حل میکنند. این سازوکار، از نظر واقعگرایی قرار نیست قانعکننده باشد؛ کارکردش ساختن صحنهای است که در آن قدرت اقتصادی به قدرت جسمانی ترجمه شود و هر قرارداد، پشتوانهای خونآلود پیدا کند.
همین پیوند نامتعارف میان دنیای شرکتها و نبردهای گلادیاتوری، سریال را از یک مجموعهی مبارزهای معمولی جدا میکند و به آن هویتی روشن میبخشد. بااینحال، جهانسازی سریال بیش از آنکه بر جزئیات پیچیدهی سازمانی یا پیامدهای اجتماعی این نظام تکیه کند، بر جذابیت فوری ایدهی مرکزی بنا شده است.
انجمن کِنگان، شبکهی پنهان شرکتها و رقابتهای پرمخاطره، بستر مناسبی برای کنجکاوی میسازند؛ اما این بستر اغلب در حد سکویی برای آغاز مبارزه باقی میماند. سریال از امکان پرداختی عمیقتر به مناسبات قدرت، فساد تجاری یا اخلاق خشونت استفادهی محدودی میکند و ترجیح میدهد تماشاگر را سریع به میدان بازگرداند.
اوما توکیتا؛ قهرمانی با زبان بدن اوما توکیتا قهرمانی است که بیش از آنکه خود را با کلام بشناساند، با حضور فیزیکی، نگاه و واکنشهایش تعریف میشود. میل شدید او به مبارزه، انگیزهای ساده اما پرقدرت به شخصیت میدهد: او وارد این جهان نمیشود تا ثروت یا منزلت به دست آورد، بلکه میدان را عرصهای برای آزمودن خویش و رویارویی با حریفان نیرومند میبیند.
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این تمرکز، اوما را به شخصیتی مستقیم و قابلفهم بدل میکند؛ در عین حال، کمگویی و فاصلهی عاطفیاش ممکن است مانع نزدیکی عمیق مخاطب شود. در برابر او، یاماشیتا کازوئو جایگاه دیدگاهی متفاوت دارد. هراس و سردرگمی او در مواجهه با جهان زیرزمینی، تضادی انسانی با آرامش و سرسختی اوما میسازد و به مخاطب تازهوارد کمک میکند قواعد عجیب مسابقهها را از چشم فردی عادی ببیند.
این دوگانگی بالقوه ظرفیت دراماتیک خوبی دارد: یکی نیرویی است که در میدان میدرخشد و دیگری ناظری است که ناخواسته به درون آن کشیده شده است. بااینهمه، سهم داستانی اوما و کازوئو در همهی بخشها به یک اندازه پرورده نمیشود؛ گاه کشش میان آن دو زیر سایهی مسابقهی بعدی کمرنگ میماند. مبارزهها؛ موتور اصلی روایت بزرگترین دستاورد «Kengan Ashura» در طراحی و اجرای نبردهاست.
هر رویارویی بر تفاوت سبکها، تواناییها و خلقوخوی مبارزان بنا میشود و همین تفاوت، به مسابقهها تنوعی نسبی میبخشد. مبارزهها فقط تبادل ضربه نیستند؛ فنون و شیوهی استفاده از بدن در ساختن هویت هر حریف نقش دارند. ضربههای سنگین، تغییر ناگهانی ریتم و حس خطر، صحنهها را پرانرژی نگه میدارند و برای مخاطبی که به اکشن رزمی علاقه دارد، بخش عمدهی لذت تماشا را فراهم میکنند.
سریال همچنین میکوشد نتیجهی هر نبرد را به پرسشی دربارهی سازگاری و برتری بدل کند: کدام مبارز میتواند ضعف خود را پنهان کند، کدامیک حریف را وادار به واکنش دلخواهش میسازد و کدام سبک در برابر دیگری کارآمدتر خواهد بود؟ این رویکرد به مسابقهها اندکی تنش تاکتیکی میبخشد. اما توضیحهای مفصل دربارهی فنون و تواناییها گاهی درست در میانهی صحنهای پرشتاب ظاهر میشوند و حرکت را از نفس میاندازند.
