نقد و بررسی
نقد Horse Julius on the Throne and Three Heroes | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
وارونگیِ تاجوتخت؛ بازی با هویت و جایگاه «Horse Julius on the Throne and Three Heroes» از دل یک ایدهی ساده و آشنا آغاز میکند: ژولیوس و شاهزادهی کییف، با یاری جادوی بابا یاگا، جای خود را با یکدیگر عوض میکنند. حاصل، وارونگیای کمیک است؛ اسبی که بر تخت مینشیند و فرمانروایی میکند، و شاهزادهای که ناچار میشود خاک را شخم بزند.
اما ارزش این موقعیت فقط در جابهجایی جسمانی خلاصه نمیشود. فیلم از همین بازی فانتزی برای دستانداختن تصورهای تثبیتشده دربارهی قدرت، شأن و وظیفه بهره میگیرد: چه کسی برای فرمانروایی مناسب است، و آیا جایگاه بلندمرتبه بهتنهایی کسی را برای ادارهی امور آماده میکند؟ این پرسشها در فیلم با لحنی سبک و کودکانه طرح میشوند، نه در قالب تأملی سیاسی یا اخلاقی پیچیده.
بااینحال، همین سادگی به کمدی اجازه میدهد بیتکلف پیش برود. قصر، که معمولاً قلمرو تشریفات و فرمانهای جدی است، در دست ژولیوس به صحنهی بازیگوشی و ابتکار بدل میشود؛ مزرعه نیز برای شاهزاده تجربهای از کار روزمره فراهم میآورد که از فاصلهی امن تخت پادشاهی دیده نمیشود. ژولیوس؛ مرکز ثقل کمدی جذابیت اصلی فیلم همچنان به شخصیت ژولیوس وابسته است؛ اسبی پرحرف و خودمطمئن که جسارتش گاه از آگاهیاش پیشی میگیرد.
« اما ارزش این موقعیت فقط در جابهجایی جسمانی خلاصه نمیشود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
قرار گرفتن او در جایگاه شاهزاده، تضاد میان غرور شخصی و مسئولیت عمومی را به منبعی پیوسته برای شوخی بدل میکند. ژولیوس نه با وقار فرمانروایان رفتار میکند و نه میکوشد خود را در قالبی تازه پنهان سازد. او همان شخصیت پرجنبوجوش پیشین است، با این تفاوت که اکنون اختیار بیشتری در دست دارد و میتواند خواستههایش را از مجرای قصر پی بگیرد.
این انتخاب، انسجام کمدی را تقویت میکند: فیلم از مخاطب نمیخواهد ژولیوس را به شخصیتی کاملاً دگرگونشده تبدیلشده ببیند؛ برعکس، خنده از اینجا میآید که او با همان منش آشنا وارد موقعیتی ناآشنا میشود. در کنار او، شاهزاده در تنِ ژولیوس ناچار است جایگاه خود را از پایینتر و نزدیکتر به زندگی روزمره تجربه کند.
تقابل این دو، بالقوه زمینهی خوبی برای شناخت متقابل فراهم میآورد، هرچند فیلم همیشه به اندازهی ظرفیت ایدهاش در این مسیر مکث نمیکند. طنز قدرت و مسئولیت فرمانروایی بخشهایی از فیلم که ژولیوس در قصر به آبادانی کییف میپردازد، از بامزهترین فرصتهای روایی آن بهره میبرند. فرمانروایی در اینجا نه صرفاً تاج و شکوه، بلکه مجموعهای از تصمیمها و وظایف عملی است.
« قرار گرفتن او در جایگاه شاهزاده، تضاد میان غرور شخصی و مسئولیت عمومی را به منبعی پیوسته برای شوخی بدل میکند. »
شخصیتها و اجرا
فیلم با نگاهی شوخ، فاصلهی میان تصور پرزرقوبرق قدرت و کار واقعیِ ادارهی امور را برجسته میکند. ایدهی شهرسازی و رسیدگی به شهر، بهویژه در کنار رفتار بیپروای ژولیوس، طنزی میسازد که هم برای مخاطب خردسال قابلفهم است و هم برای بزرگسال معنای ضمنی دارد. بااینهمه، شوخیها گاهی بر همان تضاد اولیه تکیه میکنند و پس از آنکه الگوی خنده روشن شد، چندان گسترش نمییابند.
ژولیوس در مقام فرمانروا هر بار میتواند موقعیتی تازه بیافریند، اما بعضی از موقعیتها بهجای آنکه شخصیت یا مضمون را عمیقتر کنند، صرفاً تکرارِ وارونگیِ آشنا هستند. ازاینرو، طنز فیلم در لحظههایی که به پیامدهای تصمیمهای ژولیوس یا دشواری مسئولیت میپردازد، زندهتر و معنادارتر از شوخیهای صرفاً مبتنی بر تفاوت بدنهاست.
بابا یاگا و کارکرد جادو حضور بابا یاگا به فیلم رنگوبویی افسانهای میدهد و جابهجایی بدنها را از یک شوخی اتفاقی به موتور اصلی ماجرا بدل میکند. جادو در این داستان قرار نیست جهان را به قلمرویی هولناک یا رازآلود تبدیل کند؛ بیشتر ابزاری برای برهمزدن نظم معمول و به راه انداختن بازی روایی است.