« در برابر او، یاماشیتا کازوئو جایگاه دیدگاهی متفاوت دارد. »
شخصیتها و اجرا
وقتی شرح کلامی بیش از خود کنش اهمیت پیدا میکند، هیجان نبرد برای لحظهای به کلاس درس بدل میشود. خشونت و فرسایش هیجان خشونت در این مجموعه عنصری حاشیهای نیست؛ زبان اصلی جهان آن است. جراحتها، ضربههای هولناک و خطر جسمانی، به مسابقهها وزن و شدت میدهند و به مخاطب یادآوری میکنند که پیروزی در این میدان هزینه دارد.
در قسمتهای آغازین، همین افراط در نمایش خشونت میتواند نیرویی محرک باشد، زیرا سریال با جسارت از نمایش بدنهای فرسوده و برخوردهای دردناک پرهیز نمیکند. این انتخاب با منطق جهان داستان همخوان است: رقابتی که در آن شرکتها سرنوشت قراردادها را به مبارزان میسپارند، نمیتواند میدانش را بیخطر و تشریفاتی نشان دهد.
اما تکیهی مداوم بر شدت جسمانی، بهتدریج با مسئلهی تکرار روبهرو میشود. اگر هر نبرد قرار باشد از قبلی خشنتر، پرضربهتر یا نمایشیتر باشد، آستانهی تأثیرگذاری بالا میرود و تماشاگر بهسرعت به اغراق عادت میکند. در چنین وضعی، صرفِ شدت دیگر برای حفظ تعلیق کافی نیست؛ نتیجهی احساسی مبارزه، پیوند آن با شخصیتها و پیامدهایش باید اهمیت بیشتری پیدا کند.
«Kengan Ashura» گاه در این زمینه موفق است، اما همیشه نمیتواند از چرخهی مبارزه، جراحت و مبارزهی بعدی فاصله بگیرد. شخصیتهای فرعی و دشواری دنبالکردن رقابت یکی از جذابیتهای ساختار تورنمنتی، امکان آشنایی با مبارزانی است که هرکدام روش و منش متفاوتی دارند. مجموعه با چهرهها و سبکهای متنوع، میدان را از یکنواختی کامل دور میکند و هر ورود تازه میتواند وعدهی برخوردی غیرمنتظره باشد.
« وقتی شرح کلامی بیش از خود کنش اهمیت پیدا میکند، هیجان نبرد برای لحظهای به کلاس درس بدل میشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
مشکل آنجاست که شمار زیاد شخصیتها و معرفی فشردهی آنان، فرصت محدودی برای شکلگیری پیوند عاطفی باقی میگذارد. بعضی مبارزان پیش از آنکه مخاطب بتواند انگیزه یا ویژگی متمایزشان را بهخاطر بسپارد، وارد رقابت میشوند یا از مرکز توجه کنار میروند. برای تماشاگر ناآشنا با منبع اقتباس، حفظ نامها، وابستگیهای شرکتی و شیوههای مبارزه میتواند دشوار باشد.
این آشفتگی الزاماً نقصی مرگبار نیست؛ خود فضای مسابقه با انبوه شرکتکنندگانش تا حدی چنین پراکندگیای را ایجاب میکند. بااینحال، سریال گاهی بهجای آنکه با چند شخصیت فرعی محدودتر و پرداختشدهتر عمق بسازد، به گوناگونی سریع بسنده میکند. نتیجه، جهانی پرجمعیت اما نه همیشه بهیادماندنی است.
تصویر، حرکت و محدودیتهای فنی سبک تصویری مجموعه بر ترکیب انیمیشن سهبعدی و دوبعدی تکیه دارد. در صحنههای مبارزه، این انتخاب امکان میدهد حرکت بدنها، چرخشها و برخوردها با وضوح و پیوستگی مناسبی نمایش داده شوند. طراحی مبارزان نیز بر تفاوت اندام و شیوهی حرکت تأکید میکند؛ ویژگیای که به خوانایی اکشن کمک میکند.