« فیلم با نگاهی شوخ، فاصلهی میان تصور پرزرقوبرق قدرت و کار واقعیِ ادارهی امور را برجسته میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
همین کارکرد با فضای سبک و ماجراجویانهی مجموعه سازگار است. بابا یاگا نیز با حضور خود، پیوند فیلم را با میراث افسانهای و فولکلوریک آن حفظ میکند، بیآنکه داستان را از مسیر کمدی دور سازد. البته وقتی جادو صرفاً برای آغاز ماجرا به کار میرود، فرصت چندانی برای بررسی پیامدهای عمیقتر آن باقی نمیماند.
تعویض بدن میتواند پرسشی دربارهی هویت، همدلی و شناخت دیگری پیش بکشد؛ فیلم گاه به این امکان نزدیک میشود، اما اغلب شتاب دارد تا به شوخی یا حادثهی بعدی برسد. بنابراین، جادو بیشتر شتابدهندهی روایت است تا موضوعی که خود بهطور جدی کاویده شود. از بازی قصر تا تهدید میهن در نیمهی نخست، محور اصلی لذت تماشاگر از دیدن وارونگی نقشها و کشف موقعیتهای کمیک برمیآید.
اما با مطرحشدن خطر برای میهن، داستان به سمت ماجراجویی متعارفتری میرود و سه پهلوان به کانون کنش نزدیک میشوند. این تغییر، از نظر ساختاری طبیعی است: شوخیهای قصر نمیتوانند تا پایان بار روایت را بهتنهایی بر دوش بکشند و حضور قهرمانان، دامنهی ماجرا را گسترش میدهد. بااینحال، گذار میان این دو فضا کاملاً نرم نیست.
« همین کارکرد با فضای سبک و ماجراجویانهی مجموعه سازگار است. »
قوتها و کاستیها
تهدید جدیتر، در مقایسه با بازیگوشی آغازین، با شتاب وارد داستان میشود و فیلم زمان محدودی برای ساختن وزن عاطفی آن اختصاص میدهد. در نتیجه، لحن ماجراجویانه گاه بیشتر نقش وسیلهای برای پیشبرد قصه را دارد تا نقطهی اوجِ طبیعیِ تنشهایی که از ابتدا شکل گرفتهاند. ورود سه پهلوان نیز نیروی تازهای به روایت میدهد، اما فاصلهی زمانی میان محوریت ژولیوس و برجستهشدن گروه قهرمانان ممکن است برای مخاطبی که انتظار ماجرایی گروهی دارد، محسوس باشد.
ریتم، مخاطب و جهان تصویری فیلم با تکیه بر طنز، فانتزی و ماجراجویی، خود را در محدودهی آشنای انیمیشن خانوادگی نگه میدارد. روایت بهجای پیچیدگیهای سنگین، بر موقعیتهای روشن و شخصیتهای شناختهشده متکی است؛ از همین رو، تماشاگر کمسنوسال میتواند مسیر کلی ماجرا را دنبال کند، درحالیکه بزرگترها از شوخیهای مربوط به قدرت و مناسبات قصر بهره ببرند.
این سادگی، هم نقطهی قوت است و هم محدودیت: فیلم برای سرگرمیِ خانوادگی قابلدسترس میماند، اما کمتر به سوی لایههای چندگانهای میرود که ایدهی جابهجایی بدنها وعده میدهد. ریتم قصه نیز از همین رویکرد تأثیر میپذیرد. موقعیتها با سرعتی مناسب برای ماجراجویی پیش میروند، اما همین شتاب گاهی مجال مکث، واکنش عاطفی یا بسط شوخی را میگیرد.
« ریتم قصه نیز از همین رویکرد تأثیر میپذیرد. »
جمعبندی
فیلم بیش از آنکه بر پیچیدگی پیرنگ تکیه کند، بر انرژی شخصیتها و تغییر پیدرپی وضعیتها حساب میکند. برای بینندهای که به فضای آشنای این مجموعه علاقه دارد، این انتخاب دلپذیر است؛ برای تماشاگر جویای تحول عمیقتر شخصیتها، ممکن است اندکی کممایه به نظر برسد. جمعبندی «Horse Julius on the Throne and Three Heroes» سرگرمیای سبک و خوشنیت است که از ایدهی تعویض بدن ژولیوس و شاهزاده، بازی طنزآمیزی با قدرت و مسئولیت میسازد.
لحظههای قصر و تقابل آنها با کار روزمرهی شاهزاده در مزرعه، روشنترین بخشهای فیلماند؛ حضور بابا یاگا نیز به ماجرا حالوهوای افسانهای میبخشد و ژولیوس، با اعتمادبهنفس پرهیاهو و بیخبری شیرینش، همچنان محور جذابیت باقی میماند. در مقابل، بخشی از شوخیها قابلپیشبینیاند و تغییر مسیر از کمدی قصر به خطر بزرگتر، شتابزده احساس میشود.
فیلم میتوانست از جابهجایی بدنها برای بررسی عمیقتر همدلی و شناخت جایگاه دیگری بهره ببرد، اما بیشتر به ظرفیت سرگرمکنندهی آن بسنده میکند. با وجود این محدودیتها، اثر برای تماشاگرانی که انیمیشنی خانوادگی، پرتحرک و آشنا با جهان سه پهلوان میخواهند، تجربهای دلپذیر فراهم میآورد؛ فیلمی که بیش از آنکه بلندپروازانه باشد، بر نشاط ژولیوس و لذتِ وارونهشدن نظم معمول تکیه دارد.
« فیلم بیش از آنکه بر پیچیدگی پیرنگ تکیه کند، بر انرژی شخصیتها و تغییر پیدرپی وضعیتها حساب میکند. »



ثبت دیدگاه