در لحظات موفق، دوربین و انیمیشن به ضربهها وزن میبخشند و اجازه میدهند مخاطب مسیر حرکت و اثر آن را دنبال کند. بااینهمه، گذار میان تصویر سهبعدی و دوبعدی همیشه نرم نیست. در نماهای آرامتر یا لحظاتی که چهره و جزئیات احساسی اهمیت بیشتری دارند، ظاهر بعضی شخصیتها ممکن است خشک یا مصنوعی به نظر برسد.
« مشکل آنجاست که شمار زیاد شخصیتها و معرفی فشردهی آنان، فرصت محدودی برای شکلگیری پیوند عاطفی باقی میگذارد. »
قوتها و کاستیها
این ناهماهنگی گاهی یادآور سازوکار فنی اثر میشود و حضور تماشاگر را از فضای داستان بیرون میکشد. به همین دلیل، کیفیت بصری «Kengan Ashura» را باید ناهموار دانست: در خدمت اکشن غالباً کارآمد است، اما در بازیگری ظریف چهره و انتقال احساس، به همان اندازه قانعکننده نیست. روایت، ریتم و معنای رقابت ریتم مجموعه عموماً رو به جلو است و بیدرنگ مخاطب را وارد سازوکار رقابتها میکند.
این شتاب با روح اثر سازگار است؛ داستانی که حول مسابقه و پیشروی در میدان شکل گرفته، به حرکت نیاز دارد. در عوض، همین شتاب گاهی قصهگویی را به حداقل میرساند. رابطهی میان خشونت و منافع اقتصادی، که میتوانست موضوعی جدی برای واکاوی باشد، بیشتر نقش چارچوبی جذاب برای مبارزهها را ایفا میکند.
پرسشهایی دربارهی مشروعیت چنین نظامی یا پیامدهای انسانی آن مطرح میشوند، اما اغلب در مرکز درام نمیمانند. از این رو، «Kengan Ashura» زمانی بهترین کارکرد خود را دارد که با صراحت به ماهیت سرگرمیمحورش وفادار میماند: مبارزانی با سبکهای گوناگون، رقابتی پرتنش و جهانی که قواعدش را از همان ابتدا اعلام میکند.
هرگاه انتظار پرداخت روانشناختی عمیق، تحلیل سیاسی گسترده یا تحول آرام شخصیتها داشته باشیم، محدودیتهای روایت آشکارتر میشوند. اثر بیش از آنکه دربارهی جهان شرکتها باشد، دربارهی بدنهایی است که به نمایندگی از آن جهان در میدان میجنگند. جمعبندی «Kengan Ashura» مجموعهای پرانرژی و مشخصاً متکی بر اکشن است که ایدهی جذاب نبردهای شرکتی را به بستری برای نمایش مبارزههایی سنگین و متنوع تبدیل میکند.
« این ناهماهنگی گاهی یادآور سازوکار فنی اثر میشود و حضور تماشاگر را از فضای داستان بیرون میکشد. »
جمعبندی
اوما توکیتا بهواسطهی سرسختی و انگیزهی بیپیرایهاش حضوری نیرومند دارد و کازوئو دریچهای برای ورود به این جهان نامتعارف میگشاید. طراحی نبردها و تفاوت سبک مبارزان، مهمترین دلیل دنبالکردن مجموعه است؛ در برابر، خشونت تکرارشونده، شتاب در معرفی شخصیتهای فرعی و روایت کمعمقتر از ظرفیت ایده، از دامنهی اثر میکاهند.
این مجموعه برای دوستداران اکشن رزمی و رقابتهای اغراقآمیز تجربهای سرگرمکننده است، اما برای مخاطبی که بیش از نبرد به شخصیتپردازی و قصهگویی چندلایه نیاز دارد، ممکن است پس از مدتی محدود به نظر برسد.



ثبت دیدگاه